Google+ Followers

۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه

دٌوّمین نامه سر گشاده به رئیس جمهور کرزی


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد  لله ر ب العالمین صل الله علی محمد(ع) و آله و اصحابه  رضی الله عنهم.
 جناب رئیس جمهور سلام علیکم.
 دومین بار  مبادرت به نامه سرگشاده می نمایم،  از نامه اولی بنده شما سود نگرفتید  و آن  را جان مایه اعتبار  قرار  ندادید. فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ: پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم!
پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت                      هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق                    خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست              صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن        
                                                                              حافظ: غزل شماره ۳۹۸   
   عشق به وطن و عزت مردمم تحریکم می کند، برایت نامه سر گشاده بنویسم و می خواهم نموداری ترسیم کنم راه پیشرفت ملت افغانستان را  به شما نشان بدهم   تا ملت عزیز و سر بلند کشورم  از بدی به سوی خوبی ، از بی عدالتی ها بسوی عدالت ، از نادرستی ها بسوی حقیقت، از شبها بسوی روزها، از بی نوای بسوی زندگی درخشان،  و از جهنم بسوی رستگاری ، از هستی به سوی خدا حرکت کنند. هم تذکری به آنچه به مردم در تبلیغات انتخاباتی وعده داده بودید باشد، تا هنوز هم به آن وفا نکرده اید. سوء مدیریت جنابعالی به ملت خسارت کلان وارد کرده است که جبران پذیر نمی باشد.
جناب رئیس جمهور!
 آیا می دانید  مادر همه فساد ها در بی عدالتی  و تبعیض برهنه است، چون بی عدالتی زمام دار و رهبر کشور را وادار به دروغگویی ، قلب  کردن حقیقت و تقلب کردن واقعیت وا  می دارد، چون اگر شما اعتراف کنید که تبعیض  و بی عدالتی و حق کشی در کشور است، اعتماد عمومی از شما سلب می گردد، افکار عمومی در نظام مردم سالار جولان برای  هیئت  رهبری کشور نمی دهد، برای رهایی از افکار عمومی دولت مردان بناچار به ریا کاری ، عوام فریبی، نیرنگ خواص ، تطمیع حلقه های فشار و توزیع منصب های کلان برای مصلحت خود و راضی نگاهداشتن برخی قدرتهای پیرامونی ، دست بزنید و مصالح علیا ملت برای همیشه فراموش می گردد. شما خوب می دانید در نظام مردم سالار مشروعیت حکومت و دوام آن به رضایت و اعتماد مردم است، ولی حکومت بدون رضایت و اعتماد مردم نا مشروع است. تبعیض و بی عدالتی زمینه اختلاس، رشوه ،حق حساب و دزدی را فراهم می کند.  حتی نزدیکان ارباب قدرت مانند برادر شما  و برادر مارشال فهیم در تخریب کابل بانک  در تنزیل اعتبار ملی شریک بودند، شگفتا در هر جای کسانی مرتکب چنان اختلاس ملی که منزلت کشور را خدشه دار کند، حکم عاملان آن مرگ است، ولی تا هنوز عناصر رسوایی کابل بانک محاکمه نشده است! این نشانه چیست؟   آقای رئیس  جمهور آیا راست است ، بسته های میلیاردی دلار از میدان هوای کشور خارج شده است؟   تعجب نکنید، اجماع سیاسی بر حمایت از افغانستان با کیسه حاتم طایّ  هم این وطن ویرانه را آباد نتوانست  و اگر این اجماع سیاسی جهانی با حمایت مادی بی دریغ اگر برای کشوری غیر از افغانستان رخ می داد، نه تنها کشور شان آباد می شد، حتی  کمربند کودکان شان  از طلا می شد.  به جای آبادی و عمران، رفتار برادرانه، توزیع برابر فرصتها ، ثروت کشوری  و قدرت ، نصیب مردم بحرانهای اجتماعی،  فاصله بین غنی و فقیر و خلأ معنوی شده است.
