Google+ Followers

۱۳۹۴ تیر ۱۰, چهارشنبه

منزلت ماه مبارک رمضان در جامعه افغانستانی و نقد بر روزه داران




  روزه گرفتن یکی از مناسک­های دینی بوده، در بین ادیان ابراهیمی و سایر ادیان در گستره تاریخ ادیان در هستی رواج داشته است. وقوع اعمال روزه در زمان های مختلف و کیفیت عمل در صورت متفاوت از همدیگر است، ولی هدف روزه در حقیقت تربیت نفس است، که با روزه گرفتن انسان تغییر به خود  ایجاد می نماید و با تغییر افراد جامعه، جامعه نیز تغییر  می کند. تغییر جامعه نشانه کمال جامعه است. روزه در راستای کمال و تکامل جامعه است، روند تکامل حکایتگر از زنده بودند و بانشاط بودن هر جامعه است.
اهداف آیین آسمانی  تربیت  و با کمال شدن انسان است و کمال انسان در اندیشه مستقیم و گفتار راست و رفتار درست عینیت می یابد و انسان در حیات اجتماعی مثبت ظاهر می شود، دیگران و افراد پیرامونی او از  او احساس امنیت  دارند  و توقع خیر از او دارند از شر او در امان هستند. اگر جامعه به این مرحله از کمال برسد، تحقق مدینه فاضله بشری ممکن است و آرزوی آن محال نیست. تربیت چنین جامعه مبتنی به تربیت افراد است،  چون رفتار خوب در زندگی افراد بشر نیاز به عادت دارد،  عادت از تکرار و تمرین افعال خوب و تربیت فن تشکیل عادت است، تربیت به آرامی به صورت سیر تکاملی مؤثر می افتد؛ تربیت مستلزم کوشش و انضباط است که نیت و پیش زمینه آن هم نیک و عاری از ریا و خود ستای باشد.
روزه برای چنین اهداف تشریع شده  و از ارکان  مسلمانی است، که بعد از نماز قرار دارد  و متعلق تکلیف آن فقیر و غنی و شهروندان و فرمانروایان  و همه است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(البقره/183 )
اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهيزگار شويد.
 در این آیه مبارک وجوب روز ه گرفتن را بیان می کند، روزه  در ماه مبارک رمضان از طلوع فجر تا غروب  واجب است.
 وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(البقره/187 )
و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکميل کنيد! و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نکنيد! اين، مرزهاى الهى است؛ پس به آن نزديک نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى‏سازد، باشد که پرهيزکار گردند.
 خدای سبحان مسلمانان را در ماه مبارک رمضان از  ارتکاب ده چیز منع می کند، که در  غیر از این زمان ارتکابش مباح و  یا مستحب می باشد، ولی در ایام ماه مبارک رمضان باید انسان از ارتکاب آنان امساک کند،  کلمه، صوم در آیه فوق را چنین معنا کرده است،معناى لغوى:صيام، صوم و منظور از الذين من قبلكم در آيه شريفه، و كلمه (صيام ) و كلمه صوم،  در لغت مصدر، و به معناى خوددارى از عمل است ، مثلا صوم از خوردن ، صوم از نوشيدن ، و  صوم از جماع و از سخن گفتن و راه رفتن و امثال آن به معناى خوددارى از آنها است ، چه بسا در معناى آن اين قيد را اضافه كرده باشند، كه به معناى خوددارى از خصوص كارهائى است كه دل آدمى مشتاق آن باشد، و اشتهاى آن راداشته باشد.
صاحب اين گفتار گفته : معناى صوم در اصل لغت خوددارى از خصوص چنين كارهائى بوده و ليكن بعدها در شرع در خصوص خوددارى از كارهاى معينى است اعمال شده ، و آن هم خوددارى از طلوع فجر تا مغرب و توام با نيت است.
