Google+ Followers

۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه

شاه راه عمومی هرات و کابل در تابستان 1392 پرخطر گردید و مسافران تازه وارد به توصیه های امنیتی زیر گوش کنید!


 شاخصه اصلی امنیت عمومی امنیت شاه را ها است، با امنیت راه سراسری کشور  امنیت عمومی اندازه گیری و سنجش می گردد. درکشوری که مسافر و اموال التجاره بدون آسیب و خطر به مقصد نرسند، این وضعیت حاکی از نا امنی و نا توانانی ارگان های مسئول امنیت عمومی است که قادر به تامین  امنیت شاه راه عمومی نیستند که در حقیقت نبض تپنده حیات کشور است. در مسیر هرات کابل  از دروازه کابل و غزنی موتر های سوخته و تانکر های نفتی به آتش کشیده شده تا شهر هرات دل هر عابر را به لرزه می آورد و ترس عمومی را در افکار جامعه خودبخود تزریق می نماید. ولی این ناامنی قربانیان زیاد انسانی از جامعه افغانستانی گرفته است و اگر ارزش انسانی آن را به حساب آورده شود، سقف خسارت  این ناامنی به ارقام نجومی بالا می رود و با آن هم خسارت عاطفی آن در جامعه شکننده است چون افراد در این مسیر کشته می شوند و یا اهداف راهزنان و قطاع الطریقان قرار می گیرند به نوعی همه نان آوران خانواده های افغانستان هستند که تاثیرات عاطفی، روانی و خسارت مالی شکننده و دوام دار در جامعه می گذارد و موجب گرانی کالا مورد نیاز مردم می گردد و در نتیجه قحطی و استای اقتصاد به دنبال دارد.
 اما آنچه موجب نگرانی شدید شده و قابل توجه است قضایا ناامنی هرات است، در مرز اسلام قلعه جنایات کاران مرزی و دزدان حرفه ی افغانستانی که دیگر در ایران قادر به ارتکاب جرم نیستند  در مرز اسلام قلعه جابجا شده اند و در تمام لایه های  مرزی نفوذ کرده و حتی کودکان بارکش را با بار کراچی شان در استخدام در آورده اند. اینان مسافران تازه وارد به کشور را  از طریق همین کودکان بار کش شناسایی می کنند  و از راه مسافرکشی طعمه های خود را شکار می نمایند. طعمه را با چرب زبانی سوار ماشین خود می نمایند و در مسیر راه  از جاده اصلی به جاده فرعی می پیچد با کمی فاصله گرفتن  از جاده اصلی خود را ننده و همدستانش به مسافر حلمه می کنند و مسافر را، لت و کوب سخت می نمایند و با کارت زخم بر بدن مسافر می زنند تا مسافر مرعوب شود و شخصا مال و پول نقد خود را  دو دسته تسلیم دزدان  کند و اگر مسافران مقاومت می کنند، بی درنگ مسافران کشته می شوند.برخی با شگرد دیگر که همدستان شان  قبلا در جریان قرار داده  به عنوان دزد راه گیر، راه بر موتر می بندند  و سرنشینان آن را مورد اذیت وآزار قرار داده تا اموال دارایی هایشان را به غارت می برند. این نوع قضایا جنایی در این اواخر در مرز اسلام  قلعه مسافران را قربانی گرفته، زیاد اتفاق افتاده است.
 در بخش دیگر هرات از هرات  تا ولسوالی ادرسکن در روز سه عراده اتوبوس مورد سرقت راهزنان واقع می شود و سرنشینان آن لخت می گردد. در تاریخ 8 که با تهیه بلیط ازیکی شرکت های مسافربری به قصد کابل در روز سفر شاهد حضور راه زنان در این منطقه بودم، که دزدان  اموال و پول و نقد سرنشینان دو عراده اتوبوس مسافربری را غارت کردند.اشک زیادی و به خصوص از زنان جاری نمودند صدای زاری به خدا رحم کن تمام هرات را به صدا در می آورد.
از این رو به مسافران بالعموم و تازه واردان به افغانستان به توصیه های امنتی زیر توجه کامل نمایند!
