Google+ Followers

۱۳۹۲ مهر ۷, یکشنبه

گزارش از از اعلام موجودیت جنبش موج تحول افغانستان درتاریخ 4/7/1392
 این کار با ایثار و رهبری بانوی رنج دیده ی وطنی  اهل کوه پایه بدخشان با همیاری جوانان  اعم از دختر و پسر وبرخی چهره های  فرهنگی از همه مناطق کشور و اقوام مختلف، ایجاد شد.  هوتل اورانوس در کنار جاده میدان هوای جمعیت شاداب موج می زد  که نگاه به آینده داشتند، خرسندی جمعیت حاضر نشان داد که افغانستان در آستانه تحول نرم انسانی است.  حضور جمعیت خود انگیخته خستگی مردم را از سیاست های مافیای و فرد محوری نشان می دادند. امّا رسانه ها  در گزارش خود این اعلام موجودیت را به متعلق به  وجوانان اعم زنان و مردان کشور دانست و متاسفانه از سخنان مثبت محترم فوزیه کوفی تکه های راجع به زنان بود به نشر سپردند و یک گزارش کودتای در یک نشریه انگلیسی خواندم، در بقیه نشرهای چاپی کشور تحلیل و گزارشی ندیدم.  یکی از تلویزون  آمریکاه گزارش تصویری پخش کرد ولی بی بی سی  خبری  وگزارشی ازاین مراسم نشر نکرد ولی رسانه ها  داخلی همه به نفع سیاست خود گزارش را دست کاری کرده بود.جای تعجب از رسانه است که در میان سخنان محترم  خانم کوفی  ده ها ایده های مثبت وجود  داشت که پخش می شد، که در نوع خود دیدگاهی سیاسی و نگرش رهبران سیاسی را تغییر می داد، برای سرنوشت کشور مفید و سودمند بود، نشر آن در حد ذهن بخش از مردم کشور ما را تغییر می داد ولی رسانه افغانستان دنبال ایده های فرهنگ ساز نیستند چون سطح فکر ژورنالیستان کشور پایین است.
  برپایی این مراسم نشان داد، کسانی تا دیروز، با  خانم کوفی رقابت کودکانه می کردند، باید دید گاه خود را اصلاح کنند و به جای مهار خانم کوفی همیاری کنند که به سود افغانستان است، چون افغانستان  ویران شده بیش از گذشته احتیاج به همکاری  دسته های سیاسی دارد تا هسته های مختلف  به یک اجماع سیاسی برسند. امتیاز کوفی در این است از لاک  قومی و منطقه ی بر آمده  است و حتی از اقوام مختلف  سرسختانه  هوادارانی را،  جذب نموده است و هرچند در این گرد و باد برخی هم دنبال دینار و طعمه هستند، ولی اکثریت با کسانی است،  که معتقد به سیاستی است که در نگاه جریانات سیاسی  کشورتغییرات ایجاد شود و از فرد محوری به سیستم محوری متحول گردد و هرچند کار سیستم محوری با فرهنگ  دیرینه استبداد محوری کار دشواری  در افغانستان است ولی نیاز به فداکاری دارد.
 حضور پور شور و سهم هزاره در بخشی  از برنامه های مراسم موج تحول افغانستان نشان داد که جریان کوفی توانسته است در مدت کوتاه اعتماد مردم  غرب کابل را  به خود جذب نماید و اگرنه مردم غرب کابل به آسانی  حتی با پحش پول حاضر به انجام برنامه ی برای منافع سیاسی دیگران نمی شوند  حتی پیامها حمایتی فیسبوکی جوانان، هزاره از سراسر دنیا مرا به حیرت انداخت! چون  دکترعبد الله سالها است حتی با دینار قادر به  کار گرفتن  از این مردم در راستای منافع سیاسی خود نشد. با این که جمعی از هسته های سیاسی ما  مانند اقتدار ملی و حرکت اسلامی مردم  و حزب وحدت ملت  جز ایتلاف ملی است. البته  مدیریت چنین موج و مهار عناصر استفاده جوی تمام احزاب های سیاسی و مجموعه های فرهنگی را دوشیده اند، کار رنج آور است ولی کوفی شاید با هوشیاری و زیرکی  منحصر به فرد که دارد، شاید  قادر به مهار عناصر استفاده جو باشند. کوفی در فضای بده  و بستان های سیاسی کشور بر موج ناپایدارآدم ها ی را  آشنایی دارند که  فقط بلد هستند،  طعمه ی  را شکار کنند، با گرفتن طعمه به منتقدان و مخربان تبدیل می گردد. ولی این عناصر باج خواه و موج سوار تنها آسیب  برای جریان کوفی  است که مقدار هوشیاری و جمع آوری معلومات از انجمن ها و ایتلاف ها امکان مهار آن را برای کوفی میسر می کند. ولی هر حرکت سیاسی با افت و خیزهای و  آسیبهای  همراه است ولی چیزی کار را آسان می کند. مدیریت جمعی و تصمیم جمعی و سعی در سیستمی کردن مدیریت از فردی و رهبری است، که امید می رود که آسیبها را کاهش دهد. ولی کوفی دشمنان نا جوانمرد و رقیبهای سرسخت دارد که برای ضربه زدن کوفی و تفریق جمع کوفی از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد ولی خنثی کردن آن هم تحمل یوسف و صبر ایوب می طلبد.
 این مجلس خیلی ها را شگفت زده کرد ولی کوفی توانست که هم وزن عبد الله و قانونی در میان قوم تاجیک  ظاهرشود و هسته های سیاسی  باید در بازی سیاسی خانم کوفی را جدی بگیرند، زیرا او بدون پول بی حساب از ذخیره جهاد به این جارسیده است او با توانای شخصی خود  این موقف را به دست آورده که محصول شجاعت و رسک پذیری و زرنگی و هوشیاری اش است.
   محترم فوزیه کوفی در سخنرانی خود اعلام کرد،  تشکل سیاسی او علیه هیچ کسی نیست و در صدد حذف کسی نیست،  بل که اساس نیاز کشور و درخواست عده ی از روشنفکران کشور به  وجود آمده است که تجربه کار سیاسی با شیوه جدید دارد، و هم  به دنیا نشان بدهد، در این کشور جنگ زده زنان هم قادر به تحول مثبت  است. با کار مثبت سیاسی و به خیزش در آوردند نسل جوان در یک خیزش برای  جریان سیاست در خدمت مدیریت کشور است، که سیاست را سالم کند و این رفتار سالم در درون یک جریان موجب  جنبش مثبت می شود، حتی فساد کشور را مهار خواهد کرد.  محترم خانم فوزیه افزود: این جریان متعلق به نسل جوان کشور است: اختصاص به  زنان ندارد ولی  محور سیاست ما  برای دفاع از عدالت جندری و مبارزه علیه خشونت سیاسی و خانوادگی و قبیله ی است. جمعیت کشور ما را شصت در صد نسل جوان تشکیل می دهد و هر تحولی با پشتیبانی نسل جوان امکان پذیر است ولی این اجتماع اعم از خواهران و برادران است و این جنبش اختصاص به زنان ندارد ولی نشان دهنده این واقعیت است که زنان هم در پروسه انتخابات ریاست جمهوری قدرت بازی و شریک شدن  در قدرت را دارد.
 اولویت کاری ما را اقتصاد تشکیل می دهد، تا در دور ترین نقطه کشور در قریه های و قصبات مردم ما رنج فقر نکشند، هیج خانواده  افغانستانی  شام در سر سفره خالی ننشینند و به قریه های دلبستگی بیشتر دارم  و به حمایت  آن هم امید وار هستم.
 نگاه در مسایل کلان کشور پازلی است که همه هسته های سیاسی و قومی باید نقش های  خود را داشته باشند و  ذهن خذف گرایانه به نگرش همگرایانه تبدیل  شود و این استراتیژی دراز مدت  است نه یک برنامه برای  کار های زود گذر و فریب افکار عمومی باشد و هم شگرد انتخاباتی نیست، هرچند برخی چنین می پندارند. ولی کذشت زمان خلاف آن را به اثبات خواهد رسایند  ولی همه تحولات را در قالب دین مقدس اسلام می خواهیم،  تغییر واصلاحات با  آموزه  های دین اسلام و قرآن و سنت رسول خدا جستجو می کنیم و آرزوی ما افغانستان آباد و  آرام  بدون جنگ است و شاهد روز ی باشیم هیچ، هموطنی در هیچ نقطه کشور  دیگر کشته نشود،خانواده های با نشاط در سراسر کشور زندگی آرام نمایند.
ابراهیم حسن زاده: کابل- 7/7/1392



۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

بامیانی های عزیز "خبر تازه "



بامیانی های عزیز "خبر تازه "
  بامیانی های عزیز سربلند:  شورای مشورتی بامیان مقیم کابل  که مرکب از چهره های فرهنگی و نظامی و مردمی و متنفذان این مرز و بوم  است که بیش  از چهار صد نفر عضوی دارد. هیئت رهبری شورا طی نامه ی به استاد خلیلی در خواست و مطالبات شما مردم شریف بامیان را مطرح کردند و بنده را به عنوان نامزد معاونت از سوی مردم بامیان معرفی نمودند.  هیئت رهبری همه امضا کرده بودند ولی  تنها فرد مخالف میرزا رفعت بود که از امضا دریغ ورزیده بود. این مخالفت در کار جمعی یک امر طبیعی است. چون حقوق و مطالبات شما مردم بار ها در حضور استاد خلیلی در خواست می شد! وی در جواب می گفت: بامیان آدم ندارد،  ولی مدتی که در کابل بودم و با بامیانی ها عزیز به اساس ضرروت و تعارفی  به دیدار وزرا و سایر شخصیتهای مطرح کشور که دید و باز دید می کردیم، صحبتهای که رد و بدل می شد، آنان از این که من بدون شغل و کار هستم،  آنان با حسرت تمام رهبران هزاره را استاد خلیلی به شمول استاد محقق و مدبر مقصر  می دانستند که استعداد امثال ما به جایش استفاده نمی شود. در همان مدت کوتاه من ایده تازه و خوب برای اداره مربوطه شان ارائه می کردم. در مدتی در شورای ملی به عنوان مشاور بالمقطع کار کردم؛ حسن سلوک و کار فهمی، گذران و صداقت با همه اقشار جامعه ثابت شد و پشت کارم زبان زد خاص و عام است و برای شما مردم  افتخار بزرگی را کمایی کردم. چون من چابلوس نیستم و منافع شما مردم را فدای منافع شخصی نکردم ولی خدا گواه است،  هرگز به خاطر قرانی از درهم  و دینار منافع شما را معامله نکردم و نمی کنم. برای همین  که حرف حق می زنم و قدرت فهم و  تحلیلم بالا است، در تفسیر و تجزیه اوضاع دستم بالا است. اینان با طراحی هوشمندانه که موقفم را پایین بیاورند دیوانه ام خواندند. تا من از چشم مردم بیافتم و سخنان حقم بی اثرگردد. جالب است حتی تلویزون نگاه و راه فردا  در مصاحبه و سایر موضوعات فرهنگی بایکوتم کرده است، حتی مدیر  اجرای راه فردا  به من گفت: سطح شما  بلند است ما به شما کار نمی توانیم، اینان حتی ترس از این دارند که اگر من لب باز کنم خود بخود جایگاه خود را پیدا می کنم و منافع شان به خظر می افتد.  ولی خدا را گواه می گیرم که نگاه من به همه از نوع نگاه پازلی و دندان شانه ی است. هرگز اثبات خود را به نفی دیگران نمی خواهیم ولی  می خواهیم از همه استعداد های و ظرفیت های استفاده درست شوددر این مدت علیه رهبران و خطا های  شان، ندانم کاری و خسارت های  که بر مردم از تصمیم اشتباه شان وارد شده است چیزی ننوشتم. این سکوت مانند خار در چشم و استخوان در گلو  همه به خاطر منافع  علیا شما مردم بوده است، بس!  من با هیچ کس  خصومت شخصی ندارم. چون من نانم را کم و یا زیاد به هر طریقی پیدا می کنم و محتاج به گدای به در گاه رهبران هم نیستم، حتی سوء قصد که در زمستان 1391 بر جانم شد، عاملان آن بسیار روشن بود و سرنخهایش را هم پیدا کردم ولی صلاح  و منافع مردم نبود و به خاطر منافع شما مردم آن را به آخرت گذاشتم. حتی یکی از رهبران استاد خلیلی، مدبر و محقق دلجوی نکردند و حتی خسارت که دیده بودم جبران هم نکردند! وحال میلیون ها پول را خرچ و مصارف بیهوده می کنند که نه به درد دنیا می خورد و نه هم به کار آخرت!
بامیانی های عزیز!
 آقای خلیلی به اساس نقل قول دوَک هایش از پیشنهاد مردم بامیان ناراحت شدند ولی حتی پیشنهاد مردم بامیان را به عنوان یک گزینه که در رای گیری درون حزبی هم مطرح نکردند، بازهم استاد خلیلی دنبال مهره ی سوخته مانند آقای سروردانش می رود و رای مردم را  این بار در واقع تباه می کند و مردم را  از چاه به چاه ویل می اندازد.
 اما پیشاپیش از محبت شما سپاس گذارم، به جای بی مهری استاد خلیلی و تیمش شما مردم بامیان از هر گوشه ی بامیان تقضای ثبت نامم در شورای ولایتی نمودید  و من خودم انصراف داده بودم و اصرار شما مردم اعم از عالمان و موسفیدان و مردم قریه ها  و  برخی رشنفکران مرا متقاعد کرد به صدای شما پاسخ بگویم، به خاطر  پشتیبانی شما مردم و دعا خیر شما با دست های خالی از مال دنیا در شورای ولایتی بامیان ثبت نام می کنم و برای حضور و  تحقق مطالبات شما در سطح کلان به حمایتهای  شما احتیاج دارم و با هماهنگی سایر نیروی مثبت  از دیگر نقاط کشور آرزوهای شما را تحقق عینی ببخشیم! رهبران را هم  به مثبت اندیشی  وا داریم و تا از تار عنکبوت منافع شخصی و باندی شان رهای یابند و برای مردم خود در بقیه عمر هم مفید واقع شوند.
ابراهیم حسن زاده: کابل:5/7/1392

۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

تاریخ روابط افغانستان و سازمان ملل متحد


   افغانستان با مساحت، 652225 کلیو متر مربع بوده که از نظر وسعت در جهان  مقام چهلم و در قاره آسیا جایگاه یازدهم را دارا می باشد و به اساس آمار تقریبی اداره مرکزی احصایه، جمعیت  کشور 27.5  میلیون نفر است  و[1]حد اکثر طول آن از شرقی ترین نقطه تا غربی ترین سرحد  و جنوبی 912 کلیومتر است. با کشورهای همسایه: پاکستان 2430، ایران 936، تاجیکستان 1026، ترکمنستان 744، ازبکستان 137، چین  76 کلیومتر مرز مشترک دارد.[2]
افغانستان در حقیقت بعد از سقوط تیموری دارای استقلال نبوده بلکه در بین حکومتهای صفوی, بابری و ازبکها دست به دست می شده و برخی وقتها  افغانستان در تحت قیمومیت یکی  از این کشور ها در می آمده است. این وضعیت آشفته سبب عقب افتادگی و بروز حکومتهای ملوک الطوایفی  گردید که افغانستان را دچار بحران سیاسی کرد، تاجای که جنگ داخلی و  بیرون مرزی اقتدار و تجارت و زراعت کشور را از بین برد. افغانستان با مکنت را به یک کشور عقب مانده و تهی از تمدن تبدیل کرد و به نحوی که رابطه نسل آینده  را با گذشته از بیخ قطع کرد. این گسست تاریخی که موجب بیماری سیاسی گشت، که تا امروز دامن گیر مردم افغانستان است.
    افغانستان به عنوان واحد سیاسی مستقل از دوره احمد شاه درانی به میان آمد  که در ادامه حیات خود به ظهور دو قدرت توسعه طلب روسیه تزاری  و بریتانیا کبیر رو برو شد، فقدان قدرت فکری تمدن سازی و روح نظام قبیله سالاری در حکومت همواره کشور را در جنگ داخلی غرق  نمود، به عوض آبادانی و عمران سلاطین  به قتل عام  مردم افغانستان مشغول شدند،که این سیاست  کشور را در فقر و جهل کشاند. نتیجه چنین رفتار سیاسی با اتباع کشور این شد که افغانستان از 1880 تا 1919 نزدیک به چهل سال  تحت قیمومیت انگلیس باشد. [3] در این مدت کشور از کاروان تمدن عقب افتاد. ولی در جنگ سوم افغان و انگلیس افغانستان با بریتانیا معاهده صلح را امضا کرد  و درپی آن انگلیس بعد از رسمیت شناختن شوروی سابق به ناچار تن به پذیرفتن استقلال افغانستان داد. هر چند بعد از آن هم انگلیس در جابجای پادشاهان افغانستان نقش عمده داشته است.
انقلاب اکتبر 1917 به  که بلشویکهای را به رهبری لنین در روسیه،  سبب استقرار حکومت کمونیستی گردید، که نام روسیه به اتحاد جماهیرشوروی تغییر یافت، که در برابر قدرتهای استعماری سرمایه داری از خود استادگی نشان داد.  لنین در نامه ی به امان الله خان استقلال افغانستان به رسمیت شناخت و شوروی اولین کشور بود که در نظام جدید بین المللی افغانستان را به رسمیت شناخت و سپس ایران و ترکیه و مصر به استقلال افغانستان رسمیت دادند. [4]  سر انجام افغانستان در  1936  به عضویت جامعه ملل در آمد. در 1946 به عضویت  سازمان ملل در آمد که اولین نمانیده دایمی افغانستان به سازمان ملل معرفی شد. افغانستان کنوانسیون ها و قرارداد سازمان ملل را امضا نموده و به آن ملحق شده و از جمله  کنوانسیون رفع کلیه تبعیضات علیه زنان  مصوب 18 دسامبر 1979  را در کنفراس پکن در 1994 بدون قید و پیش شرط پذیرفته است و عضویت سازمان های بین المللی ذیل را پذیرفته است.
   تعهد (NAM) ، سازمان‌ جمهوري‌ اسلامي‌ افغانستان‌ علاوه‌ بر سازمان‌ ملل‌ متحد (UN) در بانك‌ توسعه‌ آسيا (ADB) ، طرح‌ كلمبو (CP) ، سازمان‌ همكاريهاي‌ اقتصادي‌ (ECO ) ، كميسيون‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ سازمان‌ ملل‌ براي‌ آسيا و اقيانوسيه‌ (ESCAP ) ، سازمان‌ خواروبار و كشاورزي‌ ملل‌ متحد (FAO) ، گروه (G-77) ، آژانس‌ بين‌المللي‌ انرژي‌ اتمي‌ (IAEA ) ، بانك‌ بين‌المللي‌ ترميم‌ و توسعه‌ (IBRD) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ هواپيمايي‌ كشوري‌(ICAO) ، جامعه‌ بين‌المللي‌ توسعه‌(IDA) ، بانك‌ توسعه‌ اسلامي‌ (IDB)، صندوق‌ بين‌المللي‌ توسعه‌ كشاورزي‌(IFAD) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ كار (ILO) ، صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ (IMF) ، سازمان‌ بين‌المللي‌ ارتباطات‌ دورماهواره ي‌(INTELSAT)، سازمان‌ بين‌المللي‌ مهاجرت‌(IOM)، اتحاديه‌ بين‌المللي‌ ارتباطات‌ دور (ITU) ، جنبش‌ عدم‌ كنفرانس‌ اسلامي‌(OIC) ، سازمان‌ منع‌ سلاحهاي‌ شيميايي‌ (OPCW) ، كميسيون‌ تجارت‌ و توسعه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد (UNCTAD)، سازمان‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ ملل‌ متحد (UNESCO)، سازمان‌ توسعه‌ صنعتي‌ ملل‌ متحد (UNIDO) ، اتحاديه‌ جهاني‌ پست‌(UPU)، فدراسيون‌ جهاني‌ اتحاديه‌هاي‌كارگري‌(WFTU)، و سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌(WHO) عضويت‌ دارد. [5] 
     بعد از توافق نامه بن رابطه افغانستان  با سازمان ملل عمیق و گسترده شد که سازمان ملل در ضمن رابطه سنتی، هماهنگی بین جامعه جهانی  و افعانستان  را  نیز به عهده داشت و از سوی دیگر سازمان ملل نیروی نظامی  بین المللی بنام ایساف را فرماندهی می نماید و از مشاروان  جامعه جهانی و همکار و شریک افغانستان در دولت سازی است و برای  تامین همین منظور دفتر سیاسی نمایندگی سازمان  ملل بنام مخفف(یونما) در سال 1382 در کابل بازگشایی شد، تا هنوز در افغانستان  فعال است. که سازمان ملل  در حقیقت  تمام کنفراسهای بین المللی برای جذب کمک های مالی و تعهدات سیاسی جامعه جهانی از افغانستان را رهبری کرده است.
        سازمان ملل در  حکومت اتنقالی  مدیریت پروسه  تشکیل دولت  موقت را رهبری کرد و همچنان  انتخابات  اول ریاست جمهوری و شورای ولایتی و پارلمانی را مدیریت نمود، و در عزل و نصب مقامات بلند رتبه پایه دولتی نقش داشت.  چنین حضور همه جانبه را سازمان در تاریخ خود  در دنیا نداشته است، به همین دلیل  درجذب کمک های مالی و هزینه آن در افغانستان سازمان ملل بسیار موفق بوده است. تمام نهاد های تخصصی سازمان ملل در افغانستان دفتر  دارد. سازمان ملل  تامین  کننده مالی پروژه ها بوده  و مشاوران تخصصی  سازمان ملل در طرح و اجرا پروژه حضور دارند. کار شناسان سازمان ملل در بخش سیاسی، حقوقی، فنی، آموزشی و امنیتی در همه نهاد های دولتی حضور دارند. این همکاری جامعه جهانی و سازمان ملل در تاریخ افغانستان  سابقه ندارد، در دنیا هم کم نظیر است. سازمان ملل  در حال حاضر مسئولیتهای خود را یکی پس از دیگری به دولت افغانستان منتقل می نمایند،  چنانچه انتخابات را به  افغان ها واگذار نموده است، سازمان ملل بعد از 2014  علاقه دارد که رابطه اش با افغانستان عادی شود و همه چیز به دولت افغانستان تعلق بگیرد



- سایت فارسی بی، بی، سی، 10/2/1392 http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/-- [1]
[2]  - دانشنامه آزاد  ویکی پیدیا و محمود طلوعی، فرهنگ جامع علوم سیاسی، ص: 170
[3]  محمد طلوعی، فرهنگ جامع علوم سیاسی، ص: 181
-  وارتان گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، ترجمه عالمی کرمانی، ص: 2189 و 285و255[4]
[5] -  بی نام، دانستنی های کلی  افغانستان، سایت، شبکه اطلاعات رسانی، Afghan paper

۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

یاد مرگ دوستی که سی سال پیش از دست دادم!