 تربیت نفس انسان در امر رفتار است، تا انسان با عادت و تمرین چیزهای که نفسش تمایل به ارتکاب دارند، ترک می کنند. قدرت یابد که هنجار های ناپسند و افعال حرام را  ترک کند و افعال نیک را انجام دهد و انسان به مرحله کمال محسن برسد، هرچیز او صادر می شود خیر و احسان در جامعه باشد.  روزه در ماه مبارک رمضان انسان را به مرحله محسن که خصوصیت  را در نفس پدید می آورد که در اصطلاح دین تقوی نامیده می شود. روزه نقش اصلی تحقق چنین خصلت را در نفس انسان دارد.
در خصوص روزه، برگشتن آثار اطاعت را به خود انسان در جمله : (لعلكم تتقون ) بيان كرده ، مى فرمايد: فائده روزه تقوا است ، آن خود سودى است كه عايد خود شما مى شود، فائده داشتن تقوا مطلبى است كه احدى در آن شك ندارد، چون هر انسانى به فطرت خود اين معنا را درك مى كند، كه اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند كمال و روحانيت ارتقاء يابد، اولين چيزى كه لازم است بدان ملتزم شود اين است كه از افسار گسيختگى خود جلوگيرى كند، بدون هيچ قيد و شرطى سرگرم لذت هاى جسمى و شهوات بدنى نباشد، خود را بزرگتر از آن بداند كه زندگى مادى را هدف بپندارد، و سخن كوتاه آنكه از هر چيزى كه او را از پروردگار تبارك و تعالى مشغول سازد بپرهيزد.
و اين تقوا تنها از راه روزه و خوددارى از شهوات بدست مى آيد، و نزديك ترين راه و مؤ ثرترين رژيم معنوى و عمومى ترين آن بطوري كه همه مردم درهمه اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند، نيز هم اهل آخرت از آن رژيم سود ببرد، و هم شكم بارگان اهل دنيا سود ببرند. بنابر این عبارت است از خوددارى از شهوتى كه همه مردم در همه اعصار به آن گرفتارند و آن عبارت است از شهوت شكم از خوردن و آشاميدن، شهوت جنسى كه اگر مدتى از اين سه چيز پرهيز كنند و اين ورزش را تمرين نمايند، به تدريج نيروى خويشتن دارى از گناهان در آنان قوت مى گيرد و نيز به تدريج بر اراده خود مسلط مى شوند، آن وقت در برابر هر گناهى عنان اختيار از كف نمى دهند، و نيز در تقرب به خداى سبحان دچار سستى نمى گردند، چون پر واضح است كسى كه خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشيدن و عمل جنسى كه امرى مباح است اجابت مى كند، قهرا در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانى ها شنواتر، و مطيع تر خواهد بود، اين است معناى آنكه فرمود: : (لعلكم تتقون ) است.
در فرهنگ  قرآنی  انسان دارای دو بعد، جسمانی روحانی است، از همین رو دارای دو حیات  است، یکی حیات دنیای که روزی با مرگ  به آخر می رسد، تومارش بسته می شود، دست انسان از دارایی، شوکت  و اقتدار کوتاه می گردد. حیات دیگر جاودانی که پایان ندارد، زندگی ابدی که مرگ با آن راه  نمی یابد. زندگی انسان در سرای آخرت همراه با نیازمندی نیست، زندگانی انسان در غنی مطلق در سایه رحمت خداوند است. چون نیاز نیست،حرص، طمع و آزمندی بیکران هم وجود ندارد، زیرا آن جهان،  جهان سلامت و عاری از فساد است، آدمیان که در بهشت راه یافته سرشار از عقل کامل در کنار همدیگر با محبت و بدون حسادت ، کینه، عداوت و دشمنی در کنار هم زندگی می کنند. خداوند برای کسانی در این دنیا سالم زندگی کنند، در آن سرای بهشت را وعده داده است.  رفتار نیک و گفتار راست، و پندار مثبت او منشا صدور اعمال صالح است، در زندگی دنیا خود امنیت خوب دارد، حیات او زندگی سعادتمند است. ولی کسانی رفتار نا شایسته و گفتار دروغ و نیت خراب دارند، همیشه مرتکب گناه می شوند و به حقوق دیگران تجاوز می کنند، در همین دنیا هم رنج و غم دارند و همیشه در نگرانی و سرگردانی زندگی می کنند، در حیات دنیا خود امنیت ندارند. دچار اضطراب و دلهره است.