1- اول سعی نمایید با چند نفر همسفر یار گیری کنید، زیرا رفیق در سفر لازم است، چند نفر باهم باشید، نفر زیاد دزدان و شکارچیان را منصرف می کند و نفر زیاد کمتر مورد قربانی واقع  می شوند.
2- در مرز اسلام قلعه باید اعتماد به نفس داشته باشید کسی درک نکند که شما تازه وارد هستید و همچنان در میدان هوای،  سعی کنید تاجای برای شما امکان دارد بار و بنه خود را به کراچی وان های کثیف ندهید، این امر کمک می کند کسی گمان نکند که شما تازه وارد هستید و از دام دزدان در امان هستید، اگر بارشما سنگین است فقط به دو هزار تومان و یا بیست تاسی افغانی بیشتر به کرایه چی ندهید و مقاومت کنید به قیمت بلند حاضر نشوید، چون  پذیرفتن قیمت بلند نشان می دهد که شما نا بلدهستید و این اشاره به مسافرکش دزد است که شما را به عنوان طعمه خود تعقیب نمایند و به آنان وانمود کنید که این را هزاران بار آمده اید.
3- اگر برای شما ممکن است از مرز به شهر اسلام قلعه بیایید که کرایه ارزان است و امکان طعمه شدن را شما کاهش می یابد. روی قیمت چانه زنید و عجله نداشته باشید که خود عجله شما را به دام تباهکاران میاندازند.
3- سوار موتری شوید که یقین داشته باشید، که همه شرنشینان مسافر هستند و اگرنه پرهیز کنید، امکان دارد سرنشینان دزدان باشند که دنبال طعمه باشند.
4- در هر صورت مصمم به سوار شدن شدید، بدون توجه راننده شماره ماشین را به دقت بردارید تا در صورت بروز حادثه امکان عدالت خواهی برای شما وجود داشته باشد و مبارزه با چنین عناصر تبهکار  برای دستگاه امنیتی به وجود میاید و کمک به برخورد به دزدان فراهم می شود و این کار همکاری شما با امنیت عمومی است.
5- هرگز در مرز پول صرف نکنید چون امکان تقلب و دزدی زیاد است، هر مسافری در مرز از صرافان دوره گرد مرزی سالم نمانده است در چشمش خاک پاشیده شده است و تلاش کنید در شهر هرات در شهر نو و مرکز هرات به دفتر صرافی مطئن صرف کنید، تا پول که مشکل و ناچل  دریافت کرده باشید و یا در حساب اشتباه رخ داده باشد، که امکان مراجعه دوباره برای شما وجود داشته باشد تا از خطر احتمالی جلوگیری نمایید.
6- اصل پول خود را به پیش مردم هرگز نشمرید، چون امکان دارد دزد در بین همین جمعیت بیننده باشد که بعد شما مورد شکار قرار بدهد.
7- افراد نا آشنا که خود را به شما نزدیک می شود و به شکل نا معمول از شما سئوال می کند حتی به عنوان مسافر به شما یک جا سوار می شود، بدانید کیسه بر(جیب بر) است. درقدم اول از چنین آدمها فاصله بگرید و از دادن معلومات با آدم نا آشنا پرهیز کنید.
8- اگر امکانات دارید حتما اتاق کرایه کنید، از وسایل قیمتی خود در جیب بغل خود محافظت کنید، و زیاد به ساک های خود حساسیت نشان ندهید، در ضمن مواظبت از اشیا خودتان نشان دهید که  در ساکهای شما مقدار لباس و اشیا ارزان قیمت است، تا دزد از تعقیب شما منصرف شود.
9- پیشنهاد هرنوع نوشیدنی و خوردنی از مسافر های نا آشنا خود داری کنید، ساک و هر بسته خود را به آدم نا آشنا ندهید تا می توانید خودتان از اموال تان مراقبت کنید.
10- در سفر مواد نوشیدنی و غذا ضروری با خود داشته باشید.
11- اگر برای اول بار در شهری سفر می کنید آدرس محل بود و باش خود را در دفتر یادداشت خود ثبت کنید.