 آیا اندیشیده اید تا هنوز چرا مرهم ها به  زخم نا سور این وطن عمل نمی کند و خنثی می شود! ریشه همه نا بسامانی ها بی عدالتی ، تبعیض و مدیریت مصلحتی است، بس!
مدیران ارشد کشور به اساس مصلحت سوداگرانه انتخاب شدند، نه کار آمدی و رضایت  توده ها،  این امر موجب گردید با فقدان انگیزه و عدم استعداد کارمندان سفارشی ظرفیت کاری حکومت با همه آموزشها و ترینینکها  تقویت نشد و توسعه نیافت، در مدیریت و حقوق سوپر اسکل  یا مهارت های عالی به زبان  انگلیسی و کامپیوتر توجه شد، از دانش و خلاقیت و تعهد و امانت داری وظیفه شناسی افراد غفلت شد.  و از سوی دیگر قانون استخدام را به همان سبک حکومت استبدادی در دست خودت گرفتید،  وزیران  و مدیران ارشد را صلاحیت تشیکل تیم کاری و جذب نیروی  خلاق، درستکار و پر کار را ندادید.
 از سوی دیگر  بی عدالتی متحیر العقول در حقوق و مزایا  در میان کارمندان دولتی خود فساد و خیانت به اعتماد عمومی است، برخی مشاوران  و عناصر بنام سوپر اسکل  دو هزار دالر تا بیست هزار دالر ماهانه حقوق دریافت می کنند  و شنیدم ،  نازل ترین حقوق کارمندان اداره  امور و نهاد های وابسته ریاست جمهوری کمتر از سی هزار افغانی در ماه نمی باشد. ولی معلم و کارمند معمولی   و حارنوالان کشور با هفت هزار افغانی روز گار را سپری می کنند.  برای اداره دولت منزلت به میزان شرکت تجاری هم نگذاشتید،  بل که اداره را تبدیل به مؤسسه خیریه کردید، که افراد فلان قوم و حزب کار ندارند، مشغول شوند   تا ماهانه حقوق دریافت کنند تا چرخ زندگی شان  دور بزند. این امر به نا کار آمدی  و کندی کار اداره های دولتی گردید. از همه بد تر  همین مدیران ارشد مصلحتی دست به اختلاس زدند، رشوه  ستاندند و سوء استفاده از امکانات عمومی نمودند،  باعث تنزل اعتبار و شان کشور درسطح جهان شد و افغانستان را به عنوان یکی از کشور های فاسد به دنیا مشهور ساخت. ولی این امر شفافیت ،امانتداری،حسابدهی و اعتماد عمومی را از بین برده است.
قصه غم انگیز اصلاحات اداری  است، که مرکز خرید و فروش  مناصب دولتی گردیده ، عدالت قربانی شده است، آقای رئیس جمهور  امتحانات آن بدون توزیع کتاب و جزوه های امتحانی برگزارمی کنند،  نمره مصاحبه و کتبی را باهم ملاحظه نمی کنند  عده زیاد نسل جویا کار را در کتبی کنار می گذارند، در کتبی کسانی قبول می شوند به نحوی در اداره در گیر هستند و اصطلاحات را  طوطی وار بلد هستند وبا دست اندر کاران امتحان رابطه دارند ولی قشر عظیم نسل تحصیل کرده  این کشور با همه تحصیلات   و مدیریت های  و تجربه بیرون مرزی نا کام است، ظلم مضاعف به نسل مهاجر می شود ، با امید که به وطن  برگشته اند، دوباره مهاجرت را اختیار می کنند.  این روش کشور را تهی از عناصر توسعه یافته انسانی می کند و در حالی توسعه و آبادانی کشور بستگی به انسان های توسعه یافته دارد. پس شما خسارت چنین مدیریت را  بر کشور و ملت رنجدیده محسابه کنید، از ارقام ستاره ها  هم بالا می رود. تبعیض در استخدام با معیار قومیت  نا مرئی زخم ناسور است  که معنویت کشور را تباه ساخته و نسل های هوشمند محروم این سرزمین را از همه فرصتها بازداشته است.
