Google+ Followers

۱۳۹۲ مرداد ۳, پنجشنبه

چرا شب قدر از هزار ماه برتر است؟




 در این زمانه فقر معنویت مانند باران طوفانی بر فضای نسل جوان ما به وسیله کسانی که به الف و بای جامعه شناسی آشناد شده اند می ریزد. سر فرازی های حرمت و پاکدامنی و حیا و صداقت و وجدان کار و امانت داری این نسل را به مسلخ بی بند باری  و لذت جوی گردن می زند و فقر و بی ثباتی سیاسی را بهانه می تراشد و خلق الله را فریب می دهند. این هم دجال زمانه است که با ابر صنعتی شدن غرب و رفاه مطلوب مردم آن سرزمین ایمان این مردم را از پای بست خراب می کنند و از سوی دیگر نیاز مردم ما بیش از در آمد شان شده است . در کشور که اسباب مدرن مصرف و تجملش وارد می شود و نفس تولید و کار در جامعه به دانش آن به کار گرفته نشود. بین مصرف و در آمد توازن بر قرار نمی شود. رقابت و نیاز موجب می گرد برخی پاکی نفس شان در میدان نبرد در مصاف آلودگی شکست بخورند و برای تامین معاش خود و خانواده به راه نامشروع روی بیاورند، ولی نابودی یک جامعه زمانی رقم می خورد، که دختران جامعه  را تخلیه معنوی کنیم و آنان در این نبرد با ابلیس منهزم شوند و به خاطر نیاز خانه و چرخ زندگی به تن فروشی دست بزنند و هم خودش و هم به عنوان مادر آینده، صدها نسل را به سیاه روزی بکشانند. این آتش در کوی پنبه در جامعه است به یک چشم بهم زدن تمام استقامتگاه و ظرفیت شکیبایی جامعه را به هم می کوبد و عاقبت آن معلوم است. از سوی دیگر کسانی از مکتب فرانکفورت تقلید کرده است به گمان این که جامعه ما جادو زده و تقدیرگراست و عقل و تدبیرش از کار افتاده است و فقر بیچارگی شان از اعتقاد به عالم غیب و سپردن سرنوشت به عالم غیب است. انسان تازمانی خود بنیاد نشود به دور از بهشت و جهنم تصمیم به ساختن دنیا خود  نگیرند از فلاکت باری رهایی ندارند. درعالم هستی فقر و ثروت و تمدن ها و زوال آن بارها تجربه شده است .ولی سِر همه در یک چیز نهفته است.  اختلافهای جامعه بشری را با ترس مانند تیمور لنگ مهارکرد و عقلا را به ساختن جامعه فراخواند. همان کار که مائو در چین کرد که  امروز مرده ریگ شان به عنوان یک قطب اقتصادی دنیا در مدت کوتاه شده است و یا همین کشورهای حوزه خلیج است که دنیای مردم را بهتر کرده اند. یا به درایت وعقلانیت و تامین خواسته های همه  به مکانیزم  تدبیر شده که هیچ فردی احساس غبن نکند، در چنین تعامل همه به این درک می رسند. در همزیستی مسالمت آمیز و صلح و ثبات سیاسی کار یک جامعه سامان می یابد. همین سرنوشت جهان غرب است این تجربه بدون فروریزی ایمان مردم هم شدنی است. ولی مهم رشد عقلانیت و سعه صدر و تفکر همدیگر پذیری در تمام لایه اجتماعی است .
ولی ما در ماه مبارک رمضان قرار داریم، شب قد در حقیقت وعده خدا  با بندگان برای برنامه ریزی خوب برای سرنوشت خوب که دنیایش سعادت و آخرتش قرار گرفتن در رضوان و باغ عدن در مربته اعلای در بهشت خدا است. یعنی نوبت در عرصه اختیار انسان و انتخاب است و کمک خدای سبحان با بندگان یار است و خدا فرمان می دهد که بندگان با تقدیر قضای خود را تغییر دهید، چون تغییر در سرنوشت بدون  تغییر در تقدیرات  و اسباب آن  امکان ندارد. چون قضا  از مسیر اختیار انسان در عالم تقدیر به وجود می آید. بنابراین شب قدر دو بعد دارد: یکی بعد معنوی و ملکوتی است که اعمال مؤمن هم دو  وجود دارد. در عالم ملکوت وجود ملکوتی اعمال مؤمن است که در سرای آخرت سازنده مقام و استحقاق بهشت مؤمنان است و شک وجود ندارد که تقدیر و مهندسی درشب  قدر به خود انسان تعلق دارد. هر انسانی تصمیم  در قالب اراده خود می خواهد عملی انجام دهد، اگر خیر باشد خدا سبحان به خاطر اطاعت بنده در سرای دیگر هزاران بار به او پاداش می دهد. از این رو شب قدر  بر تر از هزار ماه است، چون سرنوشت انسان از بدی به نیکی از سیاه روزی به خوش بختی تبدیل  می شود.
 در بعد این دنیا هر انسانی که در عالم تقدیر اراده کند و زندگی خود را به نحوی مهندسی کند که از رذالت ها و دنائت و پستی و نا جوان مردی و تنبلی خلاص شود و خود را در جاده خوبی  قرار دهد تا نفسش به فضیلت ها و ارزشها و ذهنش به بینش باز مزین شود. جدا از جامعه و حکومت در عالم ضمیر هر انسانی که تصمیم به خیر داشته باشند و جامعه را از شر خود در امان  نگاه دارند. نتیجه آن سلامت روانی و احساس امنیت و اعتماد است که دو مقوله اصلی پیشرفت ترقی احساس امنیت و اعتماد افراد جامعه است. این دومقوله مانع فساد در جامعه است. در این موعد که خدا با بندگانش قرار گذاشته  و همه کائنات را هماهنگ با اراده مؤمن برای کمک و عنایت ودستگیری  انسان گذاشته است.  یعنی در این شب خدا مرید اراده خوب انسان است ، زیرا این اراده در عالم تقدیر قضا و سرنوشت انسان را رقم می زند و بعد از رقم  خوردن آن دیگر نتیجه آن در دست انسان نیست و آن حتم می شود.چون هر انسانی از هوس و طمع خالی نیست ولی مهار آن  خصلت های منفی بدون ایمان به غیب محال است. پس همه باهم تعهد می کنیم که سرنوشت خود را با اراده قوی و انتخاب درست  خود رقم می زنیم و در آستانه انتخابات قرار داریم. بدون پول و رشوت و تعصب قومی  به کسی رای خواهیم داد که اراده به خوبی  و سرنوشت بهشتی این مردم داشته باشد. یعنی مردم این تصمیم دنیای ما است که با رای خود چه سرنوشت سیاسی را برای کشور  می سازیم و این هم تعهد ما به خدا و شب قدر است. انتخاب یک رییس جمهور تمدن ساز که  سبب شود جامعه ما  را ازفقر و فساد رها کند  به جای بحران  سیاسی و بی  ثباتی  ثبات و مشروعیت خود را  در کار آمدی حکومتش جستجو کند. کدام آدم بی خرد شک می کند، درین صورت که شب قدر ازهزار ماه برتر نباشد و کدام بی عقل در این موعد خدا با تفکر و تدبیر رقم زدن سرنوشت را با اراده و اختیار و با قداست معنوی اذن خدا در عالم تقدیر و قضای خدا  سبحان به انسان داده دشمنی کند.
ابراهیم حسن زاده
کابل:3/5/1392