12- درسفر نوشیدنی زیاد بنوشید و لی خوراکی کم بخورید تا مریض نشوید و در سفر سالم بمانید.
 13- درشهر های بزرگ کشور باید تا جای امکان دارد با وسیله های عمومی رفت و آمد کنید و یا به وسیله که مطمئن شوید که تاکسی است.  در تاریکی شب از طرف صبح  وشب سواری مسافر کشهای نشوید که از قبل سر نشین داشته و یا  خالی حرکت کند از راه مسافر گیری نماید، چون آنان دزدان زور گیرهستند، که معمولا در شهر کابل  اینان به دنبال طعمه در کوته سنگی و پل چرخی و کارته نو، کارته پروان و سرای شمالی و خیر خانه پرسه می زنند.
14-به هر صورت سوار مسافرکشهای شهر های برزگ شدید بی درنگ شماره آن را ثبت نمایید. هرگز بدون ثبت شماره مسافرکش را سوار نشوید.
15- در اولین ورود خود به نزدیکان خود خبر دهید که به کجاه رسیده اید و با بروزحادثه بستگان شما قادر به رد یابی از شما باشد.
16- در چمدان وساکهای خود  دفتر بغلی و جنتری شخصی آدرس وتلفن خودت و یکی از آشنایان نزدیکت را  حتما بنوسید، تا شما در بروز حادثه زودتر شناسایی شوید و یا اموال به جای مانده شما به  دست عناصر  سالم انسانی  افتاده باشد که او قادر به پیدا کردن شما باشد و شما را تعقیب نماید.
خلاصه نظرنویسنده:
 اما در مرز اسلام قلعه از ضعف مدیریت دولت است که چند عراده اتوبوس را در لین قرار بدهد و برای بار کشهای  گاری هم تذکره کار با نرخ عادلانه با نوبت با مالیات تعیین کند و همه مؤظف به نشان کارت هویتی باشد و از افراد غیر مجاز جلوگیری نماید.  روحیه مرزنشینان و هراتی به نحوی تربیه شده که روزی خود را در فریب دادن مسافر می داند نه به دست خدا!
برای مسافرکشها هم جواز صادر نماید و ارائه خدمت مشروط به داشتن جواز باشد. همکاری ماموران مرزی ومیدان هوای با مسافران حسنه باشد.
دولت باید بانگ اطلاعات یابی و ردیابی و تعقیب از مجرمان سازمان یافته و دزدان حرفه ی داشته باشد و هر حادثه سرقت و زور گیری را  با شاکی وبدون شاکی دستگاه امنیتی عدلی و قضایی باید تعقیب نماید.
 نا امنی جاده هرات به شکل کلی سیاسی وجنایی و مافیایی است که باید دستگاه امنیت به خاطر موقف خودشان و خوشنامی خود اقدام سازنده روی دست گیرد به نگرانی مردم پاسخ مثبت بدهد.
ابراهیم حسن زاده یکاولنگی

کابل: 9/6/1392

۱۳۹۲ مرداد ۱۱, جمعه

مقایسه ی افغانستان امروز با افغانستان سنایی (ر ح) د ر دوره غزنویان

باسم تعالی
مقایسه ی افغانستان امروز با افغانستان سنایی (ر ح)  د ر  دوره غزنویان 
               افسوس که عمر رفت بر بیهوده                هم لقمه حرام و هم نفس آلوده
                 فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد               افسوس ز کرده‌های نافرموده
                                                                  ابوسعید ابوالخیر
شاید در ذهن خوانندگان روز های عصر غزنویان از طلای ترین روز گار ساکنان این  سرزمین باشد. ولی درد دل سنایی از  دست حرام خوران به انفجار رسیده بود،  که اشرافان و زورمندان شرف و دین خود را به حطام دنیا فروخته بودند، عزت و شرف خود را در چاپلوسی به در بار و حرم سرای می دیدند، و کامیابی خویش را در قوادی به شاه و شاهزادگان می  پنداشتند،  خواص و علمای دینی  توجیه گر عمل جور پیشگان بودند، که سیری خود را  در ربودند، نان از چنگ یتیمان و بیوه زنان و بی نوایان می نگریستند. داد رسی و عدالت به امیال ارباب قدرت تفسیر می شد و سپهسالاران دارای عمومی را به ملک خالصه خود تبدیل می کردند. مستی، سماع،رقص، آواز، خیناگری و لودگی ارزشهای بی بدیل دربار و  امراء قوم بود، غفلت، خماری نعره کشیدن بر خون دل ایتام دوای ناکامی های شان بود. ازشدت نادانی به رمل و جفر پناه برده بودند،  به جای تدبیر به نجوم وستارگان دل بستند. از تلخی روز گار  خون دل سنایی بر ناوک  مژ گانش جاریست.
ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده‌اند             از سر بی‌حرمتی معروف منکر کرده‌اند                          
 در سماع و پند اندر دین آیات حق              چشم عبرت کور و گوش زیرکی کر کرده‌اند                             
 کار و جاه سروران شرع در پای اوفتاد           زان که اهل فسق از هر گوشه سر بر کرده‌اند
پادشاهان قوی برداد خواهان ضعیف             مرکز درگاه را سد سکندر کرده‌اند
ملک عمر و زید را جمله به ترکان داده‌اند        خون چشم بیوگان را نقش منظر کرده‌اند
شرع را یکسو نهادستند اندر خیر و شر           قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده‌اند
روز گار  سنایی شبیه زندگی ما است ، تحصیل کردگان و غرب دیدگان ورهبران جهادی در قدرت شریک هستند،  که آیات حق را فراموش کرده اند، مخصوصا تیکنوکراتها درسایه مؤسسات مالی مانند عزیزی بانگ و کابل بانگ  و غیرو... با استفاده از استگاه های تبلیغاتی بر تخدیر افکار عمومی مبادرت می کنند. بر شرف و عزت و غیرت مردم می تازند، تا مردم در هرزگی و بی بند باری آخرین سرمایه تعقل خود را در بازار هوسرانی بفروشند. مهندسان و داکتران فرنگ برگشته با غارت بیت المال در قالب صد ها پروژه بر اشک یتیمان و خانواده شهدا و معلولان جنگی می رقصند، با نیکتای خود صداقت و روزی حلال  را به صلیب کشیده اند. کاخ های زمردین را با خون ایتام بناء ساخته اند و زورمندان با نیرنگ  از پول فقراء شهرکها بنا کرده اند و کشتی های تجارت با خون دل ایتام و بیوه زنان و فقرا به دریای عمان و خلیج فارس انداخته است. درشب غفلت سرمایه تار اج شده مردم را در ویلای آبگین  دُبی در کناردریا به پای موهای سرخ و زرد و چشمان بادامی وعشوه گر ودختران طناز و روسپیهای غربی و عربی پاشیده اند و دربیچارگی اولاد وطن خندیدند. به غفلت و روز های سیاه خود دم از مبارزه با فساد می زنند . هر روز باریاکاری دام دیگر برای غارت ثروت مردم می نشانند وگردنه های دیگر می بندند. و از بیچارگی نظریات جامعه شناسی را نا فهمیده نشخوار می کنند، تقلید کور و ناروا را مشروع کرده اند، صدبار لعنت بر این تقلید باد.
 ز اعتقاد سست پر تقلیدشان                      وز خیال دیدهی بی‌دیدشان
ای عجب چه فن زند ادراکشان                پیش جزر و مد بحر بی‌نشان
زان بیابان این عمارت‌ها رسید             ملک و شاهی و وزارتها رسید
         مولوی
از پول مردم در آگاهی تبلیغاتی خود فرهنگ و باور مردم را ریشخند می کنند، گویا مردم افغانستان شرافت و عزت خود را به پول فروخته است. فضای مدیریتی  کشور به جای تامین منافع فرد و اجتماع و تنظیم آن جای برای شکار بیت المال و دارای عمومی گردیده است.