آقای رئیس جمهور!
 کابل پایتخت کشور و نماد قدرت ، صلابت ، معنویت و فرهنگ و تمدن ملت است ، حتی در سند  راهبردی توسعه ملی پانزده ساله شما به آلودگی و هدایت فاضل آب و باز یافت  زباله  و سیستم حمل و نقل درون شهری اشاره نشده است.
 جناب رئیس جمهور در کشور فرانسه در قرن هفده  میلادی  سه صد  و چند سال قبل، مسیر فاضلاب بند می شود ، فاضل آب به کوچه های پاریس سرازیر می شود، مسیر فاضلاب ها از تونل های سر پوشیده بود و هر کسی حاضر به قبول مسئولیت پاک کا ری  تونل های فاضلاب   نمی شود، ولی سرهنگی  داوطلبانه پاک کاری تونل ها را به  عهده می گیرد، لای روبی فاضل آب رو، با ده ها هزار نفر هفت سال  طول می کشد، ولی مایه ننگ و سر افکندگی است، با این همه ابزار قدرتمند  مدرن حکومت شما  قادر به مدیریت فاضل آب و باز یافت زباله ها پایتخت نشده  که امروز باز یافت زباله در دنیا به طلا سیاه معروف است، از این ناحیه خسارت کلان به سرمایه ملی وارد می گردد.  باز یافت زباله ها در رشد اقتصادی کشور نقش ارزنده دارد  و هم کمک به بهداشت محیط زیست و سلامتی انسان می کند و  هدایت و تصفیه فاضل آب موجب تولید کود ارزان و آب زراعتی می شود و  با استفاده از فاضل آب  محصولات کشاورزی کشور رشد چشم گیر می یابد.
آقای رئیس جمهور!
آلودگی شهرهای افغانستان  بحرانی و نگران کننده و تهدید کننده سلامتی انسان  و محیط زیست است. بناچار مقداری پیرامون آلودگی  قلم را فرمان بدهم! هوا گازی است بی رنگ، بو و مخلوطی از عناصر مانند ازت،اکسیژن، هیدروژن،گازکاربنیک،آرگون،نئون،هلیوم، کریپتون،گرن و مقداری بخارآب و گاز آمونیاک، هر گونه تغییر در ویژگی های فیزیکی و سیستمهای عناصر تشکیل دهنده ی هوا،آلودگی هوا نام دارد.مواد آلوده کننده ی هوا به صورت ذرات معلق،ذرات رسوب کننده  و انواع گاز های از قبیل  منو اکسید کربن، اکسید ازت و....هستند که نه تنها برای موجودات زنده بلکه برای بسیاری از اشیا  و مواد نیز زیان آور هستند، تنفس این گازها موجب بروز انواع اختلالات تنفسی  حساسیت پوستی و سایر بیماری های خطرناک می گردد.
آلودگی هوا از منابع   مختلف طبیعی و مصنوعی ایجاد می گردد و گاهی این آلودگی به قدری افزایش می یابد که هوا سمی شده و حیات موجودات را تهدید می نماید.
 آقای رئیس جمهور! آیا می دانید یکی از منابع آلودگی خاک روبه ها است، متخصصان سلامتی می گویند: در هر کیلو خاک روبه سیصد هزار ویروس  خطرناک وجود دارد.آلودگی هوا   ، خاک روبه  ، دود ، غبار و گاز هوای کابل  و سایر شهر های بزرگ  را به شدت سمی کرده است، در کنار آن  به سیستم حمل و نقل  شهری توجه نشده و استفاده از وسایل نقلیه شخصی به وخامت آلودگی هوا  افزوده است، زیرا مهم ترین منبع آلودگی هوا در شهرهای بزرگ  وسایل نقلیه موتوری هستند،  به ویژه موتر های خراب و فرسوده  که با مصرف زیاد پطرول مقدار زیادی  آلاینده به جو وارد می کند. مصرف سوخت در موتر ها موجب رها شدن گاز های منوکسید کربن،اکسید های ازت، هیدروکربورها و سرب در هوا می شوند و به اضافه که هر سال مقادیر زیادی گاز های سمی و میلیاردها تن گاز کربنیک به دلیل استفاده نامناسب از سوخت های فیسلی(نفت، پطرول و گاز و غیرو...) در صنایع و وسایل خانگی، تجاری  وارد هوا می شود.
 آقای رئیس جمهور!  ایجاد سیستم حمل و نقل عمومی مدرن((SUBWAYSYSTEM از نیاز های اساسی مردم شهر های بزرگ کشور است، کاهش فقر عمومی و افزایش امنیت عمومی به ویژه  بانوان، جلوگیری کردن از تلف شدن زمان های مفید مردم  و کاهش ترافیک سنگین بستگی به سیستم حمل و نقل درون شهری دارد، و از سوی دیگر  استفاده از وسایل شخصی باید  محدود شود،  تا آلودگی ها و نا امنی ها کاهش یابد و مردم هم قادر به دسترسی در هر گوشه شهر باشد و تجارت و کار مردم رونق بگیرد.
 انجام امور فوق با سرمایه گذاری بخش خصوصی خارجی و داخلی امکان تحقق دارد و حتی چنین پروژه ها برای آنان سود آور است.
آقای رئیس جمهور به چند امر توجه آنی نمایید.
ü      اراده جدی با ابزار خردمندانه شخص شما و  کابینه  محترم تان شرط اصلی مبارزه به فساد است، تا اراده حکومت صادقانه نباشد، مبارزه به فساد از گفتار تجاوز نمی کند.
ü     اداره های اصلاحات اداری ، ارگان های محل و اداره مبارزه به فساد را لغو کنید. اولین سود آن به نفع ملت کاهش در بودجه مصرفی است و از آن در جهت رشد اقتصاد ملی استفاده شود. در عوض سیستم کار آمد استخدام را با توزیع صلاحیت مدیران ارشد کشور با معیار های انسانی  و شاخص عادلانه ایجاد کنید و اداره تفتیش مرکزی را مکانیزه نمایید.
ü      وزارت فواید عامه را  در وزارت ترانسپورت  ادغام کنید، چون وزارت ترانسپورت با مشکل حمل و نقل رو برو است او بهتر از هر وزارت وظیفه وزارت فواید عامه  را انجام می دهد.
ü      وزارت انکشاف دهات را  در وزارت زراعت و مال داری ادغام کنید،  تا از موازی کاری   و تصمیمهای بی نتیجه کاسته شود.
ü     مکانیزه کردن  زراعت و مال داری کشور مستقیم به امنیت غذای کشور ربط دارد، و  معیشت هشتاد در صد جمعیت کشور به این حوزه وابسته است، تولید و عرضه کود ارزان و رونق دادن تجارت  محصول باغی و کشاورزی  و مال داری و حمایت از آن  تنها آسان ترین راه رشد اقتصاد کشور است.
ü      ایجاد شرکت های سهامی معتبر برای جذب پس انداز های مردم که امکان تجارت را ندارند و یا فروش اوراق بها دار توسط بانکها برای جذب سر مایه ها راکد از رشد خلا طبقاتی  جلوگیری می کند و هم در آمد سایر اقشار افزایش می یابد و ارزش پول ملی را ثابت نگاه می دارد.
ü     امنیت سرمایه گذاری خارجی و داخلی تامین گردد، تا سرمایه های تجار ملی از کشور خارج نگردد و همچنان باید کار خانه های ذوب معادن در داخل کشور احداث شود؛ تا فرصت کاری برای کار گران وطن فراهم شود و هم تجربه و تیکنالوژی  بومی شود.
