Google+ Followers

۱۳۹۳ خرداد ۲۲, پنجشنبه

سوء استفاده از امکانات دولتی و موقف دولتی و تقلب در انتخابات به ویژه در بامیان!

  سوء استفاده از امکانات دولتی و موقف دولتی و تقلب در انتخابات  به ویژه در بامیان!
  سوء استفاده از امکانات و موقف دولتی و تقلب  در انتخابات از نظر شرع و علم حقوق  حرام و خیانت است و از نظر شرعی ضمان آخرتی دارد و کسانی از راه تقلب  و سوء استفاده دولتی پست های انتخابی را اشغال می کنند، غاصب شمرده می شوند. در روز قیامت به دو جرم  معاقب می گردد: یکی به جرم خیانت  به اعتماد مردم و فریب مردم و دیگری به خاطر غصب چوکی انتخابی و از سوی  مشغول ذمه مردم است به خاطر استفاده نا روا  از بیت المال تازمانی که در پست باقی است و از مزایا آن استفاده می کند. اگر در تبلیغات خود زمینه افراد که  قادر بودند که فرصتها را به فعلیت بیاورند و آنان با تخریب و حلیه گری مانع چنین افراد شده اند  هم خیانت محسوب می گردد. چون در حدیث از رسول خدا در کنزالعمال، آمده است: قال رسول الله: من تقدم علی المسلمین من یراه  هو افضل منه قد خان الله و رسوله و والمؤمنین.  رسول خدا (ص)هرکسی زمینه افراد که بهتر و فاضل تر است بزند و خودش  آن فرصت اشغال کند به خدا و رسولش خیانت کرده است.
 من از سوء استفاده  برخی مقامات و تقلب  در رای از سایر مناطق خبر ندارم ولی در منطقه یکاولنگ گزارش را به چشم دید خود  دیده ام،  بدون  کم و کاست گزارش می دهم، تا شاید از سایر مناطق افراد با وجدان پیدا شوند و حقایق را آشکار سازند تا  این پدیده  قباحتش عمومی شود  تا کسی جرئت و جسارت تقلب و سوء استفاده از امکانات دولتی  و موقف شخص خود را نداشته باشند. اقدام به فریب مردم  نکنند و با رشوت پول قدرت انتخاب را از مردم نگیرند.
 اولین مقام والی فعلی و معین اسبق تامیناتی وزارت امور داخله در سدد  استفاده از پستهای دولتی و برای خودش بود تا مردم  یکاولنگ را تحمیق کند تا از این مسیر قدرت به نفع آینده خود  زمینه برا ی انتخابات سال آینده پارلمانی فراهم کند و  البته خواب والی شدن را نمی دید.  که ولی شد، ولی بازهم در راستای تلاش گذشته خود بیکار ننشست.
 ایشان در سال گذشته با تفاهم با صدیق خان میرزا کاکا  دوبار مردم یکاولنگ به ویژه  تکانه ی را  در منزل صدیق خان بروت چرمی دادند و نامبرده موضوع کاندیدا مطرح کرد و ازجمله دختر مرحوم محبی( خانم فوزیه ) را  برای شورای ولایتی پیشکش نمود. مردم یکاولنگ  نسبت به زنان احساسات منفی نشان دادند و سر انجام غلام علی وحدت جناب ناصر خان ارباب یعقوب را به مردم یکاولنگ تحمیل کرد.  خواهرش صفورا هم بیکار ننشست خانم زهره عدیل را بلند کرد و هریک به نحوی به یارانش کمک رسانی کرد و حتی شنیده شد، جدا از سفارش های به قوته های یکاولنگ به ویژه تکانه ی ها نمودند غلام علی وحدت  بازهم ده لک افغانی در روز انتخابات به ناصرخان می فرستت تا نامزدش موتر کرایه کند تا آنان از فرصت خلوت موتری مردم را با قسم و سوگند وادار به ری  دادن به ناصرخان نماید. ولی واقعیت این است که نه صفورا ایلخانی دلش به زهره عدیل سوخته بود ، نه هم غلام علی وحدت دلش به ناصر خان می تپید ولی برای که بنده حقیر از صحنه بیرون نمایند .  چون هر دو در حوزه ری من در روز آخر ثبت نام کردند. خواهر و برادر از این ترفند انتخاباتی استفاده نمودند. دار ودسته ناصر خان با پشتیبانی والی صاحب در روز انتخابات با عکسهای تبلیغاتی و فریب مردم به وسیله نقلیه  و قرآن و قسم  مردم را به ری دادن وادار می نمایند. علی رغم خرید کارمندان سایت و جابجای اقوامش هم اقدام به تقلب سازمان یافته در چند سایت نمودند و هم تیمهای شان برای چند بار رای به نفع ناصر خان دادند.