 سود اعمال نیک هر کسی به خودش می رسد ولی  خدای سبحان به کرم خود انسان نیکو کار و مطیع امر پروردگار را مستحق بهشت دانسته و نسبت به اعمال خیرش پاداش در آن سرای می دهد، ولی با بنده خود در ماه مبارک رمضان معامله عاشقانه دارند که لطف آن را عارفان درک می کنند.
ماه رمضان از حیث زمان دارای فضیلت استثنای است، که سایر  ایام چنین سیادت را ندارد. کار نیک و در سایر ماه ها ده برابر تا  هفتصد برابر پاداش دارد.   ولی خدای متعال این ماه  را  به خود اختصاص داده است، ثواب کار نیکو کاران در این ماه از حساب و اندازه بیرون است، قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ( الزمر/١٠ )
  بگو: «اى بندگان من که ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! براى کسانى که در اين دنيا نيکى کرده‏اند پاداش نيکى است! و زمين خدا وسيع است، (اگر تحت فشار سران کفر بوديد مهاجرت کنيد) که صابران اجر و پاداش خود را بى‏حساب دريافت مى‏دارند! ماه مبارک رمضان نیمه صبر و صبر نیم ایمان است ، از این رو صبر هم  به این  ما ه گفته شده، ثواب عمل خیر هم  بی حصر و بی حساب است.
 از این رو رسول خدا در خطبه  شعبانیه این ماه را  چنین توصیف کرده است، ماه خدا به استقبال شما با برکت، رحمت و آمرزش‌آمده است، این ماه از بهترین ماه ها است،  روز هایش بهترین روزها ، شبهایش از خوب ترین شبها و لحظه هایش از افضل ترین ساعت ها است. در این شهر به مهمانی خدا فرا خوانده شده اید.  در این ماه شما اهل کرامت هستید و نفس کشیدن شما تسبیح و  خواب شما عبادت  و  عمل شما پذیرفته شده و دعا های  شما استجابت شده است. در این ماه با قلب پاک و نیت صادق از خدا بخواهید تا خدا به شما توفیق روزه داری و تلاوت قرآن کریم را لطف کند. بدبخت کسی است که در این ماه از آمرزش خداوند محروم شود. از گرسنگی و تشنگی در ماه رمضان به یاد گرسنگی و تشنگی آخرت بیافتید.  فقرا و مستمندان را شریک سفره خود کنید، به پیران و کهن سالان خود احترام کنید و بر کودکان مهربانی کنید، به خویشاوندان خود سر بزنید،  به نیازمندی آنان توجه کنید. تا آنجا می فرماید: ای مردم در این ماه در های بهشت و رحمت خداوند باز است، از خدای سبحان بخواهید، در های بهشت بر شما بسته نشود  که روز قیامت بهشت را قفل شده نیابید و درهای جهنم و خشم خدا بسته است، دعا کنید  در آخرت باب جهنم بر روی شما باز نباشد. در این ماه شیطانان  در زنجیر بند است، از خدا بخواهید که آنان بر شما مسلط نشوند.[1]
 در حدیث دیگر رسول خدا(ع) فرمود: این ما رمضان ماه بزرگ است، در این ماه پاداش نیکوی چند برابر است، خدا در این ماه بدی ها را از بین می برد. درجه های مؤمنان عالی تر می شود، هر کسی در این ماه صدقه بدهد، خدا او را  می بخشد و هر کسی به زیر دستانش محبت کند، خدا  او را می آمرزد و کسی خُلق خود را خوش و نیک گرداند، خدا از او در می گذرد،  هرکسی صله رحم انجام دهد، خدا به او رحم می کند.سپس فرمود: این ماه مانند بقیه ماها نیست، این ماه به برکت و رحمت به سوی شما‌ آمده  است. هر گاه ماه به سر رسد، گناهان شما شسته می شود، در این ماه کار های نیک چندین برابر پاداش دارد، اعمال خیر در این ماه مقبول است، حتی کسی دو رکعت نماز مستحبی بخوانند، مورد مغفرت حضرت حق قرار می گیرد. اگر این ماه ختم شود گناهان کسی آمرزیده نشود، حقیقتا بد بخت است،  او خسارت بزرگی دیده است، در روزی که خدا  کریم پاداش نیکوکاران را بدهد، او حسرت بخورد.[2]
 این ماه بر کسانی که به این معرفت رسیده است، تمام دنیا را با ساعتی از زندگی آخرت معامله نمی کند. چون در تجارت با خدا هم دنیا دارد و هم آخرت، هر عاقلی کار ی را  انتخاب می کند، در هر دو سرای نفع دارد. برای مطلوب دنیا آخرت را معامله نمی کند، چون خسارتی دارد که هر گز جبران شدنی نیست.
