Google+ Followers

۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

لحظه های سال تحویلی در سخی کابل -1391


بسم الله الرحمن الرحیم  
 کابل  و همه مناطق هزاره نشین  در آستانه  حلول سال جدید جمع و جوش  و همهمه است، خوشحالی کودکان فضای خانواده ها را شاداب می کند. تلخی ها و ر نجها  زندگی در سایه شادی فامیل گم می گردد ولی این سنت علی رغم تبلیغ برخی عالمان دینی اهل سنت علیه نوروز در میان سایر اقوام هم  رونقی دارد. همه محله ها  و خانواده  ها برای استقبال  از سال نو قربانی می کنند و خانواده های  نسبتا فقیر مرغ سفید قربانی می کنند، مردم  افغانستان در ضمن شادی حضور معنوی هم دارند، و برای خوب واقع شدن سال جدید از امور غیبی کمک می گیرند. و این حضور معنوی در صدای یا علی مدد و اشک ریختن مردم در هنگام بالا رفتن پرچم حس می شود، و اگر این نیرو ی متراکم به درستی هدایت شود،  اثر خوب و رضایت بخش بر زندگی مردم دارد.  در مجموع سنت خوب پسندیده است، در این روز فامیل ها  از یکدیگر دیدن می کنند، کینه ها و دلتنگی ها را کنار می گذارند. شادی  جشن و مجالس معنوی در کنار هم در افغانستان دیدنی است. این ایام میله و جشن سرور هم فصل  دعا و نیاز به در گاه ایزد منان هم آمادگی برای مسئولیت گرفتن سال جدید  است.
  گرد و خاک، تند باد روز قبل از سال تحویلی کابل مردم را در خانه ها حبس کرده بود، مسایل امنیتی هم موجب شده بود، تا مردم  در سخی برای سال تحویلی مانند سالهای گذشته پرجوش و خروش شرکت نکنند،  رویهم رفته بخش از مردم به زیارت شاه مردان سخی و اهل قبور و جشن سال نو  آمده بودند،  مردم کابل  جای مناسب برای تفریح و سرگرمی دلچسب برای ایام فراغت ندارند،  مردم  تشنه  و حریص بیرون آمدن از خانه هستند،  این فرصتها بهانه ی خوبی برای بیرون رفتن جوانان از منزل است،  که گرمی مجالس در کابل از حضور گسترده جوانان می باشد. در مجموع سخی و اطراف سخی جمعیت موج می زد. مردم در این روز،  در مراسم جنده بالا که به طور سنتی پرچم سبز رنگ را که روی  چوب بیست سانتی ضخامت و حدود 15 متر  طول دارد نصب گردیده ، شرکت می کنند، این پرچم مقدس بنام حضرت علی (ع) است.
 مراسم با تلاوت کلام الله مجید آغاز شد،  وسپس متولی سخی از حضور مهمانان قدردانی کرد، سپس پیام استاد خلیل قرائت شد، که نبست به خانواده ها مصیبت دیده بدخشان و پنجوای قندهار همدردی شده بود، درضمن جوانان را سفارش به تحصیل و کار کرده بود، و اظهار امید، واری کرده بود که با دانش و رشد دانش مملکت آباد می شود و سپس پیام استاد محقق قرائت شد، که حاوی انتقاد و نا کارآمدی دولت، فساد و تبعیض بود. مردم  را به رستاخیز دعوت کرد تا مملکت از مشکلات عبور کند،  و جناب مدبر تنها مقام بلند پایه بود که حضور داشت او هم به نوبه خود سال نو را تبریگ گفت و از شهدا یاد کرد و دستاورد دولت را شمرد و از موضع دولت تا حدودی دفاع کرد. می شود  گفت تنها مقامی هزارگی است که از وضع موجود راضی است،  واقعیت این است که تبعیض  وحذف پنهانی علیه هزاره جدی است،  بسیار نادر جوانان هزارگی به پست هی دولتی گماشته می شود. و شهردار کابل هم از کار های انجام داده و رو دست خود گزارش داد ولی با ناباوری وعده داد که روزی شهر کابل هم مانند شهر های دنیا  مقبول و با صفا شود. او مردم را سفارش به نهال شانی کرد که یکی برای خود و دیگری برای وطن غرس کند.وی از مردم خواست قبرستان ها هم تبدیل به پارک و فضای سبز شود. ولی مراسم آقای حجت و برخی حلقات تبدیل برای تبلیغ شیعه گری می کنند، عید ملی را  اختصاصی می کنند و مانع حضور گستره سایر اقوام می گردد. بهتر است بجای تبلیغ از امامت و اوصاف خلافت حضرت علی (ع) از سایر اوصاف انسانی حضرت علی گفته شود. تنها روزی است که فرزندان حجت از پدرش تبلیغ می کنند و او را گاهی پایه گذار و منجی تشیع می نامند و خود را مستحق  می شمارند، این هم موجب استفاده به نفع فامیل است. از این فرصت هیچ کسی خوب استفاده نمی توانند. این روز ، روز ایده خوب دادن به مردم است و مردم را به خصلتهای نیکو فرا خوانند و نقش مردم را هم  در تخریب  و فساد و کمکاری دولت بیان کند و مردم را سفارش به درست کاری و صداقت کند. ولی همه تقریبا دنبال اغراض سیاسی خودشان است. و این مراسم هم فرصتی برای اعلام مواضع سیاسی است و بس.
ابراهیم حسن زاده کابل: 1/1/1391

 





۱۳۹۰ اسفند ۲۵, پنجشنبه

جایگاه زن در خانواده و جامعه اسلامی



 بسم الله الرحمن الرحیم
 پیش در آمد:   نخست واژه شناسی را  بررسی کنیم، با شناخت از حوزه معانی و  کابرد واژه ها و مقصود آز آن خواننده را به درک مطلب  کمک  خواهد کرد،  در این عنوان چهار واژه کلیدی داریم 1- جایگاه 2-  زن 3-   خانواده 4- جامعه .
1-  جایگاه : مقصود از جایگاه همان موقعیت رسمی و نقش کار بردی است، زن در کجای زندگی قرار دارد و چه نقش درخانواده و جامعه دارد. خانواده و جامعه رسما   چه نفش و چه مقامی را برای زن داده و به آن پایبند است. زن چه توانای ها دارد و به چه کاری قادراست و انجام می دهد.
2- زن : به انسانی ماده و یا مؤنث گفته می شود، واژه دختر معمولاً برای افراد جوان یا نابالغ به کار برده می‌شود، در مقابل آن، واژه زن برای افراد بالغ استفاده می‌شود. البته واژهٔ زن یک عبارت عمومی برای اشاره به انسان مؤنث است.
به طور معمول یک زن بالغ، توانایی  بارداری و زادن  دارد، زن جوان ازدواج نکرده را دوشیزه و زن ازدواج کرده را زن متأهل یا بانو خطاب می‌کنند. به زنی که دارای فرزند شده است، مادر گفته می شود.
3- خانواده:
  به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک زن و یک مرد که فرزندان از آن پدید آمده و آن را تکمیل می کنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعه ای از افراد می داند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می آیند.
 خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
اساس تشکیل خانواده  این است که زن و مردی می کوشند اراده خود را بر تأسیس آن و قبول تکالیفی که شرع برای آنان حقوق معین کرده است محقق گردانند. بر این اساس خانواده یک تأسیس که  به حساب خواهد آمد که اعضای آن با رشته خونی با هم پیوند پیدا می کنند.
جامعه شناسان خانواده را یک پدیده تاریخی می دانند که از اجتماع کلی جدا نیست. واحدی است اجتماعی که در عین حال خصایص یک نهاد و یک گروه را واجد است. بر این اساس در عین مطالعه کلی خانواده باید به چشم یک نهاد و یک گروه ارادی نخستین رهبری و عضویت نگریسته شود.
4- حامعه:
مجموعه ای از افراد انسانی که با نظامات و سنن و آداب و قوانین خاص به یکدیگر پیوند خورده و زندگی دسته جمعی دارند، جامعه را تشکیل می دهند. زندگی دسته جمعی این نیست که گروهی از انسانها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند. درختان یک باغ نیز در کنار یکدیگر زیست می کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده می نمایند، همچنانکه آهوان یک گله نیز با هم می چرند و با هم می خرامند و با هم نقل مکان می کنند. اما نه درختان و نه آهوان هیچ کدام زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمی دهند.
زندگی انسان که اجتماعی است به معنی این است که ماهیت اجتماعی دارد: از طرفی نیازها، بهره ها و برخورداریها، کارها و فعالیتها ماهیت اجتماعی دارد و جز با تقسیم کارها و تقسیم بهره ها و تقسیم رفع نیازمندیها در داخل یک سلسله سنن و نظامات میسر نیست، از طرف دیگر نوعی اندیشه ها، ایده ها، خلق و خویها بر عموم حکومت می کند که به آنها وحدت و یگانگی می بخشد، و به تعبیر دیگر، جامعه عبارت است از مجموعه ای از انسانها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده ها و ایده ها و آرمانها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند.

نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه زندگی انسانی، انسانها را آنچنان به یکدیگر پیوند می زند و زندگی را آنچنان وحدت می بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می دهد که در یک اتومبیل و یا یک هواپیما یا یک کشتی سوارند و به سوی مقصدی در حرکت اند و همه با هم به منزل می رسند و یا همه با هم از رفتن می مانند و همه با هم دچار خطر می گردند و سرنوشت یگانه ای پیدا می کنند.
 زن در اصل مانندمرد مولد ارزشهای بشری است.
زن درحقیقت تشکیل دهنده واحد خانواده است، بدون زن خانواده امکان تحقق ندارد،  با نبود خانواده جامعه شکل نمی گیرد. با فقدان خانواده فرهنگ ، دانش، حقوق، اخلاق ، سیاست و تمدن و غیرو.. پدیدارنمی شود،  و تکامل  نمی کند . از این رو در قرآن کریم نقش زن را برجسته مطرح می کند.
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم/٢١)
و از نشانه‏هاي) او اين، همسرتان از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان، آرامش) يابيد، و در ميان  تان مودت و رحمت) قرار داد; در اين نشانه‏هايي) است براي گروه‏هايي كه تفكر مي‏كردند.
هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ(بقره/178)زنان برای شما و شما برای زنان لباس هستید.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ( نحل/ ٧٢)
خداوند براي شما از جنس خودتان همسران قرار داد; و از همسرت، براي شما فرزندان و نوه‏هايي به وجود آورد; و از پاكيزه‏ها به شما روزي داد; آيا به باطل ايمان می آورید؟ و نعمت خدا را انكار مي‏كرديد;
 قرآن کریم نقش زن را در خانواده همسان مرد معرفی می کند، در ایجاد تمدن و فرهنگ و ارزشها و همبستگی و ایثار  و محبت نقش زن را برجسته می نماید. و آن مقام مادری است که مادر بیشترین رنج برای تربیت و مراقبت  ازانسان می کشد.
وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( احقاف/١٥)
ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكي كند، مادرش او را با ناراحتي حمل مي‏کند و با دشواری به دنیا می آورد; و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سی ماه است; تا زماني كه به كمتر قدرت و رشد برسد و به چهل سال؟!» بالغ گردد مي‏گذاشتند; «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكرانه نعمتت: را كه به من و پدر و مادرم دادي بجا آورم و كار شايسته‏اي انجام دهم كه از آن خشنود باشي، و فرزندان مرا صالح گردان; من به سوي تو بازمي‏گردم و توبه مي‏كنم) و من از مسلمانانم!»
 پایه و اساس زندگی را  دوستی و ایثار  و درکنار هم بودند زن ومرد تشکیل می دهد ، در این نقش سهم زن با مرد برابر است، ولی رنج بار داری و تولید نسل و مراقبت از کودک سهم مادر بیشتر است و خدا به بشریت  احسان به مادر را جدا گانه ! سه بار در قرآن توصیه کرده است. از این رو به دست آورد زن خانواده با مرد شریک است.
    * -  دست آورد خانواده 
ارضاء و اقناع غریزه جنسی به صورت مشروع و براساس ضوابط مورد تأیید و  مداوم.. -1
تولید نسل و ابقای آن از طریق تولید مثل.. -2
پرورش نسل و مراقبت از آن به خاطر حراست از خطرات گوناگون.. -3
-4 صمیمیت و نزدیکی شدید با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون و تعاضد.
5- هویت بخشیدن به اعضای خانوداه : پدر، مادر، برادر ، خواهر، عمه ، عمو، خاله و خالو. غیرو
6- طهارت نسل و نجابت فامیلی
7- به قوه آوردن  قوه نطق انسان و به فعلیت آوردن عقل و هوش.
8- مسئولیت پذیری و تقسیم وظایف .
9-  ایجاد باور ، ارزشها ، نمادها و هنجار ها
10-  تعلیم و تنربیت و ادب
در تمام دست آورد های خانواده سهم زن بیشتراز مرد است ، چون فراغت و وقت بیشتر را مادر با فرزندان مصرف می کند،  ومحبت وایثار را مادر زنده  می  کند. خمیر مایه که افرادخانواده گرد هم نگاه می دارد، محبت مادر است.
 نقش زن در جامعه
 نقش زن در جامعه همسان مرد است، در عین حال زنان کمتر مانند مردان از قدرت استفاه سوء کرده اند. زنان که در تاریخ مانند مردان قدرتمند کمتر به جامعه بشری خیانت کرده اند، و زنان مانند مردان  فرهنگها و تمدنها را  در جنگ نابود نکرده اند.
  آنچه سبب وحدت جامعه انسانی  شده  همان مشترکات انسانی است، بشر نیازمندی های بی شما ر دارد که هیچکس به تنهای  قادر به انجام آن نیست، ازسوی دیگر دارای احساسات و عاطفه و تعقل است، بشر به ناچار برای تکمیل نیازمندی های خود وظایف را تقسیم می کند، همین تقسیم وظایف در خانواده  به اساس طبیعت و فطرت بین مرد وزن تقسیم شده است،  بشر به خاطر که از مالکیتهای  و معنویت  و آزادی خود در برابر یکدیگر حراست کند، تن به قانون و نظم داده  است. حراست از قانون و تنظیم منافع فرد و جمع را  رضایت به مجریان قانون داده است. از این رو زندگی اجتماعی انسان موجب تولید  فرهنگ و تمدن شده است.
 همین  وحدت انسانی در سرزمین معین با تاریخ و آروزهای  وشکستها  و پیروزیها و اسطوره ها و همکاری  تعاون  تحمل  ومدارا  وصبر وفرمان واطاعت موجب گردیده است ، فرهنگ را به وجود بیاورد وفرهنگ به همه افراد جامعه از زن و مرد تعلق دارد. جامعه تمدنی را یجاد کرده که همه افراد وارث مشترک است، سهم زن با مرد برابراست. درتمام باورها و نماد ها  وهنجارها و ارزشها زنان مانند مردان شریک است، از این رو قرآن زنان را هم به صالح و بد کار مانند مردان تقسیم می کنند و برای  زن ومرد تکلیف یکسان  وضع کرده است.
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ( جاثیه/١٥)
هر كس كار شايسته‏اي بجا آورد، براي خود بجا آورده است; و كسي كه كار بد مي‏كرد)! به زيان خود اوست;) شما به سوي پروردگارتان بازگردانده مي‏شوید
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزَى إِلا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ (غافر/٤٠)
هر كس بدي كند، جز بمانند آن كيفر داده نمي‏شود.)» ولي هر كس كار شايسته‏اي انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالي كه مؤمن باشد آنها)! وارد بهشتند، مي‏شد و در آن روزي بيالايند!)» به آنها)! داده خواهد شد.
 خدای متعال زن ومرد در برابر عمل صالح و مکلفیتها یکسان خطاب می کند، فرق بین زن و مرد از حیث پاداش و کیفر نمی گذارد، آثار عمل زشت  زن و مرد همسان دامنگیرکننده می شود، بهشت خدا برای نیکوکاران است ، چه مرد ویا زن باشد. چون زنان در انجام اعمال خود قدرت انتخاب  و اراده مستقل دارند ، مانند مردان مخاطب قرآن است. زنان شریک تمام افتخارات جامعه است، یعنی فرض بر این اگر زن نمی بود هرگز خانواده شکل نمی گرفت ، با فقدان خانواده و جامعه وجود نمی یافت، با فقدان جامعه فرهنگ و تمدنی پدید نمی آمد. از این رو نقش زن در خانواده و جامعه همسنگ مرد است و چه بسا پررنگ تر هم است
 نویسنده : ابراهیم حسن زاده

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

ملت بی قهرمان زنده نیست.



بسم الله الرحمن الرحیم
هویت اجتماعی و سیاسی هر ملت و قومی  به تاریخ گذشته آن ملت بر می گردد، ستون فقرات این هویت  را قهرمانان تاریخی هرملتی  شکل می دهد.  از این رو بشر برای احیا هویت خود به خلق اسطوره و تاریخ اسطوره پرداخته است، چنانچه فردوسی بزرگ زبان فارسی با خلق قهرمانان  زنده کرده است و تاریخ بخش عظیم از تمدن فارسی را در قالب شعر برای همیشه زنده  داشته است. هویت انسان را با نگاه این تمدن در تارک تاریخ برنشانده است.
چو زین بگذری مردم آمد پدید                                  شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند                                به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد                                    مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی                                       که مردم به معنی چه باشد یکی                     فردوسی
 و از این رو برملتی تحت ستم که مورد جنایت نسل کشی ، پاکسازی  قومی ، فرهنگ کشی و بدرفتاری سیاسی واقع گردیده است. و از سوی دیگر  سیاست  فرهنگ کشی رابطه این مردم را با گذشته اش قطع کرده است. این سیاست موجب  گردید که ملت هزاره دچار خلا قهرمان گردد. همین دوره فترت بحران هویت را بر ملت هزاره تحمیل کرد، بحران هویت مرگ سیاسی تدریجی این قوم را به ارمغان آورد. از مدیریت سیاسی کشور کنار گذاشته شدند و از همه فرصتها محروم شدند.  عمداً به استضعاف کشیده شدند و در جامعه تحقیر گردیدند.  تحقیر اجتماعی روح و روان ملت هزاره را  زخمی کرد و بد رفتاری سیاسی ممتد ازپیش تعیین شده این زخم را ناسور کرد.   ملت محروم هزاره را بیمار و رنجور ساخت.
این مردم به خاطر همان پیشینه فرهنگی غنی انسانی  در دامن خود،  قهرمانان را آفرید و تولید کرد که دارای خصلتهای انسانی و فضلیت مدار بودند و هستند. از جمله این افراد استاد شهید عبد العلی مزاری است. که با همه درایت و هوش که داشت  مزّین به فضیلت صداقت ، یکرنگی، محبت ، عدالت خواهی ،عدالتجوی و انصاف ،ایثار گری  ، شجاعت وفا، و تعهد بود، او خیر همه  ملت افغانستان را می خواست . او دشمن جهل ،تعصب ناروا ، تبعیض کشنده و جور برهنه بود،  درضمن این اوصاف در رفتار استاد شهید نمود عینی یافته بود، فاصله بین گفتار استاد شهید و عملش دیده نشد. استاد شهید در راه انسانیت و رهای انسان از بند نادانی  تعصب کور و تبعیض شکننده موجب فقر و بحران سیاسی و بی ثباتی سیاسی و بحران مشروعیت قدرت گردید، مبارزه کرد، که کشور را بارها  در اشغال بیگانگان در آورد. تا انسان افغانستان از بند های ستم فکری آزاد گردد و همه مردم آزاد شود و همین آزادی اولین نحفه برای ملتهای محروم بود که استاد به همه مردم افغانستان پیشکش کرد و همه ملتهای محروم هویت خود را بازیافت.  از این رو یاد و  خاطره شهید  مزاری بخش از هویت  اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و رفتاری مردم است.  زنده  و پر شکوه نگاه می داریم .از این رو قرآن سفارش می کند که رسولخدا برای شما الگوی رفتاری است. وبه این الگو عمل کنید و ان را  زنده نگاهدارید.
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ( احزاب/٢١ )
مسلماً براي شما در زندگي) رسول خدا الگوی نيكويي است، براي آنها)! كه اميد) به رحمت) خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‏كردي)
 استاد شهید تربیت یافته مکتب ٔرسولخدا بود، با تاسی به رسولخدا با تعصب کشند ه  وتبعیض شکننده و ستم برهنه و فقررنجدهنده وسوهان کننده روح، برای رضا خدا جهاد کرد و در راه خدا شهیدشد ولی خونش هویت ملتی را زنده کرد و همه اقوام کشور را به مفاهیم عدالت و انصاف و حسن رفتار با خلق خدا آشنا کرد.  زنده نگاهداشتن هویت قهرمان خود  در بیستر تاریخ  و جاری  ساختن این ارزشها در زمان و انتقال این همه ارزشهای به نسل آینده یاد و خاطره شهید استاد مزاری و یاران با وفایش  را گرامی می داریم، سالروز این تراژدی المناک را به همه اقوام ساکن کشور باهم بر ادر تسلیت عرض می داریم.
ابراهیم حسن زاده
کابل:12/12/1390



