Google+ Followers

۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه

عبرت


مولوی
دیوان شمس
غزلیات
غزل شماره  ۱۰۱                                              
بسوزانیم سودا و جنون را                           درآشامیم هر دم موج خون را
حریف دوزخ آشامان مستیم                          که بشکافند سقف سبزگون را
چه خواهد کرد شمع لایزالی                        فلک را وین دو شمع سرنگون را
فروبریم دست دزد غم را                           که دزدیدست عقل صد زبون را
شراب صرف سلطانی بریزیم                         بخوابانیم عقل ذوفنون را
چو گردد مست حد بر وی برانیم                   که از حد برد تزویر و فسون را
اگر چه زوبع و استاد جمله‌ست                 چه داند حیله ریب المنون را
چنانش بیخود و سرمست سازیم                  که چون آید نداند راه چون را
چنان پیر و چنان عالم فنا به                      که تا عبرت شود لایعلمون را
کنون عالم شود کز عشق جان داد                 کنون واقف شود علم درون را
درون خانه دل او ببیند                            ستون این جهان بی‌ستون را
که سرگردان بدین سرهاست گر نه                سکون بودی جهان بی‌سکون را
تن باسر نداند سر کن را                             تن بی‌سر شناسد کاف و نون را
یکی لحظه بنه سر ای برادر                       چه باشد از برای آزمون را
یکی دم رام کن از بهر سلطان                     چنین سگ را چنین اسب حرون را
تو دوزخ دان خودآگاهی عالم                  فنا شو کم طلب این سرفزون را
چنان اندر صفات حق فرورو                        که برنایی نبینی این برون را
چه جویی ذوق این آب سیه را                  چه بویی سبزه این بام تون را
خمش کردم نیارم شرح کردن              ز رشک و غیرت هر خام دون را
نما ای شمس تبریزی کمالی                     که تا نقصی نباشد کاف و نون

! سید حسین انوری و سرور دانش وآدمهارا باهم مقایسه کنید


حسین انوری و سرور دانش  وآدمهارا باهم مقایسه کنید
 آدم ها در صورت خوب شناخته می شوند؛ که با  رقیبانش مقایسه شوند؛ سید حسین انوری مدعی تقوی و دیانت نیست ولی بر خلاف سایر سادات در بیوگرافی خود قومیت خود را هزاره می نویسد. ولی او به خاطر کسب قدرت  مطلق در جامعه  شیعیان با استاد شهید مزاری عداوت داشت و حتی شنیدن اسم استاد شهید او را  آزارش می دهد او در رقابت با استاد شهید به مردم هزاره جفای نابخشودنی هم کرد . همین آدم مافیا بد اخلاق در مدت قدرت خود به نفع حزب خود امکانات   بیت المال را مصادره کرد و استدلال کرد همه دزدی می کنند، در بازار دزدی سهم ما هم دزدی است. ولی همین آدم به خیر مردم هزاره بود، او در مدت تصدی خود ،  از مردم هزاره  در وزارت زراعت  تعداد چشمگیر جابجا کرد. هنوز برکت وزیری او در وزارت حضور هزاره ها در وزارت زراعت احساس می شود. در مدت که در هرات والی بود، به غربت تاریخی  هزاره ها  پایان داد و اگر قدرت ریسک پذیری انوری نبود، امکان ارائه خدمات برای هزاره وجود نداشت. خدمات انوری برای هزاره در هرات گناه گذشته او را جبران می کند.
 سرور دانش ملای مدعی تقوی و دیانت و تحصیل کرده حوزه علمیه از سوریه به قم برگشت، در بخش فرهنگی سازمان نصر مسئولیت یافت .  قلم او در مجله مستضعفین ازقلمهای شکسته بود، در مرور زمان رشد یافت و چون چند کتاب را از عربی به فارسی ترجمه کرد، این مسئولیت به او این فرصت را داد و او را صاحب نام کرد،  واز مزایا افغانی و ایرانی استفاده کرد. در این مدت از شیخهای صاحب مکنت و ثروت افغانستانی گردید. ولی بر او  و بر اقوامش گرد جهاد ننشسته، از اقوامش حتی یک نفر شهید نشده. رنج ندیده است.
ولی بخت یارگردید، او  از سهم هزاره ها عضو کمیسیون تدوین قانون اساسی کشور می شود.  ولی به توصیه کسانی که سهم هزاره مانند لبنان باید از پیش تعیین شود؛ چون با وضعیت سیاسی وجود دارد. هزاره قادر به کسب رای اعتماد نمی شود. این آدم ملی مخالفت کرد . نتیجه مخالفت او هزاره از شش و زارت به دو وزارت رسیده است.
§         از حسن نیت او به کوچی در پارلمان سهم کوچی و امتیاز شان  ده نفر شد، که امروز تعداد وکلای کوچی بیشتر از ولایت دایکندی  و بامیان است. در پارلمان  کوچیها صاحب کمیسیون مستقل است که مسایل کوچیها را پیگیری می کنند.
§        در توشیح قانون اساسی سرور دانش به خاطر وزارت به خیانت ملی دست زد، سرود ملی را به زبان پشتو پذیرفت و حتی برای زبان فارسی سهم برابر را مطالبه و توطئه تیم کرزای را افشا نکرد.
§         در پست وزارت عدلیه  با توجه نقش قانون گذاری این وزارتخانه و حفظ املاک دولتی ابتکار نداشت و سهم  حضورهزاره در وزارت عدلیه دو در صد شده است. و قانون نویسی مثل گذشته بیمار باقی ماند و املاک دولتی  هر روز غصب گردید.
§        در مدت منصب وزارت تحصیلات عالی را به عهده داشت، نهایت بی کفایتی از خود نشان داد. که آدم از شمردنش خجالت می کشد. 
دانش وقت ملاقات با نسل خسته  و نا امید و زجردیده از تبعیض را نداشت ولی ساعتها وقت را در راهنمای معاملات صرف کرد و صاحب پنج بلند منزل شده  که هرکدام منزلش به طور متوسط پنج لک دالر نرخ گذاری شده است.
روی مقایسه و انصاف در قضاوت  سید انوری با عداوت سیاسی اش به خیر مردم هزار بار مفید تر از دانش به نفع مردم واقع شده است. دانش منصبها را بی زحمت را غصب کرد و همیشه نتیجه کار او خیانت به مردم هزاره شده است.  این است به آیه قران باور کنیم چیز های را که دوست داریم شر واقع می شود، و نتیجه آن شر مطلق می شود. ولی چیزی را که دوست نداریم ولی نتیجه آن خیر است.
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٢١٦)
جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالي كه برايش ناخوشايند است. چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خير شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آن،) شر شما در آن است. و خدا مي‏خواهد، و شما نمي‏دانيد); (216)

 ابراهیم حسن زاده: کابل/10/3/1391

حقوق پدر و مادر


حقوق پدر و مادر
بسم الله الرحمن الرحیم
به من نگر که بجز من به هر کی درنگری                                       یقین شود که ز عشق خدای بی‌خبری
بدان رخی بنگر که کو نمک ز حق دارد                                         بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری
تو را چو عقل پدر بوده‌ست و تن مادر                                           جمال روی پدر درنگر اگر پسری
بدانک پیر سراسر صفات حق باشد                                             وگر چه پیر نماید به صورت بشری
به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا                                  به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری
هنوز مشکل مانده‌ست حال پیر تو را                                       هزار آیت کبری در او چه بی‌هنری
رسید صورت روحانیی به مریم دل                                       ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری
از آن نفس که در او سر روح پنهان شد                                 بکرد حامله دل را رسول رهگذری
ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو                                  به وقت جنبش آن حمل تا در او نگری
چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی                             چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب پری
                                                                                                   شمس تبریزی /غزل شماره ۳۰۷۲
 در اسلام حسن رفتار و مهر ورزی با دیگران وظیفه هر فرد مسلمان است، از این رو در توصیف مسلمان در احادیث نبوی گفته شده است، که مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشد و ضرر  به هیچکس نرساند، مردم از او احساس امنیت بر جان ، مال ، ناموس و آبروی خود کند. بهترین فرد مسلمان کسی است که نفع او بیشتر به مردم برسد، ولی والدین  جایگاه بسی بلند مر تبه دارند، زیرا پدر  و مادر واسطه وجود در هستی  برای فرزندانش است، پدر و مادر واسطه فیض وجود  در نسل بشر و بقا حیات است، از این رو خداوند احسان بر پدر و مادر را  بر فرزندانش واجب کرده است،  احسان به پدر و مادر را  در ردیف عبادت خود قرار داده است،  این تکلیف دینی است ، تا احترام و حرمت  در رفتار بشری  نهادینه شود، انسان کرامت خود را پاس دارد.  در این آیه مبارکه  وظایفی را برای هر فرد مسلمان بیان می کند، که تضمین کننده  حسن رفتار و معاشرت می باشد،  و از سوی عمل به این دستورها، محبت و مهر ورزی  را در بین افراد جامعه  گسترش می دهد،  هنجار شایسته ،حسن خلق و رفتار نیک در اثر بینش فضیلت مدار  و تکرار عمل به دست می آید.
   وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالا فَخُورًا ( النساء/٣٦ )
و خدا را بپرستيد! و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكي كنيد; و هم‌ به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان، و همسایه نزديك، و همسایه دور، و دوست و همسفر، و واماندگان در راه و بردگاني كه مالك آنها)! هستيد، زيرا خداوند، كسي را كه متكبر و فخر فروش است؛) (و از اداي حقوق ديگران سرباز مي‏زنند; دوست نمي ‏دارد!
در آیه مبارکه بعد از عبادت خدا و تنزیه  پروردگار و اعتراف به وحدانیت خدا احسان به پدر و مادر قرار دارد،  همین اولویت در احسان نشان دهنده شان و منزلت پدر و مادر است، خوش رفتاری از خانواده شروع می شود و زمینه گسترش نیکی به سایر طبقات  اجتماعی می گردد،   انسان  موظف  به احسان به این لایه ها اجتماعی است، که اولویت بندی آن هم رعایت شده است،  نیکی به صله رحم ، خویشاوندان و افراد خانواده، یتیمان،  بیچارگان و درماندگان که مسکین شده است، همسایه نزدیک  و دور، همسفر و دوست و زیر دستان. احسان معنای وسیع دارد،  روشن ترین مصداق آن رفتار نیک است، رفتار نیک به معنای این است که افراد را دوست داشته باشید و به آنان محبت کنید، و اذیت  نکنید و به آنان رنج نرسانید. ولی  بزرگترین تکلیف در قبال  این افراد احساس همدردی و  غم شریکی است، همواره به مشکلات مادی و معنوی این افراد رسیدگی شود. اگر این وظایف در زندگی روز مرگی عادت رفتاری شود ظلم، ستم  و خشونت از جامعه ریشه کن می شود. رفتار افراد در قبال همدیگر سالم  و نیک می شود،  اعتماد  اجتماعی رشد می کند، با اعتماد همبستگی به جود می آید، با همبستگی زمینه همکاری فراهم می گردد. با همکاری تمام مشکلات اجتماعی حل می گردد. و از این رو قرآن  هر نوع بد رفتاری  حتی اف گفتن بر پدر  و مادر را قدغن و حرام کرده است.
وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِيمًا ( الاسراء/٢٣  )
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكي كنيد! هرگاه يكی از آنان يا هر دوي آنان! نزد تو به پيري، رسند، کوچک ترین اهانت  را به آنان)! روا مدار! و بر آنان)! فرياد مزن! و گفتار  لطيف و کریمانه و بزرگوارا نه  به آنان)! بگو!  
 این ظرافت تکلیفی حکمت های دارد، که چنین قوانین رفتاری موجب می گردد، که افراد مسئولیت پذیر و وظیفه شناس بار می آورد، در ضمن کسب رضایت  حضرت حق  جامعه همیشه شاداب ، با نشاط، زنده و رو به جلو می باشد.
در سنت رسول خدا سفارش  خدمتگزاری و رفتار حسنه به پدر  مادر شده است.  عبدالله بن عمر روایت می کند: قال اقبل رجل الي النبي صل الله عليه فقال ابایعك علي الهجرة والجهاد ابتغي الاجر من الله قال النبي(ص) فهل من والديك احد حتي قال نعم بل كلاهما قال فتبغي الاجر من الله قال  فارجع الي والديك فاحسن صحبتهما(صحيح مسلم- شرح نووي-ج15-16 ص102)
 شخصی خدمت رسول خدا شرفیاب شد، گفت، با شما در هجرت  و جهاد بیعت کرده ام  و می خواهم در جهاد شرکت کنم،چون از خدا  پاداش می خواهم. پیامبر فرمود:  آیا پدر و مادرت در قید حیات است، گفت بلی که هر دو  شان  زنده است،  رسول خدا فرمود: برگرد به پیش والدینت با آنان خوب رفتار کن و  بخوبی خدمت کن.
 عبد الله بن دینار روایت می کند: مردی در راه عبد الله بن عمر را ملاقات کرد، عبد الله به او سلام کرد، او را سوار مرکب خود نمود، لنگی در سرش بود به آن مرد بخشید،« فرزند دینار» به عبدالله پسر خلیفه دوم گفت: خدا  روزگارت را نیکو گرداند ، اینان عرب هستند به احسان کم هم قناعت دارند، عبد الله بن عمر گفت: پدر این مرد دوست پدرم عمر بن الخطاب (رض) بود ، او گفت از رسول خدا شنیدم بهترین کار خوب؛ نیکی کردن به دوستان پدر است.(همان/109)
از دست مده طریق احسان پدر                            تا بر بخوری ز ملک و فرمان پدر
جان پدرت از ان جهان می‌گوید                          زنهار خلاف من، مکن جان پدر
                                                                                                سعدی رباعی شماره ۳۳
 چون انسان بر خلاف سایر حیوانات بیشتر به پرستاری و مراقبت نیاز دارد،  مراقبت و تربیت انسان بیش از پانزده سال زمان نیاز دارد، در طول این دوره مادر بیشترین رنج را می کشد به خصوص دوره ی بارداری و شیر دهی  از دشوار ترین کار های مادر است؛ در این مدت مادر احسان و فداکاری های شگفت آور می کند، شکم خود را گرسنه می گذارد و از سهم غذای خود به فرزندش می بخشد تا او سیر شود؛ مادر خود در آفتاب می ماند ولی کودکش را در سایه بغلش نگاه می دارد، مادر لباس کهنه می پوشد ولی برای نو جوان ش لباس مجلسی تهیه می کند و....
وَ وَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ( لقمان/١٤)
و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش) كرديم; مادرش او را با ناتواني روي ناتواني حمل كرد (به هنگام بارداري هر روز رنج و ناراحتي تازه‏اي را متحمل مي شد ، و دوران شيرخوارگي او در دو سال! پايان مي‏یابد (آري به او توصيه كردم) كه براي من و براي پدر و مادرت شكرانه بجا آور كه بازگشت (همه شما)به سوي من است!
از همین رو در کلام رسول خدا احسان به مادر زیاد سفارش  شده است. ابی هریره روایت می کند: قال رجل يا رسول الله من احق الناس بحسن الصحبة قال النبي(ص)امك ثم امك ثم امك ثم ابوك ثم  ادناك  ادناك(همان/102)
 ابا هریره گفت: مردی به حضور رسول خدا(ص) مشرف شد، آن مرد گفت: یا رسول خدا چه کسی شایسته حسن رفتار و گفتار است. رسول خدا فرمود که مادرت سپس مادرت و مادرت  و آنگاه پدرت  و سپس نزدیک ترین فرد به تو!
 در احادیث نبوی  همکاری محبت و نیکوی و خوش رفتاری از افضل ترین اعمال عبادی شمرده شده است. ابن مسعود قال سئلت رسول الله فقلت یا رسول الله  ای اعمال افضل قال الصلاة لمیقاتها قلت ثم ماذا یا رسول الله قال برالوالدین قلت ثم ما ذا یا رسول الله قال الجهاد فی سبیل الله ث مسئلت عن رسول الله ولو استزدته لزادنی(سنن ترمذی/531) این مسعود گفت: از رسول خدا پرسیدم بهترین عمل کدام است؟ رسول خدا فرمود:  ادای نماز در وقتش و سپس پرسیدم  دیگر کدام اعمال؟ حضرت فرمود:  نیکویی  و خوبی به پدر و مادر و آنگاه پرسیدم کدام اعمال؟ رسول خدا گفت، جهاد در راه  هر مقداری از رسول خدا می پرسیدم رسول خدا دریغ نمی کرد و جوابش را می داد.
 مقام پدر و مادر چنان شامخ و عظیم است  که فرمان پدر و مادر کارهای نفل و مستحب را واجب می کند. نماز خواندن در جماعت مستحب است و پدر و یا مادر دستور به فرزندش دهد که نماز را در جماعت بخواند، خواندن نماز در جماعت بر فرزند واجب می گردد. از این رو  در نماز مستحبی جواب دادن به صدای پدر و مادر اولی تر از دوام نماز مستحبی حتی نماز تراویح است. در احادیث نبوی اطاعت از  فرمان  پدر و مادر واجب است و همچنان پاسخ  دادن به صدای مادر و پدر واجب است،.
عن ابی هریره قال قال رسول الله(ص) ثلاث دعوات مستجبات  لاشک فیهن، دعوة المظلوم و دعوة المسافر و دعوة الوالد علی ولده(همان/533)
 اباهریره گفت: رسول خدا(ص) گفت: سه درخواست اجابتش واجب است، فریاد مظلوم، ندای  مسافر ، در خواست پدر و مادر.
ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص:) ای الاعمال احب الی الله عزوجل ؟ قال: الصلاه لوقتها، قلت ثم ای شیء؟ قال: برالوالدین ،قلت:ثم ای شیء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.
    
ابن مسعود می گوید: از پیامبرگرامی (ص) سوال کردم محبوب ترین کار پیش خدا کدام است؟فرمود: نماز دروقت ، گفتم : بعدازآن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدرومادر ،گفتم :بعد از آن چه چیز، فرمود:جهاد در راه خدا.(بحارالانوار ، ج 74،ص   5-نگاه به پدرومادر
    
قال رسول الله (ص:) ما ولد بار نظر الی ابویه برحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره .فقالوا:یا رسول الله وان نظر فی کل یوم مائه نظره؟ قال: نعم ،الله اکبرو اطیب.
 
پیامبر خدا(ص) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که بامهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می شود. سوال کردند حتی اگر روزی صدمرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود:آری خداوند بزرگ تر و پاک تراست.(بحارالانوار،ج 74،ص73
قال رسول الله(ص:) العبد المطیع لوالدیه ولربه فی اعلی علیین.
    
پیامبراکرم(ص)فرمود: بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.(کنزالعمال، ج16،ص 467
  خوش رفتار ی در برابر پدر و مادر از تکالیف است ولی مراقبت و نفقه پدر  و مادر  ازحقوق پدر و مادر است ، چون خوش رفتاری با والدین از تکالیف است، با رضایت پدر و مادر هم ساقط نمی شود،  ولی حقوق مانند مراقبت و تأمین نفقه  با رضایت پدر و مادر ساقط می گردد، چون این حقوق برخواسته از زحمات پدر و مادر است در تربیت و بزرگ کردن اولاد خود زحمت کشیده اند،  و  چناچه اگر جان و آبروی شان به خطر رو برو گردد، درین صورت مراقبت از  والدین جزءتکالیف فرزندان می شود.
 اسلام دین عاطفه  و محبت است، برای حفظ این عنصر معنوی در خانواده چنین تدابیر سنجیده است، تا  با رعایت این اصول کانون خانواده ها گرم و مستحکم  می ماند و به هراندازه  بنیاد خانواده استوار باشد، به همان میزان افراد جامعه سالم است، سلامت خانواده ضامن سلامت جامعه است؛ محور سلامت خانواده  حق شناسی و احترام به پدر و مادر و بزرگان است، این خصیصه حرمت گذاری موجب  قانون پذیری افراد  می شوند، این اخلاق جامعه را از تنش و اصطکاک باز می دارد.
 منزلت و جایگاه انسان  با رعایت حقوق به پدر و مادر تثبیت می شود، در سیره رسول خدا نقل شده است، هروقت خواهر رضاعی به حضور پیامبر می رسید، پیامبر عبایش را زیر پایش پهن می کرد،  به خواهرش نهایت احترام  را می کرد ؛ ولی برادر رضاعیش که تشریف می آورد، با او برخورد معمولی می کرد،  این رفتار پیامبر اکرم با خواهر رضاعی نشاندهنده این واقعیت  است،که او را از برادرش بشتر دوست دارد و به او ارج می گذارد و سبب سئوال بین اصحاب گردید. روزی صحابه ی از حضرت پرسید؟ چرا خواهرت را  از برادرت  بیشتر پذیرای می کنید  و  به او  نهایت احترام  می گذارید.  پیامبر  خدا فرمود: او به پدر و مادرش مهربان تر است، و همچنان جناب اویس قرنی در نزد پیامبر اسلام  مکانت ویژه  ی داشته  استَ، پیامبر اسلام درباره او اصحاب را سفارش نموده است، گفت و هرگاه او  دیدید از او طلب استغفار کنید , حتی نقل شده روزی به به قصد زیارت رسول خدا به مدینه آمد ، چون مادرش اورا اجازه ماندن به مدینه را نداده بود؛ او به خاطری که به مادرش وعده داد بود، برمی گردد، چون پیامبر گرامی  درسفر بود.  اویس به اصحاب گفت:  سلام مرا به  به پیامبر برسانید بگویید، دوستی به قصد زیارت دوست آمده بود ولی از دیدارش محروم شد،  چون من شب برمی گردم؛  که به مادرم وعده داده ام. پیامبر  از سفر برگشت، رو به اصحاب کرد ، گفت من بوی اویس قرنی را استشمام می کنم، اصحاب داستان را برای پیامبر گذارش داد،  وپیامبربرای  او دعا و  طلب آمرزش کرد،  اسیر بن جابر  روایت می کند؛  عده از اهل کوفه  پیش خلیفه دوم  مسلمین  حضرت عمر(رض) آمدند،  درمیان شخصی  اویس قرنی را مسخره می کرد،  حضرت عمر گفت کسی از یمن حاضر است،   شخصی جلو آمد گفت: من از یمنم.  عمر گفت: رسول خدا ( ص) فرمود: هرگاه مردی ازیمن  بیاید نامش اویس قرنی است، او تنها مادری دارد، او به مادرش احترام دارد، و احسان به او می کند لکن تمام بدن او  به مرض پیسی گرفتار شده بود، مادرش در حق او دعا کرد، از این بیماری خوب شد، مگر به اندازه درهمی در تنش باقی مانده است و هرگاه با او برخودر کردید، از او طلب استغفار و آمرزش کنید.   یعنی او در پیشگاه خدا به خاطریکه  به مادرش احسان کرده و مستجاب دعوه شده است.      ( صحیح مسلم با شرح نووی، ج15-16 ص95 -97)
 از این رو درعالم هستی احسان به پدر و مادر  به زندگی فرزندان  برکت می آورد و سبب اقبال بلند آنان می گردد، تعالیم دینی در راستای تربیت خانواده سالم با محبت و ایثارگر است، تا خانواده ها عاری از خشونت  و جدال شود، آرامش و آسایش آموزش و تکامل  در میان اعضاء خانواده نهادینه شود. 
جوانی سر از رأی مادر بتافت                                    دل دردمندش به آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد                                   که ای سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروی حالت نبود                                      مگس راندن از خود مجالت نبود؟
تو آنی کزان یک مگس رنجه‌ای                                  که امروز سالار و سرپنجه‌ای
به حالی شوی باز در قعر گور                                   که نتوانی از خویشتن دفع مور
دگر دیده چون برفروزد چراغ                                   چو کرم لحد خورد پیه دماغ؟
چه پوشیده چشمی ببینی که راه                                   نداند همی وقت رفتن ز چاه
تو گر شکر کردی که با دیده‌ای                                   وگرنه تو هم چشم پوشید
                                                                            سعدی، بوستان، باب هشتم در شکر بر عافیت
ابراهیم حسن زاده ، کابل7/2/1391

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

گزارش از سفر اعضا کمیسیون امور زنان،جامعه مدنی و حقوق بشر ولسی جرگه و نمایندگان کمیسیون ها به بامیان


 بسم الله الرحمن الرحیم.
 بامیان  در بلند ترین منطقه از سطح دریا  قرار دارد و دارای دره های عمیق، و کوه پایه های کوتاه  و بلند آن زیبای تحسین بر انگیز به آن بخشیده است,  چشمان هر مسافری زمینی و یا هوای  در اول ورود  به  مجسمه تخریب شده تندیس  بودا  برخورد  می کند،  هر بیننده ی از تخریب مجسمه بودا، اندوهگین  می شود، عمق جنایت فرهنگی وجدان های بیدار را تکان   می دهد.  در  بامیان  نشانه ها ی آبادی در قلب ویرانه های بازمانده از حمله چنگیز و طالبان دیده می شود. بامیان  با طراوت آب و هوایش مردمان سخت کوش و صادق و صلح دوست خود دل هر بیننده را تازه می کند، او را به تفکر وا می دارد، گویا این بخش از کشور افغانستان نیست.
 روز سه شنبه 19/2/1391  ساعت 20/10 دو فروند چرخ بال  حامل هیئت پارلمانی به ریاست خانم فوزیه کوفی  رئیس کمیسیون امورزنان،جامعه مدنی و حقوق بشر   همراه اعضا این کمیسیون و نمایندگان از کمیسیون امنیت ملی و  از کمیسیون  امور تحصیلی و فرهنگی  در میدان هوای  بامیان نشست.
هیئت پارلمانی  از سوی مقامات  بلند پایه ولایت بامیان  به گرمی استقبال شد،  سپس در مقر ولایت   خانم حبیبه سرابی والی بامیان   از هیئت استقبال  کرد، از آمدن هیئت اظهار خوشی نمود  و به آنان خیر مقدم گفت.  مهمانان را در تالار کنفرانس راهنمای کرد . جلسه بی معطلی آغاز شد،   بعد از  جلسه معارفه  حاضران  مقام ولایت بامیان گزارش مختصری از دست آورد ها و مشکلات خود را  شمرد. او گفت:  بامیان با هشت ولایت همجوار است. بامیان  از  داخل تهدید امنیتی ندارد ،از چهار ولایت همجوار  تهدید امنیتی و نا امنی ها سرایت می کند، عبارت از  ولایتهای  پروان، میدان وردک،   بغلان و سرپل  است.
زنان بامیان در میادین سیاسی و اجتماعی حضور فعال دارند؛ در انتخابات 47% ری دهندگان را زنان تشکیل می دادند.  در حدود سی انجمن  و جمعیت زنانگی در بامیان وجود دارد و کمیسیون منع خشونت علیه زنان در بامیان فعال است.، زنان در بامیان رانندگی می کنند و در بازار دکان دارند. بامیان زنان میان سال  با سواد  و متخصص ندارد. چون  مرکز  بامیان لیسه دخترانه در 1386 فارغ  داده است، نسل تحصیل کرده  زنان  بامیان جوان است  و از همین رو  هم حضور زنان در ادارات دولتی کم است با این که ریاست صحت عامه و ریاست منابع بشری ولایت زن است ، در بخش معارف 132152  تن شاگرد مکتب است ، که 72713 تن پسر  و 59339 تن دختر است، که 47% شاگردان را مکتب دختران تشکیل می دهد،  این میزان حضور دختران در مکاتب جزء کابل در سایر ولایات کشور  تحقق نیافته است. در بامیان 123 لیسه وجود دارد، 47 باب پسرا نه 54 باب دخترانه،  22باب مختلط است. 165 است.
  مجموع معلمان 3500 نفر است که 660 تن آن زن است، که 21% را تشکیل می دهد. معارف بامیان بیش از 2000 اتاق درسی و2000 معلم نیاز دارد. لکن بامیان از سهم حقوق منطقه ی  محروم شده است و همین امر موجب گردید ه که مناطق دور دست  و  برخی از  ولسوالی ها قادر به جذب معلم مسلکی نشود  و معارف از نظر کیفی متضرر  می گردد. این امر تبعیض آشکار بر بامیان است.
 دانشگاه بامیان دارای چهار پوهنحی که عبارت از زراعت، زمین شناسی،  تعلیم و تربیه  و علوم اجتماعی است و 22 دپارمنت.  که فضای درسی آن  بسیار کم است، پوهنحی زمین شناسی  و علوم اجتماعی تعمیر ندارد.  دانشگاه دارای  هفتاد تن استاد  و هفت تن از آن زن است که 60% درصد آن ماستر می باشد. سه نفر  درحال تحصیل دکتری است و 6  نفر برای دوره دکتری بورس می شود .   ولی مشکل عمده دانشگاه بامیان قرار ذیل است. 1- برای استادان خوابگاه مناسب وجود ندارد.    2- کمبود استاد. 3-  نداشتن فضای  مناسب برای کتابخانه 5-  کمبود متون  درسی6-  نبود برق و انترنت  کافی برای دانشجویان7- لیله  برای پسران وجود ندارد. لیله دخترانه برای صد نفر است، 460شصت  محصل دختر است، چون دختران بیشتر از پسران نیاز به لیله دارند، چون مثل پسران در هر جای  اتاق اجاره  نمی توانند ، همچنان محصلان دختر تربیه معلم لیله ندارد 8- چون در بامیان ترانسپورت شهری وجود ندارد،  بین لیله و پوهنتون یک ساعت پیاده روی دارد. این هم برای دختران مشکل دیگری است.  مشکل عمده در تداوم تحصیل دختران فقر است. و برای  بورس شدن دختران بامیانی مشکل ندارند، ولی مشکلات مالی موجب می گردد که دختران از بورسیه تحصیلی خود استفاده نتوانند.
 در بخش  صحت بامیان دارا ی  یک شفا خانه ولایتی و سه شفا خانه  ولسوالی  10 باب مرکز جامع صحی  و 25 باب مرکز صحی  اساسی است.  هرچند  یک باب مکتب قابلگی است نزدیک دوصد تن فارغ داده است که مشغول کار است  . مرگ و میر مادران  چشمگیر  کاهش یافته است.
 بامیان فاقد بخش تخصصی گوش و حلق ، قلب  و دندان است،  و.  جذب  دکتران با شرایط اقلیمی بامیان مشکل است.
  از سوی حاضران پیشنهاد شد؛ باید هر ساله  تعدادی به عنوان سهمیه از این مناطق به دانشکده طب پذیرفته شوند و به خصوص  دختران چون که  68 در صد مراجعه کنندگان را کودکان و زنان تشکیل می دهند زنان تشکیل می دهد ولی دکتر زن محلی وجود ندارد و ارتباط زنان با زنان آسان است.
 در بخش حکومت داری علی رغم شفافیت و گزارش دهی  والی اشاره کرد در بخش  قضای دستگاه قضای  دچار کمبود پرسنل است ؛ همین امر موجب کندی رسیدگی  می گردد  و جریان دادرسی طولانی می شود.
 برای تامین کادر حقوق باید پوهنحی حقوق و شرعیات  در بامیان ایجاد شود.  در مجموع از میزان خشونت های خانوادگی  پایین است. در1390 خودکشی و آتش سوزی گزارش نشده است،  فرار از منزل به دلایل بد رفتاری فامیل به ندرت رخ می دهد.  در خانه امن بامیان سه زن و یک کودک  است.
 کندی توسعه بامیان به خاطر نبود برق است، تا برق بامیان  تامین نشود، بامیان از عقب ماندگی عبور نمی تواند. چون اکثر صنایع حتی صنایع غذای بدون برق تولید نمی شود. و همچنان تبادل اطلاعات  و جذب معلومات و سرعت کار بدون برق محال است.
  سپس خانم کوفی از استقبال  مقام ولایت  و نظم ولایت قدردانی کرد و با قرائت فاتحه یادی از شهید ضحاک  کرد؛ برای آن شهید  از خداوند منان طلب آمرزش نمود برای خانواده وی از خدای سبحان اجر جزیل طلب نمود. گفت :  مردم بامیان  هرچند  فقیر است، ولی فقیر فرهنگی نیست، دارای غنای فرهنگی است. مردم بامیان داری سابقه تمدنی و فرهنگی است که شهرت جهانی داشته است، مردم بامیان خود را با شرایط زمان عیار کرده است که خواهر ی به عنوان اولین والی زن  پذیرفته است که سایر ولایات  هنوز ظرفیت پذیریش  خانمی  را در مقام ولایت ندارند،  مردم بامیان با مقام ولایت  در امر امنیت و سایر برنامه های فرهنگی ، عمرانی  و اجتماعی همکاری کرده است، مدیریت والی با همکاری مردم موفق بوده است. این افتخار را بامیانی ها به دست آورده که اولین  زن در مقام ولایت در بامیان  در تاریخ کشور ثبت کرده است.
 حضور گسترده زنان در قالب نهاد های اجتماعی  و مدنی  و داد خواهی و شورای ولایتی و در مکتب و پوهنتون نشانه رشد؛مردم بامیان است، مردم صلح دوست بامیان با همکاری و خود یاری امنیت بامیان را قایم کرده است. این امنیت که دیگران در سایر ولایات آرزویش را می کنند، نتیجه حاصل همکاری مردم صلح  دوست بامیان است.
  و پالیسی ارتقا تحصیل و تداوم دختران به حاضران معرفی کرد. و از آنان نظر خواهی کرد، که مورد استقبال حاضران قرار گرفت و جلسه را  با پرسش و پاسخ  طریفینی  برای مدتی دوام یافت
 هیئت  بعد از ظهر  به مقصد گفت و گو با مردم به بازار رفتند از   از دکان های زنان کاسب پیشه باز دید کردند و صنایع دستی بامیان را مشاهده نمودند آنگاه هیئت برای بازدید از شفاخانه در راستای وظیفه نظارتی پارلمان به شفاخانه رفتند  و از بیماران  عیادت نمودند و مبلغ اندکی را برای بیماران تحفه دادند.  هیئت برای در جریان قرار دادن اساتید دانشگاه  در باره پالیسی ارتقا تداوم تحصیل زنان  در جمع دانشگاهیان  حضور یافتند. از پذیرای صمیمانه مردم بامیان به خصوص  استادان و نخبگان  تشکر کردند. خانم فوزیه کوفی گفت بامیان نسبت به 8 سال پیش  تغییر کرده است، تغییر بامیان مثبت بوده است  و دختران  و زنان در این مدت کوتاه  به تحصیل موفق شده و در جامعه حضور دارند. این حضور دختران در محفل نوید بخش از پیشرفت کشور است، سایر مناطق  با تکیه بر عرف عمومی در برابر تغییر منطقی مقاومت می کنند و تغییر اجباری هم موجب انقلاب می شود انقلاب در کشور ما هم بد نتیجه داد. در حال حاضر تنها شیوه بامیان  مطلوب است.  ولی ساختمان نشانه  رشد اقتصادی نیست .؛ رشد اقتصادی با شاخص های دیگر هم سنجش می شود. ایشان گفت : بین فرهنگ گذشته و امروز فترتی رخ داده است  وظیفه  تحصیل کردگان  و دانشگاه پرکردن این فاصله است که در سالهای جنگ گذشته و  نا کار آمدی دولتهای گذشته بین فرهنگ  گذشته و آینده فاصله ایجاد نموده است دانشگاه بین تمدن  و فرهنگ گذشته و  زمان حاضر را پیوند دهد و این خلا را با تلاش مضاعف پر کند. اضافه کرد باید  بودجه بامیان  افزایش یابد،  عادلانه نیست که مردم   بهترین امنیت را بر قرار ساخته به بی توجهی مکافات گردد،  باید بودجه  بامیان  تناسب به عمل  مردم داشته باشد. او گفت برنامه تساوی جندر یعنی فراهم کردن فرصت برابر برای همه است،  چون اصل توانمند ساختن نیروی انسانی  و توسعه انسانی است و بدون توسعه انسانی  توسعه پایدار میسر نیست. از آنجای که شرایط اقتصادی و اجتماعی برای دختران  محرومیت اعمال می کند. خانواده های فقیر اول به پسرش در تحصیل کمک می کند،  دختر خانواده را از ردیف سبد حمایت تحصیلی  محروم می کند و پسران  در شهر  در کورسها شرکت می  توانند. و حتی به کابل سفر می کنند. ولی برای دختران چنین شرایط فراهم نیست. از این رو کمیسیون  جذب سی درصد از دختران در تحصیلات عالی پیشنهاد کرده تا تساوی جندر تحقق یابد.   از این رو برای دختران   15نمره  در دو سال گذشته ارفاق شد، از حضور شکوهمند زنان و مردان و پسران  و دختران بامیان در دانشگاه ابراز خرسندی نمود.  سپس سایر اعضا هیئت هریک به نوبه خود  از مردم بامیان  تشکرکردند،  مباحثات بین هیئت و  محصلان برای مدتی ادامه یافت.  هیئت وعده سپرده  که مشکلات بامیان را به مسئولان می رسانند.
بامیان 19/2/1391 ابراهیم حسن زاده