Google+ Followers

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

صنایع دستی و نقشی اقتصادی آن در بامیان


 صنایع دستی و نقشی اقتصادی آن  در بامیان
 بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده:
در این مقاله صنایع دستی را تعریف نموده و ماهیت صنایع دستی را از دیگر صنایع متمایز ساختم و تفاوت آن را با کار دستی و دکوری بیان  نموده ام، ضرورت نقش صنایع دستی برای زدودن فقر و توسعه روستای برجسته نموده ام و از کشورهای دیگر شاهد آورده ام، با تجربه سایر کشور ها  با توجه به کوهستانی بودن هزارستان و زمستان طولانی و وقتهای مرده ، تنها صنعتی که زود بازده  و مهار کننده  بیکاری و کار تکمیلی در کنار کار کشاورزی و مالداری  و مهار زمانهای  مرده و ایجاد اشتغال است، رشد و توسعه صنایع دستی است  و از سوی دیگر  بامیان از مکانهای  با جاذبه گردشگری است، با آمدن هر توریست بیست دلار به اساس آمار  شورای جهانی از فروش صنایع دستی، علاوه بر درآمد توریستی از ناحیه فروش صنایع دستی  به منطقه افزایش می یابد، با نبود انرژی تنهامدآمد
  به حمایت صنایع دستی و بازار یابی آن  فقر شکننده بامیان را مهار می کند، وبرای کشور ارز آور و موجب تعادل تراز تجارتی هم می گردد.  برای دست یابی  این هدف راهکارهای را  پیشنهاد نموده ام.
کلید واژگان: بیکاری، فقر، توسعه، صنایع دستی، بازاریابی، ارز، رشد.   
گفت آثارش دل است ای بو الهوس                       آن برون، آثار، آثار ست و بس
باغ ها و سبزه ها در عین جان                           بر بُرون عکسش چو در آب روان
آن خیال باغ باشد اندر آب                             که کند از لطف آب آن اضطراب
باغ ها و میوه ها اندر دل است                        عکس لطف  آن برین آب و گل ست                                                                                                        مولوی [1]    
  نخست مفهوم صنایع دستی را بررسی می کنیم،و سپس تعریف می کنیم،در سایه روشنی مفاهیم دامنه بحث را گسترش می دهیم، چگونگی پیدایش این صنعت آشکار می گردد، صنایع دستی بامیان در چرخ روزگار افت و خیز داشته و دچار تحولاتی گردیده است.
واژه شناسی :  صنایع  به معنای چیزی است که انسان آن را می سازد، طبیعت در ساختن آن نقش ندارد. به طور کلی صنایع به چهار دسته تقسیم می شود، صنایع سنگین، سبک ، کوچک و دستی،که هر یک دارای خصوصیات منحصر به فرد خود هستند، و در تولید صنعتی که دست بیشترین عمل روی آن انجام دهد به آن صنایع دستی گفته می شود، هر چند با برخی ابزار دیگر هم کار می شود.
¯     صنایع دستی : به صنایعی اطلاق می شود که تمام  یا بخشی از مراحل ساخت فراوردهای ان با دست یا ابزار دستی صورت می گیرد .و بیانگر فرهنگ، بینش فلسفی و ذوق هنری ساکنان هر منطقه است .  از این صنعت بعنوان صنعت ذوقی و هنری یاد می شود که به نوعی اندیشه ، بینش و ذوق تولید کننده را در خود جای می دهد .
¯     صنایع دستی رخ داد عجیبی است ، عمر نوح دارد یا مثل برگ گل لطیف و تر و تازه است، یادگار عهد باستان است و همه واله و شیفته این هنر می باشند .صنایع دستی هم حالت کارگاهی و هم حالت خانگی دارد و همانند صنایع کوچک  قابلیت استقرار در شهر ها و روستا ها را دارد و متکی بر تخصص های بومی است .
