Google+ Followers

۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

نگاهی به حضور استاد خلیلی داکتر مدبر در حکومت حامد کرزی و حضور استاد محقق و سرور دانش در حکومت وحدتی ملی!




 استاد خلیلی  در مطالبات  پست وزارتی هزاره با حامد کرزای ناتوان بود، حتی در دور دوم تنها در کابینه دو وزیر هزاره حضور داشت. مدبر نیز اداره امور را گردنه برای یارگیری و عضوگیری برای حزب انسجام نموده بود، نفس این گردنه گیری  در عرف سیاسی نا جوانمردی و سوء استفاده از موقف  است بس!.
 ولی مدبر و استاد خلیلی  علیه همدیگر کارشکنی می کردند، آگاهان امور گفتند: هفتصد پست فقط به خاطر سنگ اندازی هریک علیه همدیگر از دست هزاره ها پرید.
 اما  جناب استاد خلیلی صدرات را با پانزده نفر و دو مشاور  به گردش آورد، یعنی حتی حاضر نشد، استاد سید عباس حکیمی و ومصطفی اعتمادی بزی و شیخ حسین صابری سرخ لعلی و غیره...  را که هریک در انقلاب و تشکیل سازمان نصر  و حدت  از تمام هستی شان مایه گذاه شته بودند، در کنار خود یا کرزای مشاور محترمانه می کردند. هیچ تر دید نیست، مریضی زود هنگام این سه شخصیت به خاطر بی توجهی استاد خلیلی و فشار روانی بود، دو نفر شان به کام مرگ سقوط کردند و صابری معیوب و شکسته در آوارگی زندگی می­کند . در تحقیر بسیار از شخصیت های جهادی و کسانی در راه انقلاب از جان خود شان مایه گذاشته بودند استاد خلیل نقش عمده ومهم را داشت، استاد خلیلی در حقیقت با توجه  اشغال پست معاونت ریاست جمهوری در تکه تکه کردن حزب وحدت نیز نقش اصلی را داشت و یکی از عامل مهم تفرقه مزدور پروری عناصر فاسد امثال داکتر عبد اللهی است. مدبر نیز  یک دوک و یک نوکر و  ستون پنجم جامعه هزاره در تیم کرزی بود وبس!
 اما استاد محقق سرور دانش در حکومت لرزان  وحدت ملی از  از مدبر  و آقای خلیلی  قدرتمند تر است حد اقل سهمیه پنج وزارتخانه را حفظ کرده است و یعنی محقق حد اقل سه وزارت خانه به چنگ و دندان برای هزاره ها نگاه داشته و جناب دانش یک وزارت خانه به دست آورده و یک وزارت خانه هزاره  ها به سید  کیان باخته است.
اما محقق کسانی سالهای برایش سینه چاک کرده از غریب و خان و ا زملا و تکنوکرات همه به نحوی به معاونت اجرای جمع کرده است و حد اقل 168 نفر را صاحب نان کرده است و بر خلاف استاد خلیلی از تمام طیف های جامعه هم جذب کرده است. تنها ضعف محقق در انتخاب وزار بود، که پشتون ها  برای محقق وزیر هزارگی  تعیین کرد وخودش زیاد نقش در انتخاب وزرا نداشت. اما  با توجه به سمتش درجه ششم است در چانه زنی سهم هزاره نیز قدرتمند تر از دیگران است ولی اهل داد  و ستد است.
 دانش نیز در صدرات با تعداد زیاد تری آمده است و نزدیک به هفتاد نفر کارمند دارند، شاید به دوازده تن مشاور اکادمیسن دارند ولی در انتخاب مشاوران خود خطای زیاد مرتکب شده است: اول  عدالت را قربانی کرده است، مثلا اگر هزاره از اسماعلیه وزیر می شد، باید  ایشان هزاره اسماعیله ای را انتخاب می کرد، غیر از خانواده سید کیان می بود. سید کیان هم نمایندگی پارلمان  و شورای ولایتی کابل و بغلان را خانوادگی تصاحب کرده وهم  اقتصاد بخش از مردم را بلعیده که به یک خانواده قارونی تبدیل شده است، وزارت برای آنان ستم به مردم  و سبب شکاف طبقاتی است. درست است مشاورانش دکتر و شبه داکتر است ولی اکثر آنان چند شغله است وحال در بازار بیکاری باید، کسانی در محیط آموزشی دانشگاهی بازار  گرفته است، حتی یکی از مشاوران استاد دانش در یک ترم 42 واحد درس داشت. این ستم دیگری است، این همه تحصیل کرده بیکار   و بهاد دادن به افراد  ده ها بازار کار را بی رحمانه اشغال نموده ستم بزرگی است. دوم مشاورت تشریفاتی باید به کسانی مانند شیخ حسن صابری سرخ و  شیخ خادم ناطقی کیو و غیره.... تحفه می نمود، که هستی خود را در این حرکت سیاسی مصرف نموده است وبالاخره به اصل السابقون اولئک المقربون هم رعایت می­شد. به هرحال دانش به عناصر سکولار بشتر بها داده است، تا به کسانی   سرمایه این نهضت بود. بازهم دانش در مطالبات و چانه زنی ها از کنار حقوق مردم به راحتی گذشته است  و خود  و تیمش را با غنی در گیر نساخته است، به امید همیشه خدا دانش را با غنی محشور نماید. یک نکته مثبت حضور محقق و دانش این است، علیه همدیگر کارشکنی نمی کنند.!

هیچ نظری موجود نیست: