Google+ Followers

۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

چرا یکاولنگ خوشنام با سابقه حماسه سازی همسان پنج شیر امروز گِل آلود است؟


بسم اله الرحمن الرحیم
 یکا ولنگ سرزمین خوش نام بلند آوازه ،حماسه ساز و حماسه آفرین امروز خجل و افسرده است، یکاولنگ مهد دانش و تفکر  که لشکر عبدالرحمان جبار در یک روز سه صد عالم فاضل را به شهادت رسانید. در جهاد معارفش نام داشت  و قدرت معارف یکاولنگ  حسرت بر انگیز برای دیگران بود،  دانش آموزانش همیشه در کانکور سالانه در ردیف ممتازان درسطح کشور  بودند، ولی امروز  نمره قبولی درسطح نازل دارند که  مایه ننگ برای یکاولنگی است، چند سالی از باب امتیاز نمره بلند کانکوری کسی از دانش آموزان یکاولنگ به خارج بورس نشده است. امّا معارفش کسل و نا کار آمد شده است، پذیرفتگان کانکورش به 8٪ رسیده است.
 شاهدخت های یکاولنگ   عفیف پاکدامن دیروز، امروز در معرض آسیب قرار گرفته و طهارت و نجابت خانوادگی یکاولنگی را در معرض خطر قرار داده است. در گذشته دیگران با افتخار به خاطر اصالت خانواده یکاولنگی علاقمند به وصلت با خانواده های نجیب یکاولنگی بود. ولی کجاست این افتخارات ؟ چرا حادثه های دلخراش اتفاق افتاد که در پیشانی یکاولنگ داغ مصیبت گذاشت، در تاریخ جهاد در سراسر افغانستان  آدم کشی رواج داشت، ولی در یکاولنگ  خون بیگناهی نریخت. ولی امروز دو کودک معصوم با شگرد  در بر گشت از مدرسه دینی و از درس قرآن کریم  در کنار مدرسه دینی بی رحمانه به قتل می رسند و کسی نیست بپرسد: وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ - بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ(تکویر/8-9 ) و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود: به کدامين گناه کشته شدند؟!
در یکاولنگ مسافر با قاطر ی از شمس های طلا بار بود، در شب و روز بی خطر سفر می کرد، کسی به او دست برد نه می زد، مسافر بر جان و مال خود در امان بود ولی امروز سارقان روز روشن را ه برخود مردم یکاولنگ  می بندند، دارایی شان را  به غارت می برند. امروز  بیش از هشت فقره قتل اتفاق افتاده است، قاتلی به دار مجازات آویخته نشد بل که حتی شناسایی هم نشد.
این ننگ را به کجا بریم و برای نسل آینده چه ارمغان داریم ، کدام افتخار را مادران آینده برای نسل فر دایمان لای لای کنند.
 در هر صورت امروز وحدت ما دچار تفرقه ناپسند  و مخرب شده است، با اصل پذیرش اصلاحات  و زدودن خرافات؛ جامعه خود را مبتنی بر عقلانیت ، آینده  نگری و همدیگر پذیری استوار کنیم، این فاصله ها را کم کنیم تا قربانی بیشتر از این نشویم،
جای بسی شرم که مردم ولسوالی  لعل و سرجنگل امروز در پارلمان سه وکیل از منطقه و یکی هم از کابل دارند و آن هم در رقابت رای بیست هزار و سی هزار ری با دیگران چنین شاه کاری می کنند، وزیر در کابینه دارد و هم کمیشنر در اداره اصلاحات اداری و یا مشاور اقتصادی معاونت دوم را . حال ما از تعیین سرنوشت  یک ولسوالی یکاولنگ نا توانیم.
 پس این بیچارگی ما، از بحران رهبری سیاسی است، کسانی مدعی رهبری بودند، اختلاف خود را کنار نگذاشتند، موقعیت یکاولنگ را در نزد دیگران به چوب سوخت تنور پایین آوردند،  و سبب شد هر کس به سر نوشت ما بازی کند. از سوی دیگر به نیروی  بومی و اولاد خود مان با ور  نکردیم، به خارج از یکاولنگ چشم  دوختیم و این شد سرنوشت ما! که  امروز نسل تحصیل کرده ما دچار تفرقه و جلو داران ما، در دامن دیگران چسبیده اند.  اول باید وحدت عمل و موضع خود را تثبیت کنیم، به موقعیتی برسیم  دیگران محتاج ما شوند، نه ما نیازمند آنان و  پس درگه نشین دیگران باشیم.
