Google+ Followers

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

در برابر وضعیت موجود و رییس جمهور شدن اشرف غنی همه مقصرند!




 در روزگار گذشته رهبران سیاسی اصل مصلحت دموکراسی را فدای مصلحت شرکت در قدرت و متاع دنیا و امتیازها نمودند. در همان روزگار من گفتم : ظرفیت هسته های سیاسی در کشور تاب و تحمل دموکراسی را ندارند و باید بامکانیزم انتخابات برای یک پشتون  یک دوره ریاست جمهوری فرصت داد نه بیشتر.
 اگر چهره غیر پشتون را مصلحت نمی دانید باید مقام ریاست جمهوری را  به مهره بی تعصب و خیر خواه پشتون دیگری عوض نمایم، تا هم ذهنیت مردم و هسته های سیاسی برای دموکراسی توسعه یابد و حداقل  شاخصه های دموکراسی در جامعه نهادینه شود. اگر دو دوره پی هم فرصت بدهیم تمایل به تمامیتخواهی و پشتونیزه کردن کشور بر شاخصهای دموکراسی غلبه می کند. ما پس به بحران مشروعیت قدرت بر می گردیم. نا بسامانی سیاسی در کشور ادامه می یابد.
 در ابتدا کار استاد ربانی به شمول کادرهای مهم جمعیت و تمام  رهبران احزاب  منشعب وحدت و حرکت  مانند استاد خلیلی و استاد محققق وغیر......و جنرال دوستم فرصت دادند حامد کرزی با دوره موقت سه دوره ریاست جمهوری شود و کرزی هم نا مردی نکرد،  کسانی را در امنیت شمال و شمال شرق کشور نقش خود را  داشتند  ترور نمودند و هم  تخم نفاق در بین این جریان ها کاشت با تفرقه اینان در خواستهای مطالبات حکومتی شان را ضعیف نمود و به نحوی همه را وابسته حمایت مالی و سیاسی خود نمودند و از سوی دیگر  با امکانات ملی و قدرت سیاسی، طالبان را تقویت نمود و تا طالبان به عنوان  اپوزسیون  مسلح دولت قد راست نمودند.  تا آهسته آهسته  جبهه  سنتی شمال را در هم  بکوبد. باید همه بدانند در آمدن وضعیت موجود همه مقصریم و همه در  فعلیت رساندن این وضعیت گناهکار و شریک در همه قتلها و انفجارها و حملات تروریستی راهگیری ها و غارت بیت المال و عقب افتادگی کشور هستیم، زیرا خود مان مصلحت عدالت و امنیت و دموکراسی با سهم خواهی و مصلحت شخصی خود در قدرت لرزان با عراده شکسته دموکراسی معامله نمودیم.
 اما به قدرت رساندن  اشرف غنی بر اریکه مقام ریاست جمهوری سه چهره  در حقیقت نقش اصلی را دارند: استاد خلیلی، جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود، مصلحت های شخصی سیاسی شان غلبه نمودند و به دور اشرف غنی جمع شدند.
 با توجه به این که او تا یک مسلمان باشد، مسیحی است، کما این فرزندانش و همسرش مسیحی است و کسی با دیانت آشنای ندارد و در نماز میت به رکوع می رود به مقام ریاست جمهوری یک کشور اسلامی لکه ننگ است. از سوی دیگر او مهره نا آرامی برای شمال و شمال شرق  برای خطر انداختند حوزه های خلوت روسیه به نفع  انگلیس و آمریکا و اسرائیل است.  او مامورخاموش نمودن جنگ از جنوب و شرق و جنوب شرق کشور و شعله ور ساختن آتش جنگ  به شمال و شمال شرق کشور است.
تمام ارزشهای ملی را این سه شخصیت  استاد خلیلی و احمد ضیا مسعود، وجنرال دوستم به پای اشرف غنی ریختتند، پروسه نهادینه شدن  شاخصهای دموکراسی به عقب انداختند تا خود شان سوار قطار قدرت شوند، که از منافع مادی و شکوه قدرت بهره برند و اگر این شخصیتها محور تفکر سیاسی شان نهادینه کردن شاخصای دموکراسی حتی اقلی هم می بود، باید از کاندیدا عبد الله  ومحقق حمایت می کردند و کشور را از چنگال بحران  مشروعیت و میل غالب به تمامتیخواهی نجات می دادند.