 عارفان در این جهان  به سوی کار خیر شتاب می کند تا فردا دیر است، چون در انجام کار خیر عجله می کند، تا وسوسه های شیطانی او را فریب ندهد، در کار نیک سرعت می بخشد، تا رنج صاحب الم زود تر کنده شود، او هر کار ی به فردا نمی گذارد که فردا دیر است، سرعت در کار مؤمنان اصل مرام در خدمت به خلق خدا است.
انواع روزه به اساس کیفیت حال روزه داران
روزه از اعمال عبادی باطنی انسان، که پنهان از چشم مردمان است و در آن ریا کمتر  راه می یابد و شکننده شهوت شکم و فرج  است. در نتیجه روزه انسان را از قید هوسهای نفسانی و حب جاه طلبی و ریا کاری می رهاند، انسان رهاشده از بند ها نفسانی اعمالش بر خواسته از اراده  و تعقل می گردد، زمام نفس او در اختیار عقل است. افعال او را تعقل تدبیر می کند و اراده آن را انجام می دهد؛ این کمال انسان است، روزه ماه کمال پروری می باشد. همین روزه از نظر  کیفی به حسب حال و کمال روزه داران به سه  نوع تقسیم می شود.
الف-  روزه عوام:  روزه مردمان عادی  خودداری کردن از مبطلات ده گانه روزه است، آنان تلاش دارند تا روزه­ی شان باطل نشود، این مقام تسلیم است، که عبد  فرمان الله را اطاعت می کند، در روز تابستان  گرم تشنگی و گرسنگی را تحمل می کند، او از قطار فاسقان خارج در ردیف مؤمنان قرار می گیرد.
ب-خواص: این مردمان هم روزه ظاهری ، و روزه باطنی دارد،  او با جان دل روزه دار است، روزه تنها امساک از خوردن و آشامیدن نیست، باید روزه دار از هر معصیت اجتناب کند. در حدیث معتبر ابو بصیر  از امام صادق (ع)روایت می کند،  ابو عبدالله (ع) فرمود:  روزه تنها خود داری کردن از خوردن و آشامیدن نیست، همانا مریم سلام الله علیها فرمود: من برای خدا نذر کرده­ام که روزه سکوت بگیرم، کنایه از این که زبان خود را از آلودگی زبانی حفظ کنم. پس  زبان ها خود را نگهدارید، گوشهای تان را حفظ کنید، جنگ و منازعه با همدیگر نکنید، به یکدیگر حسد نورزیدی. همان حسد از بین برنده ایمان است، چنانچه آتش هیزم را نابود می کند. مضمون کلام رسول خدا در حدیث دیگر این است، هر کسی  تمام جوارح خود را از ارتکاب گناه به قصد قرب خدای متعال باز دارد، همنشین ابراهیم خلیل می شود.[3]
روز دار خواص به شش چیز حاصل شود.