البته  ریشه آفت ها و مشکل ها در یکاولنگ از روزی مدیریت کلان آن از سوی والی فعلی با انتصاب  یکی از اقوامش  به عنوان ولسوال یکاولنگ بر می گردد،  چون طرف با بافت پیچیده یکاولنگ آشنا نبود، به دام اشتباه و رشوت افتاد  بعد از آن این اشتباه تکرار شد،  هر ولسوالی آمد، که خارج از یکاولنگ بود، همین امر سبب بحرانی شدن اوضاع یکاولنگ گردید،چون هریک به نحوی گرفتار باند های شد. ولی بزرگان ما برای مدیریت پست دولتی مهارت و هوش مدیریتی  و سالم بودن مدیر را ملاحظه نکردند، بل که مانند تحفه مدیریت را به قوم  و حزب خود  حتی به ضرر خود  پیشکش نمودند. در این امر نیت جنرال غلام علی وحدت و وکیل محترم صفورا هم موجب رنج مردم یکاولنگ  در اواخر گردید. این دو بزرگوار  به منافع مردم و حیثیت مردم یکاولنگ توجه نکردند بل که به نحوی پست های قمندانی را مانند سوغات به افراد مورد علاقه خود بخشیدند، چون قمندان امنیه یکاولنگ در صیغان و کهمرد، برای خواهرش ری جمع کرده بود،  مستحق قمندانی امنیه یکاولنگ شد. خواهر زاده ش حبیب را معاون قمندان امنیه کرد که حتی خودش او را  تنها در خانه راه نمی داد ولی  او امین ناموس و جان مردم شد، پسر جناب مطیع را به خاطر همسایه داری آمر جنایی قمندانی امنیه کرد.
این حرکات اشتباه تمام شرافت و عزت یکاولنگ را به کام رسوایی ذبح کرد.
حتی در دوره  ولسوال کم اراده مانند استاد امید و همچنان ولسوال حرام خور مثل شریفی وضعیت یکاولنگ خوب بود، یک مورد قتل و نا بکاری زننده رخ نداد. اگر یکاولنگ از شر آدم کشی و فساد اداری و فساد اخلاقی رهایی یابد، باید یکاولنگی ها از خود یکاولنگ فرد جامع را به عنوان ولسوال انتخاب  کنند و بر دولت تحمیل کنند. و همچنان قمندان امنیه یکاولنگ  از نظر افراد سالم پلیس بامیان، باید ابراهیم خان آمر جنایی ورس شود، در این صورت کمی التهاب یکا ولنگ فرو کش می کند. در غیر این صورت حتی احتمال قیام مردمی علیه این اوضاع می رود.
در باره باور شدن معارف هم کلیه تحصیل کرده گان و صاحبان جاه و مقام باید گرد هم جمع شوند، به داد متعلمان  و نسل آینده برسند و چاره اندیشی  کنند، تا وضعیت معارف یکاولنگ بهبود یابد، دوباره یکاولنگ و بامیان نقش تاریخی خود را در منطقه و سطح کشور بازی کنند.
هوشدار! مردم بامیان هوشیار باشند،  در دام توطئه گرفتار نشوند، عزت و شرافت بامیان به مدنی بودن و امنیت آن است، باند های تبهکار که وابسته به کانون ها ی سیاسی، سیاه  کار و  در صدد تخریب شان و منزلت  معنوی بامیان است  که این امنیت  را از بین نبرند. از سوی دیگر برخی فتنه ها از جانب حلقات سیاسی دشمن تاریخی مردم، برای نا آرام نشان دادن بامیان  است، تا  از استخراج معادن آهن و ذغال سنگ  بامیان و پروژه های اقتصادی در راستای توسعه  جلو گیری کنند و سرمایه گذاران بیرون از بامیان در سرمایه گذاری دلسرد شوند، چون از این پروژه ها اقتصادی مردم بامیان سود مستقیم می برند  و هر چند این پروژه ها ملی و به سود تمام افغانستان است، ولی دشمن بخیل  و دچار تنگ نظری است.
