Google+ Followers

۱۳۹۳ مهر ۲۸, دوشنبه

چرا من بدون امتیاز از تیم اصلاحات وهمگرای حمایت کردم.




 درمدتی درکابل نفس کشیدم دریافتم، عناصر قومی در سایه نظام مردم سالار درصدد تنگ کردن حضور مردم ما در بدنه تصمیم گیری در سطح ملی هستند. روایت شده:  استاد خلیلی به کرزی گفت، سهم مردم ما را از پنج وزیر به دو وزیر رسانیده اید. کرزی در جواب استاد خلیلی گفت: از من بسیار خوشحال باشید، در تاریخ پادشاهی مهربان تر از من برایتان سراغ ندارید، من به شما مدارا ها کرده ام. من بابت همین مقدار فرجه به شما داده ام تحت فشار هستم؛ دیگران به همین راضی نیستند. کرزی با زبان اشاره فهماند که حتی طالبان و مخالفان مسلح نظام درپیام پنهانی به کرزی یکی پیش شرط شان برای صلح حذف این ملت را از بدنه قدرت است.
تمام نشانه ها نشان می داد، که کرزای در صدد انحصار قدرت برای یک تیم است و برای دموکراسی و نهادینه شدن آن زیاد علاقه ندارد. از سوی دیگر  برخی روشنفکران این وضعیت را مناسب می دانستند، در کنار کاروان پیروز قرار داشتن را ترجیح می دادند. کسی در فکر تغییر نظام با ری مردم نبود.  تنها مردم عادی از این روند ضرر می کردند. روند دموکراسی  به فساد می انجامد، به نحوی قدرت در کشور به مافیای شدن نزدیک می شد و مردم و ری مردم  تبدیل به بازیچه شده بود. احزاب در کنار قدرت شریک قدرت به  انحصار همین فرصت برا ی خودشان بودند. رشد استبداد و نابرابری توزیع فرصتها در تمام مجموعه های سیاسی  به شکل تمور بدخیم در حال بزرگ شدن بود.  
بنابراین از تیم اصلاحات در نهایت حمایت کردم، حد اقل این فکر هرچه کرزی تصمیم بگیرد، همان می شود، از ذهن مردم پاک شود و این پندار رای مردم تاثیر ندارد، اشتباهش آشکار شود،  تمام این اندیشه سازگاری با کاروان قدرت با فساد با ری مردم ازبین برود. همه درک نمایند که در اصل ری مردم تعین کننده است، نه تشکیلات نزدیک به قدرت. با تغییر قدرت  هرچند اگر اراده به ریشه کنی فساد نداشته باشد، بازهم نفس چرخش قدرت و جابجای افراد درکاخ ریاست جمهوری نیز برای کاهش فساد و جلوگیری از  گسترش فساد خوب است.
از استاد محقق چند بار خواستم که باید عبد الله از قضایا غرب کابل عذر خواهی کند و اگر عذرخواهی نمی کند، اظهار تاسف نماید. استاد محقق در جوابم گفت: عبدالله نقش کلیدی در جنایات غرب کابل نداشت. دوم ستم اینان محدود در زمان ومکان معین و کوتا بوده است و ما هم انتقام خود را گرفته ایم، ایشان طرح این مطلب را مناسب ندانست.
 تمام همتم این بود که ری مردم ارزش پیدا کند تا روشنفکران و تحصیل کردگان به جای ساختن به مافیا قدرت، به رضایت مردم تلاش نمایند و هرگاه رضایت مردم ملاک مشروعیت  ادامه حکومت رانی قرار گرفت. حکومت پاسخگو و شفاف می شود و فساد حکومتی کم می شود. در نهایت ارزش اصلی ری مردم باشد، تا  مردم آهسته آهست به نخبه گرای روی بیاورند.
 من هنوز مردی را از قوم حاکم در افغانستان نیافتم به دموکراسی باور داشته باشد و به ملزومات آن پای بند باشد، من اکثر این مدعیان تصاحب ریاست جمهوری یافتم، گویا به ما خیرات می دهد و بخشی ما را از حقوق قرار است، رعایت کنند،  با حس ترحم به ما می دهد.  در واقع در ته دلشان راضی به این نمی باشد تا جای که امکان دارد، ما را از  فرصتها محروم می کند و از بدنه تصمیم گیری کشور ما را کنار می گذارد.   همه گرگهای حریص در کمین نشسته  حقوق مردم است. هرچه در شعار می گویند فریب است و در باطن نیت دیگر دارند.  در چنین شرایط باید بین سرور دانش و محقق باید حق را به محقق داد، که در میدان گرگها قادر به مطالبه حقوق  مردم و پاسداری از حقوق مردم  قهرمان و میدان دارش است. هم از انحصار قدرت دریک مجموعه کوچک رها شده دامنه اشتراک در قدرت  فراختر شود. ازاین رو حمایت از محقق را به نفع مردم می دانستم و حتی بدون  حمایت معنوی و مادی از استاد محقق حمایت کردم . حال هرچه شد، یک دستاورد مهم این نبرد دارد،  که ری مردم است و قدرت در مجموع با تشکیل وحدت ملی در تعادل است دیگر کسی قدرت را به نفع شخصی خود استفاده نمی تواند. از انحصار قدرت جلوی گیری شد و زمینه  های تحقق طبیعی دموکراسی با حضور مردم هم فراهم می شود.