 اولین مقام بعد از والی رضا رفعت ریس حوادث غیر مترقبه است. او طی سالهای که رییس کمیته اضطرارهم بوده است و از اول انتصابش تا هنوز از توزیع کمک های اضطراری به سود کاندادیش استفاده کرده و هر عریضه مردمی برای درخواست  کمکهای اصطرار را منوط  به ری دادن به کاندیدایش نموده و حتی به اساس اظهار خود مردم ک رفعت قسم داده است کمک های ما دوام دار خواهد که شما به ناصرخان ری بدهید و مردم را قسم بنده هم نموده است و ما هم قسم خورده ایم  وقول داده ایم در همین سال کمک های اضطراری چهل برج و سیاه دره و سرما قول  در حین ایام انتخابات برای همین منظور استفاده نمودند.
دوم مین مقام محمد خان رییس فواید عامه  بود برخی سرک های روستایی را  ه وظیفه اش بود آن را منوط کرده بود که این کار را فقط من انجام می دهم ولی به مامایم ناصر خان ری بدهید. حال تا  پروژه از وزرات مالیه پاس نشود و بودجه از طریق پارلمان تصویب نشود ، هیج ارگانی قادر به دریافت پول هزینه کردن به دل خود نمی باشند و تازه کود به کود دیگر بودجه را حق مصرف ندارد. با این شیوه من این کار را به نفع شما انجام می دهم  ری های مردم را به نفع ناصر خان جلب کرده بود، وعده ارائه کار های بعدی  مردم را فریب داده بود.
سومین مقام که از پستش و صلاحیتهایش سوء استفاده کرده بود، جناب طاهرخان ریاست زراعت بود که اعضای کوپراتیف ها را  به دادن ری به نفع برادرش نوید داده و تحریک کرده بود، در برابر ری وعده همکاری داده بود.
 از اعضای شورای ولایتی در یکاولنگ  جناب جاجی حیدر علی احمدی از مقامش سوء استفاده انتخاباتی نموده بود: ایشان در قضیه  مکان مکتب دختران دره علی که اختلاف بین میر بچه و ده بالای بوده است، جانب ده بالای را می گیرد و  در زمان افتتاح این مدرسه و در طول رفت و آمد های خود،  مردم را قسم می دهد که در انتخابات دوره بعدی به   او ری  بدهند. مردم هم به قسم پای بند به قسم شام ماندند.
 دوم ایشان یکی از اعضای ماموران تحقیق از سیل زدگی در سرقول می شود به خصوص مردم سنگ سوراخ بشتر آسیب دیده بودند، مردم خواستار توجه ایشان را در گزارش می شود، که میزان خسارت را رقمش بالا درج کند تا شاید مردم کمی کمک بشتری در یافت کند تا اندک چاره خسارت شده باشد، ولی ایشان با  خود کمک به محل می آید و در حال توزیع مردم را  قسم بند می کند تا در دوره بعد به ایشان ری بدهند.
 سومین محل هم  پس رویه است که جناب احمدی در باره  تعمیر سرک فرعی با مردم به اساس وظیفه همکاری کرده است ولی مزد خود را ری مردم در دوره بعدی قرار می دهد و مردم  را هم قسم بند می کند.
 مقام چهام محمد یعقوب خان از شغلی مفتشی خود  در بین معلمان  اندک سو استفاده کرده بود.
از خطای های دیگر کاندیدا مانند دروغ و از حیله و نیرنگ تا رشوت به مردم بگذریم که از حد شمارش افزون  است و این نوشتار کوتاه نوشتم تا دیگران از ولسوالی های خود بنوسند تا سبب شود، که هیچ مقاامی از پست خود سوء استفاده انتخاباتی نکنند.
ابراهیم حسن زاده