ابراهیم حسن زاده: کابل
5/5/1391


۱۳۹۱ مرداد ۵, پنجشنبه

ماجرای قتل دختر خانم شکیلا 16 ساله در منزل یکی از اعضای شورای ولایتی- بامیان


انسان اشرف مخلوقات و حیاتش دارایی احترام   فوق العاده  در میان موجودات ذی حیات است، انسان سر سبد  عالم موجودات است، در اسلام گناهی بالا تر از تحقیر انسان که قتل معنوی  است، و قتل جسمانی انسان وجود ندارد، از این رو قتل انسانی بیگناه را در قرآن به منزله قتل نوع بشریت دانسته است.  چنانچه امیر المومنان توصیه به حرمت خون و مال و آبروی انسان می کند و می فرماید: َاجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً، وَلْيَخْتَزِنَ الرَّجُلُ لِسَانَهُ، فَإنَّ هذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ. وَاللهِ مَا أَرَي عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَي تَنْفَعُهُ حَتَّي يَخْتَزِنَ لِسَانَهُ، وَإنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَإنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ: لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إذَا أَرَادَ أَنْ يَتَکَلَّمَ بَکَلاَمٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإنْ کَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ، وَإنْ کَانَ شَرّاً وَارَاهُ، وَإنَّ الْمُنَافِقَ يَتَکَلَّمُ بِمَا أَتَي عَلَي لِسَانِهِ لاَ يَدْرِي مَاذَا لَهُ، وَمَاذَا عَلَيْهِ. وَلَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللهِ-صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ-: «لاَ يَسْتَقِيمُ إيمَانُ عَبْدٍ حَتَّي يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ. وَلاَ يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّي يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ». فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکُمْ أَنْ يَلْقَي اللهَ تَعَالَي وَهُوَ نَقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَأَمْوَالِهِمْ، سَلِيمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ، فَلْيَفْعَلْ( نهج البلاغه/خ/175.
زبان و دل را هماهنگ کنيد، مرد بايد زبانش را حفظ کند، زيرا همانا اين زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت مي‏اندازد، بخدا سوگند! پرهيزگاري را نديده‏ام که تقوي براي او سودمند باشد مگر آنکه زبان خويش را حفظ کرده بود، و همانا زبان مومن در پس قلب او، و قلب منافق از پس زبان اوست.
زيرا مومن هرگاه بخواهد سخني گويد، نخست مي‏انديشد، اگر نيک بود اظهار مي‏دارد، و چنانچه ناپسند است پنهانش مي‏کند، در صورتيکه منافق آنچه بر زبانش آمد مي‏گويد، و نمي‏داند چه به سود او، و چه حرفي بر ضرر اوست؟ و پيامبر اسلام (ص) فرمود: (ايمان بنده‏اي استوار نگردد تا دل او استوار شود، و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد) پس هر کس از شما بتواند خدا را در حالي ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک، و زبانش از عرض و آبروي مردم سالم ماند بايد چنين کند.
 نشان درستی زندگی مسلمان در حرمت خون انسان است.  از این رو در قرآن خدای سبحان می فرماید: وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا(الاسرا/33)
و کسى را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشيد، جز بحق! و آن کس که مظلوم کشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم؛ اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمايت است!
 این احترام خون انسان است. وظیفه همه قلم به دستان و فرهنگ سازان کشور غرس نهال محبت در  میان اقوام کشور  و کندن ریشه های دشمنی و کینه است،  بزرگترین گناه بعد از قتل ترویج عداوت بین مسلمانان است، به خصوص جامعه هزاره که مرکب از عام و سید است، در یک کشتی طوفان زده است، هر گاه کشتی شکسته به ساحل نرسد، سید و هزاره هر دو غرق می شوند. امروز شرایط ما زندگی ما بسیار شکننده است، به قول ایرانی شپش چه است که کله و پاچه ش به حساب آید. ما در برابر طوفان حاضر چنین وضعیت داریم ، اختلاف و تفرقه به نفع کسی نیست و دامن زدنش حرام است. ولی اصلاحات  و عاری کردن جامعه از خرافات وظیفه سید و هزاره است. ولی  ایجاد دشمنی  تخم تنفر کاشتن ممنوع است.
ولی دوستان امروز این ماجرا را به کل  سادات سرایت دادن اشتباه بزرگی است، جرمی واقع شده شخصی است و پیگرد آن شخصی است و آبروی دیگران قابل احترام است.  ولی من عاجزانه از خانواده آقای بهشتی می خواهم که حقیقت را آشکار کنند، باید  این اشتباه با هزینه کمتری جبران پذیر است، و بیشتر از این  پنهان کردن حقیقت موجب فتنه می شود، که  خرمن همه را آتش می زند. و همچنان کسانی از حقیقت خبر دارند، برای ادای تکلیف خود حقیقت را نمایان کند تا خون ناحق پایمال نگردد. چون کتمان حقیقت بالاترین ظلم اجتماعی است. َمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(بقره/140)
و چه کسى ستمکارتر است از آن کس که گواهى و شهادت الهى را که نزد اوست، کتمان مى‏کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست..
 کتمان حقیقت بزرگترین  گناه و ستم اکبر است. از این رو از حارنوال و پلیس و دستگاه قضای بامیان عاجزانه می خواهم که حقیقت را از قربانی شدن نجات بدهد و  بیگناه  هان را از مخمصه نجات دهند، خون مظلوم و حقی پایمال نشود.
ابراهیم حسن زاده :کابل-5/5/1391

مختصر گزارشی از فعالیت کتابخانه عمومی دار القرآن - کابل



مختصر گزارشی از فعالیت کتابخانه عمومی دار القرآن - کابل

کتاب میراث مکتوب تمدن و فرهنگ بشری در همه ادوار تاریخ بوده و دارایی اهمیت ویژه ای است. امروز با رشد چشم گیر علوم و فناوری های جدید، در عرصه خدمات تحقیقی و مطالعاتی بشر بی نیاز از کتاب نیست، جایگاه کتاب و ارزش آن حفظ شده ، بلکه بشر بیش از هر زمان دیگری پی به ضرورت و اهمیت کتاب و کتابخانه برده است. کتابخانه در تمدن اسلامی جایگاه رفیع و بلند دارد. این توجه ناشی از تعالیم آسمانی است، زیرا به تعبیر یکی از دانشمندان اسلامی، اسلام تنها دینی است که معجزه اش کتاب است.
کشور عزیز ما افغانستان، از دیرباز مهد علم و فرهنگ و هنر بوده است و نام مراکز علمی و فرهنگی پر افتخار آن مانند بلخ، هرات ، غزنه ، بامیان ، بدخشان و غیرو... در  ردیف  مراکز تمدنی جهان قرار دارد و با توجه به همین سابقه تاریخی درخشان  ، غزنی مقام پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی را برای سال 2013 کسب کرد.
متاسفانه در چند صده ی اخیر، کشور ما از کاروان علم و فرهنگ جهانی عقب مانده و از آن  فاصله گرفت. جهل و بی سوادی بر جامعه  چیره شد،  نادانی و بی سوادی بر کشور مشکلات سهمگین و دشوار را آفریده است. چنانچه در اکثر کشورها مترقی جهان برای هر پنج نفر سالانه یک عنوان کتاب به نشر می رسد، هر نفر سالانه پنج جلد کتاب می خرد و برای هر پنج هزار نفر یک کتابخانه  مجهز دارد. ولی در کشور ما ، برابر نیم ملیون نفر هم یک کتابخانه مجهز آماده خدمات تمام وقت وجود ندارد. با وضعیت  نشر و تولید  کتاب در کشور و نیاز مبرم مردم به کتاب و نیاز کشور به بازسازی علمی و فرهنگی ضرورت تاسیس کتابخانه را در ذهن  ما خلق کرد، چون بین رشد دانش  و کتابخانه رابطه مستقیم وجود دارد.. با درک این امر مهم، در سال 1375 کتابخانه عمومی دارالقران را  درکابل تاسیس نمودیم. این کتابخانه از سال 1381 تا کنون با امکانات محدودی  که داشت ، ولی خدمات اثرگذار و ارزشمندی را در جهت ارتقای سطح علم و فرهنگ نوجوانان و جوانان ارائه نموده است.
