Google+ Followers

۱۳۹۳ مرداد ۱۶, پنجشنبه

ثمره جنجال های انتخاباتی در کاندیدا توری ریاست جمهوری 1393

   مشکل سیاسی افغانستان برخواسته از نبود اراده سیاسی انسانی مصلحانه است، هنوز در افغانستان مردی در اریکه قدرت  سیاسی کشور تکیه نزد،  که دارایی افکار ملی  و قصد خوشبختی تمام ساکنان کشور را در کله داشته  باشد.  زمام داران سیاسی و مجموعه های سیاسی هرگز به دنبال عدالتی نبودند که  سبب توسعه افغانستان شود.  تمام دستگاه سیاسی و اداری کشور به مؤسسه خیریه می ماند ، که به آدمهای بیمار و معلول مساعدت از طریق کار  نماید.  اداره سیاسی و مدیریتی کشور را هرکسی از قوم و مجموعه سیاسی خود پُورکرده است.  دستگاه مدیریتی همه آن از بالا به پایین به ضرر ملت بوده و است.  موضوع انتخابات هم از این قاعده خارج نشد. چند عامل از عوامل بحران ساز انتخاباتی بود:
 اول - خود صدور کارت ری دهی و تمرکز نکردن روی صدور تذکره نشان دهنده  اراده تلقب از سوی شخص رییس جمهور بود،  او در  دوراول و دوم به تقلب به این پست  دست یافته است  و همچنان  مجموعه ی های  در پست انتخاباتی  راه یافتند،  بخش کثیر آنان هم از راه خرید آرا و همکاری در تقلب کارمندان کمیسیون های انتخاباتی  در بدل پول و غیرو....  پیروز شده بودند. این فرهنگ تقلب در مجموع به نهاد های انتخاباتی راه یافت و رواج یافت به نحوی درفرهنگ عمومی جا افتاد و کسی بدون تقلب امکان دست یابی به پستهای انتخابی  ندارد. همه  افراد تشنه به قدرت  به نحوی  به تقلب دست داشتند.  عقل سلیم درک می کرد، همین امکانات در صدور کارت  ری دهی هزینه شده است ، در واقع همین هزینه  برای صدور تذکره با معیار های جدید کافی بود.
دوم - اراده  بر تقلب ، تزویر  و فریب  افکار عمومی  در اراد ه سیاسی  تمام مجموعه سیاسی وجود داشته بود و اعمال هم می شد.  هنوز این فکر در اراده سیاسی نهادینه نشده بود، اشغال کرسی انتخاباتی و استفاده از امتیازات آن حرام  به منزله قطاع الطریقی است و هنوز در دستگاه قانونی کشور تخلفات انتخاباتی جرم انگاری نشده و برای  برخی تخلفات  جزای مرگ پیشبینی نشده است  واین امنیت قضایی برای متخلفان انتخاباتی هم سبب  توسعه جعل کاران انتخاباتی شد. این امر تقلب در انتخابات مانند کودتای نظامی است و در علم سیاست مشروعیت ندارد.
سوم- اراده بر سلامت انتخابات در هسته اجرای کشور وجود نداشت که سبب بحران انتخابات در کشور گردید و پروسه  انتقال قدرت سالم و به موقع انجام داده نشد. این فرصت را از افغانستان دلال های سیاسی گرفت.
 ولی از سوی دیگر این پا فشاری و افشاگری  ثمره  های خوب برای آینده کشور و نسل آینده  دارد:
Ø               ری مردم ارزش واقعی خود را  در کشور یافت و  بعد از این مردم هم  شریک در پاسداری از ری خود  می شوند و تا هرکسی به پستهای انتخابی راه می یابند، باید از راه مشروع با ری ها پاک کرسی انتخابی را کسب نماید. ارزش یافتن ری مردم و معیار  انتقال قدرت با ری مردم از اساسی ترین ارزش انتخاباتی است.
Ø              دوم جزیره امن برای متخلفان انتخاباتی بعد از این وجود ندارد و انگیزه تلقب از کاندیدا و کارمندان انتخاباتی کشور کاهش می یابد.
Ø              خلاء قانونی برای متخلفان در کشور وجود داشت و همه دستگاه قانون گذار باید سریع اقدام  به وضع قوانین  نمایند و این خلا قانونی  را  پورنموده و زمینه مجازات افراد متقلب فراهم شود و تا تخلفات انتخاباتی از اعمال سلیقه کمیسیون سمع شکایات  خارج شود. دستگاه قضای و عدلی به اسرع وقت بدون نظر داشت کمیسیون های انتخاباتی با انگیزه های تقلب هم به عنوان پیشگیری و  مبارزه با فساد انتخاباتی نمایند. نفس مجازاتهای سنگین سبب می شود، کسی جرئت اقدام به تقلب و فریب را نکند.
Ø              برای انتخابات بعدی دستگاه اجرای کشور اقدام فوری به صدور تذکره الیکترونیکی نماید و به پروسه انتخابات  به نحوی میکانیزه شود، تا امکان تقلب به حد اقل برسد.
Ø              تمام نهاد های مدنی و رسانه های جمعی برای ازبین بردن افکار تقلب انتخاباتی و اراده های تقلب از مجموعه های سیاسی  کار مستمر نمایند.
Ø               همه مجموعه سیاسی دنبال ابرمردی  برای ریاست جمهوری آینده برویم بر افکار تقلب نه بگوید و با  ری های راستین   مقام ریاست جمهوری تصاحب نماید.
Ø               دیگر به این توهم نقطه پایان گذاشت،  کسی بدن تایید کاخ و از قوم خاض قادر به حکومت کردن در این کشور نیست. بل که ثابت کرد ری مردم در نطام مردم سالار اگر پشت سر مردم قرار گیرد، در افغانستان به پشتبیانی مردم حکومت می نماید و هر نوع توطئه را در پروسه انتخابات در آینده سیاسی کشور  خنثی کرد.
حال نقش استاد محقق در این دور انتخابات  بسیار برجسته است، چون به رای مردم ارزش داد و  برای دنیا ثابت کرد،  که اراده راستین برای برگزاری انتخابات در کشور وجود ندارد و این امر در پروسه اصلاحات کشور بسیار مهم است و  استاد محقق زمینه ورود  به کاخ  را برای هر شخصی فراهم کرد،  که  با ری مردم  پیروز شود، با قدرت به کاخ می رود و حکومت می نماید و از هرقومی که هم باشد.  استاد محقق این بار  هزاره  ها از شهروندی درجه دو خارج کرد و به عنوان گزینه  صاحب نقش سیاسی  تبدیل کرد.
 استاد محقق به خاطر که بخل ندارد و هم  ریا کاری ندارد  عدم بخل استاد محقق وصداقت و عدم ریا کاری با آن همه مشاور نابکار به اطرفش بود، مانند استاد خلیلی تحمیق نشد.  در آخر کار رستگار گردید، چون محقق خیر خواه همه حتی مخالفان سیاسی خود است، دنبال اعمال عقده   و انتقام نیست.  محقق در آخر کار شاید به این امر دست یابد:
 خدایا تو چنان کن که آخر کار----- توخشود شوی،  ما رستگار

 ابراهیم حسن زاده: 16/5/ 1393