Google+ Followers

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۹, دوشنبه

استاد خلیلی در نا گزیر ی انتخاب یکی از دو راه


 انتخابات ریاست جمهوری 1393 به ری مردم اعتبار داد. مردم به این باور رسیدند که ری شان عامل اصلی  تغییر قدرت و انتقال قدرت در افغانستان با سابقه استبداد برهنه است. جامعه غرب به رهبری آمریکا و کشورهای همسایه قادر  به تغییر اراده مردم در نظام انتخاباتی شفاف نیستند.  پرواضح  است که  حکومت مستقر هم قدرت مهندسی  اراده مردم را به نفع خود ندارند. چنانچه عده ی از بلند پایگان دولت فعلی، روشنفکران پر ادعا،  نسل تازه فارغ شده جویای نان  و همه  طالبان بخت در کنار کاروان پیروز باور کرده بودند، که زلمی رسول کاندیدای مورد نظر رییس جمهورفعلی،  رییس جمهور آینده است. چه مردم ری بدهند و چه ندهند او رییس جمهور است!  عده ی از خناسان دروغگو  به همین تبلیغات مردم را فریب دادن و برای زلمی رسول به خاطر حفظ آبرو ری جمع کردند و حتی به برخی مناطق ری مردم فقیر را با ثمن بخسی خریداری نمودند. این پندار مهندسی  نتیجه انتخابات از قبل حاکی از بی ارزشی ری مردم و قلابی بودن دموکراسی داشت. ولی  حمایت جامعه جهانی از ری پاک و شعور مردم  این زعمهای آلوده را  به زباله دان های  تاریخی استبداد دفن نمودند. نتیجه آن شد حتی زلمی رسول به دور دوم هم راه نیافت.
 استاد خلیلی  با نگاه  منصفانه از دوران جوانی از زمره مردان مبارز بوده است و در وطن و دیار غربت از  چهره  های شناخته شده ی تبدیل شد. این پیشکسوتی و هوش دیپلماسی استاد خلیلی را در قطار رهبران جهادی قرار داد. ولی در حقیقت رهبری حزب وحدت را به حمایت آیت الله پروانی  بعد از شهادت استاد مزاری به دست آورد، زیرا آقای پروانی در حیات استاد شهید هم برای ربودند زعامت از دست استاد به نفع استاد خلیلی تلاش کرد و این تلاش در قالب  انتخابات عادلانه امر طبیعی است و حق هم داشتند در یک رقابت منصفانه شرکت نمایند. استاد خلیلی در دوران رهبری حزب وحدت چند کار مثبت و منفی  انجام داد به قرار ذیل می شمارم.
1-  استاد خلیلی با حمایت مردم  بامیان و به ویژه مردم یکاولنگ بامیان را از اشغال دولت ربانی بیرون آورد و به مرکز سیاسی و نظامی تبدیل کرد و حفظ این وضعیت برای چند سال از کارکردهای استاد خلیلی بود و قابل تقدیر و ستایش بود.
2- در عرصه آموزش  نسل  آماده  ورود به مکتب با افتتاح  مکاتیب و دانشگاه بامیان با عمر کوتاه اش در عرصه دانش عمومی گامی موفقی بود.
3- روح باریک و روحیه عاطفی وحس معنوی شدید  حتی توسل به نماز جعفر طیار و  متکی به کمک پرودگار موقف استاد خلیلی را در اذهان عامه به حد مطلوب رسانده بودند. چهره حذاب دوست داشتنی شده بود.
4- یکدهه حضور در پست معاونت ریاست جمهوری  با پیشینه مبارزاتی و حضور در صحنه های سرنوشت ساز استاد خلیلی را از چهره های تاریخ ساز  معاصر  افغانستان نموده است.
5- ولی استاد خلیلی برای مهار نارضایتی  شخصیت های هم طراز خود از نظام مدیریت مدرن استفاده نکرد و تمام اختیارات مالی و سیاسی را به دست خود گرفت و نفس این کار شکاف بین  شخصیتها را عمیق کرد و در نتیجه توان حزب وحدت به تحلیل رفت و کشماکش داخلی سبب بروز ناتوانی های گردید، که نتیجه آن سقوط بامیان بود. اگر مقاومت در بامیان دوام می آورد؛ بامیان تبدیل به مرکز سیاسی مخالفان طالبان تبدیل می شد و در عرصه های  سیاسی  تصمیم سیاسی دست اول به دست حزب وحدت می افتاد، نه  به دره تنگ پنچ شیر.
6-  اعزام نیروی های نظامی با مهارت و روحیه جنگی از بامیان برای دفاع از مزار شریف یک اشتباه استراژی بود.
  7-  بعد از شکست در بامیان و شریک شدن در یک کودتای نا فرجام درهرات سبب بلعیدن آخرین دارایی حزب وحدت در عالم شکست گردید. من در بامیان به استاد خلیلی به اساس یافته دیپلماسی  توصیه کردم  به تقویت مردم خود همت کند و تنها ریسمان قابل اعتماد خود مردم هزاره است، که می شود با آن به چاه رفت و سالم بیرون آمد و باریسمان فرسوده هرات و سایر مناطق نمی شود به چاه رفت! ولی استاد خلیلی این نکته را فراموش کرد و بخشی از امکانات دوره ها اضطرار  به جاهای دیگر سرمایه گذاری کرد و همچنان سرمایه نقدی به جای مانده از بامیان را درهرات مصرف کرد و در نتیجه استاد خلیلی به دست تنگی مالی سخت رو برو شد و برای نجات خود به مقاومت به داخل افغانستان پیوست.  نفس حضورش ثابت کرد که مقاومت در بامیان بهتر از تخلیه بامیان بود، جون تخلیه بامیان سبب تخریب تندیسهای بودا  توسط طالبان گردید و سرمایه مردم از دست شان رفت. هم مردم زیاد ترصدمه دید.