عالمان بی عمل از غایت حرص و امل                   خویشتن را سخرهٔ اصحاب لشکر کرده‌اند
گاه و صافی برای وقف و ادرار عمل                      با عمر در عدل ظالم را برابر کرده‌اند
از برای حرص سیم و طمع در مال یتیم                   حاکمان حکم شریعت را مبتر کرده‌اند
خرقه‌پوشان مزور سیرت سالوس و زرق                خویشتن را سخرهی قیماز و قیصر کرده‌اند
گاه خلوت صوفیان وقت با موی چو شیر              ورد خود ذکر برنج و شیر و شکر کرده‌اند
قاریان زالحان ناخوش نظم قرآن برده‌اند             صوت را در قول همچون زیر مزمر کرده‌اند
در منازل از گدایی حاجیان حج فروش              خیمه‌های ظالمان را رکن و مشعر کرده‌اند
مالداران توانگر کیسهٔ درویش دل                     در جفا درویش را از غم توانگر کرده‌اند
سر ز کبر و بخل بر گردون اخضر برده‌اند          مال خود بر سایلان کبریت احمر کرده‌اند
زین یکی مشت کبوتر باز چون شاهین به ظلم          علمی بر خلق چون چشم کبوتر کرده‌اند
خواجگان دولت از محصول مال خشک ریش          طوق اسب و حلقهٔ معلوم استر کرده‌اند
 بر سریر سروری از خوردن مال حرام                شخص خود فربی و دین خویش لاغر کرده‌اند
از تموز زخم گرم و بهمن گفتار سرد                  خلق را با کام خشک و دیدهٔ تر کرده‌اند
 در آن دوره قشر با سواد وفرهنگی جامعه روحانیت و دراویش و صوفیان و  قاریان  قران کریم بودند، مردم ازآنان انتظار داد خواهی داشتند، ولی نیاز زمانه و حرص و آز آنان را دربند شیطان در آورده بودند. همگی از متملقان دستگاه قدرت زمانه بودند، آرزوی بلند منزل و باغ و بستان و مرکب راهوار، ذکر شب وروزشان شده بود و اعمال رفتار ظالمانه جور پیشگان را مشروع جلوه می دادند.  دست ارباب قدرت را برای غارت اموال عمومی با فتوی خود بازتر و تقویت می کردند، در چنین فضای ثروت اندوختن از راه حرام به ارزش قابل احترام اجتماعی تبدیل شده بوند،  فقرا روز به روز  از غصه و رنج غنی می شدند. هر ثروتی کلان با اعوانی ستمگران بدست می آوردند,که شب را با آنان سحر می کردند، نفس اماره را ذبح تمنای قدرت زور مندان کردند، به جای خالق  زانو رکوع را در دربار مخلوق خم کردند، دست به سینه  و سر به زیر ساعتها منتظر توجه سردار و نوکران زورمند نشستند، دست گدای با بریدن نان ایتام به پیشگاه سلطان دراز کردند، هلهله و هروله شان  درصفا ومروه به پای سر  در جلو غلدران تا دندان مسلح دویدند ونیم خیز شدند وبه جای حلق  وتقصیرآبروی خود را برای تقرب به چابلوسی و سخن چینی به در بار بردند، به جای یکرنگی برادری و برابری انسان ها به دوگانگی دید مبتلا شدند، در برابر ارباب زور و زر و تزویر چون نوکر زر خرید ظاهر می شدند و  در برابر فقرا  کسانی شریک در قدرت نبودن، چون فرعون گردن فراز  با پای غرور شرف و عزت  مؤمن را لگد مال می کردند.
