Google+ Followers

۱۳۹۴ خرداد ۲۱, پنجشنبه

تفاوت بین معصومه مرادی و حبیبه سرابی از زمین تا آسمان



 =


خانم مرادی از طبقه فرو دستان و در یک خانواده کارگر ساده­ ی پر تلاش مؤمن، مذهبی و با لقمه حلال تربیت شده است،  حبیبه سرابی متعلق به خانواده­ی  تحصیل کرده امّا درباری و عمله ستم، در دامن بیت المال بزرگ شده امّا از مذهب بی خبر و عاری از دغدغه های معنویی تربیت یافته است.
 خانم معصومه مرادی تحصیل خود را در مهاجرت با همت بلند، تا سرحد لسانس  به پایان رسانید، به اساس نیاز افغانستان تجربه  خود را به خدمت مردم افغانستان گذاشت و  برای  بالا بردن مدارج علمی خود،  دوره ماستری را در نمایندگی دانشگاه پیام نور  در رشته مدیریت سپری نمود،  درآموختن و افزودن دانش لحظ­ی درنگ نکرد و نمی کند، در پی کسب درجه دکتری است او  درهمه احوال دانش آموز علم و تجربه اندوز دانستنی ها می باشد.
 خانم حبیبه سرابی در کابل تحصیلات خود را در رشته  دوا سازی به پایان آورده است و در برخی مؤسسات کار نموده است و لی فاقد دانش اجتماعی است حتی قدرت یک صفحه نوشتن را هم ندارد.
 خانم مرادی مانند عقاب به آینده مردم خود نگاه می نماید، منافع عمومی مردم را فدایی بازی سیاسی  نمی کند، او بقای خود را با بازیی سیاسی جستجو نمی کند، بل که بازی های سیاسی را از مدیریت حکومت محلی به دور نگاه می دارد. به عدالت منطقه­ ی و مشارکت سیاسی در کابینه خود به اساس شایسته سالاری و پرهیزگاری توجه دارد. این اصل را  به عنوان یک سیستم در دایکندی نهادینه می کند، سعی در پرورش مدیران بومی و به کار گیری آنان دارند، زیرا توسعه مناطق محروم در دراز مدت تنها با مدیران شایسته بومی امکان پذیر است، از این رو علاقه ندارد، که از بیرون دایکندی افراد را گزینش نماید. تمام همت خانم مرادی  تامین منافع مردم دایکندی است در بعد اجتماعی مهار نزاع سیاسی و اجتماعی و استقرار همدلی  و وحدت بین مردم است.  خانم مرادی به تمام بزرگان احترام گذاشته و همگان به استراتیژی بلند مدت فرا می خوانند، همه را برای در مبارزه  بیرون بردن  دایکندی از محرومیت دعوت می نماید، مهم ترین هدف  خانم مرادی مهار اختلاف سیاسی  است، که مانع پیشرفت دایکندی است.
 خانم حبیبه سرابی همتش تنها از قدرت ولایت بقای خود ش در قدرت بود  و برای توسعه باند مافیا، خود دست به هر بازی سیاسی وکثیف و باج  دهی به حلقات قدرت سیاسی زد هر روز با یکی از رهبران معامله می کرد و برای همین کار برای پاسخ به تظاهرات مردم بامیان با عبد الرحمان وکیل معامله کرد، که نتیجه معامله  آصف مبلغ را معاون  خود و برادر فاضل را از مرکز بامیان به شهر داری بامیان گزینش کرد و شاید مستمری نقد برای برخی افراد وکیل شهیدانی تعیین نموده است و با این که افراد به مراتب شایسه تر از آصف کاندید بود و برای بامیان مفیدبود، چون در حلقات فاسد سیاسی نبود، کنار گذاشته شد. حبیه سرابی مانند گرگ لاشخوار تنها برای تامین منافع خود تلاش کرد و زمینه ساز برای فروش زمین­های لایزرع خانواده اش را احیا نمود که  از نظر شرعی ازمالکیت شخص خارج شده و جزء بیت المال شده بود و تصاحب این زمین ها در دوره اقتدار شان درحکومت طاغوت بود.   