    صنایع دستی به دو دسته صنایع دستی شهری و صنایع دستی روستایی قابل تقسیم است .در شهر صنایع دستی یک فعالیت دائمی و اصلی است و مهمترین منبع درآمد و اصلی ترین محل عاید افراد ی است که در آن فعالیت می کنند .در حالیکه صنایع دستی روستایی عمدتا یک فعالیت فرعی در کنار سایر فعالیتهای اقتصادی است .اغلب صنایع دستی شهرها در کارگاهها  تمرکز یافته است و نیروی انسانی شاغل را مردان تشکیل می دهند .در حالیکه صنایع دستی روستایی بطور کلی جنبه خانگی داشته و به همین علت اکثر فعالان آن را زنان تشکیل می دهند.   در روستاها صنایع دستی اغلب با هدف تامین نیاز مصرفی تولید می شود اما در شهر ها بیشتر به ارزش هنری و ذوقی ان توجه می شود.[2]
بر مبنای مجموع تعاریف می توان ویژگی ها زیر را برای صنایع دستی بر شمرد.
صنایع دستی از جمله فعالیت هایی است که در آن نیروهای جسمی و روحی انسان دارای نقش اساسی است
صنایع دستی در شمار صنایع ملی و نا وابسته ای است که به هیچ وجه نیازمند کارشناس و متخصص خارجی نیست ومواد اولیه مورد مصرف در ان ساده و به آسانی و ارزانی قابل تامین است.
فعالیت ها در اکثر رشته های صنایع دستی محتاج ابزار و وسایلی چندان پیچیده وسرمایه زیاد نیست و در واقع ذوق و استعداد و مهارت صنعتگر اصلی ترین ومهمترین عامل تولید به حساب می آید.
صنایع دستی، خصوصا در مناطق روستایی یکی از عوامل مکمل اقتصاد کشاورزی بوده ومانع مهاجرت های دایمی یا فصلی آنها می شود.
صنایع دستی بازتابی از تاریخ وتمدن هر قوم وملت بوده و می تواند نقش موثری در زمینه تبادل وانتشار فرهنگ ها و سنن مناطق مختلف کشور داشته باشد.[3]
خلاصه صنایع دستی عبارت است از« مجموعه ای از صنایع هنری و سنتی شامل بافنده ها، آثارچرمی و کاغذی، سفال ، هنرهای چوبی و حصیری، رودوزیهای سنتی، هنرهای فلزی وسنگی است که با محدودیت هنر و ذوق و زیبا شناختی بامیانی و بهره گیری از مواد اولیه قابل دسترس و بومی به کمک دست و ابزار مورد نیاز و با کاربری و زندگی فردی وجمعی تولید شده و ریشه در تاریخ کهن بامیان زمین دارد.[4]
 صنایع دستی از همین لحاظ از کاردستی  تفاوت دارد, در کار دستی صرف هنر و ذوق به کار برده می شود وغرض اقتصادی ندارد،ولی  در صنایع دستی علاوه بر هنر و ذوق نیاز اقتصادی هم در تولیدش نقش دارد.
  تاریخچه صنایع دستی در بامیان
صنایع دستی، یکی از قدیمیترین و پرپیشینه ترین فعالیت های بشری است که به موجب برخی از اسناد و مدارک تاریخی، سابقه پیدایش آن به عصر حجرمی رسد. حاصل کاوشهای باستان شناسان حکایتگر آن است که از آغاز زندگی بشر بر روی زمین ساخت ظروف وپاره ای ابزار مصرفی دیگر نظیر نیزه و خنجر به عنوان وسیله شکار یا اسباب دفاع، از جنس سنگ، آهن، مس و بالاخره پوست و پشم و کرک حیوانات وهمچنین الیاف گیاهی رواج یافته است. نخستین اجتماعات انسانی با توجه به شیوه معیشت جوامع مبتنی بر شکار و گردآوری خوراک ذکر کرده اند. شواهدی در دست است که نشان می دهد،  صنایع دستی از قدمتی در حدود ۱۲۰۰۰ سال برخوردارند. در اواخر نخستین دوره زندگی اقتصادی- اجتماعی بشر، تغییراتی در صنایع دست ساز رخ داد. تحول اجتماعات بشری و تغیر شیوه معیشت انسان ها به کشاورزی در مقایسه با گذشته پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای در زندگی انسان به شمار می آید و رشد چشمگیر آن در ابزارهای مربوط به کشاورزی مشهود است. در بامیان صنایع دستی  از رشد و رونق و کار آمدی  برخوردار بوده  که اشیاء بازمانده تاریخی گواه گویا است.[5]
صنایع دستی بامیان با نیاز انسانی به وجود آمده است, مهمرترین نیاز انسان بامیان پوشاک و ابزار کار بوده است، و از همین رو شاهکار صنایع دستی بامیان در عرصه پوشاک است،  که مهم ترین آن ریسندگی و انواع آن،  بافندگی، برگ، نمد، جمخو, شال کنجله، شال، دستر خوان ، سفره،جوارب، دستکش, کلاه،  پایتاوه، سناج ، کمربند، گلیم، قالی، تبراق، کشیده کاری، چنته،  خورجین, جوال، پالان، زین اسپ, پیزار، چاروق، گلدوزی ، پرده دوزی، حاشیه دوزی و غیرو...
 در عرصه ابزار متناسب به نیاز خود، ابزار هاری ساخته است مانند، انواع کارد، شمشیر، چاقو، تبر، نیزه، سر کارد، سفال، کاسه، چمچه، کنده کاری بر روی چوب و آهن کاری  مانند تیشه، داس،  کرند،  بیل،  کلنگ  و ابزار گاو آهن، سبد بافی وسنگ تراشی و زیور آلات و غیرو....
در سیر تحول تاریخی و تحولات فنی و تغییر و روش تولید، ظهور انقلاب صنعتی اروپا بزرگترین رویداد تاریخی محسوب می شود زیرا صنایع و حرفه های دستی به یکباره دچار چنان تحول و دگرگونی عظیمی گردید،که بسیاری از این صنایع درممالک کانون انقلاب صنعتی رو به نابودی گذاشت.
رشد  تکنولوژی و کالای صنعتی برخی صنایع دستی مردم بامیان را از بین برده و یا کاهش داده،  و یا منقرض شده است،  زیرا ارزش کالای صنعتی ارزانتر از کالا صنایع دستی بود. و از سوی دیگر با عدم رشد صنعت و بومی نشدن مهارتهای صنعتی بامیان را در موقعیت تهدید و غیر اقتصادی قرار داده است.
 ضرورت احیاء صنایع دستی بامیان
البته شدت و ضعف سیاست حمایتی دولتها، نسبت به صنایع دستی بستگی زیادی به درجه توسعه یافتگی ، اهمیت صنایع دستی موجود، مساله افزایش جمعیت و بیکاری، محدودیت منابع درآمد و نظائر آن دارد. به عنوان مثال در هندوستان که زندگی بیش از ده میلیون نفر روستایی بسته به صنایع دستی بوده و این رشته فعالیت بیش از ۱۴ درصد درآمد ملی را تامین می کند.طبق آمار اتحادیه،تایلند بیش از 360 میلیون دالر، فلیپین بیش از 200 میلیون دلار و هند نزدیک به 2 میلیارد دلار کالای صنایع دستی صادر می کند.
حجم تجارت جهانی صنایع دستی ۱۴ تا۵/۱۴ میلیارد دلار به سال است که از رقم مذکور ۴ تا ۵/۴ میلیارد دلار مربوز به فرش و بقیه به دیگر اقلام صنایع دستی اختصاص دارد . کشور چین با ۵ میلیارد دلار صادرات سالانه در راس کشورهای صادر کننده صنایع دستی قرار دارد. صادرات صنایع دستی طی دوره ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نشان می دهد سهم صادرات صنایع دستی از کل این گروه در سال ۱۳۷۳ حدود ۳% می باشدو این سهم در سال ۱۳۷۸ به ۲۵% کاهش یافته است.