گزارش از برگزاری هفدهمین سالگرد استاد شهید مزاری در کابل.


بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش از برگزاری  هفدهمین  سالگرد استاد شهید مزاری در کابل.
حوت 1390 در کابل جمع وجوش بین نهاد های فرهنگی و مردم برای بزرگداشت  از سالگرد استاد شهید به اوجش رسیده بود، این  خیزش موجب گردید، ویژه نامه های زیادی  در قالب مجله، کتاب، گاهنامه  و شماره های اختصاصی نشریات هزارگی را به استاد شهید اختصاص یابد، تبلیغات بیل بوردی تمام نقاط هزاره نشین کابل را تزیین کرد. ولی در جمعیت حاجی های کابل که در برگزاری مراسم سهم عمده دارند، شکر رنجی به وجود آمد، حاجی رمضان به دامن دیگران افتاد، دیگران به خاطر محو کردن یاد استاد مبادرت کردند و این روز را بنام روز شهدا  در روز پنج شنبه بنام استاد گرفتند . تلویزون تمدن بر خلاف عادت سنتی خود هم اطلاعیه این جماعت را نشر و هم از مراسم گزارشی را پخش کرد. این مجلس گرمی اش به وجود مجموعه سیاسی صادق مدبر بود، ولی مردم  از این اختلاف نا راضی بودند.
روز جمعه 19/12/1390  مردم مانند قطرات باران از هر نقطه شهر  به مصلای استاد شهید گرد آمدند، جمعیتی  با شکوه  مانند دریا خروشان در صحن مصلی موج می زد. هرچند جمعیت زیاد بود، ولی نسبت به جمعیت کابل بازهم کم ، وجودمزاری نیاز به حضور پر شکوه سیل آسا، سد شکن دارد. در سایر مساجد و مکانهای  هم مراسم یاد و بود شهید مزاری و یاران با وفایش  دایربود. چون حضور مردم موجب گردید که  پیش از مراسم رسمی برخی شعر و دکلمه قرائت نمودند.  مراسم رسمی ساعت 5/9 با تلاوت کلام الله مجید توسط محمد کاظم گل محمدی آغاز شد، سپس پیام بی روح رئیس جمهور کرزای بر خلاف سنوات گذشته شاهزاده مسعود قرائت کرد. بعد از آن پیام مارشال فهیم توسط یوسف اعتبار قرائت شد، در این پیام به محرومیت تاریخی هزاره ها اشاره شده، قیام استاد شهید را حق تاریخی هزاره ها دانسته بود، سپس استاد خلیلی به ایراد سخن پرداخت، او گفت ما تنها استاد شهید و یارانش را از دست ندادیم، بل که تمام قوت و امکانات خود را از دست دادیم حتی دارای مردم غارت گردید و اکثر خانواده ها داغدار و مهاجر شدند. دوباره با دست خالی از مزار و یکاولنگ جایگاه مردم خود را  تثبیت کردیم ، باور دنیا را که ما  از حوزه سیاسی افغانستان حذف شدیم، تغییر دادیم.  در دوره طالب با همه جنایات طالب مقاومت با فراز و نشیب دوام یافت.
 در دوره سفید که طلای ترین دوره در افغانستان است، همه وظیفه داریم از قانون اساسی حراست کنیم. علی رغم زور گوی و بی عدالتی دست آورد های مثبت زیادی داشتیم، ولی فصل سوم از سال 2014 . شروع می شود،  چون ما نیاز به ثبات و امنیت داریم. منافع ملی ما اقتضاء می کند، که به زودی پیمان استراتیژیک با آمریکا امضاء می شود، مقدماتش هم فراهم شده است. این همکاری به ضرر هیچ کشور  و به خصوص کشورهای همسایه نخواهد بود.  احمد ضیاء مسعود رهبر جبهه ملی در ضمن تمجید از استاد شهید  تمام قوای دولت را متهم به فساد کرد. قوه مجریه را به بی تحرکی و نا کار آمدی متهم کرد، گفت دنیا با این کمک در سایر مناطق با مشوره های حکومتداری و آموزش در طی چهار سال دولت خوب شکل می گیرد ، ولی در کشور ما در طول ده سال فساد را عمیق تر کرده است. قوه قضائیه هم تامین کننده عدالت نیست  ، بلکه دست به گسترش بی عدالتی ها و ستمها داردو قوه مقننه  هم ضعیف و محافظه کار است. نه قادر به قانون سازی است و نه توانای کنترل و نظارت بر دولت دارد.  این فساد از تمرکز قدرت  و اقتدار در فرد است. او صلح دولت با طالبان را نکوهش کرد، او افزود طالبان فقط یک قوم و یک فرهنگ را می خواهند و هرگز حکومت کثرت گرا راقبول ندارند. با چنین شرایط صلح با طالبان خود کشی است. در دنیا صلح با گروه شورشی با پیش شرط دولت است.
 سر انجام نوبت به محقق رسید ، استاد محقق با نقل خاطرات روزهای شهادت استاد شهید  قلب مردم را شکست،  مردم گریه نمودند.  او با تمسخر به خارجی ها گفت ما شما را دعوت نکردیم، خود شما آمدید، تخلیه افغانستان  به معنای قبول شکست در برابر تروریست است،  اگر نظر  ما را بخواهد، باید خارجی ها ماموریت خود را به پایان برساند، در افغانستان بمانند. او گفت طالب پدر ما
 را کشته و تخم کین کاشته است،  اصلا طالب را دوست نداریم، چون آنان هم افغانی است،  باید در این کشور زندگی کنند، باید طالب شرایط مردم را هم قبول کنند،  مذاکره صلح شفاف باشد.   او کرزای را متهم به  نا کار آمدی کرد گفت: کرزی  آدم نیت بخیر است، این خصلت به نفع مردم نیست، او کرزی را به پدری تشبیه کرد که اولاد  خود را دوست دارد ولی نفقه داده،  نه می تواند، پنج میلیون مهاجر در دنیا داریم ولی زمینه برگشت شان را فراهم نه می تواند، اگر نه با توزیع زمین و کمکهای دیگر زمینه کار را آماده می کرد. در حالی بازهم مردم ما به خاطر بیکاری برای نان مهاجرت می کنند. در پایان هم بیانیه توصیفی جنرال دستم توسط انور سادات قرائت شد. در پایان استاد عرفانی  عقده های تراکم شده دل خود را بر سر استاد خلیلی خالی کرد، نیم بند رابطه خود را هم خراب کرد.
کابل: جمعه،19/12/1390
ابراهیم حسن زاده  

