Google+ Followers

۱۳۹۵ خرداد ۲۸, جمعه

نماز جمعه­ ها در غرب کابل




یکی از سنت­های حسنه برگزاری نماز جمعه است، در دنیا جدید تنها سنگر اصلی تبلیغ دین خدا و دفاع از دین خدا در مظهر عموم  و هدایت افکار عمومی به سوی خیر و صلاح و نماز جمعه است. امّا امروز در یکی از مصلاهای غرب کابل  به نماز جمعه شرکت نمودم و  مردم  بیرون از مصلای حتی در راه ر و به دل آفتاب سوزان  به پای خطبه نماز جمعه  نشسته بودند.
 با گوش دادن به سخنان خطیب جمعه  چند مطلب به ذهنم رسید به کسانی دین را دکان قرار نداده است،  در میان می­گذارم:
 اول باید تمام دفاتر مراجع هوای نفسانی سلیقه شخصی را به خاطر خدا  و وضعیت شکننده کشور و هجوم فرهنگ بیگانه کنار گذاشته،  باید همه با اشتراک همه  یک ستاد برگزاری نماز جمعه ایجاد نمایند، که این ستاد  اول روحانیان دارای صلاحیت و توان عهده دار شدن این مسؤولیت عظیم را داشته باشند شناسایی و دعوت نمایند و  برای هر مصلی  و محل اقامه نماز جمعه چند تن روحانی متناسب با شرایط روز و با تقوی و متخصص در علوم اسلامی را به عنوان ستاد  و امامان جمعه معرفی نمایند، که سخنرانی نماز جمعه از اقتدار و استحکام بلند محتوی عالی برخوردار باشد، که محتوی آن برای تمام مردم افغانستان مفید باشد و  تمام تلویزون­ها شوق به پخش کردن آن داشته باشند و هم محتوی متناسب به نیاز روز جامعه باشد، که سبب ترغیب شرکت تمام اقشار  جامعه شود.
دوم:  ستاد مرکزی نماز جمعه مسایل سیاسی را توحید نموه و اگر ملای فهم یک موضوع را نداشت باید او را ملا نماید و تمام نماز جمعه مسایل روز را یک نواخت با پشتیبان علمی بیان نمایند.  برخی مواقع مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را برخی خطبای نماز جمعه مطرح می­کنند، اما خودشان نفهمیده ­اند، که سبب شرمندگی جامعه روحانیت است.
 سوم:  نماز جمعه باید بی طرف مطلق باشد، از هیچ جناح سیاسی طرف داری نکنند، تنها بیان حق را نمایند و در اختیار هیچ حلقه ه­ای سیاسی در نیاند، جریان سیاسی حاضر حق مطلق نیست، که  سنگر نمازجمعه به نفع رهبری فردی تمام شود و دیگری را محروم نماید ، یا ابزار کمپاین شخصی فرد خاص قرار بگیرند. نماز جمعه در صدد بالا بردن ایمان و خردمندی مردم باشند، تا مردم درسایه ایمان و سنجش عقلی  انتخاب مشروع و سودمند داشته باشند.
 تذکر به آیت الله کابلی و فرزندانش می­دهم که  هر نظر مرجعیت و دستگاه آن مانند فتوی شان سبب براءت ذمه نمی­شوند، تمام  مصلی های نماز جمعه در اختیار فرد خاص در آمده است و به شکل دکان برای افراد تبدیل شده است، حتی نماز جمعه  از سنگر دینی به نفع قوم خاص و  جریان خاص  سنگینی دارد. این روند مورد  رضایت امام زمام(عج) نیست و فردا هم سبب برائت ذمه نمی­شود و  تشخیص شخصی شما شما نیز حجت ­نیست، چون تشخیص شما به اساس مشاورت برخی افراد و مصلحتها است، که هوای نفس در آن دخالت دارد. دوم از تشخیص شما مردم  ضرر می کند، منابع عمومی هدر می­رود و چه بسا آدمهای مستحق و صاحب سخن  و علم  حق شان ضایع می­شود، جناب آیت آلله کابلی واعضای دفتر در روز محشر جلو رسول خدا(ص)  بابت انحصار امکانات عمومی باید جواب بدهید و پس الان وقت است ، برای ستاد نمازجمعه فکر نمایید و از مالکیت فرد و متولی خاص بیرون نمایید و به سیستم های جواب ده امروز عیار نمایید، تا خداوند در يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ  از سر تقصیر شما در گذرند و مورد مغفرت خدا قرار بگیرید و این تذکری از  بنده خدا است، که نفع مادی و چشم داشت دنیای از شما نداشته و ندارد ولی دلم می­سوزد، امکانات دینی  دکانی برای دنیا افراد قرار بگیرد وشما و دستگاه شما  در روز آخرت از باب معاونت به اثم مورد بازخواست واقع شوید.  