ا- چشم نگاه دارد از هر چیزی که به غیر خدا مشغول کند، چشم را از نامحرمان باز داشت و از آفت چشم چرانی در پناه خدا مصون ماند. رسول خدا فرمود: نظر چشم پیکان است، از تیر های ابلیس که به زهر آب داده: هر که از بیم حق آز آن دوری کند، وی را خلعتی ایمانی دهند، که حلاوت‌آن در دل بماند و ذوق آن می یابد.چون دروغ، غیبت،سخن چینی،سوگند دروغ و نظرشهوت ملکوت روزه را بشکند.
2- زبان را از هر آلودگی و بیهوده گوی پاک دارد، زبان را به ذکر حق و قرائت قرآن مشغول کند و از لجاجت ، مجادله به ناحق  و خود نمای و خود ستای حذر نماید. روزه خود را با غیبت باطل نکند. با توهین و تحقیر مؤمنان به  جنگ خدا نرود. زبان را برای خیر مردم به کار گیرد، در گسترش علم بر بندگان  خدا جهاد کند. برای رفع فقر و نیازمندی جامعه در سوز و گداز است. داعی به حق است.
3- گوش را از شنیدن نا حق و دروغ و باطل باز دارد، با رد دروغ ها و بهتان به یاری برادر مؤمن  خود بر آید و برادران دینی خود در غیاب یاری رساند. چون شنونده شریک معصیت با گوینده است.
4- دست، پای و همه جوارح را از کار های نا شایسته باز دارد،  چون معصیت زهر در جان مؤمنان است، مومن از زهر اجتناب کند، روح و قلب را  گناه فاسد کند و از کار بر می­اندازد.
5- به وقت افطار لقمه ی شبهه ناک نخورد،  با حلال  خالص افطار کند، زیاد پر نخورد، که در نزد خدای متعال دشمن بدتر از شکم پُر نیست، او در خوردن حلال هم میانه روی کند، دل را برای عبادت خالی کند.
6- بعد از افطار دل میان بیم و امید معلق است، نه مغرور از عمل خود است،  نمی داند روزه او در پیشگاه حضرت حق پذیرفته شده و یا نه؟ نه نا امید از رحمت حق است، شاید خدا بر او رحم کند او را شامل فضل خود کند.
خواص به این مرحله  روزه را کمال می بخشد و خودش با چنین خصلت روزه داری به  کمال می رسد.
ج- خاص الخاص: این روزه عارفان است، که دل از غیر کنده به حق پیوسته  است، هرچه دارد به حق داده است، به ظاهر و باطن  روزه دار است، به غیر یاد حضرت حق به دنیا نمی اندیشد،  دنیا اندیشیدند روزه او را می گشاید، او به کار دنیا به یاری دین خواهد، او در روز تدبیر نکند که  شام به چه روزه را باز نماید، چنین کند او به روزی که خدا وعده کرده است، می رساند واثق نیست، این پندار از او روزه بگشاید. این عالی ترین درجه روزه داری است، این درجه انبیاء و صدیقان است.
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست ----          که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق  ----      چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا   ------              که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور این جا ------               نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد -----         زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر --------             چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد .---------       یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست[4]
 نقد روزه داری در افغانستان
امروز در کشور ما کسانی در مصدر قدرت قرار گرفته اند، که در مقام پاسخ گوی و امانت داری و مسئولیت قرار دارند، از امکانات و قدرت سوء استفاده می کنند که از سوی مردم به آنان امانت در اختیارشان گذاشته­اند، و حتی اعانه افراد غیر مسلمان را اختلاس می کنند که به مردم دردمند وطن اهدا کرده اند، و از مردم در اجرای کار که وظیفه عینی او است،بی درنگ انجام دهند ولی به خاطر  انجام آن حقوق دریافت می کنند و شوکت اقتدار، به رشوه ستانی  مصرف می کنند. این امر ناشی از تربیت ناسالم و وجدان بیمار افراد است. از این رو همه هموطنان روزه را و روزه داری با معنویت ماه مبارک رمضان را در حیات اجتماعی موثر سازند، که با سپری شدن این ایام خجسته افراد خانواده، کوچه و محله و شهر ما دارای اخلاق نیک شوند، دارای وجدان سالم شوند، برکت  روزه در رفتار انسان هم ظاهر شود. کسانی در اریکه قدرت تکیه زده اند خود را به برکت  ماه مبارک رمضان در مقام امانت داری امین باشند و در مقام خدمت رسانی پاسخ گو باشند، در مقام عرضه خدمات به ارباب رجوع خود در مقام قضای حاجت برادر دینی خود ببینند، که در محضر خدا چه مقام رفیع دارند و از خصیصه شیطانی و کار شکنی و آزار برادر دینی خود بپرهیزند که در مقام جنگ با خدا است، و خیانت به امانت است، به برکت ماه مبارک رمضان فرهنگ لقمه حلال را در خانوداه تبدیل به شعار کنند. افتخار هر خانواده افغانسانی لقمه حلال باشد.