 حال طمع نفسانی این سه شخصیت سبب شد، حتی برای که شریک در قدرت شوند، به اصول دموکراسی و بازی بدون خون ریزی و بدون هزینه نیروی انسانی را کنار گذاشتند امروز شاهد این وضعیت اسفناک و تراژدی هستیم و بازهم بی شرمانه هر یک برای مقاصد شان  از ملت استفاده ابزاری می کنند. استاد خلیلی بهره برداری شخصی برای مقاصد خود از حرکت صد در صد مدنی و اجماعی واقعی جامعه تشیع برای عبور لاین برق از بامیان نمود، درنتیجه تظاهرات 27 اسد 1395 از کنترلش خارج شد و بهترین عناصر انسانی را به کام مرگ فرستاد، جامعه سیاسی تشیع دچار تفرقه شکننده و بی حرمتی لجوجانه شد. در آن وقت خواسته  مردم عدالت بود، برای این خواسته قدرت بگیرند دوستم و احمد ضیا و تمام دوستان تاجیک به نحوی به خواسته مردم کمک نکردند و حتی کارشکنی  هم کردند. به مجردی خود شان و یا عزل شدند و ا اختیارات شان محدود شد، این بار بازهم به میدان آمده  صدای عدالتخواهی بلند می کنند، و مردم را سپر خواسته های نفسانی و پلید خود قرار می دهند.  از مردم و جنبش استفاده ابزاری می کنند.
 تمام این وضعیت پیش آمده ناشی از همین تقصیر است. در فضای دموکراسی مصلحت دموکراسی را رهبران به مصلحتهای شخصی فروختند و زمینه را برای تمامیتخواهان و حملات مرگبار انتحاری فراهم نمودند. همه دربرابر این بی عدالتی و فزون خواهی و حرکت فرهنگشی و  گسترش نا امنی و  افزایش یافتن حملات انتحاری و تلفات نیروی غیر نظامی مسؤول هستند این وضعیت دلخراش از بازی  بد سیاسی رهبران هر سه قوم است که مقصر اصلی هستند. در قیامت هم باید جواب خدا را بدهند.
 چند نصیحت به کسانی می نمایم که تمایل دارند، کشور به ثبات سیاسی برسد و مردم از رنج غربت و مشکلات جنگ و فقر رهای یابند، اول باید اعتماد سیاسی و توزیع عادلانه فرصتهای اقتصادی وسیاسی را این سه قوم عمده در بین خود شان نهادینه نمایند؛ کما این برای اولین بار در تاریخ عبد الله این اعتماد را نسبی فراهم نموده است.
 دوم تاجیکان باید دشمنی با ازبک ها را پایان بخشد و اختلافات شان کنار بگذارند و به خصوص عطا  مشکلات خود را به جنرال دوستم حل نماید. تا اعتماد بین ازبکها و تاجیک ها  نهادینه شود، همین بازی که مصلحتهای دموکراسی فدای مصلحتهای شخصی می شود دیگر بار تکرار نشود.
 سوم باید همه متحدا برای دوره دوم به اشرف غنی فرصت  ندهیم  که خود را کاندیدا دوره بعدی نماید و باید چهره دیگری به مقام ریاست جمهوری برسانیم و تا اینان در سایه دموکراسی از امکانات ملی برای اهداف انحصار گرایانه استفاده  نتوانند و در غیر این صورت این شور و جنجال تا دامن قیامت دامن گیر جامعه افغانستان است. شاهد درد ورنج و غصه های نا تمام این مردم باشیم و نسل آینده به آتش بسوزند، که خودشان سهم نداشته­اند یعنی به گناه  پدران خود بسوزند.  تاریخ افغانستان برای همیشه سیاه باقی بماند.
 حسن زاده: کابل- 15/3/1396

هیچ نظری موجود نیست: