Google+ Followers

۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

تجزیه و تحلیل پیرامون قضایا ی قرآن سوزی اخیر و جنجالها


بسم الله  الرحمن الرحیم
 قرآن آخرین کتاب آسمانی و اصلی ترین مُعجزه  حضرت محمد مصطفی(ص) خاتم پیامبران است.قرآن جایگاه عظیم نزد مسلمانان دارد،نفس قرآن واجب الاحترام است.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (٧٤)فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (٧٥)وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (٧٦)إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (٧٧)فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ (٧٨)لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ ( واقعه/٧٩)
حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگتر تسبيح كن (و او را پاك و منزه بشمار)! سوگندها به جايگاه ستايش (و محل طلوع و غروب آنها،نخورید و اين سيئه است، بسيار بزرگ است که اگر بدانيد! كه آن  قرآن كريمي است؛) كه در كتاب محفوظي جاي دارد، و جز پاكتر نمي‏توانند به آن دست زنند. (دست يابند).
 این آیه مبارکه  به عظمت و حرمت و  وجوب احترام قرآن دلالت دارد.  درین فهم همه مسلمانان اجماع دارند، و اختلاف در بین مسلمانان نیست.
 کسی که به قرآن عمدا اهانت و بی حرمتی می کند، به معنای انکار مبدا و میعاد و انکار رسالت ختم مرتبت حضرت محمد(ص)  و قرآن کتاب آسمانی است.
 کسی عمدا اقدام به سوزانیدن قرآن کریم کند، به معنای اعلام جنگ با معتقدات اهل قبله است و در تمام مکاتب حقوقی جرم است، چون مقدسات و با ورهای همه ملل دنیا واجب الاحترام است، و از نظر فقهی کیفر اهانت کننده  مرگ است.
ولی اگر عمدی در کار نباشد که از روی سهو و ندانستن مرتکب  شده باشد، در این صورت کیفر ندارد و چون تکلیف با توجه مکلف منجزّ می گردد. و از همین رو تطهیر قرآن در صورت اصابت با نجاست و حفظ حرمت قرآن در صورتی قرآن در جای باشد که بی حرمتی صدق کند، واجب فوری است.
اما قرآن سوزی اخیر در میدان هوای بگرام اسرار های نهان دارد. بدون شک حقیقت این است ، که خارجیها مستقیما   در حادثه نقش ندارند.  قرآن سوزی از سوی  خود افغانها است، چون قرآن در مکان بود و باش افغانها بوده است نه خارجیها. درضمن خارجیها به دلیل تخلیه مکان دستور پاک کاری را به  داخلیها داده اند. وشاید دستور داده کلیه اسناد و کتابهای را مورد استفاده نیست، آتش بزنید. بر فرض که خارجی دستور داده است ولی کارگر افغان اجازه نداشت که این دستور را اطاعت کند.بر او واجب بود قرآن حفظ کند.  درین صورت وظیفه کار گران بودندکه که کتابها را چک می کردند و کتابهای مذهبی واجب الاحترام را جدا می کردند و قداست آن را حفظ می کردند.
عامل عمده قرآن سوزی چهار فرضیه است.
1- طالبان از این فرصت سوء استفاده کرده است ، با برنامه  ازپیش تعیین شده دست به چنین اقدام زده است، تا از این رهگذر احساسات مذهبی مردم را تحریک کنند  و عملیات علیه نیروی بین المللی را شدت بخشد، در مذاکره صلح دست بالا را داشته باشند.
2- خود افغانها که به صفت مترجم و کارگر در استخدام آمریکایها بوده است، اقدام به این کار کرده باشند، چون این گونه افراد بی دین در افغانستان بسیار جسور شده است ورگه های دشمنی آنان علیه قرآن در جامعه افغان قابل فهم است. چنانچه درسالهای 82و83 جناب داکتر سرور مولای رئیس دانشگاه بامیان بود. او دستور داده بود، قرآنهای کتابخانه دانشگاه را دفن کند و یا آتش بزند. این خصومت داکتر مولای  به خاطر سکولاریزه کردن دانشگاه بامیان بود. ولی کارگران قرآنها را به دانشجویان و  مردم عادی توزیع کردند و داکتر سرور مولای وهمکارانشان را از یک رسوای بزرگ نجات دادند.
3- شرکتهای خدماتی و تجارتی به خاطر که از خاریجیها باج بگیرند هم دست به قرآن سوزی می زنند. و از این حربه در جای جای کشور این سودجویان از خدا بی خبر خاریجیها را کلافه کرده است و قرار دادهای سنگین را بر خاریجیها تحمیل کرده است و با تعطیل شدن این فاز از برنامه خارجیها شرکتهای که منافع خود را از دست داده است. به خاطر باج گرفتن، دست به چنین اقدام زده باشند.
4- دستگاه استخباراتی خارجی به خاطر به آشوب کشاندن و بی ثباتی سیاسی کشور و به چالش کشاندن نیروی خارجی دست به چنین عمل زده اند.
ولی احتمال خطای انسانی هم می رود و با فرض خطای انسانی هم طرفهای در گیر و سود جو به اغتشاشات و قتلهای اخیر نقش دارند. چناچه عامل عامل اصلی چهار فرضیه باهم و یا جدا باشند، عامل اصل آن به اشد مجازات محاکمه شود تا درس عبرتی به قرآن ستیزان باشد. ولی تعجب دیگر باقی است که چرا ما مسلمانان علیه  احکام تعطیل شده  قرآن که صورت قانونی گرفته عکس العمل نشان نمی دهیم. چرا خود مان به قرآن عمل نمی کنیم ، که قرآن را در حوزه عمل مهجور نگاهداشته ایم و چرا علیه رسانه های و مؤسساتی که عفت عمومی را هدف قرار داده اند، وارد عمل نمی شویم و با هنجار شکنان برخورد نمی کنیم.
 اما سخنی با دولت مردان و گردانندگان کشور دارم.  این اعتراضات بغض ترکیده مردم بود که در این مدت  به احساسات معنوی مردم توجه نشده بود و دولت نتوانستن به کسانی  به بیت المال دست زدند  برخورد مناسب کند و اعتراض علیه نارسای اداری  وقضای و فساد رفتاری  کارمندان که تقلب و کج مداری و رشوه را رواج داده است  و اعتراض علیه اصلاحات اداری است ، که در زیر لوای اصلاحات اداری منصبها خرید وفروش می شود و افردا لایق و پاک را از خدمت محروم می کنند و دها فساد رفتاری که اعتماد مردم را ازبین برده است. و عدالت و انصاف در این کشور به صلیب کشیده شده است. اعتراض علیه همه این بیدادی است. این زنگ خطر از سوی مردم است.