 8- استاد خلیلی با تکیه زدن در پست معاونت به روحیه مزدور پروری روی آورد و دوستان قدیم و یاران غار خود را فراموش کرد و همت به تکثیر نیروی کارآمد نکرد و تمام سعیش توجه به افراد به اساس نیازش بود نه نیاز مردم.
9-  استاد خلیلی تاجران و سرمایه داران هزاره را به کارهای اقتصادی و ایجاد مؤسسات اعتباری مالی هماهنگ نتوانست و در یک کلام استاد خلیلی بیرون از دولت به نفع مردم در زمینه اقتصادی و رشد در آمد خانوار های محروم  کوچک ترین تلاش  هم نکرده است.
10- استاد خلیلی حزب وحدت را  بعد سقوط طالبان باز سازی نتوانست و از انشعاب ها جلوگیری نکرد و برای فعالیت سیاسی همین حزب تحت رهبر ی خود را به عنوان حزب سیاسی فعال و مدرن در نیاورد.
11- استاد خلیلی مانند همه کسانی در افغانستان قدرت داشته اند سعی پنهانی کرد که تا یک از فرزندانش و یا پسر برادرش برای پست معاونت ریاست جمهوری کاندیدای نماید، که فضای سیاسی به  استاد این اجازه را نداد و استاد خلیلی را همین پندار از گاندی شدن و مصلح قوی در جامعه باز گذاشت و دنبال تیم سیاسی  بر آمد که جایگاه استاد خلیلی را  در جامعه هزاره تنزل داد. استاد خلیلی فرصت داشت برای متحد کردن مردم  برای یک معاون قوی همه جناح ها را متحد می کرد و خود نقش رهبری را به عهده می گرفت.
12-استاد خلیلی بر خلاف روحیه جهادی و خواندن نماز جعفر طیار و نماز شب  از روشنفکران مانند حلقه های معلم عزیز و سایر نحله های  با نام روشنفکری حمایت کرد که تمام همت شان خراب کردن عقاید مردم  و ترویج مسحیت می باشد و برای همین منظور روز نامه جامعه باز با نرمی کار می کند که حامی مالی آن استاد خلیلی است این کار از استاد خلیلی خطای نابخشودنی است. زیرا چنین سیاست فرهنگی به نفع جامعه هزار ه نیست، چون جامعه هزاره در قدرت سیاسی در گذشته نقش نداشته و حال سهمش هم ناچیز است. تخلیه معنوی  جامعه فقیر هزاره و بدون پشتیابانی سیاسی و قرار دادن جامعه در خلا معنوی ضررش کمتر از نسل کشی عبد الرحمان نمی باشد و این سیاست فرهنگی به منزله خود کشی هزاره است.
 حال استاد خلیلی در یک موقعیت حساس قرار دارد: یا استاد با اجماع مردم هماهنگ می  شود  و به عنوان پدر معنوی جامعه هزاره ظاهر می گردد ،از تیم اشرف غنی که معجون از روشنفکری مسیحیت، کمونیستی و شئونیسم قومی جدا شود و به حمایت استاد محقق بر آید و شکافهای گذشته را ترمیم کند و همیشه نامش ماندگار بماند و دموکراسی را در افغانستان نهادینه کند. مانند دموکراسی گاندی بومی  شود، که حامی معنویت  حافظ خورده فرهنگ ها باشد و افغانستان عاری از تبعیض و خشونت. استاد در دنیا خوشنام  و هم در آخرت مورد بخشش خداوند قرار بگیرد. یادش در ذهن نسل آینده به نیکی باشد. برای این کار جنرال دوستم را نیز ترغیب نماید، تا مردم کمتر درد بیکاری و بی نانی را بکشند.
 استاد خلیلی به همین راه رفته تمام دارایی خود از معنوی و مادی مصرف راه کج می نماید و شکست را تجربه می نماید ولی تمام حسنات گذشته خود رابه سیئه تبدیل می کند.  به قول خدای سبحان استاد کدام راه را بر می گزبند سنت خدا تغییر نا پذیر است: وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ(هود:114) در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مى‏برند؛ اين تذکّرى است براى کسانى که اهل تذکّرند! وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(اعراف: 168) و آنها را در زمين بصورت گروه‏هايى، پراکنده ساختيم؛ گروهى از آنها صالح، و گروهى ناصالحند. و آنها را با نيکى‏ها و بدى‏ها آزموديم، شايد بازگردند!
ابراهیم حسن زاده: 29 /2/ 1393












۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

فرهنگ درست انتخابات و قدرت بخشیدن به انتخاب بهترین ها به مردم هدفم بود!!



فرهنگ درست انتخابات و قدرت بخشیدن به انتخاب بهترین ها به  مردم  هدفم بود!!
 بنده روزی که به اصرار دوستان خالص و مخلص ثبت نام کردم و گفتم شکست را چگونه تحلیل می کنید! در پاسخ گفتند:  شما حامل ایده های مثبت هستید که در جامه زمینه تغییر و تحول را فراهم می کنید و حجتی برای نسل آسنده هستید و حضور شما سبب رسوای ارباب فریب و دلالان که ری مردم را به زر می خرند، هستید. به هرحال به نام خدا وارد میدان شدیم و در تبلیغات به چندامر مورد توجه قرار دادیم!
·                    به مردم قدرت انتخاب دادیم وبه  همه توصیه کردیم انتخاب به معنای خوب برگزیدن است یعنی انتخاب در جای صدق می کند  که جنس بدل و اصل و مرغوب  و نا مرغوب به شما عرضه می شود تا شما یکی از بهترین ها را انتخاب کنید، شورای ولایتی قوی و پارلمان قوی آدم قوی می خواهند. سرنوشت این دو مکان انتخابی به دست خود شما است  وکسی دیگر را سنگ ملامت نزنید!
·     بدانید اگر خوب انتخاب کردید شما  در حسنه خوب انتخاب کردن خود تان شریک هستید و اگر بد انتخاب کردید وآدم ناپاک را به دو مکان انتخابی فرستاتید و شما هم حامل وزر و  وبالش هستید و حتی صدق اعانه به اثم  هم می کند و در آخرت به جرم دیگران که  خود مرتکب نشده اید، مواخذه می گردید.
· شما اگر آدم ضعیف را به خاطر پول یا حمایت والی و یا مقام دیگر انتخاب کردید و فرصت را از آدم قوی گرفتید به اساس فرمایش رسول خدا به هم عالم  ، به خدا و رسولخد ا و امت مسلمان خیانت کرده اید و روز محشر با خاینان محشور می شوید!!
· فرصتهای اجتماعی تکرار نمی شود و قابل جبران هم نیست. کاری نکیند دوستان خود  و غم شریکان سرنوشت خود را محروم کنید و کسانی را با ری خود  به اریکه قدرت برسانید که به مال و ناموس و سرنوشت و ارزشهای دینی شما هم رحم نمی کنند بل که مانند زالو خون شما درشیشه نمایند و بنوشند و اخ هم نکنند.
· از ابزار خرید ری مانند کمک به مساجد و حسینه ها و کار های عام المنفه به شدت پرهیز کردم و یاد آور شدم کار خیر قصد قربت لازم دارد وبا اخذی ری قصد قربت نمی آید. خیر ریایی در حکم شرک کفر است.
· به مردم وعده هرنوع کمک و منصب و سایر وسال طمع  و فریب هم ندادم!
· از هرنوع تقلب و فریب و اغواگری و ابزاری ناپاک که ری مردم را جلب کنند، اجتناب کردم.
· هیچ کسی و گروهی را به قسم و سوگند وادار نکردم.
· از این رو هر ری  که به من  داده اند  از پاکترین ری ها است، چون آگاهانه و با قدرت انتخاب همراه بود.. این ری ها مانند خون شهید با ارزش است. افراد به من ری داده اند، به ارزشها ری داده است نه از فریب خوردگانی هستند که در روز پس ری دادن پشیمانی و احساس غبن کنند و آنان حتی با ری دادن خود افتخار و احساس بری الذمه می نمایند.
· ابراهیم حسن زاده
· 18 ثور/1393