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

- فلسفه وجودی سازمان ملل متحد- تاریخچه سازمان ملل متحد

-1
     افراد خردمند، از زمان باستان در میان همه ملت ها وجود داشته  ودارند و جنگ را عامل نابودی فرهنگ و تمدن ها می دانسته اند و دانشمندان خردورز همیشه سعی می نمودند که بشر مسایل اختلافی خود را از راه های صلح آمیز و بدون خون ریزی حل نمایند،  تا دست آورد بشری در جنگ از بین نرود،  چون بشر سود ی را که از صلح به دست می آورند بیشتر از آن چیزی است که در  جنگ به دست می آورند. هم از نظر عاطفی تحمل زندگی به قیمت بیچارگی و بی خانمانی شکست خوردگان برای اهل تعقل مشکل است. چنانچه سعدی  این احساس مشترک بشری را تا  انسان به خصلت درنده خوی  عادت نکرده باشد، با زبان شعر بیان می کند.
بنی آدم اعضای یکدیگرند                                    که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار                           دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی                            نشاید که نامت نهند آدمی[1]
 در دوره های امپراتوری بین قدرتها رابطه و قراداد های وجود داشته اند ولی همه تعهدات سازمان ملل نا نوشته در فرهنگ سیاسی بشر وجود داشت ولی تحولات اجتماعی رنساس، جنبش های اصلاحات دینی،با رهبری مارتین لوتر که  که اعمال کلیسا در بخشش گناهان و فروختن بهشت محکوم کرد و با این اعتراض جنگ مذهبی را در پی داشت  که اروپا به سه حوزه تقسیم شده بود، که در نتیجه آن دعوای دین و دولت به آخر رسید. در دنیا دیانت استقلال حوزه سیاست به رسمیت شناخته شد و بزرگان کلیسا  مانند " مانگولد دو لوتنباخ" و "گیوم دوکام" پذیرفتند که امور دنیوی به جهان خرد و سیاست تعلق دارد،  که آن هم آفریده پروردگار است و امور عقیدتی و کلیسا به جهان الهام و وحی تعلق دارد که قلمرو آن جدا و منطق آن متفاوت است.[2] در شکل گیری دولت های مدرن و جنگ های خونین و جنبش های روشنگری رشد علمی قرارداد "وستفالی" سهم عهده  داشت.این تغییرات در استقلال کشور ها و مفاهیم سیاسی به وجود آورد که جنگهای بعدی به  تشکیل سازمان ملل متحد را سرعت بخشید.
11-1- تاریخچه سازمان ملل  متحد
     از بحث قبلی طلیعه تاریخی شکل گیری سازمان ملل متحد به دست آمد، که انقلاب کبیر فرانسه در نظم افکار بین المللی  تاثیر عمده داشت، ولی این  کشماکش بناپارت ناپلئون را به قدرت رسانید که در جنگ  به موفقیت های دست یافت و خود را امپراتور لقب داد. را سر انجام کشور های که مورد تهدید ناپلئون  قرار داشت باهم متحد شدند و وحدت دشمنان فرانسه و استئصال و پراکندکی نیروی نظامی فرانسه و فقر عمومی مردم سبب شکست ناپلئون شد. ناپلئون در سال1814 شکست خورد و تسلیم شد و بر اساس پیمان «فونتن بلو» لقب امپراتوری  و حکومت جزیره الب به او  واگذارشد و خانواده بوربن ها از نو به سلطنت بازگشتند.
پس ازخلع ناپلئون پیمان پاریس در 30 مه 1814 بین فرانسه و متحدین امضا شد و به موجب آن مرزهای فرانسه به حدود سالهای 1792برگشت. امّا ناپلئون پس از ده ماه اقامت در الب از نو  در مارس 1815 به پاریس بازگشت و صد روز بر پاریس حکومت کرد و 18 ژوین 1815 در جنگ واترلو شکست خورد و بی قید و شرط تسلیم نیروی متحدین شد. متحدین او را در جزیره " سنت هلن" تبعید کردند و فرانسه اشغال شد. متحدین، پیمان دوم پاریس را در 20 نوامبر 1815 به فرانسه تحمیل و این کشور را محکوم به پرداخت غرامت و سایر محدودیت ها کردند. [3] از انقلاب کبیر فرانسه1789 تا کنگره وین 1815 در مدت بیست و شش سال تحول اساسی  در زندگی اجتماعی، فناوری جدید و رشد اقتصادی به وجود آمد که نماد عینی تجدد  شمرده می شد.
  کنگره  در 19 ژوین 1815 اعلامیه نهایی خود را خود را منتشر ساخت، متصرفات فرانسه را بین شان تقسیم کردند، برخی کشور ها مانند لهستان بین اتریش، روسیه و پروس تقسیم شد. معاهدات وین  تا 1912 رعایت می شد ولی جنگ و نزاع بیرون از اروپا که هر کشوری در آفریقا و خاورمیانه برسر مستعمره های  که دست یافته بودند شدت یافت؛ این رقابت ها کشورهای غربی بر مستعمره ها به خاطر مواد خام  واولیه بود. از سال 1906 اروپا به دو بلوک متخاصم تقسیم گردید، هریک از بلوکها رقابت های داخلی را فراموش کرده بودند ولی رقابت بلوکها بر سر زمین ها بیرون از جغرافیای اصلی شان شدت گرفته بود. آتش رقابت بین آلمان و فرانسه  بر سر آلزاس و لرن،، بین آلمان و انگلیس بر سر تفوق بر دریاها و بین اتریش و روسیه بر بالکان دوباره شعله ورشد. بحران بالکان 1909-1908 بحران مراکش 1911 جنگهای بالکان 13-1912 بالاخره جنگ اتریش و صربستان که به جنگ جهانی اول منجرگردید. [4]
    این جنگ برنده ی نداشت و جنبشهای صلح طلب  فضا را برای سازش آماده نموده بود. ویلسون در دسامبر 1916 پیشنهاد باب مذاکره صلح بدون پیروزی را ارائه نمود. در اروپا شارل اول اتریش، و بتمن- هلوک صدر اعظم آلمام چگونگی صلح با متفقین را مورد بررسی قرار دادند. اکثریت نمایندگام مجلس ملی آلمان نیز در ژویه 1917 رای به صلح بدون الحاق دادند. پاب "بنوای" شانزدهم تمام صلح طلبان  را فراخواند و همه را به صلح دعوت کرد. در انگلستان لرد لاندسون و در فرانسه دولتمردانی چون ژزف کایو به طرف داری از صلح برخواستند. روسیه به خاطر جنگ داخلی خود حاضر به صلح نبود ولی ملت روسیه از صلح طلبان جدی بودند. با سقوط حکومت تزاری و استقرار بلشویک ها در 7 نوامبر1917 فضا در روسیه تغییر کرد، بلشویک به دلایل سیاسی و از ضعف، خود را متعهد به تعهدات تزار نداستند و بلشویک ها در 15 دسامبر 1917با آلمان پیمان ترک مخاصمه را درقلعه "برست لیتوفسک" امضا کردند.
     از سال  1918  برخی کشورهای در گیر جنگ  با کشور های متخاصم  جدا گانه از متحدان خود پیمان متارکه جنگ را امضاء نمودند، این فضا، زمینه مذاکره صلح ورسای را با شرکت 27 کشور از ژانویه تا 28 ژوین 1919 فراهم نمود.
پس از مشاجره و بحث فراوان بین متفقین بر سر تقسم غنایم و چگونگی روابط با آلمان در 28 ژوین1919 پیمان صلحی را با الهام از اعلامیه ویلسون با 440 ماده در تالار آیینه کاخ ورسای به امضا رسید.[5]
  به اساس همان پیمان صلح ورسای جامعه ملل تشکیل شد. جامعه ملل نخستین سازمان بین المللی است که بعد از جنگ جهانی اول به پیشنهاد ویلسون رئیس جمهوروقت آمریکا ایجاد شد. اساسنامه جامعه ملل در سال 1919 در کنفراس صلح در پاریس به تصویب رسید، با رد پیمان  صلح ورسای از سوی  کنگره آمریکا جامعه ملل بدون عضویت ایالات متحده آمریکا شروع به کار کرد. مقر جامعه ملل ژنو و نخستین دبیر کل آن یک دیپلمات انگلیسی بود. جامعه ملل با عضویت 49 کشور شروع به کار کرد و سیزده کشور دیگر نیز در طول حیات جامعه به آن پیوستند. آلمان در سال 1926 و شوروی در سال 1934 به این جامعه پیوست. با سرکار آمدن هتلر او در سال 1333 عضویت آلمان را در جامعه ملل لغو کرد. این اولین بار یک کشور از تعهدات پیمان صلح ورسای را زیر پا گذاشت. جامعه ملل تجاوز ایتالیا به حبشه،  تجاوز آلمان به اتریش و چک اسلواکی،تجاوز ژاپن به چین و تجاوز شوروی  به فنلاند  را  نتوانست دفع کند. این عدم پای بندی کشورهای عضو به پیمان صلح ورسای در عمل جامعه ملل را باطل کرد و در طول جنگ جهانی دوم جامعه ملل به تعلیق درآ مد.[6]
جامعه ملل با اصول معتبری پایه گذاری نشده بود تا تمام کشورهای در گیر را راضی نمایند و منافع همه را رضایت بخش تامین نماید، چون پیمان صلح ورسای به ضرر آلمان وایتالیا بود، این کشور های تحقیر شده بودند به دنبال فرصت انتقام  کشیدن از کشورهای متحد بودند. آلمان دچار بحران داخلی شد وهیتلر از حس انتقام و عقده شخصی از اغتشاش داخلی استفاده کرد و قدرت را به دست گرفت. هتلر با تجاوز به حبشه   اسپانیا قدرت نظامی خود را بی سابقه افزایش داد.  هتلر با علم به این که آمریکا با بحرانی بودن  وضعیت اروپا  خود را درگیر این بحران نمی کند. از سوی دوستی موسیلینی را هم به دست آورده  به آن پشت گرم کرده بود، با حساب سر انگشتی خود را پیروز  می پنداشت.
      هتلر با چنین تصور به اتریش یورش آورد و آن را تسخیر کرد و به دنبال آن به کشور چک اسلواکی حمله کرد و به لهستان تجاوزکرد؛  به خاک فرانسه وانگلیس حمله از زمین و هوا نمود و سر انجام به خاک شوری لشکر کشی کرد.  آلمان با کشور های ایتالیا و ژاپن هم پیمان شدند، این مسئله سبب گردید که آمریکا  در جمع متفقین بپیوندد. اتحاد آمریکا با کشور های محوری سبب شکست آلمان گردید که هر روز از صحنه های نبرد عقب نشینی می کرد.
     بعد از کنفراس تهران در28 نوامبر تا اول دسامبر 1943 با شرکت روز ولت، چرچیل و استالین و همراهی ایدن، مولتوف و هاپکینز تشکیل گردید، که حاصل آن توافق بر استراژی چنگ بود که موجب سقوط آلمان گردید. با رسیدن نیروی شوروی به پراگ و برلین هتلر در 30 آوریل 1945 دست به خود کشی زد. آلمان ها در "رنس" فرانسه قرار داد تسلیمی با آمریکای ها و در هشتم مه 1945 در برلن قرار داد تسلیمی با روسها را امضا نمودند.[7]در کنفراس"یالتا"  از روز چهارم تا یازدهم فوریه 1945 با شرکت استالین، روز ولت و چرچل بر گزار گردید که روی دو موضوع مهم به دشواری با هم توافق نمودند: 1- سرنوشت آلمان و سهم کشورها متفقین از سر زمین های فتح شده. 2- تشکیل سازمام ملل به اساس پیشنهاد روز ولت مطرح شد، کنفراس مقدماتی آن در کنفراس"دامبارتن اوکس" در حومه واشنگتن در ماه اوت 1944  بحث روی سازمان ملل  متحد توافق  شده بود، در کنفراس "یالتا" در روسیه تکمیل و در 26 ژوین 1945 در کنفراس"سانفرانسیسکو" به تصویب 50 کشور علیه ژاپن و آلمان اعلام جنگ داده بودند، رسید. منشور ملل متحد بر اساس طرح اولیه منشور آتلانتیک در ژانویه 1942 تولد یافت.[8]
    سازمان ملل متحد به دنبال توافق های ممالک در حال جنگ با آلمان و متحدینش در پایان جنگ  دوم جهانی به وجود آمد ودر نخستین اجلاس آن در ژوین 1945 با شرکت نمایندگان پنجاه کشور جهان در سان فرانسیسکو تشکیل شد. سازمان ملل متحد در واقع جانشین جامعه ملل سابق گردید که پس از سال 1919 و پس از پایان جنگ اول جهانی به وجود آمده بود. اعضای مؤسس ملل متحد که در ژوین 1945 در سان فرانسیسکو تشکیل جلسه داده و منشور ملل متحد را  تصویب نمودند، که اساس تمام حقوق بین الملل و ارکان سازمان ملل را تشکیل می دهد. [9]
 در قسمت از منشور این عبارت آمده است:
         سازمان ملل علاوه بر بر حفظ صلح  کارهای مهم دیگری  از جمله ایجاد همکاری در مسایل اقتصادی و اجتماعی تقویت و احترام به حقوق بشر و کمک به پیشرفت اقتصادی و سیاسی کشورهای جهان انجام می دهند.
    از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضا خانواده بشری و حقوق  یک سان و انتقال ناپذیر  آنان اساس آزادی و عدالت  و صلح را در جهان تشکیل می دهد،  از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشرمنتهی به  اعمال وحشیانه ی گردیده  است، که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن  افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس فقر آسوده  و فارغ باشند،  به عنوان بالا ترین آمال بشر اعلام شده است.
   از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج  به قیام بر ضد ظالم و فشار، اجبار  به خشونت پیدا نکند. از آنجا که لازم است توسعه روابط  دوستانه بین المللی  را مورد تشویق قرار داد، از آنجا که مردم ملل متحد ایمان خود را اعلام کرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند، که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزاد تر، وضع زندگی بهتر به وجود آورند.[10]
 تشکیلات سازمان ملل متحد قرار ذیل است: 1-   مجمع عمومی، 2-  شورای امنیت، 3-  شورای اقتصادی و اجتماعی، 4- دادگاه بین المللی، 5- شورای قیمومیت، 6 - دبیر خانه. سازمان ملل متحد علاوه بر ارگان ششگانه فوق سازمان های تخصصی متعدد هم وجود دارد.


[1] -  مصلح الدین،شیرازی، کلیات سعدی،ص: 31 حکایت شماره : 10، از سیرت پادشاهان
[2] -  احمد نقیب زاده، تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل،ص: 21
[3]  -همان مدرک،ص: 49
[4] - همان مدرک، ص: 142
[5] - همان مدرک، ص: 180
- محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی ، ص: 414[6]
[7] - احمد نقیب زاده، تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل،ص: 236
[8] - همان مدرک، ص: 244
[9]  محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، ص: 595
[10] -  عبد الحسین سعیدیان، دایرة المعارف نو، ص: 2499

۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

نقد بر فتوی آیت الله کابلی در باره روزه مسلمانان که درقطب شمال و جنوب ساکن هستند!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 فتوی اخیر  آیت الله کابلی را در سایت آیت الله کابلی و همچنان در فیسبوک دیدم و خواندم  کسانی که مقدار شم فقاهتی داشته باشد متوجه می شود، این فتوی برخلاف اصول اجتهاد حتی برمبنای قیاس و استحسان و عرف هم است. هر قدر به خود فشار آوردم  که وجدانم راحت باشد و چشم از آن بپوشم، ولی دوستان ازهر گوشه جهان این فتوی را در فیسبوک نشر کردند و اعتراض بر این فتوی از سوی کسانی زیاد شد، که حتی  به الف و بای علوم اسلامی آشنا نیستند و برای که از نظام فقاهت  و اجتهاد دفاع کنم و نقد ها در حوزه فتوی های مراجع رواج  داده شود، نقد بر فتوی کابلی را بر خود فرض یافتم. این فتوی را نقد مختصر می کنم و نشان می دهم انسان در هر موقعیت باشد دچار اشتباه می شود، این هم اشتباه واجتهاد من در آوردی آیت الله محقق کابلی است.
یاید یاور شوم که روزه از جمله تکالیف است که بخش از احکام آن  در قرآن به تفصیل بیان شده و مارا در این بحث آیات مبارکه کفایت می کند، برای حل مشکل تنها به آیات قرآن اکتفا نموده ام و به روایات تمسک نجسته ام. روزه از جمله تکالیفی است، که وجوبش به طور مطلق  از این آیه مبارکه استفاده می شود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(بقره/183) اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهيزکار شويد.
از این آیه وجوب روزه به طور مطلق استفاده می شود  ولی روزه در کدام ماه است و  چطور روزه را باید گرفت  و از کی تا کدام وقت  از روز و شب آیه ساکت است. چگونگی و مقدار زمان آن  با آیه دیگر استفاده می شود: شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(بقره/185) روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهى که قرآن، براى راهنمايى مردم ، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است که اين روزها را تکميل کنيد؛ و خدا را بر اينکه شما را هدايت کرده، بزرگ بشمريد؛ باشد که شکرگزارى کنيد!
از این آیه مباره درک می شود که روزه در ایام ماه مبارک رمضان واجب است  و بس.  یک ماه کامل روزه واجب است بر کسانی در شهر خود هستند و کسانی در سفر هستند، در وقت دیگر قضایش را به جا آورند: أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(بقره/184) چند روز معدودى را (بايد روزه بداريد!) و هر کس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى ديگر را (روزه بدارد) و بر کسانى که روزه براى آنها طاقت‏فرساست؛ (همچون بيماران مزمن، و پيرمردان و پيرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکينى را اطعام کنند؛ و کسى که کارِ خيرى انجام دهد، براى او بهتر است؛ و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد! در ضمن آیه مبارکه با بیان دو قاعده یسر و حرج از زنان و مردان کهن سال و بیماران مزمن که روزه گرفتن از طاقت شان خارج است، تکلیف روزه ساقط می شود و آنان را در بدل هر روز، روزه گرفته نتوانسته اند مکلف به اطعام مسکین می نماید.
 ولی نمی رساند از  تا چه مقدار از روز و شب را روزه بیگرد. آیه دیگر قرآن حد روزه از شب و روز تعیین می کند: اُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(بقره/187) آميزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهايى که روزه مى‏گيريد، حلال است. آنها لباس شما هستند؛ و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يکديگريد). خداوند مى‏دانست که شما به خود خيانت مى‏کرديد؛ (و اين کارِ ممنوع را انجام مى‏داديد؛) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اکنون با آنها آميزش کنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد! و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکميل کنيد! و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نکنيد! اين، مرزهاى الهى است؛ پس به آن نزديک نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى‏سازد، باشد که پرهيزکار گردند!
 در این آیه مبارکه حد روزه در روز ماه مبارک رمضان از طلوع فجر تا غروب می باشد، برخی نواقض روزه از جماع و خوردن وآشامیدن را بیان می کند، بقیه نواقض روز ه از روایات استفاده می شود و ارتکاب نواقض روزه که مباح است درشب جایز می باشد. سخن این است،  وظیفه کسانی در قطب شما ل و جنوب که شش ماه روز و شش ماه شب است، چیست؟  وظیفه کسانی در ناحیه های است، چیست؟ که روز آن به حد طولانی است که تکلیف روز ه آن از توان انسان خارج  و تکلیف ما لایطاق است.
 چون در نفس آیه  کسانی از نظر جسمی و یا مرض قادر به روزه گرفتن نمی باشند، تکلیف روزه از عهده آنان ساقط است و در بدل هر روز مد از طعام کفاره  بدهند یعنی شخص مکلف عاجز از انجام تکلیف به خاطر پیری و یا بیماری است: وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(بقره/184) و بر کسانى که روزه براى آنها طاقت‏فرساست؛ (همچون بيماران مزمن، و پيرمردان و پيرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکينى را اطعام کنند؛ و کسى که کارِ خيرى انجام دهد، براى او بهتر است؛ و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد!
این آیه ظهورش شامل کسانی می شود که توان جسمی روز ه گرفتن را ندارند  بر آنان روزه گرفتن موجب عسر و حرج می گردد، مانند پیر زنان و مردان و بیماران، تکلیف روزه از عهده آنان  ساقط است و در بدل هر  روز از ماه مبارک رمضان  مقدار طعام  به فقرا بدهند و روایات مقدار آن را یک مد طعام بیان نموده است، که  در حدود هفتصدگرام می شود ولی احتیاط آن یک کیلو می باشد و صدقه و کار خیر زیادش کم است. ولی اگر عسر و حرج و تکلیف مالایطاق از نفس تکلیف نشات  داشته باشد،  مانند  تکلیف روزه در کشورهای قطب شمالی که روز های آن بیش از حد معمولی طولانی است ، که از نفس تکلیف عسر و حرج  تولید می شود.  بنابراین کسانی قایل اند آیه مبارکه عسر و حرج خارجی و عارضی را، حتی روز ها ی بیش از حد  معمول طولانی شامل می شود، به ناچار حکم  به سقوط  تکلیف روزه  از چنین مکلفان نمایند و به وحدت سیاق آیه آنان را  مکلف به پرداخت یک مد طعام در بدل هر روز نمایند.
چون آیه معلل  به قاعده یسر در تکلیف است: يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ: خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را !!
چون از آن جای که این عسر و حرج و مالایطاق بودن تکلیف به خاطر شرایط مکانی و خارج از وضعیت مکلف است و به مقدار  که عسر و حرجیت برداشته شود و تکلیف از مالایطاق بودن خارج شود، تکلیف ساقط می گردد و ظاهر آیه  آن است، که تکلیف عسر حرجی  موجب سقوط کل تکلیف نمی شود، بل که  موجب حد روزه به زمان معمول در عصر نزول قرآن می شود: همان وقت شب و روز مکه معیار ادای تکالیف کسانی می باشد  که در کره مریخ و ماه زندگی می کنند و یا در قطب شمال و جنوب زیست می کنند، چون  قاعده عسر وحرج در میزان طولانی بودن روز ها مقید به( اتموا الصیام من  الفجر الی غسق اللیل) را بر می دارد و هم چنان اطلاق وجوب روزه( کتب علیکم الصیام) باقی است و عسر حرج هم عارضی و خارج  از عادت مکلف است.  اهمیت و ضرورت روزه اقتضا می کند، با توجه قاعده مالایدرک کله و لایترک کله با توجه  با اشتعال ذمه مکلف به تکلیف حکم شود، روزه در بخش از روز به دلیل عسر حرج  ساقط می شود و همچنان  برخی از این مکان ها یک ماه آنان پانزده روز می باشد، در برخی مناطق یک ماه هم یک روزمی باشد. عرف  تکلیف با توجه به عدم سقوط تکلیف روزه و تکمیل روز های ماه مبارک رمضان حکم به روزه گرفتن به مقدار روزهای مکه است واقتدا به سیره رسول خدا و تعادل نسبی شب و روز در مکه است یعنی روزه ساکنان قطب شمال از حیث فجر و  غروب به اساس عرف و وقوع اکثریت طلوع فجر و غروب شمرده می شود، چون قاعده یلحق بالاعم الاغلب  درمورد نادر  در این جا جاری است. روزه با معیار طلوع فجر غروب مکه در واقع رعایت طلوع فجر و غروب شده  وهم به تکلیف عمل شده است چون وجوب روزه مشروط به قید شب و روز نیست بل که مطلق در ماه مبارک رمضان است.
 بنا براین  به اساس مقتضای فهم فقهی و صراحت آیات  مبارکه در باره روزه ماه مبارک رمضان ساکنان قطب شمال  و کسانی که در کره ماه و مریخ زندگی می کنند، که شب و روزش از صورت عادی خارج است، این می شود: روزه به اساس روز های مکه که ام القرای مسلمانان است وتاسی به رسول خدا است و هم شب روزش تعادل دارد. ولی فتوی که باید سفر کند و  بعد قضای آن را در وقت دیگر در جای های بگیرند که شب و روز معمول دارد. این فتوی بدون دلیل فقاهتی و اجتهادی و مخالف نصوص قرآنی است و حال از آیت الله پرسید که تکلیف نماز را چگونه حل می نماید؟!!

 ابراهیم حسن زاده : کابل.  20/4/1392

۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

وزارت تحصیلا عالی دانش و تولید دانش را به زندان سهمیه می بندد!!!


در سرزمینی که عقلانیت حتی از نوع تجارتی آن وجود نداشت و وجدان منصفانه ی نبود که اعمال انسان را قضاوت کند، در آن کشور  هرنوع اتفاق تعجب آور رخ می دهد و کسانی در هرم قدرت قرار دارند تصمیمهای را اتخاذ می کنند که در  دراز مدت بر ضرر ملت ولی مسکن آنی است. ولی از همه  شگفتی های عالم  این است، مدتی شده، برخی حلقات و در پوشش تحصیلات عالی  روی یک طرح غیر انسانی بنام سهمیه بندی ورودی دانشگاه کشور کار می کند و گفته می شود ، این طرح چند بار به شورایی وزیران برده شده و با مخالفت استاد خلیلی عقیم شده است. در یک جلسه وزیر تحصیلات عالی به ناراحتی  گفت:  این طرح در شورای وزیران متاسفانه به خاطر مخالفت  برخی از اعضای کابینه رد شد. ولی بازهم این بار  این طرح با  لابی های سیاسی  کلان دوباره به شورای وزیران برده می شود.
  شگفتا تا انسان دور اندیش نباشد و مسایل را با نفع و ضررش، در آینده تاریخی آن در ترازوی عقل سنجشی قرار ندهد، دچار تعصب می شود و تعصب تبعیض را به وجود می آورد و تبعیض هم ستم را  خلق می کند و ستم ویرانی و عقب ماندگی  کشور را در پی دارد. این فکر زاییده یک تصمیم از اندیشه جابرانه است که اولین قربانی آن  عدالت و پیشرفت و توسعه کشور است. زیرا در تجربه بشری ثابت شده که توسعه یک کشور  وابسته به توسعه نیروی انسانی آن کشور است، توسعه نیروی انسانی زمانی  در یک کشور رخ می دهد که  اسعداد های درخشان انسانی آن کشور به فعلیت برسد. در دنیا  چیزی بنام  دزدیدن  مغزهای وجود دارد که برخی کشور ها برای پیشرفت و کار آمدی مدیریت کشور به دست  به آدم ربای های سودمند می زنند تا  در اختیار گرفتن  چنین انسان ها بر مشکلات  فعلی خود شان غلبه کنند و کشور با استفاده از چنین استعداد های خلاق  به جلو برانند. ولی کشور ما  از روزی  که به آموزش جدید آشنایی پیدا کرده  دچار سیاست تبعیض در آموزش بوده است، حتی محرومیت  ازتحصیل  را علیه نسل آماده تحصیل قومی به  کار گرفت که این قوم به اساس تحقیقات میدانی که شده  در خاورمیانه و آسیامیانه و جنوب آسیا یکی از  با استعداد ترین نسل بشر  در کره زمین است.  این اعمال محرومیت از تحصیل قومی موجب گردیده که کشور  در تولید دانش تا هنوز صفر باشد. سهمیه بندی دانشگاه به اساس جمعیت به معنای  ذبح کردن استعداد های درخشان کشور است و مانع شدن از تحصیل استعداد های فوق العاده موجب می شود که کشور از مدیریت انسان های خلاق محروم شود، محرومیت کشور از چنین انسان نوآور سبب عقب ماندگی کشور می گردد و حتی آن کشور  با کمک خارجی هم توسعه نمی یابد و فقر مهمان همیشگی ساکنان کشور می شود.
کدام عاقل تصمیم بر بیچارگی اتباع کشور خود می گیرد.  کسانی که تجربه تاریخی پیشرفت تمدن ها و زوال تمدن ها را دریافته باشند به خوبی برای آنان قابل درکند که تمدن زمانی پدید آمده در گوشه ی از جهان که استفاده از از استعداد های نادر و نابغه در کشور تبدیل به سنت شده است و  آن گاه تمدنی رو به زوال  قدم گذاشت که روحیه تعصب و تبعیض زمینه پرورش استعدادهای خلاق را از بین برده است و نا بردباری سیاسی  استعداد های درخشان را از خدمت و پستهای مدیریتی منع کرد.  این امر موجب زوال  تمدن ها گردیده است. کشور ما هم از این تجربه مستثنی نیست، چون زمانی کشور ما از جمله کشور های بود که دانش در این کشور تولید می شد که همین آزادی و سیاست پرورش استعداد های درخشان رواج داشت. ولی متاسفانه در قرن 19 و 20 که دنیا  به دوره صنعتی رسیدیده بود،  زمام داران کشور ما به خاطر تعصب و جهل  و محرومیت  از تحصیل و  پستهای مدیریتی کشور را علیه قوم هزاره  اعمال نمود و بدرفتاری سیاسی طولانی علیه این قوم موجب گردید که کشور دچار فقر دامنه دار مزمن وشکننده گردد و هم  سبب بی ثباتی سیاسی در کشور گردد.   این تجربه مشترک بشری است که توسعه محصول  آزادی در تحصیل و پرورش استعدادهای خوب در یک کشور و قرار دادن پست های مدیریتی به دست چنین افراد است، این سیاست سبب بالندگی و رشد دوامدار در کشور و  خالق توسعه پایدار  است.
  از این رو اعمال  سهمیه  در مراکز علمی و تحصیلی و اعمال محرومیت  علیه برخی از استعدادها  در تحصیل، در گام نخست سیاست انتخاب شده  در راستای  پس ماندگی و فقر کشور است. از سوی دیگر افراد  که از نظر ذهنی آماده یادگیری نباشند، در حقیقت به هدر دادن  همین امکانات کم کشور است، تدبیر چنین سیاست مخالف سیره همه عقلای عالم که  رقابت و نتیجه رقابت شفاف را در تحصیل پذیرفته اند و هم سیاست ضد بشری و نقض حقوق بشر می باشد. از سوی دیگر مخالف قانون اساسی کشور است:
مادۀ بيست و دوم:
هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است.
اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون داراي حقوق و وجايب مساوي مي باشند. هنگامی که ورود به دانشگاه  سهمیه بندی شود، خود اعمال تبعیض است، چون کسانی درس خوانده و کسانی  درس نخوانده  باهم برابر است.
مادۀ چهل وسوم:
تعليم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه ليسانس در مؤسسات تعليمي دولتي به صورت رايگان از طرف دولت تأمين مي گردد.
دولت مکلف است به منظور تعميم متوازن معارف در تمام افغانستان، تأمين تعليمات متوسطه اجباري، پروگرام مؤثر طرح و تطبيق نمايد و زمينه تدريس زبان هاي مادري را در مناطقي که به آنها تکلم مي کنند فراهم کند. سهمیه بندی ورودی به دانشگاه در حقیقت محروم کردن اتباع کشور از تحصیلات عالی در کشور است، این خود ناقض  قانون اساسی کشور است،  علاوه بر آن سهمیه بندی مخالف عرف جاری آموزشی کشور است که کنکور در حقیقت یه رویه برای رقابت آزاد برای کسانی که قصد تحصیل  در دانشگاه ها دارند. از این رو سهمیه بندی ناقض عرف پسندیده هم است. ولی سهمیه بندی پاداش برای کسانی که در جنگ و ناآرامی کشور سهم دارند و مجازات است بر کسانی  است که امنیت را رعایت کرده  و درس خوانده است. در نتیجه سهمیه بندی یک تصمیم غیر انسانی و غیر اخلاقی و ضد بشری و ناقض قانون اساسی و کشنده استعداد های درخشان کشور است.
 ابراهیم حسن زاده
 کابل: 14/4/1392