ده ها جریب زمین را این گونه به زمین شهری در آورد، با قیمت افزوده با فروش آن صد ها میلیون ها افغانی به جیب خانواده اش سرازیر کرد. تمام پولهای که والی در مصرفش اختیار مستقل داشت، او  از این پول قرانش خرچ نکرده و درکابل به خزانه شخصی خود  انتقال داد، که مورد مصرفش درامور اجتماعی و حمایت افراد نخبه بامیان بود و حاضر به حساب دهی مالی به این امور نشد. در تجارت عتیقه هم مثل سایرین ارباب قدرت شریک بود. برای  این که فضا را  به نفع خود حفظ نماید، تمام خبر نگاران را باج  داد و برای برخی آنان حقوق ماهیانه  وضع نمود.  ریشه های فساد حکومتی را در بامیان غرس نمود. بحران امروز برای نصب والی  جدید محصول فساد سیاسی بامیان است، که مادرش حبیبه سرابی است!. او مانند  سیماثمر بامیان را طعمه پنداشت، تا توانست از اقوام غزنچه خود در ادارات  بامیان تزریق نمود. نه تنها به این اکتفا نکرد، به حمایت افراد خود از مهاجران غزنی می دانست به قیمت آبرو ریزی اش تمام می شود برخواست. این کار او سبب نزاع اجتماعی کلان شد،  امروز مردم بامیان از هرغزنچه متنفر است، در نتیجه سیاست حبیبه سرابی تفرقه و حکومت بود. خود را ضد جنگ سالار و رهبران را متهم به جنگ سالار می نمود،  با هر زبانی جهاد را نکوهش می کرد.
 خانم مرادی، تمام نخبگان دایکندی را در بورد مشورت عمومی خود جذب می نماید او  نخبگان دایکندی را   به بد و خوب  و یک را  به خود نزدیک و دیگری را دور نمی کند و به همه با چشم یک سان نگاه می کند، او مقام ولایت را تنها پست ریاستی می داند که مسؤولیت قانونی دارد، ولی در عمل همه مردم  دایکندی را والی می داند، او تمام برنامه های خود را با حمایت مردم  و پشتیبانی مردم  به پیش می برد او  همیشه در کنار مردم و با مردم  و در میان مردم خواهد بود. او به خاطر به بقای خود از ابزار فاسد، باج دادن افراد و تفرقه بین نخبگان هرگزاستفاده نمی کند، او تمام حساب مالی  شفاف  خواهد داشت و تمام پول دایکندی را به نفع مردم هزینه می کند. او سیستم  سالم مدیریت را در دایکندی نهادینه خواهد کرد، چه او والی باشد و نباشد،  اداره های  دایکندی در مسیر سالم قرار خواهد داشت و در آینده هیچ والی قادر نیست که از سنت حسنه مدیریتی او عدول نماید.
 حبیبه سرابی انگیزه­ ی برای تقویت ارزشهای دینی نداشت،  تمام هنجار شکنی حاضر بامیان محصول فکری حبیبه سرابی است، درخفا  بل که با دیانت معاندت هم داشت، از این رو  همیشه افراد بی دین را  حمایت می نمود. او هرگز  برای بهبودی مدیریت امور دینی منابع سنتی اوقاف، منبر و مسجد و سایر امور به عنوان نهاد فرهنگ­ساز، کار نکرد و برای آگاهی عامه و مهار خشونت های فامیلی و آگاهی عموی از منابع سنتی منبر و ملا استفاده نکرد و برای تحقق عدالت و رفع نزاع های پلوانی  از این منبع ارزان سنتی با کمک ابزار مدرن بهره نگرفت. امروز  به اساس تحقیق برخی مؤسسات حد اقل ماهی  نیم میلیون دالر مردم  بامیان به خاطر دعوی بی جای به محاکم و سایر اداره ها دولتی رشوت می دهد.