روز گار ما  کسانی که لباس دین  و سخنگویان دین  خود را می  پندارند، چنان باده قدرت مست کرده اند که مثل طالبان شریعت را چپه می فهمند، با ترور و انتحار به اموال عمومی و جان افراد بیگناه احترام نمی گذارند،  جهل خود را به نام دین به خلق خدا با زور می قبولانند، در تحمیل عقیده لا اکراه فی الدین را در ٔقرآن ندیده اند، با قصور ذهنی خود اولاد مردم را به بهشت می فرستند که  گویا خدا به آنان وحی کرده است  با چنین قاطعیت خود را مقسم بهشت و جهنم خدا  انگاشته اند. در این طرف مدعیان  همکاری با کرزای چون سیاف و محسنی دست یاری کرزای را بر عدالت بهتر دانسته است تا شوکت و جاهی را با یاری کرزای بدست آورده اند شکر نعمتش کنند، از قدیم گفته شکر نعمت نعمتت را افزون کند  و کفران نعمت نعمتت را دگر گون کند.  در برابر هردو مدعیان عقلانیت تجربه منکران  و معاندان قیامت صف کشیده و با حقوق بشر به جای آموزه های دینی به میدان آمده اند. ولی اسلحه تزویر از حقوق بشر ساخته که گردن مردم افغانستان را با پنبه می زنند.  خارجیان ارباب اعانه  را به جای خدا نادید مسلمانان می پرستند و ارزشهای بی بندباری غرب را که به حال مردم افغانستان سم است، نوشداروی رستم زال پنداشته اند که مردم افغانستان را از مرگ نابهنگام زنده نگاه می دارند، راه نجات بشر را علم می دانند، چنان علم زده شده  هستند که اخلاق را به نیستی گرفته است. خدا پدر جنگ سالار با غیرت را بیامرزد. غرب زدگان دزد چراغ به دستند که کالاگزیده برند، در غارت بیت المال  چنان حریصند تا در چند جای دنیا ویلا و مزرعه و تجارت خانه نخرند از پای ننشنند. وبخش ازآن را به دسته های چماق به دست  و آدم کش به خرچ می رسانند، تا به وسیله آنان عناصری به افشاگری و مقابله برآیند، از پای دربیاورند.  دو اداره  رسمی کرزی محل اصلی دغل کاری است، عبارتست از ارداره اصلاحات اداری و اداره مبارزه با فسادند که مرکزتوجیه فساد  از نوع علمی اش است تا هنوز جهان تجربه آن را ندارد. وای از روزی که نمک گندیده شود.
خون چشم بیوگانست آنکه در وقت صبوح           مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده‌اند
تا که دهقانان چو عوانان قباپوشان شدند         تخم کشت مردمان بی بار و بی‌بر کرده‌اند
تا که تازیکان چو قفچاقان کله‌داران شدند        خواجگان را بر سر از دستار افسر کرده‌اند
از نفاق اصحاب دارالضرب در تقلیب نقد           مومنان زفت را بی‌زور و بی‌زر کرده‌اند
کار عمال سرای ضرب همچون زر شدست           زان که زر بر مردمان یک سر مزور کرده‌اند
شاعران شهرها از بهر فرزند و عیال               شخص خود را همچو کلکی زرد و لاغر کرده‌اند
غازیان نابوده در غز و غزای روم و هند       لاف خود افزون ز پور زال و نوذر کرده‌اند
جبه دزدان از ترازوها بر اطراف دکان              طبع را در جبه دزدیدن مخیر کرده‌اند
ای دریغا مهدیی کامروز از هر گوشه‌ای               یک جهان دجال عالم سوز سر بر کرده‌اند
مصحف یزدان درین ایام کس می‌ننگرد              چنگ و بر بط را بها اکنون فزونتر کرده‌اند
کودکان خرد را در پیش مستان می‌دهند              مر مخنث را امین خوان و دختر کرده‌اند
ای مسلمانان دگر گشته‌ست حال روزگار          زان که اهل روزگار احوال دیگر کرده‌اند
در نتیجه سیاست تطمیع علماء و دانشمندان قاریان و صوفیان به متاع دنیا  و بندگی آنان به صاحب دینار و درهم بازار معروف را ناچل کرده و بازار مکاره و منکر رونق دار شده است. دنیا طلبان بی رحم با هر نیرنگ به بلعیدن سرمایه ملی مشغول شده اند؛ حرام بر حلال چیره شده است. چنین نظام طباقاتی وشکاف طباقاتی را به وجود آورده است. برخی چنان قارون گشته که دسته کلید خزانه اش را چند نفر حمل و نقل کنند. آنسوی دیگر کودکان فقرا در آرزوی شکم سیر کردند، شبها سر به بالشت گذاشتند و حتی در خواب تصورش را هم ندیدند، برای لقمه نانی شب تا صبح یک نفس دویدند ولی به چنگ نیاوردند؛ به جای آن خون دل خوردند و  خونابه اشک ازسرشک دیدگانشان جاری شد.  اصلی که عقلای بشر با هم توافق کرده اند که عبارت از راستی و درستی بود، قلبشد.  دروغ، ریا کاری، فریب، تزویر درسایه قرآن و اسلام رواج یافت ، حتی راستی و درستی دو پدیده در آمد، که معتقدان به آن را ساده لوح و بی عقلشان خواندند؛ در چنین شرایط امین مال  و نا موس مردم دیّاسون شدند.  مدعیان مردانگی خناسان گردیدند و مردم هم باور کردند. دغل کاری و فریب و چابلوسی و دروغ  اخلاق توده ها گشته است.