۱۳۹۲ تیر ۱۰, دوشنبه

بایسته های یک انتخابات


 انتخابات یکی از مقوله ها و فن رسیدن به قدرت که  فوق العاده  در جامعه ارزشمند است که  امروز موجب گردیده که قدرت را قابل گردش نموده  و فرصت دستیابی به  قدرت را برای همه مدعیان قدرت فراهم نموده است. انتقال قدرت را بدون خون ریزی و تلف امکانات انسانی و مادی و معنوی بشر در جامعه ممکن گردانیده است و از سوی دیگر زمینه مشارکت سیاسی  همه مردم آماده شده و در نتیجه آن توزیع عدالت اجتماعی در عرصه فرصت و قدرت وثروت برای همه در تمام سطوح جامعه است. مهم ترین آثار انتخابات مهار تعارض سیاسی در کشور است و مهار خودکامکی زمام داران و مسئولان و پا سخگو نمودن آنان در برابر مردم از برجسته ترین دست آورد آن است. انتخابات در حقیقت مهارت و فن  به چرخش آوردن زمام داران یک کشور از راه مسالمت آمیز است. بدون انتخابات هیچ یک از این آرزو ها تحقق نمی یابد. از این رو خود این مهارت و عملیه نیاز به تدبیری است که  نتیجه  آن هم نمایانگر  مشارکت مردم و تحقق عدالت و نتیجه آن سالم و مورد قبول همه باشد. انتخابات هر چند داریی بایسته خود نباشد بازهم از نظام های که انتخابات در آن جریان ندارد  بهتر است. ولی در انتخابات هم  ناهنجاری های انتخاباتی رخ می دهد که برای پرهیز از آن نیاز به رعایت چهارچوب های ضروری است تا انتخابات سالم برگزار گردد.  
1 -آزادی در مشارکت و انتخابات
چون اساس زندگی مسالمت آمیز را بر این اصل عدم سلطه انسان بر انسان استوار است، از سوی دیگر تنظیم منافع فرد و جمع نیازمند به حکومت است و خود حکومت اقتدار و اعمال سلطه بر دیگران است و به ناچار باید مردم مستقیم و غیر مستقیم در انتخاب دولتمردان و نظام خود سهم داشته باشند، و کسانی از بر آنان اعمال قدرت می کنند با اذن و انتخاب خودشان باشد. این امر می رساند که باید آزادی برا ی انتخاب کردن و شرایط که همه قادر باشد انتخاب کنند فراهم باشد و از سوی دیگر شرایط برای انتخاب شوندگان از ایجاب سلب به نحوی باشد که محصول آن بهترین افراد و کار آمد ترین آنان انتخاب شود و  عادلانه ترین جریان انتخابات را شکل دهد و تادر چنین شرایط نتیجه آن مورد قبول همه واقع گردد و رضایت عمومی را کسب نماید. مشارکتهای که مانند کشورهای تک حزبی افراد را از درون یک حزب برای انتخاب گزینش می کنند و مخالفان خود را و افراد مستقل را اجازه  شرکت انتخاب شدن نمی دهد این گونه انتخابات ناقص است.
آزادی در انتخابات به معنی این است که انتخاب کنندگان باید در انتخاب خود منافع جمع را بر منافع شخصی  ترجیح بدهند. مردم باید قدرت گزنیش خوب را داشته باشد و محدویت قهری در انتخاب خود نداشته باشند و مردم را به منطقه گرایی و منافع محلی کوچک سوق داده نشود. چون مردم هم آزادنه با در نظر داشتن خیر همه یکی از بهتران را انتخاب کنند. این انتخاب عقلانی نیز از بایسته های یک انتخابات می باشد که نتیجه آن  کارآمدی دولت و شایسته سالاری می گردد.
-2 سلامت و نظارت از انتخابات
انتخابات یک پروسه است ولی برای عملیات آن باید کارمندان آن از پاکترین افراد جامعه گزینش شود، زیرا رای مردم و انتخاب مردم امانت سیاسی است که سرنوشت ساکنان کشوری را رقم می زند، افرادی را برای نمایندگی مردم در مجلس قانونگذاری انتخاب می شوند، این امر از امور است که صداقت و امانت داری قوی لازم است که از هرنوع تقلب و دستکاری به آرا مردم جلوگیری گردد وبه کسی اجازه ندهد اراده مردم  را با پول تغییر بدهد و مردم  قدر و ارزش رای خود را به ثمن بخس نفروشند. خیانت در رای و تقلب در انتخابات سنگ بنای فساد و غصب منصب به نیرنگ و تزویر است که از مصداق فساد دولتی است. حیاتی ترین امر در انتخابات، استخدام  افراد امین ولایق در مدیریت فرایند انتخابات است و بر هیچ عاقلی اهمیت آن پوشیده نیست.