 دینا کودکی و نوجوانی ام، با درس خواندن و چوپانی همراه بود، به همان میزان که به دوستان مکتبم دلگرمی داشتم، چند برابر با دوستان چوبان خود دلبستگی داشتم، به راستی این دوستی با چوپانان روزگارم هرکدام مردی برای خود شان شده پایدار مانده و گردش روزگار به آن آسیب نرسانده و حتی از همدیگر به قیمت جانمان دفاع می کنیم،  محمد حسین رضای مزدور به  حاجی موسی،  چوپان بود و محمد گردی به حسن خوجیین چوپان بود و کته باز کربلای هم  چو پان بود که امروز در بازار نیک یکاولنگ سر شناس است و حاجی ارباب میرزاعلی هم چوپان پدرش بود ولی او نوجوان تنومند بود، و هم پسر ارباب کمی سر بچه ها قیافه می گرفت: این غرور او به بچه ها بر می خورد و در برابر او عکس العمل  شدید نشان می دادند، همین چوپانان اولاد غریب با هم متحد می شدند بچه ارباب را می زدند. بین ما جنگ و آشتی ادامه داشت، من هم  مکتب می رفتم و هم برخی روزها چوپانی می کردم و یا بعد از ظهر ها با دوستان چوپانم سپری می کردم، با دوستان چوپان که متحد بودیم هر سال در فصل  آمدن کوچیهای بلای های بر سر قطار کوچیها می آوردیم هوش از سر مردم می پرید ولی هرگز افشا نمی کردیم، که ما چند  نوجوان عامل این کارهای حیرت انگیز هستیم!  خوب انقلاب ترکی شد، کوچیها از سفربه هزاره جات صرف نظر کردند.  دلم می خواست همه چوپانان را به زور مکتب بیاورم و برای همین کار یک روز در دهن زاغ کته باز کربلای را هم بهانه بیا مکتب برویم گرفتم و  او هم لج کرد، تا کار با دعوا کشید اورا هم لت کردیم. ولی یک سال بعد جنگ شروع شد، همه آواره و چوپان شدیم ولی یکی از دوستانم حاجی پسر ارباب  گلو درد شد، هر روز وضعش بدتر می شد، هنگامی به بالینش می نشستم او زار می گریست و دستهایم را فشار می داد  و التماس می کرد  که او را از جنگ مرگ نجات بدهم و از طرف هزاره جات در محاصره اقتصادی قرار داشت نه  نمک و نه گوگرد و نه هم نفت(تیل)  نه دوا و نه داکتری پیدا می شد.  این محاصره اقتصادی زندگی را برمردم دشوار کرده بود ولی  هر هفته هم  جنازه  چند شهید را هم تشیع می کردیم. زندگی یعنی بی دارو ودرمان و نان و جنگ ولی گریه وناله!  اما مردم امید وار به آینده بودند. ولی هر طرف دویدم دوا نیافتم ولی به خاطر که سواد داشتم هرچه داروی سنتی و درمنطقه بود برایش می آوردم و کمی هم دعا و علوم غریبه بلد بودم  برای این دوستم چوپانم به کار می گرفتم ولی فاییده نکرد هرروز گلویش به اثر بزرگ شدن لوزه هایش تنگ می شد و از خوردن و آشامیدن ماند. ولی روز آخر رفتم به بالین دوست نوجوان رشید و سفیدم مانند تکه کاغذ شده بود، دستهایش را دراز گرد، خود را  به بغلم انداخت و گریه کرد تا از گریه  گردن خسته شد و  با اشاره گفت سر جایم بگذار و او را در جایش خوابانیدم، دوباره دنبال دوا دویدم ولی هنوز  به خانه نرسیدم و خبر آمد که حاجی هم  بیچاره مرده است و جان به جانان تسلیم کرده است، مرگ  او را هرگز باور نمی کردم و می خواستم عیسی شوم به او جان بدمم ولی نشد و با تمام ناباوری او را مردم محل به خاک سپردند ولی او رفت و مظلومیت  او که نتوانستم جانش را نجات بدهم آزارم می دهد، اگر  دوا چرک خشک کن می یافتم و او را نجات می دادم ولی حالا هنوز یاد مرگ بعد از سی سال از خاطره غم انگیزم است. هرچند  مرگ دوستان و همصنفانم به خصوص اسد الله سیرک «جلندر» برایم شکننده بود ولی هیچ کدام به اندازه مرگ حاجی ذهنم  را مشغول نمی کند و نکرده است.
ابراهیم حسن زاده: کابل: 2/7/1392


۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

برخی کاندیدا توری ها اقدام به خرید شماره های کارت های حمایتی کرده اند

مردم تا نیت های خود را اصلاح نکند زمام داران اصلاح نمی گردند.
برخی روشنفکران بر موعظه های ملاها خورده می گیرند!  ملا می گوید: جهان هستی زایده عمل  تو است:   گرچه دیوار افکند سایه دراز =  باز گردد سوی او آن سایه باز +  این جهان کوه است و فعل ما ندا =  سوی ما آید ندا ها را صدا.  اگر جهنمی اندیشدی و عمل ناپاک کردی دنیایت جهنم  و عقبایت شقاوت ولی اگر بهشتی فکر کردی دنیایت  خوشبخی کامروا وآخرت سعادت است.  گاهی این شعر را می خواند که زمزمه زبان عام وخاص است: ازمکافات عمل غافل مشو =  از گندم گندم رویت، جو زجو.   در این روز ها می شنوم که صاحبان کارت رای دهی کارتها را جمع کرده تا با  ثمن بخس بفروشند، کاندیدای شورای ولایتی و ریاست جمهوری خریدار شماره آن برای حمایت  از خود  در روند ثبت نام  بر آمده است. شگفتا شنیده می شود که  در دشت برچی  نمایندگان برخی کاندیدا ریاست جمهوری شماره هر کارت را به  پانصد افغانی خریده اند ولی تعجب از زلمی خلیل زاد که نمایندگان شان برای خرید شماره کارت گوی سبقت را از همه ربوده است و اگر او برای هر شماره کارت پانصد افغانی داده باشد، تا حال پنجاه میلیون افغانی برای صد هزار کارت حمایتی خرج کرده باشد.  بنا براین مردم خود در فساد غرق است، چون گام اول مشارکت در در سرنوشت سیاسی شان، به فساد گذاشته است وقتی کسی این مقدار پول به خرید شماره کارت و رای خرج کند او هرگز امین خوب برای بیت المال و سرنوشت مردم نیست و حتمی است که برای پر کردن این خلا دست به فساد می زند و این بار وظیفه علمای کرام  است، مردم را دعوت کنند که نفوس خود را اصلاح کنند به آنان بفهمانند تا نیت خودرا آبی وزلال نکرده، دود غم از آسمان افغانستان گُم نمی شود و شماره کارت ها و رای خود را به ثمن بخس نفروشند تا سرنوشت شان هم فروخته نشوند! دادن پول برای دریافت شماره و یا برای رای داند از مصداق رشوت است و گرفتن آن هم از مصداق خیانت ملی می باشد،  گیرنده  پول و پول دهنده خاینان ملی و حرام خور هستند و همه باهم  افشا گری علیه کسانی کنیم که  شماره کارت را خریداری می کنند و بر فساد جاری افغانستان  سیاهی وتباهی را زیاد می کنند و یا در آینده رای مردم را می خرند. باید مبارزه همگانی علیه کسانی مردم با پول تطمیع می کنند و قدرت انتخاب شان را به قیمت ناچیز می ستانند آغاز کنیم، این سیاه رویان در قیامت در پیشگاه خدا  رسوا هستند و لی  اینان در دنیا هم در پشگاه خلق خدا رو سیاه شوند که قدرت انتخاب مردم با پول از بین می برند. 

۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

بامیانی های عزیز خبر تازه



 مردم بامیان شما نیاز به یک خانه تکانی و ساماندهی دارید، و به هرحزبی که هستید  باید برای منافع مشترک بامیان بیاندشید،  منافع شخصی خود را فدای منافع مردم نمایید، دو  نتیجه بدون معطلی به دست می آید: نخست اختلاف بین بامیانی ها کم می شود ، دوم نیروی خوب  شما به میدان می آید، با نیروی های سالم درصحنه همه مردم بامیان با عزت می شوند و هم به توسعه مدیریت کشور کمک می کنید و اگرنه امروز نیروهای انسانی خوب شما به خاطر بی کسی سرگردان است و از سوی دیگر تاهنوز در طی ده سال یک نفر از بامیان  به عنوان وزیر از سوی استاد خلیلی و محقق و مدبر معرفی نشده است حتی به ریاست های اداره بامیان عناصر انسانی توسعه یافته و مدیر خوب جابجا نکرده اند تا در عرصه اداره های بامیان یک مدیریت قوی به وجود بیاید که  با توانای و ابتکار خود  باهمان امکانات  کم هم بامیان را بارور کند و عقلانیت را در جامعه گسترش بدهد با رشد عقل معیشتی مردم، زندگی مردم  هم تغییر کند،  حتی سهمی  برای بامیان در ریاست های میانه وزارتخانه ها وجود ندارد و ولی  شورای  مشورتی بامیان به اساس همین ضرروت  مطالبات سیاسی خود را  در این عرصه های کلان مطرح کردند تا بامیانی در تصمیم کلان کشور شریک نشوند دیگر قادر به تغییر اقتصاد بامیان و بهروزی مردم بامیان نیستند  سرنوشت مردم بامیان به دست تقدیر گذاشته می شود. بامیان حتی در سیاست درون حزبی نقش درجه سه را دارد، برای تحقق این آرزو شورای مشورتی بامیان با  ایمان به خدا و امید سبز زندگی برای مردم افغانستان طی نامه ی به استاد خلیلی این بار خواست مردم  بامیان  را صریح  در خواسته خود مطرح کرده است. و از همه هسته های سیاسی  که به نفع احزاب های دیگر کار می کند باید در آن حزب هم باید مطالبات مردم بامیان را برجسته کند. متن نامه شورای مشورتی را نشر می کنیم و شما قضاوت کنید:
باسم تعالی
 به محضر محترم دبیر کل حزب وحدت اسلامی و معاونت ریاست جمهوری افغانستان سلام علیکم!
  با تقدیم احترام و آرزوی موفقیت شما در تمام امور، به استحضار حضرت عالی می رسانیم. شورای مشورتی بامیان با توجه به مطالبات مردم منطقه و از سوی دیگر توزیع فرصتها برای استعداد های درخشان و نادر که متضمن عدالت در  درون جریان عدالت خواه به رهبری شما می باشد و هم موجب تکثیر نیروی های توسعه یافته انسانی در جامعه می گردد.  زیرا شخص شما درطی سالیان مدیریت و رهبری بهتر از هرکسی تجربه نموده اید که موفقیت کشور ها، سازمان ها و جمعیت ها به توسعه یافتگی نیروی انسانی آنان  تعلق دارد. شورای مشورتی بامیان بعد از مشورت همه جانبه با نیروهای خبره دردآشنا  برای دست یابی به این هدف متعالی، "استاد ابراهیم حسن زاده" را که یکی از استعداد های نادر مردم و از فرهیختگان بامیان بوده،  برای کاندیدای معاونت ریاست جمهوری به محضر شما و کمیته سیاسی حزب معرفی می نماید، تا به حسن انتخاب شما و همکاری سایر نیروی های ذی دخل  این آرزوی دیرینه مردم جامه عمل بپوشد.
شورای مشورتی مردم بامیان



۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

تقلید کور آدمی را رسوا می کند!


  در حیات خود دیدم گاهی تقلید بی حساب و کتاب و بدون تحلیل و تجزیه آدم را رسوا می کند، در روز گار خود دیدم روضه خوانی ماهر وطنی را که سخنرانی راشد مرحوم سخنور روزگار  را که از رادیو ایران پخش می شد، با تمام توان لفظ به لفظ حفظ کرده بود و در مراسمی در تابستان به تقلید از راشد به ایراد سخنرانی پرداخت: اما عقلش را  به کار نبرده بود که برخی مفاهیم بی ربط را حذف کند. سخنرانی راشد در زمستان در روز برفی ایراد شده بوده است ولی روضه خوان بیچاره ما در تابستان و آن هم در کمپ در دشت خدا ! به تقلید  از راشد گفت: امروز سخرانی را مختصر می کنم و چون جای هم تنگ و سرما جِز دهنده است و برفی هم می بارد. تمام مردم از شنیدن کلام دچار شگفتی و حیرت شد ولی او با تمام توان ادامه داد ولی باهمه مهارتهایش مجلس که از سخنان بی ربط او سرد شده بود، گرم نشد.
فکرکردم در دنیا دانشگاه و استاد راهنما این تقلید کور شاید راه نداشته باشد، چون صاحبان دانشگاه معتقد به نقد و شک است و دقت لازمه از کار شان می باشد. ولی هیج کس از تقلید خالی نیست  و همه در  در زندگی تقلید  ازکسی کرده است ولی تقلید با  فهمیدن  همراه است.  به خاطر کار علمی به سراغ مونوگرافهای و پایان نامه های دانشگاه خصوصی صاحب نام رفتم ولی عنوان ها برایم بسیار جذاب بود و از عنوان ها در قلبم صدها بار شکر کردم که اولاد وطن به این مرحله و پایه از دانش رسیده اند. ولی چند پایان نامه را که خواندم متوجه تقلید شدم که نویسنده اثر مذکور عبارتهای نویسنده دیگر را کاپی کرده است ولی او واستاد راهنمایش یکبار دقت نکرده است که تمام مطالب پیرامون مطلبی است که در جای دیگر دنیا رخ داده است ولی بنام پدیده کشور  بازتاب داده است ولی نام آن کشور را حذف هم نکرده است.  این کار تقلید بیجای مرا به یاد اشعار ناصر خسرو انداخت که تقلید بدون فهم و بدون ضرورت را نکوهش کرده بود.
هرچند سخن گوید طوطی نشناسد                               آن را که همی گوید هرگز سر و سامان
ای خوانده به صد حیلت و تقلید قران را                        ماننده ای مرغی که بیاموزد دستان
همچو سخن مرغ است این خواندن ناراست                    بی‌حاصل و بی‌معنی و بی‌حجت و برهان
از خواندن چیزی که بخوانیش و ندانی                        هرگز نشود حاصل چیزیت جز افغان