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

شهید مزاری کیست؟


بسم الله الرحمن الرحیم
شهید مزاری کیست؟
 مزاری عصاره از فضایل بود که داشتن آن فضایل در شخصیتهای افغانستانی با شرایط عمومی تربیت در کشور  امتیاز برجسته ی است، که مدعیان آن فاقد چنین اوصاف اند.
 در حقیقت استاد شهید مزاری  فرزند قرآن بود،  حیات او را عناصر فضیلت قرانی تشکیل می داد ، شاکله عمل او هم قرانی بود ، او موسی قوم هزاره بود که می خواست هزاره را ازشر فرعونها نجات  دهد او تنها عناصر انسانی بود که فرعون نفس را در بند کشیده بود؛  او مهاجری از سیئات بود و لی در عین حال او یک مها جر در کسب  علم  و مبارزخستگی ناپذیر در برابر  طاغوت  و تاریکی و ظلمت  بود، برای به دست آوردن سرزمین خورشید سالها دوری از وطن را تجربه کرده بود.
1-   هجرت.
استاد شهید یکی ازمصداق تاریخی هجرت و مهاجرت بود ، این ارزشهای اسلامی و انسانی جزء طبیعت ثانوی استاد شهید در آمده بود،  و همین خصلت بود که اراده و قدرت تصمیم استاد را تقویت کرده ، استاد در این سیرو سلوک به بصیرتی دست یافته بود، عناصر خدمت گذار و خاین را به خوبی تشخیص می داد.  به همین دلیل خدا  مقام مهاجرت به او ارزانی داشت. او در گام اول به خاطر دانش دینی به  سوی خدا و رسولش  هجرت کرد . در تحقق ارزششهای الهی و سنن رسولخدا و سیره آن حضرت ، جان ناقابل خود را هم تقدیم نمود.
 وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (نساء/١٠٠)
كسي كه در راه خدا هجرت كند، جاهاي امنش فراوان و گسترده‏ای در زمين مي‏یابد، و هر كس بعنوان مهاجرت به سوي خدا و پيامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپيده مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است.
 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( بقره/٢١٨)
كساني كه ايمان آورده و كساني كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد نموده‏اند)، آنها)! اميد) به رحمت) پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
استاد امید به رحمت خداوند داشت ، تا مردم رنج کشیده خود را از اسارت ستم و تبعیض  و نادانی تحمیل شده تاریخی رها کنند و مردم خود در سایه آزادی و عدالت به سرزمین عقلانیت ساکن کند،  در دریا تقوی ومغفرت خداوند مردم خود را شستشو دهد. این مردم  را  به باغ  حیات طیبه و معقول   مهمان کند که درنهایت همه مهمان رحمت خداوند شود، که زوال نا پذیر است. مردم در امنیت کامل و همراه خرسندی باشد، که درآن خوف و حزنی  ونگرانی وجود  ندارد. زندگی مردم همیشه با میوه شرین به بار نشیند و با تدبیر عقل  ازهرنوع سرمازدگی زودرس به دور باشد.
2-   جهاد.
استاد شهید فرزند جد و جهد و کوشش و دهاتی زاده بود که همیشه از آبله دست پدر نان خورده ، و از لقمه حلال با کد یمین  بزرگ شده بود. چون پدرش مکنتی اندکی داشت  ، او هرگز  از شهریه استفاده نکرد، که در قم و نجف معمول بود.   گروه خونی او در حقیقت با جهاد و اجتهاد  و کوشش و جدیت  گره خورده بود،  او از ابتدا که در قریه با پدرش کار می کرد و هم درس می خواند ، او با جدیت  تمام کار ها را در موقع انجام می داد. زمان شناسی بود که فرصتها را شکار می کرد، از همین رو  درآوان جوانی به میدان مبارزه آمد و پرچم عدالت خواهی را به دوش کشید . حتی در خدمت عسکری به جرم  آزادی خواهی  مورد سرزنش حکام جور قرار گرفت . او درجوانی  از همگامان  شهید بلخی و از مشاوران  ارشد آن بزرگوار به شمار می آمد.  او در واقع یکی ازمصداق علمی مجاهد  و جهاد در راه خدا بود که خدا  در قرآ نش چنین عناصر  بر دیگران  فضیلت  داده است.
لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا (نساء/٩٥)        
(هرگز) افراد باايماني كه بي‏دليل و بدون ناراحتي، از جهاد بازنشستند، با مجاهداني كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان، نيستند); خداوند، مجاهداني را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترك‏كنندگان جهاد) برتري مهمي بخشيده; و به هر يك از اين دو گروه (به نسبت اعمال نيكشان،) خداوند وعده پاداش نيك داده‏ايم! و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمي) برتري بخشيده است.
 استاد شهید  در حقیقت با خدا جان و مال خود را معامله کرد. او با اقتدا به مولایش اما م حسین (ع) در یک  نبرد نابرابر در مقابل ستم و بی عدالتی و اشغال گری  با تمام  هستی ظاهر شد . او  به مفهوم این  آیه  مو به مو عمل کرد و به آن اوصاف متصف شد.
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ  ( توبه/  ١١٢-١١١)