 حاصل نبرد بی امان همین مطلب، که مردم باید حکومت را انتخاب و از آرا خود پاسداری و مانع سوء استفاده حاکمان از  قدرت بشوند.  مردم به سوی انتخاب افراد سالم و دلسوز وصادق اقدام نمایند تا با انتخاب افرا کاردان صالح بستر انسانی فساد را ازبین ببریم.
 به امید آن روز که مردم ارزش ری خود را درک نمایند و ارزشی انتخاب نمایند تا با انتخاب درست کشور معمور . آباد و ملت عزیز و سر فراز  داشته باشیم.
ابراهیم حسن زاده: 27/7/1393

۱۳۹۳ مهر ۲۰, یکشنبه

نامه سرگشاده به رییس جمهور محترم اشرف غنی احمد زی


نامه سرگشاده به رییس جمهور محترم اشرف غنی احمد زی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله و صل علی محمد و اله و صحبه المرضی عنهم.
 جناب رییس جمهو غرض از نوشتن نامه بیدار کردن وجدان های خفته وآگاه ساختن ذهن های غافل ، تلنگر زدن بر اندیشه های جاهلانه و هدایت مردم از تاریکی به دریا نور و از کویر  بدبختی به ساحل بیکران خوش بختی و نشان دادن طلوع آفتاب امید بر بام زندگی مردم است، تا مردم رنج کشیده در پر توی عقلانیت و معنویت به حیات طبیه برسند و  مردم در زمینه نیازمندی هایشان دغدغه نان و سرپناه نداشته باشند و هم در سفر آخرت خود مستحق ورود به بهشت  شوند و همه به کسب رضای حضرت حق موفق شوند.  جناب رییس جمهور به همتای  سابق شما سه نامه سرگشاده نوشتم، ولی یکبار از من نخواست که نویسنده چه می خواهد و اگر او نامه های شهروند بی ادعایش یکبار می خواند واهل تفکر و عبرت پذیری بود، امروز افغانستان سرنوشت غیر از این  برای مردم رقم می خورد و اعتبار تاریخی برای خود و خانواده اش کمای می کرد.
  یک شب از حسن تصادف از تویتیر با  باراک اوباما رییس جمهور بزرگترین قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی دنیا رخ شدم و بیش از چند دقیقه باهم  کلماتی رد و بدل نکردیم ولی بار ها ازطریق ایمیل دعوت نامه مختلف از دفترش در یافت کردم  و چند بار به  صرف نهار در کاخ سفید با رییس جمهور دعوت شدم. این  سادگی ارتباط یک شهروند  با بالا ترین مقام کشور سبب شفافیت و پاسخگوی حکومت در برابر مردم است.  نامه سر گشاده ی به رییس جمهور ایران نوشتم در اولین فرصت از سوی مشاوران ارشدش شاهد عکس العمل بودم و به من اعلام نمود، محتوی نامه شما مورد توجه واقع شده و ان شاء الله  آز آن استفاده می نماییم. من با منطق اصحاب جهنم که خدای سبحان در  قرآن کریم حکایت می نمایند به تفکر و اندیشندن این نامه  توجه شما جلالتماب را جلب می کنم: «تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ *َ قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ*وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ*فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ( المک/8-11)»
نزديک است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهى در آن افکنده مى‏شوند، نگهبانان دوزخ از آنها مى‏پرسند: «مگر بيم‏دهنده الهى به سراغ شما نيامد؟!»مى‏گويند: «آرى، بيم‏دهنده به سراغ ما آمد، ولى ما او را تکذيب کرديم و گفتيم: خداوند هرگز چيزى نازل نکرده، و شما در گمراهى بزرگى هستيد!» و مى‏گويند: «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مى‏کرديم، در ميان دوزخيان نبوديم!» اينجاست که به گناه خود اعتراف مى‏کنند؛ دور باشند دوزخيان از رحمت خدا!