از همین رو در قرآن کریم از تقلید های کورکورانه و سنتهای غلط ضد عقلانیت به شدت سرزنش می کند: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ(ماییده/104) و هنگامى که به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!»؛ آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏کنند)؟!
کاش مطلب در همین جا  تمام می شد. در  ستونک رزونامه با ادعا روزنامه جامعه باز  علی محمد ابراهیمی به تقیلد از علی امیری نوشته است: عرفان، قرآن و سنت همه مخالف شادی است. در این دین فرهنگ شادی جای ندراد. در یک کلام اسلام مخالف شادی و نشاط مردم است.  قرآن وحی است وسنت هم ریشه در وحی دارد ولی عرفان حاصل عمل به قرآن سنت است. دشمنی با این سه عنصر اصلی یعنی دشمنی با وحی خدا است، کسی متن دین را خوب خوانده باشد از تقلید کور غرب زدگی رهای یافته باشد، اسلام با معصیت و آلودگی که در نوع خود تجاز به حقوق دیگران است مخالف است.  اسلام  به قول احمدی عرفان، قرآن و سنت به شادی که موجب حسرت و بیهودگی زندگی و هدر رفتن عمر انسانی و لودگی  قساوت  قلب گردد مخالف است. ملای درهرات حرفی گفته است!  که شادی از فوتبال عملی شیطانی است ! که لودگی کرده است ولی شما که قایل به تکثر و مدارا هستید چرا عصبانی شدید که پا را فراتر از همان ایده تان گذاشتید . مگر این ملای هراتی از سایبابا خدای هندی که نان می خورد و در خلوت به بندگان خود تجاز کرد و امروز سی میلیون پیرو دارد و برای خودش تلویزونی تبلیغی دارد و صدها مخلوق در برابر او زانو می زنند، شگفت آورتر که نیست. شما اگر کمی به متون دینی آشنای می داشتید که سراسر دین شادی و مسرت و خرسندی برای انسان طالب است که  به دنبالش  پشیمانی نداشته باشد و به حقوق دیگران تجاز نشود. دین اسلام نشاط و شادابی و شادی مثبت را می خواهد که عمر انسان به بیهودگی سپری نشود.  تمام دستور اخلاقی اسلام از قضای حاجت انسان مستمند تا غم شریکی به آسیب دیدگان و مرهم به زخم دیگران گذاشتند است. از این ررو راه رسیدن به بهشت را در قرآن به این اعمال معرفی می کند. فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ= وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ = فَكُّ رَقَبَةٍ= أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ= يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ = أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ= ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ(بلد17-11  ترجمه: ولى او از آن گردنه مهمّ نگذشت! و تو نمى‏دانى آن گردنه چيست! آزادکردن برده‏اى، يا غذا دادن در روز گرسنگى... گرسنه ی  از یتيمى از خويشاوندان، يا مستمندى خاک‏نشين را، سپس از کسانى باشد که ايمان آورده و يکديگر را به شکيبايى و رحمت توصيه مى‏کنند!
بالا ترین شادی محبت رحمت به دیگران است که قرآن همه کسانی مدعی دیانت است توصیه می کند و همدردی و رسیدگی به وضعیت  درماندگان است و خدا بندگان خود را به تقسیم روزی خود با گرسنگان و نجات دادن انسان از بندهای ستم توصیه می کند و  توصیه می کند برای کار های نیک و رسیدگی به مشکلات همنوعان خود پایداری کنید و مقاومت نمایید!! این کار پدر همه شادی است که شادی را در تمام لایه های اجتماعی پخش می کند . من به نوسندگان جامعه باز توصیه می کنم که به تقلید کور از غرب خاتمه داده و به سخن همشهری  ما ناصر خسرو گوش نمایید تا از صحرای تیه که گرفتار آمده اید نجات یابید.!
توفیق رفیق اهل تصدیق شود                زندیق در این طریق صدیق شود
گر راز مرا ندانی انکار مکن                  تقلید کن آنقدر که تحقیق شود
 ابراهیم حسن زاده کابل: 26/6/1392


۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

پست های دولتی فرصت برای خدمت به مردم است نه غنیمت!


 از این رو نه از رسیدن دوستان به منصبی  زیاد خوشحال می شوم  ولی حقشان  است که به حق شان رسیده اند و نه از کنار رفتن شان از قدرت دلتنگ می شوم، چون نوبتش سر آمده است. زیرا هر منصبی با هر پیمانه باشد، از ریاست یک اداره ولسوالی تا وزارت را امانت مردم می دانم، اورا مسئول در روز قیامت در دادگاه عدل الهی می بینم، زیرا هر صاحب منصبی از بیت المال حقوق دریافت می کنند و همه صاحب منصبان لشکری و کشوری مزدور مردم و خادم اجیر مردم است. برای مردم  زمام دار و رییس ارزشمند  است که مردم را ولی نعمت خود بدانند نه آنان را طعمه!   قدرت زمانی ارزش دارد که ابر های تیره فقر را از آسمان زندگی مردم بر طرف کند و شادی و اطمنان خاطر به زندگی مردم بدهد و  گره از از مشکلات مردم بگشایند.
 تعجبا!! کمی با خانواده ایلخانی مشکل قابل حل پیدا کرده ام و آنهم در یک گفت و گو گره اش باز می شود و اگر نشود نه آسمان به زمین می افتد و نه دنیا دگرگون می گردد و همه چیز در سر جایش است ولی نمی دانم برخی با تلفن و برخی حضوری از برکناری  غلام علی وحدت به من تبریگ می گویند. در مجموع نارضایتی مردم از او به رفتارش بر می گردد، ولی من از چنین احساسات بیزارم ، چون من خیر دشمنانم را هم می خواهم.  من به همه نورسیدگان به قدرت چند توصیه می کنم!!
ü       اول به مردم خود صادق باشد و حق اجرت مردم را صادقانه ادا کند و به همه مردم از مخالف و موافق خود خدمات یکسان و بدون تبعیض ارائه نمایند، چون او مسئولیت درقبال همه مردم دارد.
ü        همواره بزرگان و اهل تقوی و اهل نظر و خیر خواهان مردم مشوره کنند و نقد مردم  را به جان و دل قبول کند و به همه مردم فرصت بدهد که رفتار او را در حضورش نقد کند و سعی کند  در های بسته نداشته باشد و همه کس به او دسترسی داشته باشند و عیوب خود از دهان مردم بشنود ودر صدد اصلاح بر آید.
ü       فرصت  به همکارانش بدهد که کارمندان زیر دست از نارسای اداره او در حضورش گزارش بدهند وشخص خودش را زیر سئوال برند چون شناخت معایب کار گامی به سوی موفقیت است.
ü      برای تحقق عدالت همواره با افراد عدالتخواه همکاری دلسوزانه نمایند و از افراد متملق و چابلوس  دورو به شدت دوری نماید که زیرا آنان او را از عالم واقعیت دور می کنند و سر انجام او را گمراه می کنند و او را در خطا و لغزش هلاک کننده می اندازند.
ü       سعی کنید پست و قدرت فرصتهای زیاد برای سوء استفاده فراهم می کند ولی  شما سعی کنید از خصلت سوء استفاده گری دوری کنید، چون  چند بیماری روحی را به انسان خلق می کند: نفاق  و دوروی، خیانت به امانت مردم،  دشمنی با عدالت و آغاز ستم، همه و همه سبب سقوط انسان از مقام آدمیت می گردد. در جامعه سبب ترویج ظلم وقانون شکنی می گردد.
ü       اگر از یک منطقه هستید سعی کنید از موقف به دست آورده اید  همه نخبگان آن منطقه  در فرصتهای لازم گرد بیاورید و  فاصله ها را ازبین ببرید و همآهنگی و همدلی را بین نخبگان ایجاد کنید، چون خیر دروحدت است و تجربه های مثبت خود را به  همه منتقل کنید با این کار همیشه نیکنام  و در کارهایت ابتکار دست می دهد. رقیبان احتمالی شما به دوستان و حامیان شما تبدیل می گردد. اگرنه قشر ممتاز جامعه قادر است که این فرصتها را به کام شما تلخ  کند.
ü       ولی اگر اهل دیانت هستی و به روز قیامت باور داری همه کار هایت به رضای خدا انجام بده، که خدای متعال همواره از شما حمایت می کند و به توفیق شما می افزاید.
ü       به هرحال همه در برابر خدا و مردم روزی باید پاسخگو باشیم سعی کنیم، در روز پاسخگوی شرمنده نباشیم و هرگز فراموش نکنیم که روزی از قدرت افتادیم مردم از ما با سنگ و چوب استقبال نکنند.
من همواره از خدای منان خواستار توفیق بندگی و رفتن را درست هستم تا رضایت حضرت حق را به دست بیاورم و هم  خودم رستگار شوم وآرزو دارم  و خداوند کار های خیری را به نفع مردم به دستم جاری کند، تا کاری کنم که خلقش از پریشانی نان و پوشاک رهای یابند.


 ابراهیم حسن زاده : کابل 25/6/1392

۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

- فلسفه وجودی سازمان ملل متحد و تاریخچه آن


     افراد خردمند، از زمان باستان در میان همه ملت ها وجود داشته  ودارند و جنگ را عامل نابودی فرهنگ و تمدن ها می دانسته اند و دانشمندان خردورز همیشه سعی می نمودند که بشر مسایل اختلافی خود را از راه های صلح آمیز و بدون خون ریزی حل نمایند،  تا دست آورد بشری در جنگ از بین نرود،  چون بشر سود ی را که از صلح به دست می آورند بیشتر از آن چیزی است که در  جنگ به دست می آورند. هم از نظر عاطفی تحمل زندگی به قیمت بیچارگی و بی خانمانی شکست خوردگان برای اهل تعقل مشکل است. چنانچه سعدی  این احساس مشترک بشری را تا  انسان به خصلت درنده خوی  عادت نکرده باشد، با زبان شعر بیان می کند.
بنی آدم اعضای یکدیگرند                                    که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار                           دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی                            نشاید که نامت نهند آدمی[1]
 در دوره های امپراتوری بین قدرتها رابطه و قراداد های وجود داشته اند ولی همه تعهدات سازمان ملل نا نوشته در فرهنگ سیاسی بشر وجود داشت ولی تحولات اجتماعی رنساس، جنبش های اصلاحات دینی،با رهبری مارتین لوتر که  که اعمال کلیسا در بخشش گناهان و فروختن بهشت محکوم کرد و با این اعتراض جنگ مذهبی را در پی داشت  که اروپا به سه حوزه تقسیم شده بود، که در نتیجه آن دعوای دین و دولت به آخر رسید. در دنیا دیانت استقلال حوزه سیاست به رسمیت شناخته شد و بزرگان کلیسا  مانند " مانگولد دو لوتنباخ" و "گیوم دوکام" پذیرفتند که امور دنیوی به جهان خرد و سیاست تعلق دارد،  که آن هم آفریده پروردگار است و امور عقیدتی و کلیسا به جهان الهام و وحی تعلق دارد که قلمرو آن جدا و منطق آن متفاوت است.[2] در شکل گیری دولت های مدرن و جنگ های خونین و جنبش های روشنگری رشد علمی قرارداد "وستفالی" سهم عهده  داشت.این تغییرات در استقلال کشور ها و مفاهیم سیاسی به وجود آورد که جنگهای بعدی به  تشکیل سازمان ملل متحد را سرعت بخشید.
11-1- تاریخچه سازمان ملل  متحد
     از بحث قبلی طلیعه تاریخی شکل گیری سازمان ملل متحد به دست آمد، که انقلاب کبیر فرانسه در نظم افکار بین المللی  تاثیر عمده داشت، ولی این  کشماکش بناپارت ناپلئون را به قدرت رسانید که در جنگ  به موفقیت های دست یافت و خود را امپراتور لقب داد. را سر انجام کشور های که مورد تهدید ناپلئون  قرار داشت باهم متحد شدند و وحدت دشمنان فرانسه و استئصال و پراکندکی نیروی نظامی فرانسه و فقر عمومی مردم سبب شکست ناپلئون شد. ناپلئون در سال1814 شکست خورد و تسلیم شد و بر اساس پیمان «فونتن بلو» لقب امپراتوری  و حکومت جزیره الب به او  واگذارشد و خانواده بوربن ها از نو به سلطنت بازگشتند.
پس ازخلع ناپلئون پیمان پاریس در 30 مه 1814 بین فرانسه و متحدین امضا شد و به موجب آن مرزهای فرانسه به حدود سالهای 1792برگشت. امّا ناپلئون پس از ده ماه اقامت در الب از نو  در مارس 1815 به پاریس بازگشت و صد روز بر پاریس حکومت کرد و 18 ژوین 1815 در جنگ واترلو شکست خورد و بی قید و شرط تسلیم نیروی متحدین شد. متحدین او را در جزیره " سنت هلن" تبعید کردند و فرانسه اشغال شد. متحدین، پیمان دوم پاریس را در 20 نوامبر 1815 به فرانسه تحمیل و این کشور را محکوم به پرداخت غرامت و سایر محدودیت ها کردند. [3] از انقلاب کبیر فرانسه1789 تا کنگره وین 1815 در مدت بیست و شش سال تحول اساسی  در زندگی اجتماعی، فناوری جدید و رشد اقتصادی به وجود آمد که نماد عینی تجدد  شمرده می شد.
  کنگره  در 19 ژوین 1815 اعلامیه نهایی خود را خود را منتشر ساخت، متصرفات فرانسه را بین شان تقسیم کردند، برخی کشور ها مانند لهستان بین اتریش، روسیه و پروس تقسیم شد. معاهدات وین  تا 1912 رعایت می شد ولی جنگ و نزاع بیرون از اروپا که هر کشوری در آفریقا و خاورمیانه برسر مستعمره های  که دست یافته بودند شدت یافت؛ این رقابت ها کشورهای غربی بر مستعمره ها به خاطر مواد خام  واولیه بود. از سال 1906 اروپا به دو بلوک متخاصم تقسیم گردید، هریک از بلوکها رقابت های داخلی را فراموش کرده بودند ولی رقابت بلوکها بر سر زمین ها بیرون از جغرافیای اصلی شان شدت گرفته بود. آتش رقابت بین آلمان و فرانسه  بر سر آلزاس و لرن،، بین آلمان و انگلیس بر سر تفوق بر دریاها و بین اتریش و روسیه بر بالکان دوباره شعله ورشد. بحران بالکان 1909-1908 بحران مراکش 1911 جنگهای بالکان 13-1912 بالاخره جنگ اتریش و صربستان که به جنگ جهانی اول منجرگردید. [4]
    این جنگ برنده ی نداشت و جنبشهای صلح طلب  فضا را برای سازش آماده نموده بود. ویلسون در دسامبر 1916 پیشنهاد باب مذاکره صلح بدون پیروزی را ارائه نمود. در اروپا شارل اول اتریش، و بتمن- هلوک صدر اعظم آلمام چگونگی صلح با متفقین را مورد بررسی قرار دادند. اکثریت نمایندگام مجلس ملی آلمان نیز در ژویه 1917 رای به صلح بدون الحاق دادند. پاب "بنوای" شانزدهم تمام صلح طلبان  را فراخواند و همه را به صلح دعوت کرد. در انگلستان لرد لاندسون و در فرانسه دولتمردانی چون ژزف کایو به طرف داری از صلح برخواستند. روسیه به خاطر جنگ داخلی خود حاضر به صلح نبود ولی ملت روسیه از صلح طلبان جدی بودند. با سقوط حکومت تزاری و استقرار بلشویک ها در 7 نوامبر1917 فضا در روسیه تغییر کرد، بلشویک به دلایل سیاسی و از ضعف، خود را متعهد به تعهدات تزار نداستند و بلشویک ها در 15 دسامبر 1917با آلمان پیمان ترک مخاصمه را درقلعه "برست لیتوفسک" امضا کردند.
     از سال  1918  برخی کشورهای در گیر جنگ  با کشور های متخاصم  جدا گانه از متحدان خود پیمان متارکه جنگ را امضاء نمودند، این فضا، زمینه مذاکره صلح ورسای را با شرکت 27 کشور از ژانویه تا 28 ژوین 1919 فراهم نمود.
پس از مشاجره و بحث فراوان بین متفقین بر سر تقسم غنایم و چگونگی روابط با آلمان در 28 ژوین1919 پیمان صلحی را با الهام از اعلامیه ویلسون با 440 ماده در تالار آیینه کاخ ورسای به امضا رسید.[5]