ابراهیم حسن زاده
کابل: 8/12/1390




۱۳۹۰ اسفند ۴, پنجشنبه

تحلیل پیرامون نواسانات ااقتصادی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم.
 نوسان ارزش پول ملی ایران اقتصاد ایران را لرزانده است، حتی یک دالر به دو هزار تومان هم رسید، این بی ثباتی ارزی موجب گردید،  تاجران عمده بین پنجاه هزار دالر تا سقف  پانصد هزار دالر متضررشدند.  تاجران نه جرئت فروش و نه جرئت خرید دارند. ولی مهاجران افغانستانی مستقیما زیان دیده و قربانی شده اند،  اندک پس انداز شان در هنگام برگشت همان هزینه سفر را به سختی تکافو می کند. نرخ  و نوای   مواد غذای و کرایه حمل و نقل عمومی و خدمات با توجه نرخ ارزی چندان سقوط نکرده است. تفاوت قیمت بین جنس داخلی و خارجی حس می گردد. رشد قیمت به اجناس خارجی به اساس نرخ دالر بالا رفته است. سوپر مارکیت ها از فروش کلی پرهیز می کنند، مردم که توانایی دارد درصدد  خرید کلی و ذخیره یکساله اند. ولی نرخ خدمات عمومی مثل افغانستان به قیمت نفت و دالر  بالا و پاین نمی آید. و امکان احتکار و کمبود نیاز اساسی شهروندان دیده نمی شود، ولی گرانی و بیکاری نگران  کننده مردم را تهدید نمی کند. ولی تحریم اقتصادی و تحریم بانکهای ایرانی و تحریم خرید نفت ایران تردید به باورهای مردم ایجاد کرده است.ولی ایجاد مشکل نتوانسته که نارضایتی عمومی را در پی داشته باشد.
هرچند من عالم اقتصاد نیستم؛ ولی اگر ایرانیان قادر به مهار بحران اقتصادی گردد و کالای ایرانی و خدمات را ارزان  ارائه کنند  و کالای خارجی که با قیمت دالرگران است، گرانی انگیزه خرید مردم را کاهش می دهد و از سوی  تعرفه های سنگین بر کالای خارجی عملا واردات آن را عملا قطع می کند، صنعت و خدمات ایرانی قدرتمند خواهد گشت . ولی تصور روی امکان چنین فرضیه است.
در اصل تاجران خسارت را پیذیرفته  است. ولی مردم ایران سه تحلیل دارد.  
1-  نظام در برابر چنین فشار مقاومت می کند و کار به جنگ کشیده شود، احتمال وقوع چنین  اتفاقی  نا ممکن است، که ملت و دولت ایران و افکار عمومی دنیا  و دولت آمریکا چنین آمادگی ندارند و برای افکار عمومی جهان قابل پذیرش نیست، و هزینه جنگ برای هردو طرف سنگین است  و هیچ کدام آمادگی قبول  چنین خسارت را ندارند. و هرچند رسانه های ایران و دولت مردان روحیه جهادی را در جامعه تبلیغ می کند.
2-  در این احتمال  وضع به همین تحریم و سیاست چماق و هویج ادامه می کند، درین صورت خسارت و فشار را ملت ایران می بیند.  تغییری دیده نمی شود. ولی رجز خوانی هردو طرف بازار را همیشه ملتهب نگاه می دارد. ممکن  است صنعت داخلی از جهات رشد کند و از جهاتی هم  زیان کند.
3- درین صورت سران نظام به اساس فشار،  و مصلحت مردم به نوشیدن جام زهر می رسند و سر انجام پروژه غنی سازی را متوقف می کند و مذاکرات دوام می یابد، وضع اقتصاد ایران جهش رو به جول می گیرد. ولی هر دو احتمال کاهش ناگهانی  و ترقی غیر مترقبه به تصمیم نا معلوم دولت مردان ایرانی دست تاجران در خرید و فروش بسته است. و التهاب اقتصادی رنج روانی را به ملت ایران و امت اسلامی تحمیل می کند.
ابراهیم حسن زاده. کابل:4/12/1390

۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

طرح تغییر سیستم آموزشی و مالی مدارس دینی تشیع افغانستان


طرح تغییر سیستم آموزشی و مالی مدارس دینی تشیع افغانستان
بسم الله الرحمن الرحیم
در مجموع سیستم آموزشی دینی جهان تشیع فرسوده است،بین نظام تولید و مصرف هماهنگی وجود ندارد،چنانچه در نجف وقم ملا تربیت می شوند، ولی همه بازار کار ندارند، تعداد اندکی بازار کار می یابند و بسیاری از مناطق و شهرستان ها  و قریه های بزرگ  جهان تشیع فاقد  روحانی کارآمد است،  یعنی بین  نیاز مردم  و عرضه تناسب وجود ندارد. همین فقدان بازار کار موجب گردیده که استعداد ها ی خلاق به فعلیت نرسند و راکت بمانند. این افراد در مرور زمان دچار افسردگی و نا امیدی می گردند و در حقیقت بخشی از نیرویهای کار آمد حوزه از گردنه چرخ فعالیت خارج می گردند. این خسارت بزرگی برای حوزه های علیمه است. از سوی دیگر توازن در جذب استعداد ها و پرورش  استعدادهای خلاق  وجود ندارد، تبعیض در تخصیص و حمایت طلاب دینی و اقع می گردد، کسانی  در چنبره حمایت قرار می گیرند ، انگیزه ندارند. وکسانی که انگیزه  و استعداد خلاق دارند،یا شناسای اصلا نمی شوند و یا اگر کشف هم شوند، مورد توجه واقع نمی گردند، چون به خانواده های سنتی اشراف دینی تعلق ندارند. از سوی دیگر اکثر مناطق شیعه نشین محروم از وجود روحانی مؤثر است.
از سوی دیگر اندک منابع برّیه شیعی از سراسر جهان تشیع  با سیستم وکالت  در گذشته  با توجه کمبود نقدینگی  و تقوای علمای سلف  تا جای مثبت بود و هرچند در همان زمان هم موجب انحراف وکیل ها گردیدند، که موجب ظهور فرقه ها  شیعی گردید و بیت المال مورد سوء استفاده افراد قرار گرفت.
 امروز سیستم وکالت  هشتاد درصد از زمره دلالی است، که افرا د  بیش ازآن که منافع صاحب شریعت و متدینان را در نظر بیگرند، درفکر کمیسیون هستند، از همه بدتر  دفاتر مراجع به خاطر جذب بودجه تا نصف مبلغ را  به عنوان حق کمیسیون می پذیرند، و پراکندگی دفاتر هم مشکل دیگر است،که همین منابع اندک را تفریق می کنند، سیستم مالی مصرف فرد محورانه  است، اولویتهای جهان تشیع را مورد اهمیت قرار نمی دهند، بل که منافع  حضرت آقا  وسلیقه ها آقا و اطرافیانش در اولویت است، از همین جا هوای نفس در مصرف بیت المال رخنه می کند،  همین آغاز فتنه ها و انحراف است،چون مکانیزم برای مصرف وجوهات وجود ندارد، درضمن هرگز در آمد مراجع مورد محسابه قرار نمی گیرند، تا انحراف  مالی  و معایب مصرف آشکار گردد، با مرگ مراجع امکانات گرد آوری شده جزء تیول آقازاده ها می گردد و موجب به وجود آمدن خانواده ها وسلسله ها  می شود ، به نحوی که طبقات اشراف دینی و روحانی  پدیدارمی شود. از این رو  به غیر از چند شهر در ایران  و نجف در عراق در سایر مناطق جهان تشیع  مدارس  و مرکز  علمی  نیرومند به وجود نیاید. در حال حاضر همین اعتماد  بین مردم و مراجع رو به کاهش است. باضرس قاطع  بیان می کنم ،که اگرکمک های مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی ایران  نباشد، حوزه ها  علمیه جهان تشیع حتی در ایران هم در آستانه سقوط  است.
 بازهم با استقرار نظام جمهوری اسلامی   حوزه  علمیه رنگ بومی گرفت و مدیریت شبه دولتی  یافت، وطلاب ایرانی و غیرایرانی شد و بازار کار دینی هم به اتباع مجاز  به  غیر اتباع منع شد. همین رنگ شکاف وجدای بین  عناصر روحانی در دنیا تشیع ایجاد کرد، و علماء را از رسالتهای جهانی شان به محلی و بومی تنزل داد، فرهنگ طایفه گرای  و منطقه ی و ناسویانالیستی غلبه بر فرهنگ :قولوا لا اله الا الله  فتفلحوا یافت. مرکز تعلیمی از سیستم مردم نهاد  به مرکز سیاسی  تبدیل شد، و همین امر نیز جهان شمولی نظام آموزش دینی تشیع را دچار چالش گردانید. سیاست زدگی نیز موجب ضیقی در نظام آموزشی جهان تشیع و سبب چالشهای نو شد. منافع و مصلحتهای سیاسی و گرایش سیاسی سبب محدودیتها و محرومیتها گردید.
همین منابع اندک شیعی با منابع سایر مذاهب اسلامی قابل قیاس نیست، چون دیگران  نقدینگی مال التجاره و کارخانه  ها را از متعلقات، زکات را قرار داده است، و از این رهگذر منابع بیت المال شان چشمگیر است، از سوی دیگر نیاز به تراکم جمع بیت المال در مرکز خاص ندارد،  بیت المال در هر منطقه جمعش سهل الوصول  ومصرف است، از این رو در بیخ هر مسجد اهل سنت مدرسه دینی هم فعالیت می کنندٰ، یعنی در دنیا اهل سنت ،  تمرکز مرکز آموزشی در مکان خاص و به کشور خاص اختصاص ندارد، در اکثر کشورهای  اسلامی  مرکز آموزش دینی قوی وجود دارد، یعنی بین تولید نیروی تعلیم یافته دینی و بازار کار هماهنگی وجود دارد،  سیستم مالی شان از مدیریت فرد محورانه بری است، درضمن وجود مکانیزم کار آمد، درسیستم مالی اهل سنت رو به رونق است.  هرمسجد اهل سنت دارای  پیش نماز  و هرمنطقه شان دارای امام جمعه است. بازار کار دینی در دنیای اهل سنت پر رونق است. وسیستم مکانیزه مالی و مدیریت مالی مدرن در هرجا و در هرشرایط قابل تطبیق است و هیج کسی و هیج عالم دینی مقام قدسی ندارند که از حساب دهی مقام مصونیت داشته باشد و نظر او معصوم از خطا باشد، مصرف صدقات به اجازه اعلم علماء و مولوی ارشد جهان اهل سنت بستگی ندارد، بلکه مصرفش به اساس آیه قرآن باقصد قربت برای مستحقانش  است. ارکان مصرف صدقات در اهل سنت دو چیز است، قصد قربت و تحقق عینی مستحق صدقه است،  پرداخت صدقات احتیاج به رسید از دفتر مولوی ارشد ندارد،ولی در جهان شیعه اثنی عشر مصرف صدقات رکن سوم دارد که اجازه و رسید از مرجع  وعالم ارشد دینی است، اجازه مرجع شرط اصلی بریئ الذمه شدن مکلف است، با توجه به تعدد مراجع و اختلاف سلیقه و تفاوت نگرش سیاسی  سبب تفرقه و موازی کاری  و کاهش بودجه آموزشی و تبلیغی می گردد. این رکن سوم مانع حسابرسی  و ایجاد سیستم مالی مدرن است.
 حد اقل سیستم سنتی نظام مالی حوزه علمیه دنیا تشیع  باید تغییر کند و حسابرسی و سیستم مدرن که موجب توحید وتجمیع وجوهات بٍِِرّیه در یک مرکز مالی شود  و به اساس اولویت و نیازمندیها برنامه ریزی گردد و جلو امکان هر نوع سوء استفاده گرفته شود و عدالت و توازن در مصرف وجوهات رعایت شود و بین نظام تولید و مصرف هماهنگی به جود آید و مراکز علمی قوی در هر کشور و منطقه ایجاد شود  و به نیاز دینی روز مردم پاسخ داده شود و نظام آموزشی به روز و کار آمد گردد و هر منطقه هم قادر به تربیت چنین نیرو باشد و هم قادر به جذب.  امروز به غیر از ایران بزرگترین چالش حوزه علمیه جهان تشیع عدم بازار کار برای تحصیل  کرد گان دینی  است که سبب تغییر شغلی دانش آموخته دینی می گردد،  آنان به  سوی  شغلی که امنیت معاشی داشته باشد ، روی آورده اند . فقدان امنیت معاشی موجب جذب نشدن  استعداد های درخشان به مراکز آموزش دینی می گردد. این امر موجب می گردد، که متخصصان علوم  اسلامی ،انسانی  متناسب با نیاز جامعه تشیع پدید نیاید.
 این کار در جامعه مراجع جهان تشیع محال و یا شبه محال است. ولی از آنجای که در افغانستان  مراکز آموزشی در حقیقت از کار افتاده و خروجی مدارس ناچیز است، وشغل و خدمات روحانی ارزش نیافته و رایگان است. این شرایط مدارس دینی را در شرف سقوط قرار داده است، عالم دینی در حال انقراض است. تنها عالم دینی امکان فعالیت دارد که که زمین و یا دکان داشته باشد، یا شغلی جانبی! تغییر در افغانستان ضرورت دارد، که راه گریز ندارد.
 با تجربه چند سال کار مستمر در افغانستان و  حس کردن اوضاع  به این نتیجه رسیدم که  در دومیدان  تغییر باید صورت بگیرد. 1- در عرصه مدیریت مالی  مدارس دینی 2- در زمینه نفس مدیریت مدارس. من طرحم را در بهار 1382در کابل با آیت  الله محسنی در میان گذاشتم ولی ایشان  به اساس خصلت ذاتی اش   شریک به افکارم نشد و مرا در حضور جمع موسفیدان عوام سرکوب و سرزنش کرد، چون عوام حضور داشتند، بناچار سکوت کردم.
 اول: در هر ولوسوالی شورای مدیریت مدارس و جمع آوری وجوهات با مکانزیم نوین و مدیریت مالی مدرن ایجاد شود، که مردم غیر مستقیم هم در تصمیم سازی و در اجراء مشارکت کند. وجوهات هر ولسوالی در خود همان ولوسوالی به اساس عرضه و تقاضا و کار آمدی هزینه شود و این پول نباید خارج شود، مگر این که زمینه مصرف نداشته باشد، سیاست مالی هماهنگی بین تولید و با زار مصرف به وجود بیاورد،  و نیاز به علمای دینی را در خود همان منطقه تامین کند و سیاست مالی را به نحوی برنامه ریزی کند که هر عالم دینی  امنیت معاشی حد اقلی پیدا کند که علما از آفت عوام زدگی و دولت زدگی و بیسوادی هم به دور بمانند.  باید شورای مدیریت مدارس و جمع آوری وجوهات دارای اساسنامه مدرن شود که جلو هر نحو خودکامگی و سوء استفاده شخصی مهار شده باشد.
 دوم مدیریت مدارس از فرد محورانه خارج شود و دارای تشکیلات گردد که مدیریت مدرسه هم مدرن و خرد محور و جمع محور باشد. برزگترین آفت مدیریت شخصی  و استبدادی است که موجب تنش و اختلاف بین عالمان دینی شده  و هم موجب تعدد مدارس است که هم برخلاف قاعده عرضه و تقاضا است و هم بیمار و فاقد خروجی مثبت است،  هم بیت المال مورد سوء استفاده واقع شده است. و ازاین  رو من مدتی در یکی از مدارس یکاولنگ اساسنامه تهیه کردم که سر انجام مدیر و متولی  مدرسه بر نتافتند.اساس نامه  را در ذیل بخوانید.

اساسنامه مدرسه دینی (حوزه علمیه) خاتم الانبیاء (ص) در مرکز یکاولنگ
بسم الله الرحمن الرحیم
·        ضرورت  تاسیس مدرسه دینی جامع.
 با توجه به وضعیت  از هم پاشیده سیستم آموزش  دینی منطقه که حتی قادر به تربیت مبلغ، مربی احکام ، اخلاق  وتربیت نمی باشد. رشد کمی بی رویه ی بی کیفیت که عرضه و تقاضا باهم تناسب ندارد و تعداد مدارس یکاولنگ به هیجده باب مدرسه می رسد  که مدیریت آن فرد محورانه و محروم از خرد جمعی و بیمار  است، در نتیجه اکثر آنان در عمل تعطیل شده است و برخی از آنها فقط چند ماه زمستان باز می شود، که با نداشتن برنامه و استاد ورزیده  در عمل فعالیت شان از ثمر باز مانده و فاقد خروجی مثبت است.  با عدم استمرار آموزش طلاب، طلاب در طول بیست سال حتی قادر به فهم کتاب فقهی لمعه هم نمی شوند. و تعدد مدارس  و تعدد وکلاء از سوی مراجع موجب پراکندگی وجوهات و نا کارآمدی  مدارس گردیده  است،که هیچ یکی  ازمدارس بودجه ی حد اقلی ندارد، برخی مدارس موقوفه ی اگر دارد از سوی متولی خاص بانبود مرجع نظارت و باز خواست مورد سوء استفاده قرار گرفته است. از سوی دیگر فقدان ارزش خدمات  جامعه روحانیت در جامعه زمینه جذب  نسل جدید را بالتمام در زمینه علوم دینی از بین برده است. چون  در حوزه علمیه های کلان و مادر تشیع بین تولید دانشمند دینی و بازار مصرف هماهنگی وجود ندارد، در حوزه علیمه نجف و قم  ومشهد وغیرو.. تراکم روحانیت وجود دارد، که 60٪ آن بی کار است و در سایر شهرستان ها ی تشیع نشین کشور ها دیگر بازار کار دینی بدون روحانی است.  از سوی دیگر مردم هم عادت به دریافت خدمات دینی رایگان کرده است، که عملا فقط روحانی در منطقه ماندگاری  دارد که دکان داری داشته باشد و یا از ملاکان و زمیندار عمده باشد. چنین بیماری عملا موجب انقراض روحانی و دانش آموخته دینی شده است. از این رو هماهنگی و تناسب بین تولید و مصرف دانش آموخته دینی از نیاز روزگار ما است.
. همچنان وضعیت تغییر زمانه  ورشد معارف جدید و افزایش نسل تحصیل کرده مراکز دانشگاهی وتوسعه ارتباط جهانی و تقابل فرهنگها و مطالبات جدید جامعه از دین و تهاجم فرهنگی و وظیفه مرزبانی از اعتقادات مردم  سبب گردید که مؤسسان مدرسه به فکر هزینه ساخت مدرسه در مرکز یکاولنگ افتادند. حضرت حجت(عج) هم کمک کرد هزینه تعمیر مدرسه من حیث لایحتسب به دست آمد. این هزینه از سوی استاد محمدی به خوبی هزینه شد و مدرسه مناسب در منطقه ایجاد شد که در حال حاضر در منطقه هزارستان بی نظیر است. ساخت چنین مدرسه از آرزوهای صلحای جامعه به خصوص شهید مزاری بود، که بار ها به این امر تاکید کرد. از این رو مدرسه دچار بیماری سایر مدارس دینی در هزارستان نگردد،  هیئت مؤسسان برای مدرسه سیستم جامع تعریف کرده است.
·        سال تاسیس: 1375 شمسی
·        اهداف.
ü      تولید دانشمند دینی و دانش دینی در منطقه
ü      تربیت روحانی باسواد متناسب با نیاز امروزین جامعه
ü      فراهم کردن زمینه ارزش خدمات روحانی به غیر از عبادات،  که شغل روحانیت هم  جزء شغل بهادار در آید.
ü      توحید وجوهات و صدقات بریه و هزینه کردن متعادل به اساس اولویتهای جامعه یکاولنگ با در نظر داشت عدالت و توازن.
ü      ترویج معارف اسلامی با محوریت قرآن و سنت و بالابردن سطح دانش دینی افراد جامعه
ü      نهادنه کردن بینش دین مدار و فضلیت ومنش اسلامی درجامعه
ü     مرزبانی از اعتقادات دینی و ارزشهای اسلامی و مبارزه با فر هنگ منحط وارداتی بیگانه
ü      به وجود آوردن هماهنگی بین تولید و بازار مصرف روحانی و تعادل عرضه و تقاضا
ü     سیستم مالی شفاف مصرف به اساس آیین نامه داخلی مدرسه و حسابدهی در حضور نمایندگان مردم و جلوگیری از هرنوع سوء استفاده  مالی احتمالی و جلو گیری کردن از تصرف وجوهات فرد محورانه و سلیقه شخصی.
ü     مشارکت مردم در تصمیم سازی و اجراء.
ü     کار آمد نمودن سایرمدارس دینی را با ترویج  نصاب تعلیمی قرآن  که خروجی آن اگر متقاضی آموختن علوم دینی باشد، تحصیل خود را به این مدرسه ادامه بدهد.
·        ماهیت مدرسه.
1- صاحب اصلی  مدرسه در حقیقت شخص امام عصر (عج) می باشد. در غیبت امام عصر(عج) مدرسه به  تمام مردم یکاولنگ تعلق دارد، غیر مستقیم هر فرد ساکن در یکاولنگ با رعایت اساسنامه  مدرسه متولی مدرسه است.
2-  مدرسه وابسته به جریان خاص سیاسی نیست، سیاست کلی مدرسه اعتلا فرهنگ اهل بیت(ع) و پدری برای جریانهای سیاسی است.


·        ارکان مدرسه.
1- ارکان مدرسه قرار ذیل است.1-هیئت مؤسسان. 2-  هیئت مدیره 3-  بازرسان4- خزانه دار.
2-  هیئت مؤسسان عبارت از کسانی است که  طرح و فکر مدرسه از دغدغه های ذهنی آنان بوده ، که در نهایت با سعی و کوشش موفق به تأسیس و تعمیر مدرسه گردیده اند.
·        اعضای هیئت مؤسس عبارت از افراد ذیل است.
1- حجة الاسلام علی محمدی. 2- حجة الاسلام رضا سعیدی3- حجة الاسلام نبی خطیبی4- حجة الاسلام محمد علی بیانی5- حجة الاسلام محمد فاضل6 حجة الاسلام  احمد رضوانی.7- حجة الاسلام سرور حجتی 9- حجة الاسلام حسین بخش محقق10- حجة الاسلام علی حسین عادلی.
·        وظایف هیئت مؤسسان قرار ذیل است.
1-  کلیه فعالیت هیئت مؤسسان  رضا کارانه  بدون حقوق می باشد.
2-بعد از ختم کار تعمیر و بهره برداری از مدرسه هیئت مؤسسان فورا متولی و مدیر مدرسه را به خاطر بهره برداری معرفی کنند. فرد مذکور در شرایط مناسب  هفت نفر از  علمای فعال   مدرسه را به عنوان هیئت مدیره از جمع طلاب  مدرسه از طریق انتخابات و یا با توافق اکثریت  انتخاب نماید.
3- به خاطر تامین یکی از اهداف مدرسه دو نفر  از هر بخش یکاولنگ از میان موی سفیدان و متنفذان قریه ها و اصناف و مکاتب به عنوان اعضای هیئت مدیره انتخاب می شوند.
4-شیوه انتخاب نمایندگان مردم  از این قرار است که از هر قریه رئیس شورا یا یکی از معتمد اهالی قریه و نماینده اصناف و مکاتب در جلسه سالانه گزارش دهی کاری و مالی مدرسه  از طرف دفتر مدرسه دعوت می شوند. در حضور نمایندگان مردم از سوی نمایندگان هر بخش دو نفر به عنوان اعضای هیئت مدیره معرفی می شوند، که مجموع اعضا هیئت مدیره پانزده نفر می گردد. هفت نفر از علما و هشت نفر از مردم.
5- تاریخ بر گزاری جلسه سالانه باحضور نمایندگان قریه ها و اصناف و مکاتب در ماه ثور می باشد.
6- در ضمن از تمام روحانیت یکاولنگ در هر سطح علمی در جلسه سالانه دعوت می گردد.
7- مدت اعتبار اعضای هیئت مدیره یکسال می باشد. در هر سال مردم در جلسه سالانه نمایندگان خود را ابقا می کنند و یا اعضای جدید معرفی می کنند. و همچنان طلاب و علمای فعال مدرسه هفت نفر از میان طلاب و علمای حاضر در مدرسه را ابقا می کنند ویا اعضای جدید انتخاب می کنند.