  در افغانستان با همه تحولات در جامعه پدید آمده است، فضای برای روزه خواری علنی باز نشده است، فضای عمومی برای روزه خوارن تنگ است ولی در خفا  هر روز از گذشته تعداد روزه خواران بیشتر می­شود.
 در افغانستان ممکن است، هر سه نوع روزه داری یافت ولی آثار روزه در اعمال مردم دیده نمی­ شود.  زیرا در ماه مبارک رمضان بعد از آن جنگ های اعلام ناشده خاتمه نمی یابد، راه گیری بر مسافر و آزار و اذیت  مردم امر عادی است. نا امنی و بدرفتاری گروه های مسلح بنام طالب نشان می­دهد که روزه در رفتار آدم افغانستانی تاثیر ندارد، چون در ماه مبارک رمضان دست به جنایت می زنند و ایجاد رعب  و وحشت در جامه می­نمایند. زیرا عناصر شریر، جیب برها و کلاه بردار های حرفه­ ی در گوشه گوشه کشور به اعمال مجرمانه خود مبادرت می کنند، با دهان روزه مسافری نابلد را بیچاره می­ کنند، تمام هست و بود شان را به یغمای می برند. تاجر در ماه مبارک رمضان به دلیل خرید بشتر مردم جنس خود را گرانتر از ایام گذشته می­فروشند،  تاجر افغانستان در فروش خود انصاف ندارند، همیشه یک کالا  با صد درصد سود و بیشتر  از اصل خرید به مفاد  هم می فروشند، همه کاسبان  چیز ی را به نام انصاف خود سود عادلانه نمی شناسند، همه ارباب فروش کالا استاده اند، تا بهانه خرید و فرش پول مردم را ازچنگشان در آرند.
  روزه بر کارمندان دولت از بالا به پایین اثر نکرده است، به ندرت کارمند صادق به این آب و خاک پیدا شود. همه کسانی که بشتر با مردم سرکار دارند، چشم به جیب مردم دوخته اند، کارشکنی می نمایند تا مردم مجبور به پرداخت رشوه مستقیم و غیر مستقیم شوند. هرگز روزه به آنان اثر نکرده است، تا  از معطل نمودن کار های مردم و سرگردان نمودن  دست بکشند، زیرا روز حساب خدا آنان معطل می کنند و خدا در کمین ستمگران نشسته است و این ثروت های باد آورده را روزی طوفان حوادث از بین می برند و خدا در کمین است، که  انتقام مردم را از نسلهای  بعدی بگیرند.  یکبار از خود سوال  نکرده است، این حقوق و این منصب   برای راه انداختن کار مردم است، مزدور مردم و به خود مردم خیانت می کنند. یعنی روزه لقمه حلال را در افغانستان فرهنگ نکرده است وافراد که دنبال لقمه حلال هستند زارع، چوپان و مزدور کار است، که هنوز دچار بیماری  حرص و آز نشده است.
  پلیس شهر و حافظان نظم عامه برای در ماه مبارک رمضان جلو روزه خوری بگیرند،  ماه مبارک رمضان عید و منبع درآمد عده از آنان می شوند، چون هتلهای که برای روزه خوران غذا می­دهند، پولیس نظم­عامه رشوت می ستانند. از سوی درفقه جعفری بر مسافر روزه واجب نیست، باید روزه نداشته باشند، به ناچار  مهمان این هتل ها شوند، که برای مامور سهم در نظر گرفته اند و هرگز تفکیک بین دیدگاه فقهی از نظر مذاهب در کشور وجود ندارد.