از سال ۱۹۶۴ نیز شورای جهانی صنایع دستی (World craftscouncil(w.c.c)) وابسته به سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد( یونسکو) درژنو تاسیس شد که هدف اساسی آن کمک به بالا بردن سطح اطلاعات تخصصی صنعتگران در سراسر جهان و ایجاد هماهنگی لازم در سیاست توسعه صنایع دستی کشور های عضو از طریق تهیه و انتشار نشریات علمی و آموزشی، تشکیل کنفرانس ها وسمینارهای مختلف جهت بحث و تبادل نظر در زمینه ها ی اقتصادی، فنی و فرهنگی، صنایع دستی می باشد. و از این رو برخی کشورهای سیاست های را در جهت تقویت صنایع دستی و نقش آن را دربالابردن سبد خرید مردم دریافته است.
 پس از جنگ جهانی دوم در کشور های تازه استقلال یافته آن زمان مانند اندونزی ، هند ، پاکستان و سریلانکا و کشور چین بعنوان هسته اول شکل گیری اقتصاد ملی و عامل عمده تامین خود اتکایی مطرح شد .این کشور ها صنایع دستی را رشته مکمل اقتصاد خود، مورد حمایت و تقویت قرار دادند و نتایج مطلوبی گرفتند. متاسفانه صنایع دستی در دهه گذشته بعنوان فعالیت مکمل روستایی در افغانستان مورد توجه قرار نگرفت . سهم صنایع دستی در تامین درآمد ارزی  ایران 10 درصد و در هند 14 درصد و در بسیاری از کشور های در حال رشد 16 تا 18 در صد است .[6]
 بامیان مانند سایر نقاط دنیا در آستانه تحول و تغییر است،  چون جمعیت رو به افزایش و کاهش منابع زمینی و بیکاری طولانی  و کوهستانی بودنش  و زمستان طولانی نزدیک به شش ماه موجب فقر و بیکاری  را گسترش داده است،  که  جمعیت بیکار در حدود 50٪ تشکیل می دهد.  و کالای تولیدی بامیان به خاطر نداشتن بازار  ارزش اقتصادی هم ندارد.
 از آنجای که بامیان فاقد برق  و برق صنعتی است، تکنولوژی  و صنعت  در بامیان راه نیافته است. با نبود کارخانه های صنعتی و رشد جمعیت  و کوهستانی بودن بامیان موجب شده فقر در بامیان ماندگار و رو به افزایش باشد. و از این رو تنها گزینه که از شدت فقر بکاهد، توسعه و تولید انبوه صنایع دستی است.
 برای توسعه بامیان  نیاز به پلان  و برنامه کوتاه مدت و در دراز مدت  دارد. تنها راه افزایش در آمد سرانه مردم در بامیان  با سرعت ممکن،  توسعه یافتن صنایع دستی است. زیرا صنایع دستی نیاز به سرمایه کلان احتیاج ندارد که دولت تامین نتواند. صنایع دستی  در کنارش ارزش افزوده ایجاد می کند و بیکاری پنهان را مهار می کند. مهم  بازاریابی صنایع دستی  است، به نحوی که بخش خصوصی به خاطر نفع خود در گیر شود. و این امر نیاز به تدبیر دارد، نه سرمایه. و هم به برنامه ریزی و حمایت در جهت بهبود کیفیت و آموزش دارد.
 صنایع دستی سواد ، سن ، زن ، مرد جوان و  پیر لازم ندارد، بلکه نیاز به مهارت دارد که همه قادر  به یادگیری آن هستند.
 منابع آن تمام ناشدنی و بومی است که موجب استقلال اقتصادی  و تعادل تراز تجارتی کشور می گردد.
  رشد صنایع دستی بخش اعظم از مناقشات که بر سر تقسیم زمین پدید آمده است، پایان می بخشد. موجب درآمد مکمل خانواده است.
 با افزایش در آمد خانواده ها آموزش و صحت  و رفتار های اجتماعی خانواده ها هم  رشد می یابد.
 هویت و فرهنگ ملی و قومی با رشد صنایع دستی پایدار و ماندگار می شود،  هر ملت را در برابر حوادث مقاوم می کند.
صنایع دستی  مخرب محیط زیست نبوده و پی آمد های ناگوار محیط زیستی ندارد،  و میراث فرهنگی   و هنر زیبای  که موجب آرامش و انتقال دهنده فرهنگ  و تمدن به اقصی نقاط جهان  است و پیام رسان  صلح و همزیستی و هم پذیری جهانی  می باشد.