8- فعالیت کلیه هیئت مدیره رضا کارانه  و بدون حقوق می باشند
9- هیئت مدیره ، مدیر عامل مدرسه را  از میان مدرسین باسابقه و فعال مدرسه  برای پنج سال انتخاب می کنند.
10- کسانی می توانند خود را به عنوان مدیر عامل کاندید کنند که باید از مدرسین  مدرسه باشند،  که بیشترین حضور و فعالیت در مدرسه داشته اند.
·        شرایط عمومی اعضای هیئت مدیره.
1- دارای حسن سابقه و شهرت نیک و پرهیزگار 2- تعهد به پیشرفت مدرسه3-  نداشتن اغراض سیاسی علیه مدرسه4- تعهد حضور در جلسات هیئت مدیره.
·        وظایف هیئت مدیره.
1- تشکیل ساختار مدرسه است.2- انتخاب مدیر عامل 3- انتخا ب معاونتها . ا- ایجاد معاونت آموزشی. ب- معاونت فرهنگی تبلیغی. ج- معاونت دار القرآن و اعضای آن.د- معاونت مالی و پشتیبانی. ه- معاونت برنامه ریزی و پلان وتحقیق و پذیریش.و- معاونت تربیتی و ورزشی
·        تبصره
معاونت آموزشی موظف به تشکیل گروهای علمی است. 1- گروه ادبیات2- گروه فقه و اصول -  گروه فلسفه و کلام 4- گروه علوم قرآنی و حدیث.
·        آیین نامه هیئت مدیره.
1- جلسه هیئت مدیره با حضور پنج نفر از اعضاء تشکیل می شود .2- مصوبه با رای اکثریت از اعضا حاضر رسمی می شود.با  اضافه یک نفر در هرطرف اکثریت تحقق می یابد. 3- هراعضا در صورت بیش ازسه دفعه متوالی غیبت داشته باشد، عضویت او درهیئت مدیره لغو می گردد و  مدیر عامل ازعضو علی البدل با صوابدید مصلحت مدرسه به جای اعضای سابق دعوت می کند. 4- همین حکم به اعضای  که فوت می کند ، هم جاری است.5- تصمیم بدون  تصویب هیئت مدیره فاقد اعتبار است.6- جلسه هیئت مدیره هر ماه تشکیل می شود. 7- دستور کار از سوی دفتر مدرسه  با وسیله منشی جلسه در مجلس ارائه می شود.
8-  مکاتبات رسمی مدرسه با مهر مدرسه و امضاء مدیر عامل اعتبار دارد و درغیاب مدیر عامل  بامهر مدرسه و امضاء معاونت آموزشی اعتبار دارد.
·        بازرسان
1- هیئت مدیره از بین خودشان و یا خارج از  هیئت مدیره دو نفر امین وصالح را  به عنوان بازرس انتخاب می کنند.
2- بازرسان هر سه ماه از کلیه فعالیت مدرسه بازرسی می کنند، قوت و ضعف کار را به هیئت مدیره گزارش می دهند.
3- همچنان بازرسان  در هرسه ما در آمد و هزینه مدرسه را با معاونت مالی و یا خزانه داری محاسبه می کنند، گزارش مالی را به هیئت مدیره   ارائه م کنند.
4- در صورت مشاهده تخلف بازرسان گزارش تخطی افراد خطا کار را به هیئت مدیره می دهند.
5-هیئت مدیره  به چند طریق با فرد خاطی برخورد می کنند. ا- اخطار کتبی ب- اعمال محرومیت ج- عزل و اخراج وی از مدرسه ه- اگر فرد خاطی به منافع عمومی ضرر رسانده باشد که قابل اغماض و گذشت نباشد، درین صورت مدیر عامل فرد خاطی را به دستگاه قضای معرفی می کند.
6- فعالیت بازرسان رضا کارانه وداو طلبانه می باشد.
·        خزانه داری
1- خزانه دار مسئول ضبت و ثبت و حافظ اموال منقول و غیر منقول و نقدینگی مدرسه است.
2- مدیر عامل و خزانه دار باهم در نزد بانگهای کشور حساب بانگی  افتتاح می کنند.
2- بر داشت پول نقد با پیشنهاد معاونت مالی و پشتیبانی از بانگ با امضاء مدیر عامل و خزانه دار ممکن است.
3- هر نوع مصرف و پرداخت خارج ازبانگ با پیشنهاد معاونت مالی و دستور مدیر عامل  از خزانه داری است.
4-  خزانه دار با چنین شرایط موظف به اجرا و پرداخت دستور مدیر عامل است.
5-  خزانه دار و معاونت مالی هر سه ماه بیل مصرف  و در آمد خود را به هیئت مدیره گزارش می
 دهد.
6-  پلان گزاری و برنامه ریزی بعد از حصول میزان در آمد و تنظیم بودجه  می باشد.
·         حل اختلاف
1- چناچه بین یکی از کارمندان  با دیگری و دیگران و یا بازرسان با مالی و خزانه دار اختلاف پیدا شد. مدیرعامل سه نفر  از معاونت ها را مامور حل اختلاف می کند.  و اگر هیئت حل اختلاف با هم توافق نکردند ، رای دو نفر موافق هم ملاک عمل قرار می گیرد.
2- چناچه هیئت مدیره باهم اختلاف کنند که عملا فعالیت مدرسه را دچار بحران کنند، درین صورت اعضای هیئت مؤسس حاضر در مدرسه هیئت مدیره را لغو می کنند. برای برحال نگاهداشتن فعالیت مدرسه مبادرت به انتصاب هیئت مدیره اضطراری می کنند. وهیئت مدیره اضطراری بعد از دو ماه زمینه انتخاب هیئت مدیره را از بین علما و طلاب حاضردر مدرسه  و  نمایندگان مردم فراهم می کنند.
3- در صورت غیبت  اعضای تاثیر گذار مؤسسان  یا فوت آنان  تمام حقوق  و صلاحیتها ی  ماده دو حل اختلاف به مدرسان که طولانی ترین حضور و فعالیت در مدرسه داشته اند انتقال می یابند.
·        تبصره
1- هیئت مدیره و یانهاد دیگر حق تغییر  اصول اساسنامه را ندارندولی آنان می توانند تفسیر کنند، اگر احیانا در عمل دچار مشکل شدند، حق تغییر در جزئیات را  برای تسهیل کار دارند.