ü     باید سرکها ی حلقه ی  و سرکهای میان ولسوالی ها و لایت ها توسعه یابد و  تا مبارزه با فقر امکان پذیر گردد و امنیت شاه راه های کشور  و اموال تجارت گام نخست  رونق اقتصادی کشور است.
ü      توسعه پایدار کشور به توسعه مدیریت بومی  وابسته است، از این رو باید بین تحصیل و بازار کار هماهنگی وجود داشته باشد، باید بازار کار در نقاط دور دست شناسای شود و دانشجو ها  را از همان مناطق جذب دانشگاه ها نمود، چون آنان حاضر به خدمت در زادگاه  خود می شوند و دیگران به دلایل تفاوت آب و هوای و محرومیت مناطق حاضر به خدمت در آن مناطق نمی شوند. چنانچه جمعیت شهری بیشتر به  پوهنحی های طب پذیرفته  می شوند ولی حاضر به خدمت به مناطق کوهستانی و سرد سیر و محروم نمی شوند، در کابل تراکم جویا کار داکتران  به وجود می آید، ولی اکثر ولسوالی های بدخشان و بامیان و دایکندی  و سرپل وغیرو... داکتر وجود ندارد.
ü      محیط و فضای علمی کشور به خصوص دانشگاه ها عاری از هر نوع تعصب شود، تا کشور قادر به تولید دانش و دانشمند شود و بنا براین محدودیت سنی در جذب استادان را  از دانشگاه های کشور لغو کنید و همچنان حقوق اساتید قرار دادی را معقولانه بالا ببرید تا رئیسان دانشگاه ها با دست باز در صورت نیاز از افراد دانشمند کشور خارج از دانشگاه استفاده کنند و چهره  های علمی کشور خارج از دانشگاه ها هم بی دغدغه  برای بارور سازی دانشگاه همکاری کنند.
ü      در ادارات کشور وجدان کاری مرده است، به وقت و هزینه ارباب رجوع توجه نمی شود، از این رو نهضت اخلاقی و  غیرت ملی ضرورت دارد، و هم مکانیزم پاسخ گوی به ارباب رجوع با محدودیت زمانی درست شود و  حرمت و کرامت مردم توسط کارمندان دولت از بالا تا پایین  رعایت شود و کارمندان مردم را ولی نعمت خود بدانند و آنان کار برای مردم نتوانند،دل مردم را نشکنند و نا امیدی را در میان مردم گسترش ندهند باید، اخلاق کار مندی  و رابطه زیردستان با ما فوق انسانی شود و رابطه ارباب و رعیّتی از اداره های دولتی زدوده شود تا کارمند پایین رتبه حق  انتقاد و ارائه معایب اداره را به مقام مافوق خود داشته  و مقام ما فوق هم تحمل پذیرش خطاهای خود را داشته باشد، چون اعتراف به اشتباه کمترین نشانه رشد فکری است.
ü     مشارکت همه اقوام در مدیریت کشور با شاخص عادلانه برای اعتماد عمومی و مدیریت بالنده  کشور تامین گردد.
ü     باید غایله  امتیازات شهروندی مضاعف و کوچیگری برای همیشه  از کشور ریشه کن شود.
ü     آقای رئیس جمهور! شما مسلمان هستید وفای به عهد و وعده های که در هنگام انتخابات به ملت داده بودید وفا کنید  چون وفا  به وعده های تان بر شما واجب است و خدای نا خواسته از کسانی نباشید از مصداق این آیه کریمه قرآن مجید باشید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ   كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ(صف/2-3)
ى کسانى که ايمان آورده‏ايد! چرا سخنى مى‏گوييد که عمل نمى‏کنيد؟! نزد خدا بسيار موجب خشم است که سخنى بگوييد که عمل نمى‏کنيد!
باقی سخن را به وقت دیگر می گذارم ولی باید یاد آور شوم  عناصر سالم و رشد یافته کشور در ادارات  دولتی را ه نمی یابند، چون اهل باج ، رشوه،  کمیشن کاری، تملق  و چاپلوسی نیستند، برای نمونه و شاهد زنده در مدت دو سال راقم این سطور جویا کار بودم حتی به معلمی هم  کامیاب نشده ام  ، ظلم و تبعیض در استخدام  مناصب دولتی بیداد می کند .
 السلام  علی من اتبع الهدی
 ابراهیم حسن زاده یکاولنگی
2/4/1391

۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

خبر وگزارش از سالگرد وفات آیت الله تقدسی


روز پنج شنبه  25/3/1391 ساعت 9 پیش از ظهر مراسم سالگرد وفات آیت الله تقدسی با شرکت  علما و طلاب کابل  و برخی  نمایندگان ولسی جرگه در مسجد اهل بیت واقع در سر کاریز  برگزار گردید،  بعد از  تلاوت  کلام الله مجید  پسر آیت الله تقدسی  بر خلاف معمول سخنرانی کسل  کننده ی ایراد نمود . سجایا اخلاق پدر ش  را شمرد،    به علمای حاضر توصیه کرد که از  سیره عملی او پیروی کنند. سپس معاون شورای مساجد  و خظیبان غرب کابل اقای مصباح شهرستانی پیرامون فضایل استاد تقدسی  سخنان مبسوط  ارائه نمود.    آنگاه  آقای عالمی پسر برادر آقای صالحی  با معرفی قوم گرایانه ترکمنی عنان سخن را به دست گرفت!! گفت : آیت الله تقدسی  به دو نیاز مردم توجه داشت. 1- نیاز معرفتی  2- نیاز تربیتی!!!. بعد از او داکتر علی  کاظمی برادر مصطفی کاظمی نماینده مردم کابل در پارلمان سخنرانی کرد، او با شگرد تمام از اوضاع جاری بهره برداری سیاسی کرد، او کسانی در هفته گذشته در باره مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی  جنجال آفرینی کرده بودند ، متهم   به متجاوزان باور های مردم کرد و گفت : ما آماده شهادت هستیم و از مرز های اعتقادی خود دفاع می کنیم. این سخنان او موج ار احساسات  مردم  را بر انگیخت  او برای خود در بین توده جا باز کرد، حرکات رشنفکران   نو بر آمد  زمینه مردمی این طیف سیاسی را چند برابر کرد، ان وقت به یاد این ضرب المثل افتادم که خدا دشمنان را احمق آفریده است، با دشمنی به نفع  مخالفان سیاسی خود کار می کند. این احمقان  محبوبیت آنان را چند برابر بین مردم نمودند. استاد اکبری  ضمن شمردن خصلت های برجسته آیت الله تقدسی از کوچی ها یاد کرد و او گفت بسیار غم انگیز است، جمعی به خاطر کوچیها هر سال به عوض زندگی و تهیه آذوقه اهل و عیال خود  در نگرانی به سر می برند و هر سال عزیزانشان کشته می شوند و اموال شان غارت می گردد. او شخصا از کرزی خواست به غایله کوچی که ابزار سرکوب و میراث شوم عبدالرحمان  پایان دهد. او گفت باید بین کوچی واقعی و کوچی ادعای تمیز داد، کوچی واقعی کسی است  که یک وجب زمین و جایداد  نداشته باشد،  ما هم ترجیح می دهیم به این افراد زمین توزیع شود و کار آبرومندانه  پیدا شود، سپس به همه افراد خانه به دوش و بی زمین کشور هم زمین توزیع شود و هیچ گونه تبعیض بین خانه بدوشان کشور رخ ندهد . کوچی  ادعایی کسانی  است که خانه و زمین و مارکیت دارند  و ا ز نام کوچی بهره برداری سیاسی می کنند. با این گونه کوچی  باید بر خورد قانونی  شود. دولت باید  باج دادند،  به عنوان  خسارت علفچر کوچیها را  قطع کند و خود دولت هم  با سیاست غلط شریک به پروژه کوچیگری است. او مجددا خواست که به پدیده بد رفتاری سیاسی  و عوامل سرکوب پایان دهد. بعد از او استاد مرتضوی و مهدوی سخنرانی کردند که به خاطر خستگی از جلسه بر آمده بودم.
 ابراهیم حسن زاده : کابل



۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

روشنفکران نو برآمد و هنجار شکنی ارزشهای جمعی

به نام خدای بخشاینده
 روشنفکران نو برآمد و هنجار شکنی ارزشهای جمعی
.
چنین است آفرینش را ولایت                 که باشد هر بهاری را نهایت
نیامد شیشه‌ای از سنگ در دست                 که باز آن شیشه را هم سنگ نشکست
فغان زین چرخ کز نیرنگ سازی            گهی شیشه کند گه شیشه‌بازی
به اول عهد زنبور انگبین کرد           به آخر عهد باز آن انگبین خورد
بدین قالب که بادش در کلاهست            مشو غره که مشتی خاک را هست
ز بادی کو کلاه از سر کند دور            گیاه آسوده باشد سرو رنجور
بدین خان کو بنا بر باد دارد            مشو غره که بد بنیاد دارد.         نظامی: خمسه
   در کشور ماتم زده ما افراط و تفریط همیشه فاجعه آفریده است، سیاه روزی ملت نتیجه افراط و تفریط نسل جلو دار و قدرت حاکمه استَ،  ولی  جریان روشنفکری در جامعه هزاره  در نسل سوم و دوم  با تقلید  از جنبشهای  روشنفکری غرب در قرن نوزده  و منطقه  دست به تحرکات  می زنند که به ضرر مردم تمام می شود،  خرد ورزی  و سنجش نفع و ضرر  مقدمه عقلانیت  است، در فعالیت آنان دیده نمی شود،  بدون محاسبه به مقدسات و باورهای مردم تجاوز می کنند و فرهنگ اختلاط زن و مرد و فرهنگ دوستی دختر و پسر را ترویج می کنند،  چنانچه در سال جاری به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی  مرحوم   اهانت و توهین و جسارت به مرجعیت معنوی  دنیا تشیع نمودند و مردم متدیّن  هزاره  را آزرده ساختند و افکار عمومی را به نفع کسانی هدایت کردند که  در راستای دفاع از منافع مردم نیستند،  تبلیغ آنان به اختلاط  زن و مرد  با فقر عمومی مردم و حاشیه نشینی شهر موجب گسترش فحشا و اعتیاد گردیده و بحران    و نا هماهنگی را  در خانواده شدت بخشیده ، نزاع فامیلی را به رنج مردم اضافه کرده اند،  این گروه اوضاع را تحلیل و ارزیابی نمی کنند،  تمام بد بختی مردم ریشه در قدرت نا کار آمد دارد،  نادیده می گیرند و هنوز هزاره سهم تعیین کننده در قدرت سیاسی ندارند،  تیغ تبعیض هر روز  حضور نمادین این مردم را قطع می کنند،  در جامعه ی که هنوز کار و مسکن وجود ندارد ، تخلیه معنوی مردم تبدیل به  فاجعه خلا معنوی می گردد، که صد ها فاجعه دیگر را در جامعه می آفریند،  وحدت  و همبستگی مردم را به تفرقه و نزاع تبدیل نموده است، عده ی از تحصیل کردگان  جدید ما دنبال دین تازه برای مردم هستند،  مذهب تشیع  را  عوامل بد بختی این قوم   در افغانستان می دانند و برخی نسل  جوان  را بی رحمانه گمراه می کنند، تنها  کاری می کنند که عرق قومی را برجسته می کنند، نتیجه آن   تعصب و تبعیض  و حرکات های آزار دهنده  در جامعه است. هر عاقل  در شرایط سیاسی  درک می کند، هر حرکتی که موجب تنش و خلا معنویت شود ،  تفرقه و بی اعتمادی را در مابین هزاره ها   گسترش می دهد،  هر گاه تفرقه  در جامعه باشد، تمام حقوق شهروندی   مردم پایمال می گردد. در این کشور  دست یابی به حقوق شهروندی در برابر تبعیض تاریخی با وحدت  امکان دارد. وظیفه هر روشنفکر  وحدت و همبستگی  در میان جمعیت ها و نهاد های اجتماعی و قومی است و همراهی عناصر توانمند مردم  زمینه مطالبات  حقوق اساسی شهروندی را فراهم می کند، در سایه وحدت  باید با  فقر کشنده مبارزه شود و رفاه مردم از دغدغه اصلی روشنفکران باشد. نباید به سنتهای پسندیده و نماد های مذهبی مردم تجاوز شود، بر پریشانی مردم غصه دیگر را بار مردم کرد.