 جناب رییس جمهور! نامه مرا شخصا بخوان و تعقل و تفکر نما
 کشور ما سالهای دراز  دچار بی ثباتی سیاسی گردیده است و همین بی ثباتی سیاسی سبب شده است، که امید به زندگی در کشور به کلی ازبین برود، کسی امید بهبودی این وطن را  ندارد همه در تلاش یافتن پناهگاه دیگری در سرزمین های بیگانه هستند. این نا امیدی در افراد  کشور وجدان  افراد قدرتمند دولتی، فکری و ثروتمند کشور را کشته است و در سایه ترسناک بی وجدانی همه به اختلاسگران از فرصهتای اقتصادی کشور برای نسل خودشان تبدیل شده اند و همت شان  به بیرون بردن سرمایه ملی به خارج از کشور معطوف شده است. این فضای معیشتی با چنین ذهنیت در کشور فرهنگی را نهادینه کرده است که  افراد قوی روزی شان از جیب ضعفا ملت  طالبند و کسی در فکر این امر نیستند که قشر ناتوان جامعه را قوی بسازند و با قوت اقراد نیرومند تا کشور را قدرتمند بسازیم  و از این رو هرکسی و در هرسمتی قرار داشته است، منصبش را شکار گاهی دانسته تا ارباب رجوع را جور دهد  با جور زمینه رشوت را فراهم نماید.  من یک شهروند عادی کشور هستم به اساس نیازمندی به ادرات دولتی داشته و مراجعه نموده ام و یافته عینی خودم را با شما در میان می گذارم. در این کشور اگر کسی زور نداشته و پارتی نداشته باشند، کارش بدون پرداخت رشوت خلاص نمی تواند. مامور چنان بهانه گیری می نماید، تا مراجعه کننده مجبور به پرداخت رشوت می شود.   از باب نمونه مشت به خروار به این سرنوشت ما توجه کن:  پلیت موتر  از دوستی از پیشم به سرقت رفت و برای گرفتن پلیت هم از رابطه استفاده کردیم و هم مبلغ شش هزار افغانی  رشوت به جای که  آشنا نداشتیم پرداخت نمودیم وحتی ریاست تحقیق و کشف  قمندان امینه کابل برای یک معرفی نامه  یابیده نشدن پلیت  با استفاده از رابطه   مقام با لاتر از  او،  بازهم پیاده دفترش در چهار راه ملک اصغر راه را بر ما بست تا میلغی به او ندادیم رهایمان نکرد. بعد از چهار ما سرگردانی با استفاده از پارتی و پرداخت رشوت موفق به اخذ پلبیت المثنی شدیم.این شیوه معمول همه اداره های کشور است با شدت و ضعف ولی استثنا ندارد.  شما خود از این  مجمل حدیث مفصل بخوان.
 در امر گرفتن و انجام  پروژه ها  اختلاس به اوج خود رسیده است. یعنی  شما فکر نکیند وجدان ماموران  دولتی تنها مرده است بل که این شرایط وجدان همه ملت را به مسلخ قربانی کرده است و حتی تجار تا خورده فروش محله ها  در سدد خاک زدن به چشم مشتری است  شما  رعایت انصاف را درسود تجارتی در سطح کلان و کوچک در کشور نمی بینید.
 این بی ثباتی سیاسی در امر کلان سبب فرار از سرمایه وفرار مغزهای مولد از کشور شده است و تنهاد فرار مغز ها به کشور میلیارد ها دالر به کشور خسارت وارد نموده است و فرار مغز های مولد و سرمایه عامل اصلی فقر کشنده در کشور است.