2- این اساسنامه تا ظهور حضرت صاحب زمان(عج) مدار عمل است. و عدول از آن برای هیچ کس جایز نیست.
3- این اساسنامه با یک مقدمه و سیزده بند و دو تبصره و بیش از پنجاه ماده مورد تصویب هیئت مؤسسان قرار گرفته است.
 4- تاریخ تصویب بهار:1376
 والسلام من تبع الهدی.











۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

جایگاه تعلیم و ترییه در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان


 جایگاه تعلیم و تربیه  در قانون اساسی افغانستان
بسم الله الرحمن الرحیم
 چون منابع قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان اسلام (قران- وسنت وغیرو...) و  تجربه های معقول بشری است، که مخالفت با  دین مبین اسلام ندارد. و از این رو در اسلام  دو امر  از رکن اساسی رسالت  اسلامی  است و محور تبلیغ رسالت است.1-  تعلیم 2- تربیت. با تعلیم تغییر در ذهن افراد ایجاد می شود و افراد با تعلیم  عقلشان تکامل می کنند، با تکامل عقلانیت به حسن اننتخاب می رسند . افراد جامعه قادر به تجزیه و تحلیل می شود که از تقلید کور  وسنتهای خرافی  غیر عقلانی دست می کشند و به باعقلانیت با پدیده ها رفتار می کند رشد عقلانیت موجب تغییر مثبت درجامعه می گردد. رفتارشان سالم می گردد،  با رفتار سالم افراد جامعه سالم می شود. از این رو  آموزش اصل اولی در رسالت اسلامی است، که افراد دارای دانش با بینش گردد. از همین رو خداوند در قران اهل تقلید کور را مذمت می کند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ (مایده/104 )  
و هنگامي كه به آنها)! گفته‏ شود: «به سوي  آن‌چیزی که  خدا نازل كرده‏است. و به سوي  پيامبر!) ش فرستاده بیاید .  می گویند به«آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!»; حتی اگر پدران آنها)! چيزي نمي‏دانستند!) و هدايت نيافته بودند (باز از آنها)! پيروي) مي‏كردند!  با توجه به چنین نگرش قرآن رسالت  تعلیم و تربیه را بیان می کند.
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأمِّيِّينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (جمعه/2 )
او در میان: جمعيتی درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها)! بخواند و آنها)! را تزكيه مي‏کند، و به آنان، كتاب (قرآن) و حكمت)یاد مي دهد. هر چند پيش  از آن در گمراهي آشكاري بودند! 
 قرآن  به میزان  توسعه دانش به اخلاق و سلوک نیک هم اهتمام دارد، تا درسایه  تغییر ذهن رفتار افراد هم تغیر کند. چون رفتار ناشی  از خصلتهای است که در جان افراد  جای گرفته است که  این خصلتها  مثبت ،بنام فضیلتها یاد می شود که  در رفتار افراد ظاهر می گردد. راستی و درستی عدالت و برابری  و محبت وبرادری شالوده اصلی فضیلتها است.   در سایه حب منافع شخصی و منافع جمع و عموم ، منافع عموم را انتخاب کنند. حس وجدان و وظیفه شناسی را در افراد تقویت کند. چون این خصلتها تدریجی حصول در نفس است و نیاز به زمان و تمرین دارد و ازاین رو  به امر تربیت تزکیه گفته شده است، تا خصلتهای منفی نفس را از جایش پاک شود و خصلتهای مثبت و فضلیتها   زیور نفس گردد . واز این رو  تعلیم و تربیه  قرین همدیگر  است و هیچکدام بدون دیگری مثبت واقع نمی شود.  و از این رو  در اشعار حکمای ما هم به اهمیت این دو مقوله تاکید شده است .
اگر تو از آموختن‌سر بتابی           نجوید سر تو همی سروری را
بسوزند چوب درختان بی‌بر            سزا خود همین است مر بی‌بری را             
درخت تو گر بار دانش بگیرد                  به زیر آوری چرخ نیلوفری را             
نگر نشمری، ای برادر، گزافه                 به دانش دبیری و نه شاعری را               
                                                                          ناصر خسرو قصیده:6
با توجه  به آموزه دینی حکمای کشور ما هم پایه اساس توسعه و تغییر را دانش  و ارتقا ظرفیت نیروی انسانی می دانند . ضامن سلامت رفتار انسان هم تربیت سالم را می دانند. و از همین رو  به تربیت هم حکمای کشور اهتمام ویژه دارند. و به همین مطلب مولانا جریان خارکن را تمثیل می کند و به امر تربیت  و زمان تربیت و چگونگی تربیت اشاره می کند.
همچو آن شخص درشت خوش‌سخن         در میان ره نشاند او خاربن
ره گذریانش ملامت‌گر شدند                 پس بگفتندش بکن این را نکند
هر دمی آن خاربن افزون شدی            پای خلق از زخم آن پر خون شدی
جامه‌های خلق بدریدی ز خار            پای درویشان بخستی زار زار
چون بجد حاکم بدو گفت این بکن          گفت آری بر کنم روزیش من
مدتی فردا و فردا وعده داد                 شد درخت خار او محکم نهاد
گفت روزی حاکمش ای وعده کژ            پیش آ در کار ما واپس مغژ
گفت الایام یا عم بیننا                         گفت عجل لا تماطل دیننا
تو که می‌گویی که فردا این بدان               که بهر روزی که می‌آید زمان
آن درخت بد جوان‌تر می‌شود                   وین کننده پیر و مضطر می‌شود
خاربن در قوت و برخاستن                      خارکن در پیری و در کاستن
خاربن هر روز و هر دم سبز و تر           خارکن هر روز زار و خشک تر
او جوان‌تر می‌شود تو پیرتر                   زود باش و روزگار خود مبر
خاربن دان هر یکی خوی بدت                بارها در پای خار آخر زدت
بارها از خوی خود خسته شدی            حس نداری سخت بی‌حس آمدی
گر ز خسته گشتن دیگر کسان              که ز خلق زشت تو هست آن رسان
غافلی باری ز زخم خود نه‌ای               تو عذاب خویش و هر بیگانه‌ای
یا تبر بر گیر و مردانه بزن                 تو علی‌وار این در خیبر بکن
یا به گلبن وصل کن این خار را              وصل کن با نار نور یار را
تا که نور او کشد نار ترا                      وصل او گلشن کند خار ترا
                                                 مولانا دفتر دوم قسمت 26
 تربیت سالم ضامن سلامت رفتار افراد جامعه  است که مولد جامعه  سالم می گردد، بستگی سلامت جامعه به سلامت و درستکاری افراد جامعه است، دنیا و آخرت هم  متعلق به تربیت و آموزش است ، ازاین رو زیر بنای توسعه و  برون شدن از فقر و جهل را آموزش و پرورش قرار داده است. چنانچه عقلای عالم متوجه امر شدند و به اهمیت آن در منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر  اشاره و تاکید کرده اند.