 صنایع دستی یکی از عامل جذب توریست است، که صنعت توریست خود از فاکتور توسعه است  صنایع  دستی با نیاز بازار تولید می شود، که در هر توریست 20 دلار به در آمد گردشگری افزایش می دهد.
در جمع بندی اهمیت اقتصادی  و اجتماعی صنایع دستی  در نقاط زیر می شمریم.
 از آنجا که در فعالیت های مربوط به صنایع دستی نیازی به کارشناس خارجی نیست ومواد اولیه مورد استفاده معمولا از مواد ساده و در دسترس تشکیل می گردد که به آسانی و با بهای نسبتا ارزان قابل تامین است.
 صنایع دستی در مناطق روستایی یکی از عوامل مکمل اقتصاد کشاورزی است. به دلیل دارا بودن پتانسیل ایجاد فرصت های شغلی وکسب درآمد، ضمن پر کردن اوقات فراغت و بیکاری روستائیان مانع از مهاجرت های گسترده فصلی یا دائمی آنها به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی می گردد.
فعالیت های صنایع دستی به دلیل برخورداری از ویژگیهای تکنیکی ساده و بهره گیری ازابزارها و وسایل تکنولوژیکی آسان، به گونه ای است که امکان پرداختن به آنها در جوامع شهری و روستایی و کوچی و به صورت کارگاهی ،خانگی و یا حتی دوره گردی و سیار وجود دارد.
صنایع دستی به دلیل برخورداری از بار فرهنگی و دارا بودن جنبه های هنری می تواند عامل ترویج عناصر فرهنگی در نقاط مختلف کشور و حتی فراسوی مرزها باشد.
با اذعان به اهمیت چند جانبه صنایع دستی، مقاله حاضر با محدود ساختن موضوع مطالعه بیشتر به مسائل اقتصادی و اجتماعی صنایع دستی می پردازد.
 چرا صنایع دستی بامیان  نا آشنا در بازار  است؟
 صنایع دستی بامیان جزء فرهنگ مردم بامیان است , مظلومیت آن به ستم دیدگی مردمش بر می گردد، به هر دلیل مردم یامیان به محرومیت نگاهداشته شده، به همان دلیل صنایع دستی مردم بامیان هم به بازار دنیا معرفی نشده است،  عدم حمایت دولتی و نداشتن نشان تجارتی موجب گردیده که صنایع دستی بامیان رشد نکند. در حال رشد صنایع دستی رابطه دو سویه دارد، رشد صنایع دستی موجب فقر زدایی و توسعه می گردد, در اشتغال صنایع دستی وقتهای مرده روستاییان را مهار می کند. برای اثبات مطلب  به رشد صنایع  در دنیا اشاره کنم.
نرخ اشتغال در این حرفه ها و صنایع دستی در میان روستا ئیان در نمونه گیری از چند کشور رو به رشد عموما میان هجده تا بیست و سه در صد است این نمونه گیری شامل نه کشور آسیایی چهار کشور افریقایی و سه کشور امریکای لاتین بوده است محصولات صنایع دستی تشکیل دهنده 2 تا 3/5   درصد از تولید ملی در اغلب کشور های رو به رشد است میزان صادرات محصولات صنایع دستی در کشورهای مربوطه از منابع عمده ارزی است، در حال حاضر این رقم درمورد کشورهای عضو آسه آن بین 200 تا 700 ملیون دالر در سال است که 400 ملیون دالر ان متعلق به تایلند است در هند این رقم بالغ بر 18 در صد مجموع صادرات این کشور است میزان ر شد صادرات در این بخش فوق العاده بالاست , چنان که در دو دهه پیش نسبت صادرات مجموعه کشور های عضو آسه آن این رقم چندان قابل ذکر نبود ولی در این فاصله رشد چشم گیری یافته در هند طی دهه اخیر هجده برابر بیشتر شده است.[7]
 و از این رو توسعه صنایع دستی با تمام معیار توسعه هماهنگی دارد.
ü    توسعه باید تغییری در جهت بهبود شرایط زندگی اکثریت مردم باشد.