  بنا براین اولین مقوله که فساد از کشور گم شود، باید به هرقیمتی که می شود  ثبات سیاسی را به کشور برگردانید تا رنجهای این مردم پایان بابد. پیش از توافق بن  هریک دقیقه یک افغانستانی مهاجر و در پنج دقیقه یک هموطن ما کشته می شد. امروز بعد از حضور جامعه جهانی و استقرار نظام مردم سالار با رعایت حقوق بشر  به طور متوسط هر روز،  سی نفر در این کشور کشته می شوند.  از بین رفتن این تعداد نفر در هر سال  در کشور آسیب های زیاد بر کشور و خانوده ها وارد می کند و نفس روند جنگ خودش فاجعه است. تا امید به زندگی در کشور واقعی نشود، وجدان خفته بیدار نمی شود و فساد از این کشور ریشه کن نمی شود. برای جذب سرمایه های خارجی علی رغم تسهیلات قانونی بدون ثبات سیاسی زمینه به وجود نمی آید و افغانستان بدون سرمایه گذاری خارجی به توسعه پایدار دست نمی یابد. قرار نیست مردم افغانستان فقر و رنج و ماتم را همیشه نسل بعد نسلی تجربه کنند. باید متوجه بود، که بخشی از عوامل بی ثباتی سیاسی کشور ما  به کهنه زخم خط دیورند بر می گردد. در ضمن  جلب اعتماد  تمام کشور های همسایه روی این موضوع مهم که دارایی اهمیت است. این دعوی را  از دعوی سیاسی به حقوقی و از منطقه ی  به بین المللی و سرانجام سرنوشت ختم منازعه سیاسی را به عهده اراده سازمان ملل متحد بگذارید. جناب رییس جمهور بدون حل این معضله تاریخی، جنگ در کشور خاتمه نمی یابد و مبارزه با فساد و اصلاحات همه هزینه بردار می شود وهم نتیجه زود بازده ندارد وتمام تلاشهای شما مانند میخ کوبیدن سرچپه به دیوار است.
دومین امر سبب نابسامانی این کشور شده و بین اتباع کشور تفرقه و بی اعتمادی آفریده و سبب نا کارآمدی حکومت شده است،  تعصب و تبعیض است. این نگاه سیاسی کشور را به  گوشت کفته تبدیل کرده است. شما با تخصص به مردم شناسی دارید و حتما ذهن شما به این مقوله تاریخی برخورد کرده  چگونه تمدن ها به وجود آمده و چرا تمدن ها منقرض و نابود گردیده است. زمانی تمدن ها به وجود آمده  که ارباب قدرت از همه استعداد های  خلاق بدون ملاحظه سیاسی برای رشد اقتصاد و دانش استفاده کرده است و هرگاه  از نیروی انسانی با نگاهی تعصب و تبغیض استفاده نمودند،  نه تنها تمدن میراث گذشتگان را  حفظ نتوانستند بل که تمدن ها را نابود نمودند و چون محور همه تمدن ها عناصر خلاق و مولد  انسانی  همرا ه با آزادی است و با نبود چنین نیروی انسانی و آزادی، کشور در محاق فقر و جهل و خشونت فرو می رود.
آیا توجه کردید که چنگیز و تیمور لنگ برای استیلای بر ملت ها و  کشور گشای جنایت  ها هولناک مرتکب  شدند و از  سنت تخریب  برای غلبه استفاده می کردند.  چرا شهرهای ویران شده دوباره در مدت کوتاه احیا شد و به مردم ها نجات یافته از جنگ و تمدن از بین رفته دوباره جان بخشید، چون دوباره  به دلجوی همه افراد زخم خورده از جنگ مبادرت نمودند و از همه استعداد های موجود  استفاده نمودند و در مدت کوتاهی بر خرابه های جنگ خود شان تمدنی را بنا نهادند. ولی کشور ما در گذشته خود مانند سنای، مولا نا جلال الدین، فخر رازی، فارابی، ابو ریحان بیرونی، خواجه عبد الله انصاری و تا عبد الرحمان جامی را به جامعه تحویل داد که امروزدر فرهنگ جهانی شریک هستیم ولی  چرا در تاریخ  معاصرکشور قادر به حفظ همین دستآورد های نسل گذشته نشد وحتی جهل و فقر در کشور روز به روز گسترش یافت و حتی بخشی از خشونت در کشور میراث همین فرهنگ است. جناب رییس جمهور سلاطین گذشته در سیاست خود تعصب و تبعیض را حذف نکرد و سیاست جابجای  جمعیت به کار گرفتند، با آن  که همه امکانات تاریخی  بدون خسارت کلان جنگ بیرونی در دست شان قرار گرفتند  و حتی گرد جنگ جهانی اول و دوم  به دامن افغانستان ننشست. ، چون کسانی قدرت تولید و زمینه تجارت را به کشور داشتند و فراهم می کردند از سرزمینهای های شان کچانیدن و کسانی را حتی  همین صنعت دهقانی را  آشنا نبودند، جای دادند و استعداد های خلاق کشور را یا کشتند و  اگر عده ی آنان از مرگ هم  نجات یافتند به کشورهای دیگر فرار نمودند.  من  به یکی از اسناد وزارت امور خارجه انگلیس خواندم ، مهاجران هزاره  با خود شان در خراسان بیش از 18 نوع صنعت از افغانستان به ایران انتقال دادند و تجارت را رونق دادند و سبب وفور تولید غله شده است،  به نحوی که دیگر خراسان جو و گندم از روسیه وارد نمی کنند.  آقای رییس جمهور توجه شما را به یک امر انسانی جلب می کنم پایان خشونت عذرخواهی از کسانی است که  قربانی شده اند و جبران خسارت  نسل های آنان است و اگر شما این اقدام شجاعانه را نماید برای همیشه کشور را از بحران بیرون می کشید. با توجه این مطلب برای شما با صراحت می گویم که  پدیده کوچی  با وسعت امروزی محصول سیاست تبعیض و تعصب در کشور است. حمایت از این پدیده ادامه سیاست غلط گذشته است.
 با توجه به این مقوله جناب رییس جمهور به  شما توصیه می کنم:  تنها  روی موضوع کوچی تمرکز نکنید و باید به یک امر ملی توجه نمایید، زیرا  برخی مناطق در افغانستان سه ماه بهار دارد و نه  ماه  مردم در زمستان  زمهریری زندگی می کنند، گویا جهنمی  است، خدا در قرآن بنام زمهریر یاد می کند وهم در سراسر کشور افراد بی زمین و کم زمین است که محصولات دهقانی کفاف زندگی شان را نمی کند  و در فقر  برهنه دست و پنجه نرم می کنند و یا به شهر ها مهاجرت می کنند و نفس این امر برکشور مشکلات خلق می کند، که قابل اندازه گیری نیست. پروسه رفع محرومیت از اقشار محروم و بی بضاعت کشور را به عنوان مشکل ملی دانسته برای همه یک برنامه عادلانه برای پایان دادن محرومیت بسنجید، تا با این کار زمینه همدلی بین اقوام افغانستان به وجود می آورید. هم گامهای  در تحقق ملتی سازی بر می دارید و به رونق اقتصادی و کاهش محرومیت از عده هموطنان گام درست بر داشته شود، تا شالوده وحدت ملی در کشور گذاشته شود. حمایت تنها از  کوچی به عنوان قشر محروم  زمینه سوء استفاده  دیگران را فراهم می کند، بی عدالتی در حق محرومان است که کوچی نیستند و هم ادامه تبعیض و تعصب می باشد.
  عمده دلیلی که کشور به عقب گرایید، همین سیاست مبتنی بر تعصب و تبعیض در گذشته بود، که فرصتهای  دولتی در اختیار افراد قرار گرفت که توانای انجام کار را نداشتند و افراد شایسته را از کار محروم نمودند، چون از قوم پشتون نبودند. عدم توجه به استعدادهای خلاق و مولد و به کار گرفتند افراد نادان در پستهای کلیدی بزرگترین فساد مدیریتی در کشور بود، تا هنوز هم جریان دارد.
 من در چند وزارتخانه اقدام برای تصاحب پستی کردم  ولی وزیر وزارتخانه گفت در این بخش هزاره زیاد می شود و حال خود اداره ذی ربط ضرروت استخدام  مرا به وزیر پیشنهاد نموده بود. این منطق کور  اداره کشور  را به بحران کشیده تا هنوز در طی سالهای متمادی  اکثر وزارتخانه ها بیش  از سی در صد بودجه انکشافی خود را مصرف نتوانسته است. شما این بار  خارج از همه علایق ذهنی ، همت بگمارید و زمینه کار برای همه استعداد های خلاق و مولد  آماده نمایید، با این سیاست هم از فرار مغزها جلوگیری نماید و هم به رشد همه بعدی کشور کمک کرده اید، بیاید این تجربه سعدی به کاربندید تا  ابرهای غصمه از آسمان دل مردم پاک شود.
بکارهای گران مرد کار دیده فرست -----که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند
جوان اگر چه قوى یال و پیلتن باشد ------به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند
نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است ------چنانکه مساله شرع پیش دانشمند.
 تا نگاه ما به کار آمدی و خلاقیت و مدیریت ذاتی افراد نباشد و ملاحظه تیم های که با شما همکاری نموده است  نمایید، تجدید همان روش  محترم حامد کرزای است، که سالهای سال با اجماع سیاسی  جهانی و حاتم طایی کشور ها حامی افغانستان، کاری از پیش برده نتوانست و شما وارث آن همه بی سامانی در کشور هستید  چند سال پس لرزه هایش بند از بندت جدا می کند.
جناب ریس جمهور !  مشکلات کشور هم درساختار اداری و هم در نیروی انسان کشور است، درساختار نیروی انسانی اشاره شد، که سیاست جابجای جمعیت و تبعیض تعصب در توزیع قدرت و ثروت کشور را  فلک زده نمود، شما اسناد تمام کارخانه های در دوره سردار داود خان درشهر صنعتی پلچرخی مطالعه نمایید، دولت وقت  این امکانات را در اختیار یک قومی از پشتون قرار داده است تا هنوز برخی آنان به دولت بدهکار است، چون توزیع ثروت هم ناعادلانه بود، هم کسانی این امکانات دریافت کردند انگیزه کارهای اقتصادی کلان را نداشتند و سبب فقر گسترده درکشور شد، حتی کمک های مالی دولت هم  به صاحبان کارخانه، کارخانه ها را  از ناکار آمدی خارج نکرد.  این سیاست تبعیض در توزیع ثروت حتی تلاش دولت وقت را خنثی نمود.  اگر یادت باشد زمانی که شما رییس مرکز انسجام بودید، من به شما پیشنهاد کردم باید باز سازی از مناطق  که امنیت دارد شروع شود، که هزینه امنیتی آن کاهش می یابد و هزینه سنگین بابت نگهداری بر کشور تحمیل نمی کند و هر نوع پروژه های بازسازی را منوط به همکاری امنیتی نماید. نه این که باز سازی به مناطق نا آرام به عنوان باج تصور شود، اگر یادت باشد من گفتم اگر سربازی در اعمار سرک قندهار  وکابل کشته شود، عقل به ما می گوید سرک از هرات و غور بامیان به کابل روی دست گرفته شود، که جان انسانی در خطر نیست و در نگهداری جان و مال مردم در تهدید قرار نمی گیرد، شما عصبانی شدید ما را با بی احترامی از دفترتان بیرون کردید. امروز  سالها آز آن وقت گذشته به گفته من ایمان می آورید! و درک می کنید: افراد ی برای مراقبت از اموال مردم و سرک کشته شده است و وسایل باربری و اموال تجاره مردم به آتش کشیده شده است و پل ها و سرک ها تخریب شده است وهمه این ها اگر ارزش گزاری شود، قیمتش  چند برابر هزینه ساخت سرک  هرات، قندهار و کابل می گردد. تا نگاه ترجیحی در اقتصاد باشد و تا تعصب و تبعیض در توزیع ثروت اعمال شود، در کشور شاهد رشد اقتصادی نخواهیم  بود، زیرا  در سیاست اقتصاد گزاری تنها سود آوری ملاک است بس.
این بار با عبرت از گذشته شما تصمیمی را بگیرید ، به خیر همه مردم افغانستان است و یا به همان شیوه سنتی مانند عنکبوت در تارهای  سیاست های ترجیحی خود مانند اسلاف خود، در بند می مانید. کشور فقیر و مردم فقیر  وناتوان می ماند و هرچند عده محدودی به آرزهایش برسند ولی فقر و بی چیزی روح نوع مردم را مانند سوهان می ساید.
 در عرصه ساختار اداری، اکثر ادارات ما اضافی است و در آن بیکاری پنهان است. برخی وزارتخانه ها حتی قادر به ایجاد کار برای کارمندانش نمی باشد. بنا براین ارگان های محل به وزارت امور داخله ادغام شود، وزارت متولی امنیت باشد باید متولی کارگزاری هم باشد. اداره مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی که از فاسد ترین اداره در کشور است،  باید به وزارت کار و امور اجتماعی ادغام شود، وظیفه وزارت کار اجتماعی کاریابی و سامان دهی بازار کار است و هم سامان دهی نیروی بشری قوی کاری است. وزارت انکشاف و دهات به وزارت زارعت و مالداری مدغم شود. زیرا وزارت زراعت بیش از 90 درصد کارش به دهات ارتباط پیدا می کند و امور روستای را هم به این وزارتخانه محول شود. وزارت فواید عامه وترافیک شهری به وزارت ترانسپورت  ادغام شود، تا بین امور  حمل و نقل امور جاده و ترافیک هماهنگی به وجود آید و به خوبی مدیریت می شود. وزارت  معادن و صنایع با هم مدغم شود.  در امور قضایی باید ثارنوالی  حذف شود، ثارنوالی  ماند موجود خنثی است که هم خود را از قوی مجریه می پندارد و هم ادعای استقلال مانند قوه قضایه دارد، باید ثارنوالی از فضای قضای کشور خذف شود، محکمه سه گانه در دو دستگاه قضایی در هیچ جای دنیا وجود ندارد، باید وظایف ثارنوالی به عهده محکمه ابتدایه گذاشته شود.
 عجالتا به دو مشکل شهری اشاره می کنم: یکی در امور  هدایت فاضل آب تامین تنظیم آب شرب شهرها بزرگ است، چون اگر قادر نیستیم کوچه های خود را پخته نماییم ولی  ساماندهی  چاه های بدرفت و  مکانیزه نمودن فاضل آب است با همیاری خود مردم کار آسان است. بی توجهی به این امور  سلامت مردم تهدید می کند وآب های زیر زمینی شهری به خاطر استفاده بی رویه در آینده شهر ها را به کمبود آب تهدید می نماید و تمام آلودگی شهر های بزرگ افغانستان ناشی از عدم ساماندهی این دو امر است. هم سبب تحقیر شهر نشینی شده است.
 سیستم حمل و نقل شهری باید مکانیزه شود، وضعیت موجود به همه شهروندان ضرر  می رساند، کندی حمل و نقل در حقیقت و ازدحام ترافیک  موجب تلف شدن وقت و سرمایه همشهریان  است و هم سبب ضایع شدن عمر مفید انسان می گردد. بی نظمی  مسافر کشان سبب جنایت بر مسافران می شود، هم  اینان مالیات  به دولت پرداخت نمی کنند. ساماندهی و مدرنیزه کردن  (Subway  system) معنا دار کردن زندگی شهر ی همشهریان و  بخش از تامین امنیت مردم است.  تذکره دار نمودن  موتر های مسافرکش سبب افزایش در آمد دولت است تا از این رهگذر در آمد ها برای ترمیم و مراقبت سرکهای درون شهری و آسفالت کوچه ها استفاده کرد. تا شهر های افغانستان از حالت  مدیریت ده بر آمده  و حالت شهر در دنیا معاصر ر ا به خود بگیرد. هم امنیت مسافران تامین می شود، شهر های بزرگ کابل مانند جزیره وحشت برای مسافر تازه وارد است.
 امر دوم ما هنوز خود مواد خام پلاتسیکی و مشتقات آن را  در داخل کشور تولید نمی توانیم و با زیافت زباله باید در محور کار باشد تا از این رهگذر استحصال طلای سیاه کمکی به اقتصاد کشور و ایجاد اشتغال و تا ازضایع شدن سرمایه مصرف شده توسط مردم جلوگیری شود.
 در امر اقتصاید باید سیاست های دنبال شود، منافع اقتصادی کشور های همسایه بر منافع سیاسی شان چیره شود.  مدیریت این امر آسان است، باید سرک های ترانزیتی و راه آهن روی دست گرفته شود و همچنان انتقال گاز های ترکمنستان به جنوب آسیا از  اولویت اقتصادی شمرده شود. هنگام منافع اقتصادی کشور های همسایه در کشور  ارجحیت یافت، از سیاست بی ثبات سازی کشور دست می کشند و هم در امور اقتصادی و حمل نقل کالای تجارتی کشور مشکل سیاسی خلق نمی کنند و این سیاست سبب رشد اقتصاد داخل کشور می شود . چون کرایه حمل و نقل در کشور از تمام دنیا گران است و گرانی کرایه سبب صعود قیمت کالا می  شود و در حقیقت توان خرید مصرف کننده پاین می آید و این خود  سبب رکود تجارت داخلی وبین ولایات ها شده است. کندی تجارت در بین ولایات سبب شده تولید محصولات داخلی افزایش نیابد و به قیمت واقعی خود به فروش نرسد و از کالای خارجی استفاده شود. این شیوه کار سبب فقر در کشورشده است.
 باید سیاست زود بازده در اقتصاد کشور دنبال شود، چون ما به زودی قادر به  صنعتی کردن کشور نیستیم ، جون نه تیکنولوژی آن را داریم و نه نیروی  کار ان را و نه هم تولید قادر به رقابت با بازار جهانی به این زودی می شود.  از سوی اگر  تیکنولوژی  وهرصنعتی وارداتی تا بومی نشود، اقتصادی  برای کشور نیست و از این رو  همراه با سیاست صنعتی کردن کشور،  به توسعه مالدار ی و زارعت و صنایع غذای مبادرت شود، چون این امور نیاز به  به تیکنولوژی پیشرفته ندارد، تولید وافر گوشت وعرضه به بازار و فرآوری آن زیاد با گوشت آمریکا تفاوت ندارد و هم محصولات باغی و صنایع وابسته به آن و  غله جات  هم سبب استقلال غذای و تامین امینت اقتصادی کشور است وهم سبب می شود محصولات دهقانی تجاری و سود آور شود، با تجارتی شدن محصولات دهقانی سبب رشد اقتصادی کشور و بالارفتن در آمد خانواده ها می شود هم از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهر ها جلوگیری می نماید. ازهمه مهمتر مانع از خلا طباقاتی در کشور می می گردد و فاصله بین غنی و فقیر کاهش می ِیابد.