 دریغا!  در کشور ما پیش از آن که روشنفکران غیر مذهبی به بازیابی خویشتن بپردازند، به هنجار شکنی ارزشهای جمعی مبادرت می کنند ولی در افغانستان  تهاجم به ارزشهای جمعی  توسط این گونه روشنفکران، بیرحمانه و آثار تخریبی اش ویران کننده است.، چون افغانستان بنیادش آلوده به فساد است، مطامع  و وسوسه های ارباب قدرت به خاطر اختلاس از بودجه ملی و اعانه خارجی وضعیت کشور را شکننده کرده اند. این جریان و فضای مسموم، مردم را در عرصه های رفتار مالی و حقوق دیگران هنجارشکن  نموده است.امروز دروغ و فریب و غارت بیت المال ورشوه ستاندن  به نام کمیشن در کشور خراب شده جزء ارزشهای خوب زندگی  گردیده است، کسی که دروغ را بلد نیست  او انسان عقب افتاده و از زمان خود عقب مانده است، فریب دیگران  هنر زندگی است،   اگر کسی هنر دزدیدن را آشنا نیست،  دزدان دریای هستی او را به یغما می برد. او در پیچ وخم زند گی در امواج طوفان شیطنت انسانی غرق می شود.  در باور عمومی ربودن و دزدیدن بیت المال  هنر زندگی و یکی از را ه های سرمایه دارشدن است و راهی دیگر برای بیرون رفتن از فقر نمی شناسد.نوعا نخبگان این گروه صاحب قدرتند و ایده و چاره دیگردر اندیشه ندارند . در چنین پریشان احوالی، نیروی های الحادی از طریق مؤسسات آموزشی  و دانشگاه ها قشر کثیر از جوانان رابه باورهای عمومی شان بی اعتنا می کنند. بی باوری  که هنوز اخلاق سکولار هم جایگزین ارزشهای جمعی نشده است، سیلاب  هنجار شکنی را طوفانی و گل آلود کرده است، سهم روشنفکران نو برآمد در فساد افغانستان کمتر از خلاء قدرت در طول سی سال جنگ  نخواهد بود. درچنین روزگار به نام آزادی آن هم از جایگاه که متعلق به خود ملت است، حمله به ارزشهای جمعی ملت  خیانت بزرگ به ملت افغانستان است. چون با فرو ریختن احترام به مال و عرض مردم و وفای به عهد و امانت داری و صداقت و انصاف در معامله و وجدانکاری و لقمه حلال ومجاهدت کدیمین جریان فساد چاق می گردد. با نبود ارزشهای جمعی این گروه حیوان درنده هوشمند است. برای دو روز زندگی دست به هرکاری می زنند، فرهنگ لقمه حرام را جایگیر می کند. در جامعه ی که لقمه حرام فرهنگ گردد، دیگر مبارزه به فساد خود نیرنگ و فریب است.
براهیم حسن زاده : کابل/ بهار/ ۱۳91