فشرده ی از فعالیت های کتابخانه عمومی دارالقران قرار ذیل است.
1-     جمع آوری بیش از یکصد و پنجاه هزار جلد کتاب در رشته های مختلف دانشگاهی مثل طب، انجینری، حقوق، علوم سیاسی، تاریخ، جامعه شناسی، مدیریت، اقتصاد، زراعت، ریاضیات، کیمیا، فیزیک و غیرو......
2-     تهیه و خریداری ساختمان کتابخانه با مساحت هزار  متر مربع  با موقعیت مناسب  در غرب کابل.
3-     آماده نمودن سالن مطالعه و دایر نمودن بخش امانی برای مراجعین کتابخانه.
4-     فراهم نمودن زمینه مطالعه و امکانات تحقیق برای چهار صد نفر روزانه.
5-     ثبت و رده بندی کتابها بر اساس سیستم جهانی کتابداری.
6-      فعال نمودن و راه اندازی بخش ترمیم و صحافی کتاب.
7-     برگزاری یک دوره آموزشی کتابداری
8-     برگزاری ده ها مسابقه کتابخوانی و مقاله نویسی بمنظور ترویج فرهنگ کتابخوانی.
9-     ارائه مشاوره در زمینه مطالعه صحیح و روش تحقیق علمی برای مراجعین کتابخانه.
10- ارائه خدمات رایگان کتابخانه برای چهارصد و پنجاه هزار نفر در طول ده سال گذشته.
از جمله فعالیت های این مرکز ایجاد کتابخانه های فرعی در ولایات بوده است  و از آن جمله می توان موارد ذیل را نام برد.
              1-تاسیس کتابخانه امام صادق (ع) در هرات.
2-تاسیس کتابخانه حضرت حمزه سید الشهدا در پنجاب.
3- تاسیس کتابخانه حضرت ولی عصر (عج) در ورس.
4- تاسیس کتابخانه لیسه اورزاغ در ورس
5- تاسیس کتابخانه لیسه سلطان رباط
6- تاسیس کتابخانه لیسه جوقل سرخجوی
7- تقویت کتابخانه ولی عصر (عج) در گرماب
8- تقویت کتابخانه امام حسین (ع) در کورمورده
9- تاسیس کتابخانه لیسه کشکک در برجگی
10- تقویت کتابخانه حضرت قائم (عج) در مرکز بامیان
11- تقویت کتابخانه امام صادق (ع) در کابل
به در خواست مراکز علمی، فرهنگی و دینی کتابخانه عمومی دارالقران پاسخ داده به حد توان خود کتاب اهدا نموده است.
توزیع کتاب دارالقرآن به این مرا کز قرار ذیل است.
1-     توزیع بیش از یکصد هزار جلد کتاب در ولایات بامیان، دایکندی، غزنی، میدان، پروان، هلمند، فراه، بغلان، تخار، بدخشان، قندهار، کنر، جلال آباد، پکتیا، لوگر و بلخ
2-     توزیع 600 هزار جلد کتابهای داستانی برای مکاتب و لیسه ها
3-     توزیع 10 هزار جلد قران مجید برای مساجد و مدارس دینی
4-     توزیع 20 هزار پوستر و جزوه های آموزشی نماز
5-     توزیع 10 هزار جلد کتاب آموزشی نور جهت آموزش قران کریم
در بخش نرم افزار نیز فعالیت های ذیل صورت گرفته است:
1-     جمع آوری و فراهم نمودن امکانات استفاده از سی دی ها و کاست های علمی، آموزشی و قرانی.
2-     توزیع بیش از پنج هزار سی دی علمی و آموزشی برای مراکز علمی و فرهنگی.