خداوند از مؤمنان، جانهاي و اموالمان را خريداري كرده‏اند. كه (در برابرش) بهشت، براي آنان، باشد; (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكارشان مي‏كرديد!» مي‏جنگیدند و كشته مي‏شدند); اين وعده حقي است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده; و چه كسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟» اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستد، كه با خدا كرده‏ايد) و اين است آن پيروزي); بزرگ!
توبه‏كنندگان،عبادت كاران، سپاسگویان و سیرو سياحت) كنندگان، ركوع كنندگان، سجده‏كنندگان! آمران به معروف، نهي كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاي)الهي، (مؤمنان حقيقي‏اند) ; و بشارت ده به (اين‌چنین) مؤمنان!
  استاد شهید از بندگان خاکی و بی ادعا  در این معامله با خدای  بزرگ دست یافت ،  علاقه او به شهادت  اورا زاهد تمام عیار ساخت. که زندگی زاهدانه او شاهد  این ادعا است. از این رو خدا به او مقام شهادت را ارزانی داشت او بدست پلید ترین عناصر انسانی با شکنجه وآزار به شهادت رسید که جزء صحرای کربلا دیگر در تاریخ تکرار هم ندارد.
3-   شهید .
 شهید وشهادت در فرهنگ انسانی مقدس و مقام ارجمند است چه آنان که  اعتقاد به رستاخیز دارند و چه کسانی حیات انسانی  در همین دنیا خاتمه یافته می دانند، ولی شهیدان را زنده می دانند و شهید و مقام شهادت را گرامی، می دارند. همواره با یاد و بود  خاطره شهیدان را زنده نگاه می دارند. ولی در فرهنگ قرآن شهید  در این جهان و جهان دیگر  مقام ویژه  دارند که جزء شهدا دیگران به آن مقام نمی رسند.
وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لا تَشْعُرُونَ ( بقره/١٥٤)
و به آنها)! كه در راه خدا كشته ‏شدند. مرده نگوييد! بلكه آنان، زنده‏اند،ولي شما نمي‏فهمید؟
  وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران/ ١٦٩ )
(اي پيامبر) ، هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان، زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزي داده مي‏شوند .
 شهید مزاری شهید استقامت و مظلومیت که به جزء حق طلبی و عدالتخواهی جرمی نداشت. او را بایارانش   باسلاح گرم وسرد سلاخی کردند وحتی تن نازنین او را مثله نمودند.  عداوت خود را  قوم جهالت و تعصب  در نهایت درجه نشان دادند. 
4- احیا گر.
 شهید مزاری در حقیقت احیا گر فضایل وارزشهای دینی وانسانی و محصول عقلانی بشری در جامعه بود .
 در عرف حیات کسانی از عدالت و آزادی محرومند در حقیقت مرده گان  هستند که روزی زندگان را می خورند.  به همین دلیل کسانی در جهت  بازگرداندن عدالت و آزادی و کرامت انسانی  در جامعه تلاش می کنند ، جزء احیا گران یاد می شوند . استاد شهید برای اقوام محروم کشور احیا گر است  و به اقوام محروم کشور حیات سیاسی تازه داد . او به میزان هزاره ها  به ازبکها خدمات ارائه کرد. مزاری خواهان عدالت در توزیع قدرت و صلاحیت و  توزیع فرصت و ثروت در جامعه افغانستان بود او برادری وبرابری را به معنای واقع کلمه می خواست.  به همین دلیل قرآن از چنین عناصر انسانی  برای تکریم کرامت انسا نی وحفظ حقوق شهروندی و آزادی و عدالت تلاش می کنند  احیاگر یاد می کند و کسانی را که  درستم گری و عدالت کشی  و ازیبن بردن کرامت انسانی سعی می کنند، بنام قاتلان جامعه یاد می کند و یعنی حیات انسانی  لازمه حیات حقیقی انسان است،  یعنی زندگی انسان  با حیات معقول و طیبه  تکمیل می گردد.
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأرْضِ لَمُسْرِفُونَ (مایده/ ٣٢)
به همين) جهت، بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس، انسان‌هايي را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد، چنان است كه گويي همواره) انسان، را كشته; و هر كس، انسان‌هايي را از مرگ رهايي بخشد، چنان است كه گويي همواره) مردم را زنده; كرده است. و رسولان ما دليلی روشن براي بني اسرائيل آوردند، اما) بسياري از آنها! پس از آن در روي زمين تعدي و اسراف كردند.
مفهوم نص آیه بیان کننده اصل وجوب حفظ جان انسان است. هیجکس بدون محاکمه  حق کشتن  هیچ انسانی را ندارد،  این امر نشان می دهد ترور از ریشه  خلاف شرع است،  چون قتل انسانی بدون محاکمه گویا کشتار  انسانیت و کشتار جمیع مردم  است، چنانچه نجات  دادن انسانی از کشتن و چنگال ظالم و یا از حادثه های ناگوار طبیعی، به منزله نجات دادن تمام افراد جامعه است .
 مفهوم التزامی و باطنی این آیه  وجوب حفظ و توسعه  حیات فرهنگی که همراه کرامت انسانی به عهده جامعه است.  هر گروهی که مورد تهدید فرهنگی قرار می گیرد وحقوق و آزادی های مشروعش ازبین رفته اند گویا تمام  حیات فرهنگی انسانها نابود شده است. چناچه حفظ و کمک کردن  در راستای حیات فرهنگی و احترام  کرامت انسان  و برابر دانستن انسان ها در استحقاق مزایا به منزله حیات بخشیدن به حیات فرهنگی نوع انسان وکرامت انسانی اند، استاد شهید در هردو جبهه در احیا گری شاهکار بی نظیر بود.
 نویسنده :ابزاهیم حسن زاده