 این امر نیاز دارد آگاهی های عمومی از طریق رسانه ها شنیداری و تصویری(سمعی وبصری) در سطح جامعه تزریق گردد و همچنان از طریق منابع سنتی مانند مساجد و منابر   به علمای دین وظیفه داده شود، که تا مردم را  نسبت به اهمیت انتخابات آگاه سازند و مردم را به انتخاب اصلح و شایسته هدایت نمایند و از چنگال تعصب و قبیله گری و منافع شخصی مردم را برهانند، مردم را تشویق نمایند که عقلانیت شان بر تعصب و منافع شخصی شان چیره شوند و به کسانی رای بدهند که توانایی  انجام مسئولیت محوله را داشته باشند و هم تعهد داشته باشند که به امانت مردم خیانت نکنند و از اعتماد مردم سوء استفاده نکنند.
 انتخابات حقوق عمومی مردم است، این حقوق به درستی استفاده شود نیاز به نظارت مستمر در طول فرایند انتخابات دارد، چون قانون اساسی کشور: ماده یکصد وپنجاه  و ششم کمیسیون مستقل انتخابات را مسئول این امر مهم  معرفی نموده است «کمیسیون مستقل انتخابات برای اداره  و نظارت بر نوع انتخابات و مراجعه به آرای عمومی مردم در کشور مطابق احکام قانون تشکیل می گردد». [1]در این قانون حق نظارت را بر عهده کمیسون گذاشته است، چون نهاد اجرا کننده انتخابات متاثر از دولت می باشد و ممکن است در نظارت خود بی طرفی واقعی را لحاظ نکند. ازسوی دیگر به هرحال خطای انسانی همواره در موارد این گونه مسایل احتمال دارد، باید مکانیزم انتخابات به نحوی طراحی شود که استفاده ناروا به حد اقل برسد و هم  علاوه بر نظارت کمیسون مستقل انتخابات؛ نظارت قوی و موثر از سوی نهادهای مدنی و بین المللی و نمایندگان کاندیدا در جریان انتخابات از انتخابات نظارت کنند. این امر نظارت قوی یکی از ارکان سلامت انتخابات است.  سلامت انتخابات به یک نرم افزار درونی مجهز گردد که عبارت از سیستم برگزرای انتخابات که تقلب ها ها را  در عمل به جد کاهش بدهد و ازسوی عناصر سالم وبا تقوی کشور را  در کمیسیون مستقل انتخابات استخدام کند تا نیت های سو انسانی به حد اقل کاهش یابد. نظارت بیرون سازمانی نهادی آزد و مدنی و نمایندگان کاندیدا ها با نظارت دقیق و موثر خود مانع تقلب و سو استفاده احتمالی شوند.
3 قبول نتیجه انتخابات

 در انتخابات در مقام ریاست جمهوری یک نفر برنده دارد و در انتخابات پارلمانی و غیرو.. تعدادی برنده می گردند،  چون پستهای انتخابی محدود بوده و تنها تعدادی محدود به آن دست یابند ولی باقی رقیبان  در این بازی که ملت با انتخاب خود برنده را تعین می کنند، بازنده هستند و چه بسا بازنده ها بیشتر از تعداد کسانی باشند که در مسابقه انتخابات برنده شده اند و بعد از بررسی های نتیجه بخش و تایید سلامت انتخابات از سویی مقام مسئول باید گروه ها و دسته های شکست خورده به نتیجه انتخابات قناعت کنند و آن را به رسمیت بشناسند. این  امر به فرهنگ  و اخلاق انتخاباتی تبدیل شود که تعارض سیاسی با  قبول نتیجه انتخابات از سوی رقبای بازنده ممد به جریان صلح و حکومت مردم سالاری و دموکراسی است و دموکراسی با انتخابات ثبات سیاسی را در یک کشور نهادینه می کند، ثبات سیاسی مانع از برخورد های خشونت آمیز و جنگ مدعیان قدرت می گردد و نفس ثبات سیاسی زمینه رشد اقتصاد و سرمایه گذاری را فراهم می کند، امنیت عمومی و سرمایه گذاری دو رکن اصلی رشد و امکان توسعه یک کشور است. اخلاق قبول نتیجه انتخابات ضامن پایداری  نظام دموکراسی است. این امر کمک می کند که دارایی ها انسانی و مادی و معنوی مردم به بخش سازندگی و توسعه کشور به مصرف برسد، نه در جنگ! این بالا ترین دست آورد از نتخابات سیاسی در جامعه است.
 ابراهیم حسن زاده
کابل: 10/4/1392




[1] - قانون اساسی، ماده یکصد و پنچاه و ششم.