ماده ی ۲۶
۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای عموم مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر اساس شایستگی های فردی صورت پذیرد.
۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.                                   
۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود مقدم اند.
                                                                                اعلامیه حقوق بشر
از این رو  در  قانون اساسی کشور  در  ماده های ذیل تعهد سپرده است.
 ماده ششم
دولت به ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی ، حفظ کرامت انسانی ، حمایت حقوق بشر، تحقق دموکراسی ، تامین وحدت ملی ، برابرى بین همه اقوام و قبایل و انکشاف متوازن در همه مناطق کشور مکلف می‌باشد.
ماده هفتم
دولت منشور ملل متحد، معاهدات بین الدول، میثاق هاى بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده است و اعلامیه جهانی حقوق بشر را رعایت می‌کند.
                                                                             قانون اساسی
 با پذیرفتن  تعهدات   بین المللی  و میثاقها  در متن قانون اساسی اشاره شده که دولت مکلف  به تعلیم تربیه در راستای تعالی و تکامل مادی و معنوی  نسل آماده تحصیل کشور است.
در ماده ذیل مسئولیت دولت را چنین بیان می کند.
 ماده هفدهم
دولت براى ارتقاى معارف در همه سطوح ، انکشاف تعلیمات دینی ، تنظیم و بهبود وضع مساجد، مدارس و مراکز دینی تدابیر لازم اتخاذ می‌نماید.  ( قانون اساسی)
 در ضمن در فصل  حقوق اساسی و  وجایب شهروندان   تعلیم و تربیه را   از حقوق اساسی شهروندان شمرده است و حکومت را مؤظف می کند این نیات تعلیم و تربیه را تحقق ببخشد.
  و کلیه خدمات آموزشی وتربیتی رایگان  بوده است و  تحصیل در دوره ابتدای اجباری می باشد.
 ماده چهل و سوم
تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه لیسانس در موسسات تعلیمی دولتی به صورت رایگان از طرف دولت تامین می‌شود.
دولت مکلف است به منظور تعمیم متوازن معارف در تمام افغانستان ، تامین تعلیمات متوسطه اجبارى ، پروگرام موثر طرح و تطبیق نمایدو زمینه تدریس زبانهاى مادرى را در مناطقی که به آنها تکلم می‌کنند، فراهم کند.
ماده چهل و چهارم
دولت مکلف است به منظور ایجاد توازن و انکشاف تعلیم براى زنان ، بهبود تعلیم کوچیان و امحاى بی سوادى در کشور، پروگرامهاى موثر طرح و تطبیق نماید.
ماده چهل و پنجم
دولت نصاب واحد تعلیمی را، بر مبناى احکام دین مقدس اسلام و فرهنگ ملی و مطابق با اصول علمی ، طرح و تطبیق می‌کند و نصاب مضامین دینی مکاتب را، بر مبناى مذاهب اسلامی موجود در افغانستان ، تدوین می‌نماید.
ماده چهل و ششم
تاسیس و اداره موسسات تعلیمات عالی ، عمومی و اختصاصی وظیفه دولت است .
اتباع افغانستان می‌توانند به اجازه دولت به تاسیس موسسات تعلیمات عالی ،عمومی ، اختصاصی و سوادآموزى اقدام نمایند.
دولت می‌تواند تاسیس موسسات تعلیمات عالی ، عمومی و اختصاصی را به اشخاص خارجی نیز مطابق به احکام قانون اجازه دهد.
شرایط شمول در موسسات تعلیمات عالی دولتی و سایر امور مربوط به آن ،توسط قانون تنظیم می‌گردد.
در دو امر تاکید می کند 1- نحوه آموزش اسلامی بوده است  2- خصوصیت اجباری  در دوره متوسطه و  خصوصیت رایگانی تا مقطع لیسانس دارد.
  در قانون اساسی کشور به اساس ماده  56 به شهروندان افغانستانی اجازه می دهد که مکتبهای حصوصی ثبت کنند، با اخذ مجوز فعالیت کنند و همچنان به مؤسسات آموزشی دولتی و خصوصی خارجی  اجازه میدهد که با اخذ اجازه از دولت افغانستان  فعالیت تعلیمی و تربیتی در   تحصیلات عالی و نیمه  عالی  و ابتدای داشته باشند. و این امر موجب رشد  نهاد آموزشی ورقابت مثبت در امر تعلیم و تربیه می گردد.  درعین حال مشارکت مردم را  در امر تعلیم وتربیه  جلب می کند ،  دایره انتخاب مردم را هم گسترش می دهد و تنوع  منابع آموزشی موجب رشد  و ارتقا ظرفیت آموزشی کشور می گردد و درعین حال بارهای را که دولت عاجز از حملش شده بود، به دوش بخش خصوصی گذاشته می شود و این امر در افغانستان بی سابقه است و موجب توسعه نهاد ها یی آموزشی وبالا رفتن کیفیت در سطح و عمق  تعلیم و تربیه می گردد.  چون بهره بری و استمتاع از مزایا زندگی برای همه افراد کشور بدون رشد دانش و فضیلت امکان ندارد. واز این رو در قانون اساسی کشور تدابیر سنجیده شده است که همه افراد کشور قادر به تمتع از حقوق ومزایا کشور گردد . از این رو فرصت تحصیلی برابر در خدمت همه مردم افغانستان ، تحصیل ابتدای  ومتوسطه هم اجباری است.
منابع
1- قرآن کریم
2- دیوان ناصر خسر قصیده شماره شش
3- مثنوی معنوی : ملا جلال الدین بلخی
4- اسناد بین مللل
5- قانون اساسی  جمهوری اسلامی افغانستان
ابراهیم حسن زاده
کابل: 17/11/1390