 با فرا آوری محصولات باغی و زراعی و دامی بیکاری فصلی دهقانان هم مهار می شود و هم با گسترش کار اقتصاد خانواده  ها رشد می کند هم زمینه اشتغال تعداد زیادی از تحصیل کردکان مهیا می گردد.
 در کنار استخراج از معادن باید کارخانه کاغذ در کشور احداث شود، از زمین  های غیر مرغوب در نهال شانی استفاد شود،  با توجه نیاز کشور به کاغذ و زمینه مواد  اولیه آن در کشور سبب می شود  به خاطر اقتصادی بودن پرورش چوب مردم  تمام مناطق نا مرغوب  به کشت نهال و پرورش درخت غیر مثمر در بیاورد و با تولید انبوه  چوب هم از آب خوب استفاده می شود و هم از زمین ها نا مرغوب که مناسب کشت سایر محصولات زارعی نمی باشد، استفاده می شود، از فرسودکی خاک و هدر رفتن آب جلوگیری می شود و به سر سبزی کشور افزایش رخ می دهد. با تجاری شدن  چوب سبب رفع فقر دهقانان می شود وهم کشور را که مصرف کننده کاغذ است، از واردات کاغذ به کشور بی نیاز می کند و هم  مانع خروج ارز از کشور می گردد. این پروژه اقتصادی  صدر در صد  است.
 جناب رییس جمهور لایحه ها مقرره های کهنه قرن بوق را در وزارت تحصیلاتعالی و مراکز اکادمی لغو نماید تا از استادان برجسته و دانش آموختگان مهاجر استفاده شود، این مراکز  از دیکته مضامین های  جزوه ی به تولید دانش برسد. هم مانع فرار مغزها شوید. بین رشته های تحصیلی و بازار کار هماهنگی به وجود بیاورید، تا  آموزش کشور نتیجه بخش شود و از هر نیروی انسانی استفاده مفید شده باشد.  باید دانشگاه های کشور و مراکز اکادمی  نقش مهم را در تولید داشته باشد و نتیجه دانش باید در خدمت تولید قرار بگیرد.
در امر مدیریت روی مدیریت بومی و توسعه آن تلاش نماید و از این رو  مناصب والی و ولسوالی راه به افراد قوی  و توانمند بدهید تا اینان با امکانات کم تمام امکانات بالقوه را به فعلیت بیاورند. زمینه فرهنگ سالم را فراهم نماید، در آینده نزدیک شاهد رشد جمعیت و گسترش شهر نشینی در مراکز ولسوالی ها هستیم و از همین اکنون قواعد های محکم برای زندگی سالم گذاشته شود و توسعه از مناطق محروم به سوی شهر های بزرگ شروع شود. این سیاست هم  به توسعه متوازن کشور و هم به رشد اقتصادی پویا می انجامد.
مشکل عمده عدم ترویج صنایع کوچک و محلی و عدم تولید انبوه  محصولات داخلی به خاطر نبود برق و یا کمبود برق در کشور است، مادر صنعت برق است و تاکید سرمایه گذاری باید روی برق  باشد،  تا با تولید برق کالای خود افغانستان مقرون به صرفه تولید شود و همچنان  آسایش  هموطنان تامین شود.
 نکته  مهم دیگری را به شما خاطر نشان می سازم، یک سوم در آمد مردم صرف  انرژی پخت و پز و گرمای منزل در زمستانی می شود و از این رو استخراج و استحصال گازهای زیر زمینی و نفت و مشتقات آن  و عرضه گاز مایع و لوله کشی گاز شهری به منازل هموطنان علی رغم  تامین رفاه مردم مانع از خروج ارز قابل توجه می شود، انجام چنان پروژه ها سود دوجانبه دارد و غیر مستقیم به توسعه کشور می انجامد.
 آقای رییس جمهور!  فساد و خطای کمیسیون های انتخاباتی  کمتر از فساد کابل بانک نیست و باید مانند عوامل اختلاس بانک باید  کمیشنران کمیسیون های انتخاباتی باید به پای میز محاکمه کشیده شود.
 به هرحال  من به دلیل سیاست های گذشته تان، با شما مخالف بودم وحال به عنوان شهروند که در هدف مشترک که خوشبختی مردم افغانستان داریم و از هرنوع همکاری با شما و مجموعه دولت وحدت ملی دریغ نمی کنم، تاباشد این بار غم فقر و مصیبت جنگ از کشور ریشه کن شود و شاهد مردم آزاد وآزاده و مترقی و کشور توسعه یافته همقطار دنیا باشیم.
 آخر دعوانا الحمد لله رب العالمین
21/7/1393 کابل
 ابراهیم حسن زاده