در بخش آموزشی فعالیت های ذیل را انجام داده ایم:
1-     ایجاد بزرگترین دارالقران در کابل
2-     فعال نمودن بیش از 70 مرکز قرانی در شهر کابل
3-     فعال نمودن دارالقران در شهر غزنی
4-     برگزاری 17 دوره تربیت مربی قران کریم در شهر کابل، غزنی، مالستان، بامیان، پنجاب و ورس.
5-     تربیت بیش از هشتصد مربی قران کریم از مردان و زنان
6-       برگزاری پنج دوره تربیت مربی کودکان و نوجوانان
7-     فراهم نمودن زمینه آموزش دوهزار کودک بطور روزانه در مراکز تحت پوشش دارالقران
8-     آموزش بیش از 20 هزار کودک و نوجوان در زمینه علوم قرانی
9-     تربیت 6 نفر حافظ کل قران کریم از طبقه نسوان
10- برگزاری سه دوره نمایشگاه بهار قران به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان
11- برگزاری دهها مسابقه در رشته های قرائت، ترتیل و حفظ قران کریم، حدیث، مقاله نویسی، احکام و نقاشی
12- برگزاری جشن باشکوه تکلیف برای دختران در هر سال به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)
13- برگزاری محافل دینی و مذهبی به منظور آشنا ساختن نوجوانان و جوانان با ارزشهای و شعایر مذهبی
14- اعزام 70 نفر از مربیان قرانی نسوان به ایران بمنظور شرکت در دوره های آموزشی و فرهنگی
این کتابخانه دست همه عزیزان  که شریک در توسعه خدمات کتابخانه ی برای نسل کتابخوان کشور شود، به گرمی  می فِشُرد  و اعانه عزیزان  را با آغوش باز می پذیرد. کتابخانه در انتظار قلب های مهربان و دست فرشته ی شماست.
مدیریت کتابخانه عمومی دار القرآن کابل
گزارشگر ابراهیم حسن زاده. کابل- پل سرخ

قسمت سوم- انواع روزه به اساس کیفیت حال روزه داران


روزه از اعمال عبادی باطنی انسان ،  که پنهان از  چشم مردمان است و در آن ریا کمتر  راه می یابد و شکننده شهوت شکم و فرج  است. در نتیجه روزه انسان را از قید هوسهای نفسانی  و حب جاه طلبی و ریا کاری می رهاند، انسان رهاشده از بند ها نفسانی اعمالش بر خواسته از اراده  و تعقل می گردد،زمام نفس او در اختیار عقل است. افعال او را تعقل تدبیر می کند و اراده آن را انجام می دهد؛ این کمال انسان است، روزه ماه کمال پروری می باشد. همین روزه از نظر  کیفی به حسب حال و کمال روزه داران به سه  نوع تقسیم می شود.
1-  روزه عوام:  روزه مردمان عادی  خود داری کردن از مبطلات ده گانه روزه است، آنان تلاش دارند تا روزه باطل نشود، این مقام تسلیم است، که عبد  فرمان الله را اطاعت می کند، در روز تابستان  گرم تشنگی و گرسنگی را تحمل می کند، او از قطار فاسقان خارج در ردیف مؤمنان قرار می گیرد.
2-خواص: این مردمان هم روزه ظاهری ، و روزه باطنی دارد،  او با جان دل روزه دار است، روزه تنها امساک از خوردن و آشامیدن نیست، باید آ روزه دار از هر معصیت اجتناب کند. در حدیث معتبر ابو بصیر  از امام صادق (ع)روایت می کند،  ابو عبدالله (ع) فرمود:  روزه تنها خود داری کردن از خوردن و آشامیدن نیست، همانا مریم سلام الله علیها فرمود: من برا خدا نذر کردم که روزه سکوت بگیرم، کنایه از این که زبان خود را از آلودگی زبانی حفظ کنم. پس  زبان ها خود را نگهدارید، گوشهای تان را حفظ کنید، جنگ و منازعه با همدیگر نکنید، به یکدیگر حسد نورزیدی. همان حسد از بین برنده ایمان است، چنانچه آتش هیزم را نابود می کند.  مضمون کلام رسول خدا در حدیث دیگر این است، هر کسی  تمام جوارح خود را از ارتکاب گناه به قصد قرب خدای متعال باز دارد، همنشین ابراهیم خلیل می شود.[1]
روز دار خواص به شش چیز حاصل شود.