در کشور جنگ زده افغانستان  وعده و قرار و تعهد دامی برای نیرنگ فریب توده هااست ورئیس  جمهور قسم یاد کرد، که از منافع  علیا مملکت و ملت دفاع کند. رفتار او نشان داد که چگونه او باریا کاری وتزویر در صدد  تامین منافع قبیله پشتون است . با انتخاب اعضای انتصابی سنا نشان داد، او چگونه مردم را فریب داده است. پیر مردهای  که دچار نسیان هستند، در گلوگاه تامین منافع برگماشته اند، در مباحثه چرتشان برند و هر لایحه ی که کرزای سفارش کند ، بدون چون و چرا تصویب شود .مجلس سناغربالگران تصامیم بزرگ دولتی باشند، ولی پایگاه توجیه غارت بیت المال است. رئیس جمهور که به سفارش زنش مبادرت به انتخاب پیر مردان  وزنان که هوشش را از دست داده است، می کند؛ یعنی سرنوشت کشور را به پای مصالحه نوکری معامله کرده است. رئیس جمهور متقلب  با تقلب خود به کرسی قدرت تکیه زده است، تمام مکاره را  و منکررا معروف کرده است. و معروف را منکر ساخته است.
 در چنین آشوفته بازار تحت عنوان بازار آزاد متقلبان را آزاد گذاشته اند تا به راحتی خون بی نوایان را بمکند و سرمایه عمومی را با نیرنگ واحتکار و با نشاندادن از کمی متاع و زیادی متقاضی به قیمت جوو شخال بخرند و متاع خود را به قیمت طلای ناب بفروشند و از جهل مردم به نام بازار آزاد جیب مردم را خالی کنند.با تیغ بی صدا رگ گردن مردم را زنند. دهان هر معترضی را با بازار آزاد ببندند. امروز هر شرابخور وعربده کش آمران مردم است که در مقام امین جان و ناموس مردم ایفای وظیفه می کنند. دروغ و غارت مال مردم با تزویر فرهنگ عمومی شده است. همین سیاست شکاف طبقاتی را به وجود آورده است.  گسترش ابر الیکترونیک موجب نزدیکی جهان گردیده  که مصرف مردم را بالا برده است و خانواده های در این گرد و باد اصالت خود را از دست داده  د ر فضای فشار فقر وهمچشمی همسایه و قوم  و بی پناهی، برای تامین زندگی به فحشا روی آورده است. این سیاست ناچل جنگ را گسترش داده و نا امنی را عمق داده است. دغده انسانی را ناسور کرده است. برخی ازشدت سیری  همیشه غرق در خماری  ومستیند و باقی مردم روزهای برای کار سرگردانند  و همیشه شبها  با دستهای  خالی  به خانه برمی گردند، برای شادی و لبخند کودکان شان قادر به خرید بیسکویت هم نیستند. شبهای شرمنده عیالش است که او را به آرزوی مرگ زود رس می خواند. این است روزگار ما.
یا هو : ابراهیم حسن زاد ه
یکاولنگ1/12/1389