ü    مردمی که از توسعه سود می برند، باید بیش از مردمی باشند که از آن متضرر می شوند.
ü    توسعه باید دست کم نسبت به تامین حد اقل نیازهای زندگی و نیاز ضروری زندگی مطمئن سازد.
ü    توسعه باید باعث تشویق مردم به خود اتکای شود.
ü     توسعه با نیازهای مردم هماهنگی و مطابقت داشته باشد.
ü    توسعه باید بهبودی درازمدت و دوامدار  را به ارمغان آورد.
ü    توسعه نباید باعث تخریب محیط زیست شود.[8]   
پیشنهادات
صنایع دستی بامیان به خاطر عوامل که شمرده می شود, دچار رکود شده و یا در حال انقراض قرار دارد.
1-  دولت در سیاست  گزاری  در جهت رشد  صنایع  دستی عمدا کار نکرده است، چون دولت  محرومیت  مردم بامیان  را  در راستای تقویت قدرت  سیاسی خویش می دانسته  است. از این رو توسعه روستای را در بامیان  در نظر نداشته  و همین امر موجب گردیده  است که صنایع دستی بامیان هم از چشم دولتمردان   به دور باشد.
2-  دولت افغانستان  از اهمیت حفظ و زنده نگاه داشتن از صنایع دستی غافل بوده و از ارزش و بازار آن بی خبر بوده است. با این دلیل برنامه های راه بردی در جهت حمایت  تولید کنند گان آن نداشته است.
3- بر نامه های آموزشی  در جهت بهتر شدن کیفیت  و رشد تولید از نظر کمیت و بالا بردن مهارتهای  تولیدکنندگان  وجود نداشته است.
4- پاین آمدن کیفیت موجب بی رغبتی مصرف کننده می گردد، همین امر سبب سقوط بازار صنایع دستی می گردد.
از این رو ما با تجربه  یافته کتابخانه ی  و تجربه عملی کشورها منطقه پیشنهادات را مطرح می کنیم.
1- نشان تجارتی بامیان که هویت صنایع دستی بامیان را متمایز از سایر صنایع دستی  دیگر مناطق نماید، و بازاریابی متناسب با نیاز ضرورت دارد، که هیچ محصول بدون بازار رشد نمی یابد. بازاری یابی  از راههای ممکن  میسر است .  ایجاد غرفه های  فروش در بامیان و منع فروش صنایع دستی غیر بامیانی در  بامیان. شرکت در نمایشگاه ها
2-  ایجاد غرفه فروش در مکانهای  توریستی و   نشر بروشورهای تبلیغاتی و ایجاد پایگاه تبلیغاتی در انتیرنت.
3-  ایجاد نمایشگاه های  بین المللی و کشوری و شرکت در نمایشگاه کشورهای صنعتی و رایزنی با بخش بازرگانی خارجی  و در خواست لغو تعرفه های صادراتی و در خواست حمایت های فنی.
4- حمایتهای دولتی برای بهبود کیفیت و کمیت و آموزش مهارتهای نوین و ساختن ابزار های جدید با حفظ اصالت هنری فرهنگی سنتی.
5- یاد دادن  بازار یابی تولید کنند گان و مهیا ساختن  آنان که محصول خود را باسلیقه مشتری تولید کنند. چنانچه گلیم  امروز مصرف فرشی ندارد، ولی متقاضی طرحهای دیگر دارد،  مانند  کیف زنانه، رومیزی، دم دری، رو تختی، جا نمازی و تابلوی، خور جین و غیرو...  و ترویج  کالای  که جذاب است ولی رایج نشده مانند  پالتوی برگی  و کلاه برگی و سایر پوشاک های د دلچسب و مقبول و مشتری  پسند.
6- ارتباط زنجیره ی با مراکز فروش صنایع دستی و عرضه آن  به چنین بازار ها
7- بازار یابی مداوم و مشتری های پایدار  موجب رشد، کفیت و کمیت  و تداوم تولید صنایع دستی می شود، از این رو توسعه بازار و بازار یابی و تولید با ذوق مشتری  وظیفه اصلی دولت  در راستای توسعه روستای است.