ا- چشم نگاه دارد از هر چیزی که به غیر خدا مشغول کند، چشم را از نامحرمان باز داشت و از آفت چشم چرانی در پناه خدا مصون ماند. رسول خدا فرمود: نظر چشم پیکان است، از تیر های ابلیس که به زهر آب داده: هر که از بیم حق آز آن دوری کند، وی را خلعتی ایمانی دهند، که حلاوت‌آن در دل بماند و ذوق آن می یابد.چون دروغ، غیبت،سخن چینی،سوگند دروغ و نظرشهوت ملکوت روزه را بشکند.
2- زبان را  از هر آلودگی و بیهوده گوی پاک دارد، زبان را به ذکر حق و قرائت قرآن مشغول کند و از لجاجت ، مجادله به ناحق  و خود نمای و خود ستای حذر نماید. روزه خود را با غیبت باطل نکند. با توهین و تحقیر مؤمنان به  جنگ خدا نرود.زبان را برای خیر مردم به کار گیرد، در گسترش علم بر بندگان  خدا جهاد کند. برای رفع فقر و نیازمندی جامعه در سوز و گداز است. داعی به حق است.
3- گوش را از شنیدن نا حق و دروغ و باطل باز دارد، بارد دروغ ها و بهتان به یاری برادر مؤمن  خود بر آید و برادران دینی خود در غیاب یاری رساند. چون شنونده شریک  در معصیت با گوینده است.
4- دست و پای و همه جوارح را از کار های نا شایسته باز دارد،  چون معصیت زهر برای جان مؤمنان است، مومن از زهر اجتناب کند، روح و قلب را  گناه فاسد کند و از کار بر اندازد.
5- به وقت افطار لقمه ی شبهه ناک نخورد،  با حلال  خالص افطار کند، زیاد پر نخورد، که در نزد خدای متعال دشمن بد تر از شکم پر نیست، او در خوردن حلال هم میانه روی کند ، دل را برای عبادت خالی کند.
6- بعد از افطار دل میان بیم و امید معلق است، نه مغرور از عمل خود است،  نمی داند روزه او در پیشگاه حضرت حق پذیرفته شده و یا نه؟ نه نا امید از رحمت حق است، شاید خدا بر او رحم کند او را شامل فضل خود کند.
خواص به این مرحله  روزه را کمال می بخشد و خودش  با چنین خصلت روزه داری به  کمال می رسد.
3- خاص الخاص: این روزه عارفان است، که دل از غیر کنده به حق پیوسته  است، هرچه دارد به حق داده است، به ظاهر و باطن  روزه دار است، به غیر یاد حضرت حق به دنیا نمی اندیشد،  دنیا اندیشیدند روزه او را می گشاید، او به کار دنیا به یاری دین خواهد، او در روز تدبیر نکند که  شام به چه روزه را باز نماید، چنین کند او به روزی  که خدا وعده کرده است، می رساند واثق نیست، این پندار از او روزه بگشاید. این عالی ترین درجه روزه داری است، این درجه انبیاء و صدیقان است.
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست                     که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق                    چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا                              که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور این جا                         ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد                       زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر                          چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد                         یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست
 حافظ :غزل شماره ۲۴
 ابراهیم حسن زاده :
 کابل: پل سرخ
2/5/1391






[1]  حر عامالی، شیخ محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج10 با 11 اواب آداب الصیام ح4-5
ابی بصیر قال سمعت ابا عبد الله (ع) یقول: اِنّ الصیام لیس من الطعام و الشراب وحده اِنّ مریم (ع) قالت « انی نذرت للرحمن صوما» ای صمتاً فاحفطوا السنتکم، و غضّوا ابصارکمٰ و لا تنازعوا و لا تحاسدوا فاِنّ الحسد یاکل الایمان کم تاکل النار الحطب.