23/3/1393

۱۳۹۳ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

نوچه های هزارگی تیم تحول و تداوم از طریق رسانه ها به حیله گری شروع به پرده پوشی ازنکات ضعف خود شان به قیمت فریب دادن مردم می نمایند.


دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه است، جای بسی شرم است که اینان  مدعیان برنامه و نجات افغانستان و اخلاق انتخاباتی هستند، گویا گذشته خود را فراموش کرده است هریک چه اهانتهای را به دیگران نموده است و در بین رهبران با نفاق افگنی نزاع ایجاد کردند،تاخودش را محبوب القلوب  استاد خلیلی نشان دهند، با نفاق به قیمت تفرقه  بین رهبران و گزارش های دروغی به استاد دادند و  بازهم خود شان  برای کار شان بازهم از دروغ استفاده کردند و استاد خلیلی را با خواسته های شخصی شان موافق نمودند و او را  از مسیر  منافع مردم خارج ساخته و  فریب داده اند. اینان بزرگترین مانع وحدت شخصیتهای تراز اول این مردم و بین دوستان  وهمسنگر آقای  استاد خلیلی است و این کار هم اخلاق است و در گذشته هریک اینان مجریان تقلب ری مردم بودند  همچنان به نحوی در تقلب  به نفع خود شان و یا کاندیدای مورد نظر خود نقش داشته است این هم اخلاق.   در این مدت  اینان برای زدودن فرهنگ تشیع از جامعه هزاره از هیچ تلاش دریغ نکردند و این هم اخلاق اگر بازهم  انکار نمایند هریک را کارنامه های شان بازگو می نماییم. یعنی بی منطق ترین انسان های که به هیچ اصولی پای بند نیستند ولی آنان شدن اهل ادب! سبحان الله !!
 در تلویزیون نگاه برنامه ی را  برای کشف حقیقت و رفع تهمت بی دینی از اشرفی غنی و کوچی گری می نماید. ولی قاعده علمی را فراموش کرده است،  هیچ عاقلی به نژاد تاریخی کسی کار ندارد که رگ و ریشه و پیه اش چیست. به اساس تحلیل محتوی که قاعده پذیرفته شده است، از دست نوشته های اشرف غنی و سخنرانی هایش نشان می دهد  که اشرف غنی ذوب  به کوچی شده است و شخص او یکی از حامیان   پنجاه ساله کوچی ها است . هرگز اشرف غنی کوچی سیاسی را از عشایر جدا نساخت و یکبار هم اعتراف نکرد که کوچی سیاسی در راستای بدرفتاری سیاسی و در صدد جلای  ساکنان اصلی  هزارستان بوده اند کوچی منهدسی  شده از سوی دولت و حمایت عازم  به سوی هزاره جات بوده است. و  یک پروسه ضد بشری سازمان یافته از سوی دولت وقت بوده است، نقض حقوق بشر سازمان یافته است.  حال در ایام انتخابات جناب اشرف غنی تعداد جمعیت کوچیها را  پنج میلیون  انسان محروم و ستم دیده یاد می کند،  که آنان تمام امکانات طبیعی را از جنوب تا شرق و غرب و مرکز  افغانستان استفاده می نمایند و دیگران همه به همان مناطق محل سکونتشان میخکوب  هستند. پس سه ماه بهار هزاره جات در برابر هفت ماه زمستان و همیشه بهاری برای کوچی مقایسه کنید، که عمق ستم تا کجاست. ایشان در همین سخنرانی اخیر خود گفت:  من شخصا از کرزای خواستم که امسال کوچیها به  هزاره جات نروند، این کلام مفهوم  دارد!! در سالهای گذشته شخص ایشان از رفتن کوچیها هزاره جات به تعبیر ایشان حمایت کرده اند. دوم پدر غنی در لوگر  یکی از رهبران کوچی و حمایت کننده کوچی  در در بار ظاهر شاه بود حافظ منافع کوچیها بود، که صدها کوچی  دست به سینه  به عنوان خادم  پدرش بودند که امروز  برادرش حشمت غنی احمد زی رهبر کوچیها و یکی  از سازمان دهنگان کوچی به هزارهستان و یکی  از تسلیح کنندگان کوچیها است، طبیعی  این کار دریک فامیل بزرگ مانند اشرف غنی بدون مشوره اشرف غنی نیست، اشرف غنی بر فرض از نظر خون کوچی نباشد ولی کوچی فرهنگی ویکی از حامیان سنتی کوچی و طراحان تسخیر هزاره جات به وسیله کوچی می باشد و بنا براین  اشرف غنی با ارتباط با کوچی یکی از ناقضان حقوق بشر هم است. اگر همین کوه های هزارستان به دست مردم نمی بود، دیگر شما ها درسیاست جای نداشتیید، چون اصل وزنه سیاسی مردم داشتن سر زمین در جغرافیای افغانستان است. هدف از حمایت از کوچی سیاسی  برون راندن شما از سرزمین  کوهستانی و برفگیر و یخچالی تان بودند. تا بدون سرزمین دیگر جای برای سیاست در کشور نداشتید ملتی بی  سرزمین در هیچ جای دنیا اقتدارد ندارد.