نتیجه
 هزارستان  با کوهستانی بودن  و زمستان طولانی و بیکاری فصلی  با کمبود انرژی   و عدم مصرف مواد اولیه احیا صنایع دستی ضرورت توسعه روستای است ولی با بودن  آثار باستانی و جاذبه گردشگری بامیان  صنایع دستی را به عنوان کالای لوکس تجارتی تبدیل می کند، رشد این دو صنعت در کنار هم دیگر فقر شکننده را نابود می کند  و ایجاد اشتغال می کند و موجب توسعه  بامیان می شود و کمک به تراز تجارتی کشور می کند و در آمد ارزی کشور بالا می رود. رشد صنایع دستی بخش از کار های زیر بنای برای توسعه است، که نیاز به زمان زیاد و سرمایه کلان ندارد و هم زود بازده با معیار توسعه سالم هماهنگی دارد.  از سوی دیگر  خود هنر است ، تجارت آن  تبادل فرهنگی است و موجب شناسای کشور  و تقویت کننده صلح جهانی است و هم نگاهی به میراث فرهنگی  و حفظ آن و نگاه رو  به آینده است.
  *منابع
1- جمعه پور،محمود، مقدمه ی بر برنامه ریزی توسعه روستای و دید گاه و روشها،سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاه ها(سمت)  تهران،1378.
10-زکی محمد حسن، هنرهای اسلام،کمیته تالیف وترجمه، قاهره،1948
2-اسکاب، برنامه ریزی در سطح ملی و توسعه روستای، ترجمه عباس مخبری، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران،1365
3-اوکلی پیتر ودوید مارسدن، رهیافتهای مشارکت در توسعه روستای، ترجمه منصور محمد نژاد، انتشارات وزرات جهاد سازندگی، تهران، 1370
4- بن ودوید-ول، آورم، برنامه ریزی توسعه نواحی روستای، ترجمه عباس حکیمی، انتشارات وزرات جهاد سازندگی، تهران، 1375
5- دیاس هیران وب،بکرامازک، درسنامه برنامه ریزی توسعه روستای، انتشارات وزرات جهاد سازندگی، تهران،1368
6- لی دیویدو  ود، چور هودی،ماهیت و وسایل  ورهیافتهای توسعه روستای،ترجمه عصمت قایم مقامی، گاهنامه روستا و توسعه،ش4،مهرماه،1371
7- ترجمه و تدوین وزارت  کار و امور اجتماعی و معاونت تنظیم روابط کار،دایرة المعارف ایمنی بهداشت و کار، سازمان انتشارات  کتاب تهران،1379
8- کنگره بین المللی هنر های اسلامی و صنایع دستی، مجموعه مقالات  کنگره بین  المللی و هنر های اسلامی و صنایع دستی،انتشارات بین المللی الهدی، تهران،1384
9- مارسیه جورج، هنراسلامی،ترجمه عفیف بهنسی،دمشق،وزارت فرهنگ،1956
/ fa.wikipedia.org/wiki -12
www.iranian-handicraft.com   -13              
daneshnameh.roshd.ir  -14
isfhandicraft.blogfa.com/                   -15




[1] -  مثنوی معنوی دفتر چهارم ابیات1365-1362
[2] -  وزارت کار و امور اجتماعی، دایرة المعارف کار و ایمنی بهداسشت، ج 3/ ص2495و 2496
[3]  -   مرکز تحقیقات هنر و فرهنگ اسلامبی(اریسکا) مجموعه مقالات گنگره بین المللی هنرهای اسلامی و صنایع دستی ص594
[4] http://tebyan-zn.ir/News-Article/Art/Handicraft/Handicraft

[5]   -http://tebyan-zn.ir/News-Article/Art/Handicraft/Handicraft
[6]    -[6] http://tebyan-zn.ir/News-Article/Art/Handicraft/Handicraft

[7] . مجموعه مقالات کنگره بین المللی هنرهای اسلامی و صنایع دستی، ص 596
[8] -     محمود جمعه پور، برنامه ریزی توسعه روستای  ....ص58