  به اساس همان پیمان صلح ورسای جامعه ملل تشکیل شد. جامعه ملل نخستین سازمان بین المللی است که بعد از جنگ جهانی اول به پیشنهاد ویلسون رئیس جمهوروقت آمریکا ایجاد شد. اساسنامه جامعه ملل در سال 1919 در کنفراس صلح در پاریس به تصویب رسید، با رد پیمان  صلح ورسای از سوی  کنگره آمریکا جامعه ملل بدون عضویت ایالات متحده آمریکا شروع به کار کرد. مقر جامعه ملل ژنو و نخستین دبیر کل آن یک دیپلمات انگلیسی بود. جامعه ملل با عضویت 49 کشور شروع به کار کرد و سیزده کشور دیگر نیز در طول حیات جامعه به آن پیوستند. آلمان در سال 1926 و شوروی در سال 1934 به این جامعه پیوست. با سرکار آمدن هتلر او در سال 1333 عضویت آلمان را در جامعه ملل لغو کرد. این اولین بار یک کشور از تعهدات پیمان صلح ورسای را زیر پا گذاشت. جامعه ملل تجاوز ایتالیا به حبشه،  تجاوز آلمان به اتریش و چک اسلواکی،تجاوز ژاپن به چین و تجاوز شوروی  به فنلاند  را  نتوانست دفع کند. این عدم پای بندی کشورهای عضو به پیمان صلح ورسای در عمل جامعه ملل را باطل کرد و در طول جنگ جهانی دوم جامعه ملل به تعلیق درآ مد.[6]
جامعه ملل با اصول معتبری پایه گذاری نشده بود تا تمام کشورهای در گیر را راضی نمایند و منافع همه را رضایت بخش تامین نماید، چون پیمان صلح ورسای به ضرر آلمان وایتالیا بود، این کشور های تحقیر شده بودند به دنبال فرصت انتقام  کشیدن از کشورهای متحد بودند. آلمان دچار بحران داخلی شد وهیتلر از حس انتقام و عقده شخصی از اغتشاش داخلی استفاده کرد و قدرت را به دست گرفت. هتلر با تجاوز به حبشه   اسپانیا قدرت نظامی خود را بی سابقه افزایش داد.  هتلر با علم به این که آمریکا با بحرانی بودن  وضعیت اروپا  خود را درگیر این بحران نمی کند. از سوی دوستی موسیلینی را هم به دست آورده  به آن پشت گرم کرده بود، با حساب سر انگشتی خود را پیروز  می پنداشت.
      هتلر با چنین تصور به اتریش یورش آورد و آن را تسخیر کرد و به دنبال آن به کشور چک اسلواکی حمله کرد و به لهستان تجاوزکرد؛  به خاک فرانسه وانگلیس حمله از زمین و هوا نمود و سر انجام به خاک شوری لشکر کشی کرد.  آلمان با کشور های ایتالیا و ژاپن هم پیمان شدند، این مسئله سبب گردید که آمریکا  در جمع متفقین بپیوندد. اتحاد آمریکا با کشور های محوری سبب شکست آلمان گردید که هر روز از صحنه های نبرد عقب نشینی می کرد.
     بعد از کنفراس تهران در28 نوامبر تا اول دسامبر 1943 با شرکت روز ولت، چرچیل و استالین و همراهی ایدن، مولتوف و هاپکینز تشکیل گردید، که حاصل آن توافق بر استراژی چنگ بود که موجب سقوط آلمان گردید. با رسیدن نیروی شوروی به پراگ و برلین هتلر در 30 آوریل 1945 دست به خود کشی زد. آلمان ها در "رنس" فرانسه قرار داد تسلیمی با آمریکای ها و در هشتم مه 1945 در برلن قرار داد تسلیمی با روسها را امضا نمودند.[7]در کنفراس"یالتا"  از روز چهارم تا یازدهم فوریه 1945 با شرکت استالین، روز ولت و چرچل بر گزار گردید که روی دو موضوع مهم به دشواری با هم توافق نمودند: 1- سرنوشت آلمان و سهم کشورها متفقین از سر زمین های فتح شده. 2- تشکیل سازمام ملل به اساس پیشنهاد روز ولت مطرح شد، کنفراس مقدماتی آن در کنفراس"دامبارتن اوکس" در حومه واشنگتن در ماه اوت 1944  بحث روی سازمان ملل  متحد توافق  شده بود، در کنفراس "یالتا" در روسیه تکمیل و در 26 ژوین 1945 در کنفراس"سانفرانسیسکو" به تصویب 50 کشور علیه ژاپن و آلمان اعلام جنگ داده بودند، رسید. منشور ملل متحد بر اساس طرح اولیه منشور آتلانتیک در ژانویه 1942 تولد یافت.[8]
    سازمان ملل متحد به دنبال توافق های ممالک در حال جنگ با آلمان و متحدینش در پایان جنگ  دوم جهانی به وجود آمد ودر نخستین اجلاس آن در ژوین 1945 با شرکت نمایندگان پنجاه کشور جهان در سان فرانسیسکو تشکیل شد. سازمان ملل متحد در واقع جانشین جامعه ملل سابق گردید که پس از سال 1919 و پس از پایان جنگ اول جهانی به وجود آمده بود. اعضای مؤسس ملل متحد که در ژوین 1945 در سان فرانسیسکو تشکیل جلسه داده و منشور ملل متحد را  تصویب نمودند، که اساس تمام حقوق بین الملل و ارکان سازمان ملل را تشکیل می دهد. [9]
 در قسمت از منشور این عبارت آمده است:
         سازمان ملل علاوه بر بر حفظ صلح  کارهای مهم دیگری  از جمله ایجاد همکاری در مسایل اقتصادی و اجتماعی تقویت و احترام به حقوق بشر و کمک به پیشرفت اقتصادی و سیاسی کشورهای جهان انجام می دهند.
    از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضا خانواده بشری و حقوق  یک سان و انتقال ناپذیر  آنان اساس آزادی و عدالت  و صلح را در جهان تشکیل می دهد،  از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشرمنتهی به  اعمال وحشیانه ی گردیده  است، که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن  افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس فقر آسوده  و فارغ باشند،  به عنوان بالا ترین آمال بشر اعلام شده است.
   از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج  به قیام بر ضد ظالم و فشار، اجبار  به خشونت پیدا نکند. از آنجا که لازم است توسعه روابط  دوستانه بین المللی  را مورد تشویق قرار داد، از آنجا که مردم ملل متحد ایمان خود را اعلام کرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند، که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزاد تر، وضع زندگی بهتر به وجود آورند.[10]
 تشکیلات سازمان ملل متحد قرار ذیل است: 1-   مجمع عمومی، 2-  شورای امنیت، 3-  شورای اقتصادی و اجتماعی، 4- دادگاه بین المللی، 5- شورای قیمومیت، 6 - دبیر خانه. سازمان ملل متحد علاوه بر ارگان ششگانه فوق سازمان های تخصصی متعدد هم وجود دارد.
      
  



[1] -  مصلح الدین،شیرازی، کلیات سعدی،ص: 31 حکایت شماره : 10، از سیرت پادشاهان
[2] -  احمد نقیب زاده، تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل،ص: 21
[3]  -همان مدرک،ص: 49
[4] - همان مدرک، ص: 142
[5] - همان مدرک، ص: 180
- محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی ، ص: 414[6]
[7] - احمد نقیب زاده، تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل،ص: 236
[8] - همان مدرک، ص: 244
[9]  محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، ص: 595
[10] -  عبد الحسین سعیدیان، دایرة المعارف نو، ص: 2499