پس تاکید می­کنم هر چیز در راستای مرضای حضرت حق باشد به ویژه امکانات در اختیار ما است میراث پدر ما نیست، بل که متعلق به ولی عصر(عج) است،شما به ادعا متولی آن هستید، واقع را خدا می­داند! پس سعی کنید استفاده احسن از امکانات عمومی شود، که در پیشگاه رسول خدا خرسند و مورد تحسین امام زمان قرار بگیرید، من آرزو دارم حضرت آیت الله زمانی  که ملایکه جان ستان به دیدار شما بیاید ، شما خرسند از این دنیا بروید، آیه رستگاری را قرائت نمایید و خدا ناخواسته از کسانی نباشید، که آرزوی برگشت نمایید، که  امکانات عمومی  به جایش مصرف کنید ولی دیگر فرصت تمام شده باشد، این روز منتظر همه من و شما است.  پس خدا بترسیم و به تذکر متذکران گوش نمایم و آنان را از دوستان خود بدانیم و نه  از دشمنان، چون ایمه دین(ع) فرموده اند، بهترین دوستان ما کسانی هستند، که عیوب ما را به ما هدیه می کنند، شما به عنوان خیر خواه خود به منتقدان خود  نگاه کنید، چون شما هم انسانید و تنها حجت  قطعی شما بین خدا و  بندگان  خدا فتوی شما  از ادله اجتهادی است و بس! در سایر مسایل بدانیید تصمیم شما حجت ندارد و شما نه خود را بری الذمه اعلام می­توانید و نه بندگان خدا را  بنا براین به پشنهاد من به دیده تخصص نگاه کن و به نمازهای جمعه تغیرات مناسب بیار و از اختیار افراد مصلی ها را خارج نما و مصلی ها را بارور نما  تا ثواب این سنت حسنه تا دامن قیامت برایت ثبت شود! ما علینا الا البلاغ
ابراهیم حسن زاده: کابل
 27/3/1395
 

۱۳۹۵ خرداد ۱۲, چهارشنبه

پروژه "تا" که معروف به توتاپ شده است،چرا در مسیر منطقی خود قرار نگرفت؟




 افغانستان  از گذشته دور خط وصل کاروان­های تجارتی از شبه قاره هند به کشورهای آسیای میانه، چین و روسیه تزاری بود ، که رفت و آمدها سبب انتقال فرهنگ و ادیان مختلف در افغانستان شده بود. افغانستان همواره  شاهد تلاقی فرهنگ باختری و خاوری بوده است، ولی کارنامه روشن در باره تجارت بین المللی بنام جاده ابریشم دارد، که در پارینه روزگار مسیر کاروان­های تجارتی از چین و روسیه تزار و کشورهای آسیای میانه به شبه قاره هند و بالعکس بوده است، که امروز  بقایای ساختمان کاروانسرا ها در مسیر جاده ابریشم شاهد زنده زمان است.
 این امتیاز را زمانی افغانستان از دست داد، که به سیاست قومی و غرق شدن به پشتونستان آزاد و ناتوانی از دیپلماسی تجاری نزدیک به یک و نیم قرن افغانستان را از این مزایا محروم نمودند، این محرومیت از یک امتیاز تجاری بین المللی به خاطر سیاست تک قومی و پاکسازی قومی در کشور بود، که محورش را تنها منافع قوم قرار داده  شده بود.
 افغانستان با برکت مجاهدت مردم و خون شهدا و پشتیبانی جامعه جهانی بعد ا زتوافق "بن" در نظام سیاسی خود از سیاست تک قومی رهای یافت و به یک نظام دموکراسی کثرتگرا دست یافت، هرچند سایه سیاست تک قومی سنگین است، امّا فضای برای اعمال سیاست فراقومی نیز وجود دارد، تا سیاست های دیپلماسی تجاری را فعال نموده و خط دیرینه  تجارتی جاده ابریشم را احیا نماید و از سوی دیگر دیوار ترس کمونیستی نیز در آسیای میانه فرو ریخته است، کشور های مستقل آسایی میانه به اساس ریشه تاریخی خود با معیار قومی به وجود آمده و به استقلال دست یافته است، که امروز دارای انرژی فیسلی زیر زمینی "گاز" و وانرژی تولیدی "برق" فراوان  است، که قادر است  بخشی از نیاز مندی  انرژی از کشورهای شبه قاره هند از جمله پاکستان و هند بر آورده سازد، که مسیر انتقال این انرژی افغانستان است. دو باره شرایط اقتصادی و نقش افغانستان در اقتصاد منطقه برجسته شده است.