 ماه مبارک رمضان بر رسانه های  اثر ندارد، تنها  تغییر در برنامه های رسانه ها  دیده می شود، صبح تلاوت قرآن و عصر و یا شام چند دقیقه عالم دینی پیرامون برخی مسایل دینی صحبت می کنند و  در هنگام غربت مختصر تلاوت قرآن دیده می شود. دیگر گویا ماه مبارک رمضان  بر رسانه ها ناشناخته اند. ماه مبارک رمضان بر رسانه ها تنها  نامی است و بس!
 فرهنگ رمضان و محصول فرهنگی رمضان  در رسانه ها دیده نمی شود،  در رمضان تولید برنامه های دارند و پخش می کنند، که با روح روزه نا سازگاری دارند. آثار سلامتی جامعه با سلامت رفتار افراد جامعه تامین می شود، در برنامه رمضان از دید رسانه ها به دور مانده است.  رسانه ماه برای رمضان ایجاد فرهنگی که آثار رمضان در جامعه نهادینه شود، روی دست ندارند و ماه رمضان برای رسانه یک  شوخی است، که ازکنارش با  چند برنامه کوتاه  می گذرند. رمضان تنها مناسک ظاهری آن هم در ظاهر با تعصب خشک در کشور باقی است،  رسانه ها هنوز قادر نشده که پیام روزه داری و سلامت و احساس امنیت به جامعه القا نتوانسته است.
 ازهمه مهمتر مساجد وظیفه اش رمضانی بودن است، خطبای مسجد در آشفته بازار مکاره هم قادر به القای  پیام رمضان به مردم نشده است، چون عالمان دینی صاحب منبر  اکثر شان نه سواد مورد نیاز مردم دارند و نه هم تقوی که مردم  را شیفته خود نمایند. به هر حال تعداد اندک از علمای دین اگر به هردو ابزار مسلط هستند، یا بازار کار ندارند و یا تعداد شان  قطره در دریای وا نفسا هستند، در خروش این دریا و در تاریکی گم می­شوند، این هم روزگار است، که به قول سنایی با این که بازار دیانت به خاطر نا بسامانی، جنگ و پریشان و نا امیدی و غلبه دنیا پرستی کم رنگ شده است و لی آفت ریا عمل عبادی رمضان مردم را آتش زده است. در کشور ما تنها از رمضان رسمی باقی مانده است. گروهی به عنوان لیبرال و سکولار  جدید، انسان گرا  بلای دیگر بر مردم فقیر  و جنگ زده است، علی رغم همه رنج ها، حس پوچگرای در میان جوانان ترویج می نمایند، که بر  سیه روزی مردم افزوده است و نزاع درسطح خانه و جامعه ریشه دار نموده و هم هویت مردم را به تاراج برده است. این  نابسامانی فرهنگی سبب شده که است تمام هنجارهی سنتی و مدرن در این کشور مفهوم خود را از دست داده است، روزگار همان است، که سنای  مرحوم در اشعارش به نمایش در آورده است، که زبان حال روزگار ما هم است:
سروده سنایی، در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار
--ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده‌اند------از سر بی‌حرمتی معروف منکر کرده‌اند
در سماع و پند اندر دین آیات حق-------- چشم عبرت کور و گوش زیرکی کر کرده‌اند.