 خانم مرادی به دلیل که دانش بلند اجتماعی دارد، ارزشهای معنوی را اصل بی بدیل می داند و خود را ضامن سلامت رفتار مردم  می داند و مردم  بخشی از  دارایی خود را به نزاع های اجتماعی بیهوده از دست ندهد،  در نهادنه کردن تقوی اجتماعی و  در رشد عقلانیت تحلیلی و قضاوت وجدانی  مردم و تقویت ارزشهای دینی از هیچ کوشش فروگذار نخواهد کرد. و ا ز این رو  او با تعامل مثبت با جامعه  روحانیت در تمام عرصه های عمومی  از حقوق بشر تا محو خشونت های اجتماعی و فامیلی از منابع سنتی  منبر و ملا با ابزار مدرن استفاده مطلوب خواهد نمود. خانم مرادی  از مسیر درست مناقشات بین دهات و فامیلی  را به حد اقل  خواهد می رساند.
 حبیبه سرابی به دنبال سراب و رهبر شدن خود از راه بازی سیاسی کثیف بود، بامیان  تنها سکوی پرش خود می دانست ، در مدت یک دهه از زمام داری خود فرصتهای از مردم بامیان گرفت و که خسارتش  در محاسبه کمتر از یورش بچه سقاو در بامیان نبود، که مردم مرکز بامیان را آواره کرد و حتی تاجیکان شمالی و پنجشیری از شش پول تا تول واره اسکان داد و ساکنان اصلی این سرزمین  را محکوم به جلای وطن نمود.
  هیچ یکی از شاخصه های حکومت داری خوب در دوره او  در بامیان  تحقق نیافت و بل که   فساد که در بامیان ریشه نداشت، ریشه گرفت و مانند  ریشه های سرطان  به تمام اداره های بامیان سرایت نمود. مردم بیشتر از گذشته متملق،  ریا کار و کارمندان بلند رتبه به کفتر های خوانخوار می مانند، که غذای شان خون مردم است.
 اما خانم مرادی به خاطری که دیدگاه استیراتیژی دارد، تمام همت خود را به تحقق حکومت داری خوب  به کار می گیرد، که برآیند آن حکومت پاسخگو، مسؤولیت پذیر و شفافیت در حساب باشد و مردم صادق، بی ریا ، معتمد به نفس تا جای که مردم خواهان عدالت و تغیر است، نگاه مردم از ازندگی روزمره به دید بلند و تا مدیریت نسل آینده تغییر می­دهد،  مردم خود را منشا هر تغییر می داند،  قدرت بر تغییر را مردم با تمام وجود در ضمیر خود می یابد.
 خانم حبیبه سرابی قادر به جذب بودجه بیرون از بودجه دولتی نبود و توان به ساماندهی تجارت محلی از مصرف کننده صرف، به تولید کننده نبود، او عقلانیت معیشتی مردم را کشف نتوانست و تا خود مردم تغییر در سفره خود ایجاد نماید. نتیجه حکومت سرابی رشد مصرف خانوار ها بدون  که در، درآمد شان رشد ایجاد شده باشد. اقتصاد مستقل سنتی  مردم سالها در  تحریم و محاصره  خود را سر پاه نگه می داشت، به اقتصاد وابسته مصرفی تبدیل نمود. از کل بودجه پیشنهادی 15 تا 20 در صد تمام سالهای حکومت و زمامداری خود مصرف نتوانست.
 خانم مرادی در کنار بودجه دولتی تمام همت خود را در جذب سرمایه ها  بیرون دولتی مصرف  می نماید و هم به کمک بخش خصوصی منابع سنتی را به تولید وافر می رساند. در نهایت تجارت محلی مصرف کننده به  به تجارت تولید کننده  می رساند، او سعی خواهد نمود ، با برنامه دراز مدت، کو تاه مدت و بلند مدت که منایع در آمدرا از خود منطقه کشف نماید  با وفورتولید از منابع بومی زمینه اقتصاد رو  به رشد و توسعه پایدار را رقم خواهد خورد و سعی خواهد نمود از تمام ابزارهای مدرن و تجربه رفع محرومیت زدایی سایر کشورها را  استفاده نمایند.  در نهایت تغییر محسوس را در درآمد مردم ایجاد خواهد نمود.
من با تواضع از همه نیرو های نخبه دایکندی و علمای دین و سران با نفوذ مردمی  دایکندی می خواهم  به دست همکاری به دختر تان بدهید تا دایکندی در موقف تاریخی خود قرار بگیرد و به امید عزت و بهروزی تمام مردم افغانستان. وسربلندی مردم دایکندی!
 ابراهیم حسن زاده:     
 کابل:21/3/1394