 راجع  به تحصیل و مدیریت  اشرف غنی باید گفت:  اشرف غنی دانش اقتصادی ندارد، تنها دانش تخصصی او مردم شناسی بوده می تواند، اگر  راست باشد ولی دانش پایه علوم سیاسی و روابط بین الملل است.  از این رو اشرف غنی مردی استثنای و نجات دهنده کشور نیست، چون او در برنامه ها بودجه سازی و   هزینه کردن کمک های امیلیاردی جهان اگر نفر اول کشور نبود، لا اقل دومین نفر در کشور تا هنوز  است. در این مدت شخص خودش شریک در فساد و یا راضی به فساد در کشور بوده است و از دست چنین افراد آینده  هم ساخته نیست. همین الان شریکش و حامی او وزیر مالیه یکی از فاسد ترین مقام دولتی است.
 تلویزیون نگاه به اساس رسالت رسانه ی خود باید،  راجع به همسر اشرف غنی با صداقت به مردم معلومات می داد. باید جدا از نامش باید می گفت: زنش مسیحی که مادرش یهودی است و  اشرف غنی دارایی چند فرزند از زن مسیحی خود است و با فرزندانش مصاحبه می کرد که با کدام آیین و با چه سبک زندگی می کنند، کسی می خواهد رییس جمهور و صاحب ولایت مردم شود.  آیا همسر خارجی در حال حاضر تابعیت کدام کشور را دارد. و بانوی اول کشور آیا می شود غیر مسلمان باشد و آیا خارجی محرم اسرار کل کشور می گردد و چه تبعات امنیتی دارد و اگر فرزندانش به آیین مادرش باشد، آنگاه رییس جمهور که قادر به تعهد در برابر اولادش ندارد، چگونه از ارزشهای اسلامی دفاع می کند. این ها پرسش های است که باید به آن پاسخ گفته شود. چون مادر زنش یهودی است و از نظر یهودیان تنها کسانی می توانند یهودی شوند که مادر شان یهودی باشد. بنا براین این موضوعات را شفاف می کرد. تا اگر تهمت و خلااف واقع به مردم  اطلاع رسانی شده دفع می گردید باید مصاحبه با اولاد و خانم اشرف غنی  تلویزیون نگاه انجام می داد. لا اقل اگر اشرف غنی رییس جمهور شود، از امتیازات ریاست جمهوری یهودیان یا مسیحیان که تابعیت کشور دیگر ی را دارند، بهره نبرند.
 اما راجع به تخریب و تمسخر و قوم گرای که تیم اصلاحات را تهمت می زنند، ولی  زود هنگام که این ادبیات را شخص اشرف غنی و جنرال دوستم وارد میدان کرد ، اشرف در دور اول دیگران را خطاب کرد، اگر دفتر ندارید به شما دفتر می دهم،  دیگران اهل فکر ندانست و آنان مستحق بزکشی دانستند که بیا با پهلوان ما بزکشی کنید واگر اسب ندارید، جناب دستم به شما اسب می دهد و  یادتان رفته که  در روز ثبت نام اشرف غنی  دوستم از  یک  میلیون ری قوم ازبک داد زد، و از این رو مطالبه معاونت اول را نمود، این که تیم دانش معاونت دوم را پذیرفت از در ماندگی تان بود.  به هرحال فریب مردم  با نیرنگ و توجیه نادرست  و غش و خیانت به سرنوشت مردم است.  شما کور خود بینای دیگران هستید،  که دیگران با حضور دولت متهم می کنید شما ازهمه حضور با صلاحیت داشتید چرا در گذشته چنین برنامه های را به مردم پیشکش نکردید، حال برای مردم این گونه شعار سر می دهید، اگر در گذشته مردش نبودید، در آینده هم نیستید  و یار آزموده را دوباره آزمودن خطا است .
 اگر برنده شدید، این برنامه در عمل نادیده گرفته شد، شما بازهم فریب خوردید و دانش به عنوان جاسوس ایران  از کابینه برون کرد، چه خاک بر سرتان  می ریزید، المک عقیم چه کسی ضمانت می کند که اشرف  غنی بر خرد مراد سوار شد،  بازهم به پشت سر خود نگاه می کند. در حافظه تاریخی ما را همیشه فریب داده است و شما هم فریب می خورید ولی برای نسل آینده خسارت این تصمیم تان را چگونه به میراث می گذارید. ما از محقق حمایت می کنیم  یکی مردم روی آن اجماع کرده و حتی مخالفان شهید مزاری کینه تاریخی شان را کنار گذاشته  به اجماع مردم احترام گذاشته  و سروری و رهبری استاد محقق را پذیرفته است و هم محقق قادر به تامین منافع مردم در برابر عبد الله است. ولی دانش ریا کار جزء قدرت و کسب پول دیگر مرامی ندارد،  حتی قادر به حفظ وضعیت موجود هم نیست ورای دادن به دانش خودش  جفا و ستم و خیانت است.
  ابراهیم حسن زاده: کابل
19/3/1393