 در این راستا با همه طوفان ها و ابرهای متراکم حتی پدیده طالبان را نیز به عنوان آله استعماری پاکستان برای همین منظور مرتبط دانسته شد. اما  این کش و قوسها سر انجام افغانستان را مجبور به  استفاده برق  از کشور های آسیای میانه بنمود و در ضمن استفاده از برق واراداتی وارد تعامل انرژی نیز برای جنوب آسیای شده است، که برای استفاده از از انرژی گاز پروژه را به نام "تاپی"(ترکمنستان، افغانستان،پاکستان، هندوستان)  طراحی شده که در عرف دیپلماسی تفاهمنامه و قرارداد  آن بین چهار کشور  به امضا رسیده است، که انتقال گاز  از ترکمنستان به کشورهای پرجمعیت پاکستان و سپس هندوستان است. احداث لوله انتقال گاز حتی زمان آغاز و ختم فعالیتش نیز معین شده است. که این امر نشان دهنده احیا جاده ابریشم است، که افغانستان عبورگاه انرژی به جنوب آسیا  و آسیای میانه وخاور دور می­شود. احیای خط ترانزیتی تجارتی بازهم به خاطر عدم بزرگ راه­های معیاری و خط آهن  سبب شده است، سرعت نیابد و توسعه پیدا نکند.
در کنار استفاده افغانستان از برق وارداتی از کشورهای همجوار  بازهم نقش در انتقال برق از کشورهای آسیای میانه به شبه قاره هند دارد، که از جمله کار پروژه کاساهزار است، که خط انتقال برق از ترکمنستان به پاکستان است که فعالیت پروژه  نیز آغاز شده است.
 دوم پروژه انتقال برق کشورهای آسیای میانه به کشورهای شبه قاره هند است که معروف به توتاپ است: .   توتاپ پروژه­ای با اشتراک (ترکمنستان ازبکستان تاجیکستان افغانستان پاکستان) پروژه انتقال برق با میزان بالا از کشورهای فوق از مسیر افغانستان به پاکستان و هندوستان است.TUTAP (Turkmenistan – Uzbekistan – Tajikistan – Afghanistan – Pakistan) که هنوز کار دیپلماسی و تفاهم­نامه آن  امضا نشده است، تنها ایده  آن بین کشورهای نامبرده  مورد بحث قرار گرفته است.
در کنار استفاده برق از کشورهای همجوار بازهم افغانستان برای استفاده دوازده ولایت جنوبی و مشرقی از برق پروژه انتقال برق از ترکمنستان را به کمک مالی بانک آسیای روی دست گرفته است که نام پروژه "تا" یاد می­شود. متاسفانه در افغانستان  به خاطر دشمنی موهوم و نبود افکار تمدنی از رقیب سیاسی و مخالف مذهبی خود تمام پروژه­های اقتصادی را از مصلحت اقتصادی و منطق اقتصادی آن خارج نموده و آن را سیاسی به نفع قوم خاص می­نماید،تا منافع اقوام را متضاد نشان بدهد، اقوام  را در برابر هم قرار بدهد و اصل توازن و عدالت توزیعی را به پای منافع اقوام قربانی می­کند، تا در پناه  اقتصاد قومی بحران ناشی از پایمال نمودند عدالت توزیعی را از دید مردم پنهان نمایند. همین سنت کهنه در گذشته سبب عقب افتادگی کشور گردیده بود، باز هم این روش در پروژه­های بزرگ ملی دنبال می­شود. ازجمله در احداث جاده هرات و قندهار بدون کار روی جاده هرات بامیان از همین ابزار استفاده شد وحال توسعه و خرد ورزی حکم می­کرد، همزمان با احداث جاده هرات، قندهار، کابل باید جاده هرات، غور بامیان کابل نیز احداث می­شد، زیرا اول تعدد بزرگراه خود نشانه توسعه است، دوم از ترافیک سنگین تراکم بار از روی یک بزرگراه کاسته می­شد، عمرجاده درازتر می گردید و مراقبت از آن آسان می­شد. سوم هزینه امنیتی  پاین می آمد، در صورت ناامنی در یک مسیر، مسیر دیگر باز بود و  امنیت مسیر ناآرام  اقوام ساکن جاده را مجبور می­کرد، که امنیت شاه را ها بگیرند. ولی به خاطر همان مصلحت موهومی قومی تا کنون این جاده احداث نشده است، حال هزینه امینتی جاده هرات و قندهار بشتر از ساخت جاده هرات، غور و بامیان کابل شده است. بخش از کشور را از توسعه حمل و نقل محروم نموده است، در حقیقت مانع توسعه پایداری گردیده است.