 کار و جاه سروران شرع در پای اوفتاد------زان که اهل فسق از هر گوشه سر بر کرده‌اند
پادشاهان قوی برداد خواهان ضعیف------مرکز درگاه را سد سکندر کرده‌اند
ملک عمر و زید را جمله به ترکان داده‌اند-----خون چشم بیوگان را نقش منظر کرده‌اند
شرع را یکسو نهادستند اندر خیر و شر-----قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده‌اند
عالمان بی عمل از غایت حرص و امل------خویشتن را سخرهٔ اصحاب لشکر کرده‌اند
گاه و صافی برای وقف و ادرار عمل-------با عمر در عدل ظالم را برابر کرده‌اند
از برای حرص سیم و طمع در مال یتیم-------حاکمان حکم شریعت را مبتر کرده‌اند
خرقه‌پوشان مزور سیرت سالوس و زرق--------خویشتن را سخره­ی قیماز و قیصر کرده‌اند
گاه خلوت صوفیان وقت با موی چو شیر-------ورد خود ذکر برنج و شیر و شکر کرده‌اند
قاریان زالحان ناخوش نظم قرآن برده‌اند------صوت را در قول همچون زیر مزمر کرده‌اند
در منازل از گدایی حاجیان حج فروش-------خیمه‌های ظالمان را رکن و مشعر کرده‌اند
مالداران توانگر کیسهٔ درویش دل---------در جفا درویش را از غم توانگر کرده‌اند
سر ز کبر و بخل بر گردون اخضر برده‌اند-----مال خود بر سایلان کبریت احمر کرده‌اند
زین یکی مشت کبوتر باز چون شاهین به ظلم-----علمی بر خلق چون چشم کبوتر کرده‌اند
خواجگان دولت از محصول مال خشک ریش----طوق اسب و حلقه­ی معلوم استر کرده‌اند
بر سریر سروری از خوردن مال حرام-------شخص خود فربی و دین خویش لاغر کرده‌اند
از تموز زخم گرم و بهمن گفتار سرد------خلق را با کام خشک و دیده­ی تر کرده‌اند
خون چشم بیوگانست آنکه در وقت صبوح-------مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده‌اند
تا که دهقانان چو عوانان قباپوشان شدند------تخم کشت مردمان بی بار و بی‌بر کرده‌اند
تا که تازیکان چو قفچاقان کله‌داران شدند-----خواجگان را بر سر از دستار افسر کرده‌اند
از نفاق اصحاب دارالضرب در تقلیب نقد------مومنان زفت را بی‌زور و بی‌زر کرده‌اند
کار عمال سرای ضرب همچون زر شدست-----زان که زر بر مردمان یک سر مزور کرده‌اند
شاعران شهرها از بهر فرزند و عیال-----------شخص خود را همچو کلکی زرد و لاغر کرده‌اند
غازیان نابوده در غز و غزای روم و هند-----لاف خود افزون ز پور زال و نوذر کرده‌اند
جبه دزدان از ترازوها بر اطراف دکان----    - طبع را در جبه دزدیدن مخیر کرده‌اند
ای دریغا مهدیی کامروز از هر گوشه‌ای-----یک جهان دجال عالم سوز سر بر کرده‌اند
مصحف یزدان درین ایام کس می‌ننگرد------چنگ و بر بط را بها اکنون فزونتر کرده‌اند
کودکان خرد را در پیش مستان می‌دهند-----مر مخنث را امین خوان و دختر کرده‌اند
ای مسلمانان دگر گشته‌ست حال روزگار--------زان که اهل روزگار احوال دیگر کرده‌اند.
ابراهیم حسن زاده:
8/4/1394




[1] - حر عاملی،شیخ محمد بن حسن،وسایل الشیعه الی التحصیل مسایل الشریعه ج10/313  با ب18 احکام شهر رمضان ح20
[2] - همان مدرک ج10/312 باب 18 احکام ماه مبارک رمضان ح19
[3]  حر عامالی، شیخ محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج10 با 11 اواب آداب الصیام ح4-5
ابی بصیر قال سمعت ابا عبد الله (ع) یقول: اِنّ الصیام لیس من الطعام و الشراب وحده اِنّ مریم (ع) قالت « انی نذرت للرحمن صوما» ای صمتاً فاحفطوا السنتکم، و غضّوا ابصارکمٰ و لا تنازعوا و لا تحاسدوا فاِنّ الحسد یاکل الایمان کم تاکل النار الحطب.
[4] -  دیوان  حافظ، غزل شماره ۲۴