شرکت آلمانی بنام فشینر که شرکت مسؤول ساخت و نصب پایه ­های انتقال برق است، در ابتدا با تصور طبیعی مسیر بامیان را نتخاب نموده و مطالعه کرده است ولی از سوی کارفرما وزارت انرژی  و آب و شرکت ملی برشنا  به اثر فشار  سیاسی شرکت آلمانی را مجبور به مطالعه سالنگ می­نماید، هزینه دوباره مطالعه نمودن و تاخیر در انجام پروژه را پنهان می­کند، به دور از چشم معاون دوم رییس جمهور سابق،  مدبر رییس اداره امور به امر اسماعیل خان وزیر وقت انرژی و آب و امضای معاون اول فهیم خان بر خلاف روش اداری به نحوی قاچاق بدون بحث در کابینه این مسیر سالنگ تایید می  گردد. وزارت انرژی و آب و شرکت ملی برشنا برای  درمان درد مزمن مردم،  به خوراندن تریاک به مردم مبادرت نمودند، احساسات قومی مردم حوزه جنوبی، مشرقی و دیگراقوام صاحب نفع در برابر خواست بر حق مردم مناطق مرکزی برانگیختاندند، سود مقطعی که برق زودتر به این مناطق می­رسد بر سود ملی آن ترجیح دادند حتی به قیمت فدا نمودن منافع ملی تمام شد.
چون به اساس وظیفه دولت باید به تمام مناطق کشور برق داده شود، که  برق از نیاز اولیه مردم است،  باید پایه­­های انتقال برق ساخته شود، انتقال برق از مسیر سالنگ سبب شد،  برای رساندن برق به مناطق مرکزی از نو باید به نصب پایه­ای انتقال برق اقدام شود، این اقدام برای کشور هزینه دیگری را تحمیل نمود و ملت را از مزایا طبیعی و منافع ملی مسیر بامیان محروم نمودند.
 دوم در عمل  تبعیض را در میان  شهروندان ترویج نمود، چون منافع مردم جنوب و مشرق کشور از مردم مرکزی در اولویت قرار دادند، یعنی در عمل وزارت  آب و برق،  شرکت برشنا اتباع کشور را به شهروند درجه یک و دو تقسیم نمودند، درعمل قانون اساسی را نقض نمودند.
 به هرحال در این کشور تا هنوز پروژه­های بزرگ ملی  هرگز از سوی منطق اقتصادی حمایت نمی­شود، بل که منافع  اقوام و هسته­های قدرت بر سیاست گذاری روی این پروژه­ها اثر گذار است و تا این فکر در این کشور اگر دنیا هم با جوال­های پول در افغانستان بیایند، این کشور  به توسعه نخواهد یافت، تا زمانی توسعه افغانستان قربانی منافع قومی شود، افغانستان به ثبات سیاسی دست نمی یابد، این منطق کور بود، تغییر مسیر انتقال از بامیان را  به مسیر سالنگ پیشنهاد نموده است، دراین امر این بار تاجیکان عامل خواسته قومی قوم تبار تمامیت خواه شده است. که منافع مسیر را  نادیده گرفتند. انتقال برق وارداتی را از کشور ترکمنستان از مسیر بامیان مزایا زیر داشته است:
1.  عمل به قانون اساسی برای توسعه متوازن  در کشورو خاتمه دادن به  هر نوع تبعیض و تعصب.
2.  ساکنان ولایتهای سمنگان، بامیان، غور، دایکندی، ارزگان و وردگ (میدان شهر) همزمان با سایر ساکنان کشور از برق مستفید می­شدند.
3.   امنیت دایمی در مسیر انتقال برق  و راه بدیل در شرایط اضطراری.
4.   پیشگیری از تراکم خطوط انتقال برق از یک مسیر و جلوگیری از حوادث ناگوار از اتصال برق و خرابکاری.
5.   جلب حمایت و پشتیبانی مردم از حکومت مرکزی.
6- پاداش به خوب به کسانی در پروسه حکومت سازی همکاری نموده است و برای کشور هزینه امنیتی تحمیل نکرده است و فرزندان مدافع کشور را نکشته است.
7- آماده شدن بستر محرومیت زدای ا زمناطق مرکزی.
 توصیه من به کسانی از مسیر دموکراسی به قدرت رسیده اند، این است، باید دموکراسی را در حوزه اقتصادی و خرد اقتصادی را با دید توسعه بنگرند و از هر نوع تصمیم که ملت را به شهروند درجه یک و دو تقسیم می­کنند، پرهیز نمایند. زیرا این راه را سلاطین از احمد شاه بابا تا داود خان رفتند ولی نتیجه­ی غیر از فقر و فلاکت به دست نیاوردند، دیگر از این راه کور دوباره رفتن عین جهالت است. پس به جهالت وتعصب همه باهم نه بگویم تا همه  در یک کشور آباد، مرفه و با عزت زندگی نمایم!.
ابراهیم حسن زاده
9/3/1395 کابل